کد خبر : 74061
/ 21:17
بررسی و سرگذشت‌پژوهی کارآفرینان موفق می‌تواند به‌عنوان منبع تجربه مورد‌استفاده قرار گیرد؛

یافتن نقطۀ اشتراک یا نکته‌های طلایی

سرگذشت‌پژوهیِ کارآفرینان موفق یکی از کارهای جذابی است که بسیاری از افراد علاقه‌مند به این حوزه از آن استقبال کرده‌اند؛ از‌همین‌رو کتاب‌های زندگی‌نامۀ افراد مشهور همیشه جزء پرفروش‌های حوزۀ نشر به‌حساب می‌آیند.

یافتن نقطۀ اشتراک یا نکته‌های طلایی

نویسنده: مهدی غیبی‌

شهرآرا آنلاین / گشتن در این خاطرات برای پیدا کردن یک نکتۀ کلیدی و رمز موفقیت است، اما در برخی موارد به‌دنبال نقطۀ مشترک بین این موارد هستیم. همین امر موجب شد که مروری داشته باشیم بر یک مقاله در این حوزه از سایت «فوربس» که در ادامه آن را خواهید خواند.

 

هیچ دو کارآفرینی به‌مانند هم نیستند

وقتی دربارۀ نحوۀ عملکرد کارآفرینان موفق مطالعه می‌کنیم عموماً بر رفتار آن‌ها متمرکز می‌شویم. در‌واقع مشکل از همین‌جا ناشی می‌شود و به‌همین‌دلیل نمی‌توانیم دقیقاً به دلایل موفقیت آن‌ها پی ببریم. اگر فقط بررسی کنید که بیل گیتس یا برادران محمدی (مؤسسان «دیجی‌کالا») چه رفتاری دارند، به این نتیجه می‌رسید که رفتار آن‌ها وابسته به طرز فکر یا شیوۀ خاصی است. دو فرد کارآفرین هیچ‌گاه رفتاری عیناً مشابه یکدیگر ندارند؛ بنابراین به این نتیجه می‌رسید که هر کارآفرینی منحصر‌به‌فرد است و از مطالعه دربارۀ آن‌ها چیز زیادی به‌دست نمی‌آوریم. باید بیل گیتس یا برادران محمدی بود تا بتوان شرکت‌های «مایکروسافت» یا «دیجی‌کالا» را راه‌اندازی کرد.

 

رویکرد یکسان کارآفرینان

ساراس ساراسوتی، استاد مدیریت کسب‌و‌کار در دانشگاه ویرجینیا، تحقیقاتی در‌این‌باره انجام داده است. وی در اوایل کارش به کشف جالبی دست یافت، کشفی که با عقیدۀ عمومی‌ مغایر بود. ساراس بر روی کارآفرینان موفق (عمدتاً افرادی که دو یا چند شرکت را با موفقیت راه‌اندازی کرده‌اند) به‌صورت زنجیره‌ای مطالعه کرده است،اما در تحقیقات خود، به‌جای بررسی رفتار کارآفرینان که در‌واقع منحصر به آنان است، بر شیوۀ فکر کردن آن‌ها متمرکز شده است؛ در نتیجه به مشابهت‌های شگفت‌انگیزی در زمینۀ روش استدلال آن‌ها، برخوردشان با موانع، و استفادۀ بهینه از فرصت‌ها دست یافته است. البته در این مطالعه تفاوت‌هایی هم دیده شده، اما رویکرد اصلی، همان‌طور که وی دریافته، همیشه یکسان بوده است.

یکی از نتایج مهم به‌دست‌آمده در تحقیقات وی این است که کارآفرینان موفق از آیندۀ نامعلوم نمی‌ترسند، به‌طور خاص‌تر:

ابتدا یک قدم کوچک هوشمندانه بر‌می‌دارند. برداشتن قدم هوشمندانه کاری است که شما بر‌اساس منابعی که در دست دارید می‌کنید و هیچ‌وقت باعث نمی‌شود که چیزی بیش از توانایی خود ازدست بدهید.

تأمل می‌کنند تا ببینند با قدمی‌ که برداشته‌اند چه چیزی آموخته‌اند.

این آموخته‌ها را برای ساختن آنچه در مراحل بعدی می‌خواهند به‌کار می‌گیرند.

این فرآیند، یعنی فرآیند «اقدام، فراگیری و ساختن»، تا زمانی که یک کارآفرین از نتیجۀ کارش رضایت یابد دائماً تکرار می‌شود، مگر اینکه ببیند نمی‌خواهد یا نمی‌تواند این راه را ادامه دهد.

یک مثال ساده می‌تواند این مطلب را ثابت کند: تصور کنید قصد دارید ۱۵ کیلو وزن کم کنید. اگر عادات غذایی و الگوهای ورزشی خود را همان‌طور که قبلا بوده نگه دارید، هیچ تغییری در وزنتان ایجاد نخواهد شد. تا زمانی که وارد عمل نشوید چیزی قابل‌تغییر نیست.

افراد برای مواجه شدن با این مشکل برنامه‌هایی را برای خود طرح‌ریزی می‌کنند. شاید خوردن کربوهیدرات‌ها را متوقف کنند یا رژیم سختی را درپیش بگیرند. ممکن است در‌نهایت تلاششان به‌ثمر بنشیند و ۱۵ کیلوگرم وزن کم کنند، اما تجربه نشان می‌دهد که این افراد معمولا در کارشان شکست می‌خورند.

اما کسانی که مدل «اقدام، فراگیری و ساختن» را دنبال می‌کنند، به‌شیوۀ خاصی با مشکل روبه‌رو می‌شوند. آن‌ها کارشان را با برداشتن یک قدم هوشمندانه در جهتی که می‌خواهند بروند آغاز می‌کنند. این کار لزوماً به افراط (مثلا اینکه تصمیم بگیرم فقط ۵۰۰ کالری در روز مصرف کنم) یا متمرکز شدن بر یک هدف بسیار بزرگ (مثلا قصد کنم که ظرف ۲ ماه ۱۵ کیلو وزن کم کنم) نیازی ندارد؛ این قدم هوشمندانه می‌تواند جمله‌ای مانند این باشد: «این هفته فقط نیم کیلو وزن کم می‌کنم.».

با این هدف ابتدایی متعادل در ذهنِ خود احتمال اینکه در هفت روز آینده کمتر بخورید و کمی‌ بیشتر ورزش کنید بیشتر می‌شود. اگر در پایان هفته دیدید که نیم کیلو وزن کم کرده‌اید، به خودتان می‌گویید: «خیلی هم بد نبود. هفتۀ بعد هم می‌توانم از پس آن برآیم.»؛ اگر هم موفق نشوید، عامل دیگری را به رژیمتان اضافه می‌کنید.

اگر این نگرش موفقیت‌آمیز باشد، از تجربۀ خودتان چیزی آموخته‌اید، نه از کتاب رژیم؛ بنابراین رفته‌رفته راه موفقیت خود را می‌سازید و هفتۀ بعد بازهم آن را تکرار می‌کنید و آن‌قدر ادامه‌اش می‌دهید که به هدف نهایی خود برسید. در‌این‌صورت با مجموعه‌ای از اقدامات هوشمندانه از پس یک مشکل بزرگ برآمده‌اید، یعنی هفته‌ای نیم‌ کیلو وزن کم کردن و ادامه دادن آن به‌مدت ۳۰ هفته. همۀ کارآفرینان موفق از این روش استفاده می‌کنند.

 

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی