کد خبر : 74042
/ 23:18
دکتر حسین اکبری می‌گوید: نمی توان نسخه‌نویسی یکپارچه داشت و با یک چشم به تمام شهر نگاه کرد؛

«نسخه های محدوده ای» داشته باشیم

دکتر حسین اکبری معتقد است شورای پنجم باید از رویکرد نسخه‌نویسی کلی برای همۀ شهر فاصله بگیرد و به‌سمت نسخه‌های محدوده‌ای برود.

«نسخه های محدوده ای» داشته باشیم

خبرنگار: ظریفیان

گفتگوی شهرآرا آنلاین / آن‌ها که در این چند سال به‌صورت تخصصی موضوعات مربوط‌ به توسعۀ شهر مشهد را دنبال می‌کردند، دکتر حسین اکبری جامعه‌شناس و استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد را به‌عنوان چهرۀ منتقدی که همواره دغدغۀ مطالبات فرهنگی و اجتماعی را از روند توسعۀ مشهد داشته است، به یاد دارند. 

رئیس دفتر خراسان رضوی انجمن جامعه‌شناسی ایران که با همکاری با دفتر مطالعات فرهنگی‌اجتماعی مشهد، تحقیقاتی نیز درزمینۀ سنجش آسیب‌های اجتماعی در مشهد انجام داده‌ است، معتقد است شورای پنجم باید از رویکرد نسخه‌نویسی کلی برای همۀ شهر فاصله بگیرد و به‌سمت نسخه‌های محدوده‌ای برود. بایدها و نبایدهای شورای پنجم برای ساختن شهری که بیش از هر چیز از ناعدالتی فضایی رنج می‌برد، موضوع گفتگوی ما با این استاد دانشگاه و پژوهشگر است.

 

در دهه اخیر، کلان‌شهری مثل مشهد با توسعۀ بی‌سابقه‌ای روبه‌رو بوده‌ است؛ بااین‌حال این توسعه روی دیگری هم داشته است و مفاهیمی چون «بالای شهر» و «پایین شهر» نمود شدیدتری پیدا کرده. با این توصیف، عدالت فضایی در شهر چه مفهومی دارد و چطور می‌تواند تحقق پیدا کند؟

شاید بهتر باشد عدالت فضایی را در ادبیات نابرابری فضایی بررسی کنیم. وقتی از نابرابری صحبت می‌کنیم، از توزیع نامتوازن امکانات، منابع و آنچه ارزشمند محسوب می‌شود، مثل پست و مقام حرف می‌زنیم. این نابرابری می‌تواند بین شهر و روستا، بالای شهر و پایین شهر، کشورهای پیشرفته و عقب‌مانده و هر آنچه صبغۀ فضایی دارد، باشد.

 

اساساً اینکه به عدالت فضایی بپردازیم و تلاش در راستای تحقق آن، چه ضرورتی دارد؟

تحقیقات زیادی در دنیا انجام شده که نشان می‌دهد رابطه‌ای قوی بین نابرابری‌های اجتماعی با انواع آسیب‌ها و معضلات اجتماعی وجود دارد. نابرابری اجتماعی یک «مادر مسئله» است؛ یعنی مسئله‌ای است که وقتی در جامعه‌ای رشد پیدا می‌کند، به‌تبع آن آسیب‌ها و معضلات اجتماعی دیگر هم رشد می‌یابد. یعنی درعین‌حال که مسئله‌ای اجتماعی محسوب می‌شود، در شکل‌گیری دیگر مسائل اجتماعی به‌شدت تأثیر می‌گذارد. 

برابری‌ اجتماعی، مسئلۀ مهمی است که در تمام دنیا به آن توجه می‌شود و همواره جزو شعارهای سیاستمداران بوده است و بسیاری از دولت‌ها هدف اصلی خود را روی این موضوع می‌گذارند. حتی برخی ایدئولوژی‌ها مثل ایدئولوژی‌های کمونیستی، مبنای خود را برابری می‌گذارند. 

بررسی‌ها نشان می‌دهد که جامعۀ ما در سال‌های اخیر با رشد نابرابری‌های اجتماعی مواجه بوده‌ است. چه از نوع نابرابری‌ای که به آن نابرابری موضعی می‌گوییم؛ یعنی توزیع نابرابر امکانات در مواضع و موقعیت‌های اجتماعی و چه از نوع نابرابری‌های فضایی. رابطه‌ای بسیار قوی بین گسترش نابرابری‌های اجتماعی با انواع خشونت‌ها و درگیری‌ها وجود دارد. نابرابری‌های اجتماعی، پدیده‌ای به نام احساس محرومیت نسبی و درنهایت ناکامی و بی‌قدرتی در جامعه ایجاد می‌کند.

افرادی که دارای احساس محرومیت نسبی هستند، به‌شدت مستعد رفتارهای خشونت‌آمیز هستند. برای همین است که ما می‌بینیم میزان نزاع‌ها به‌ویژه نزاع‌های گروهی در حاشیه‌های شهر و در محلات سطح پایین افزایش بیشتری دارد تا در محلاتی که ازنظر اقتصادی سطح بالاتری دارند. طبق تحقیقاتی که در ایران انجام شده تقریبا ۷۰ تا ۸۰ درصد از مردم معتقدند که نابرابری‌ها در‌حال افزایش هستند. 

در بررسی ما در سال گذشته در شهر مشهد، بیشتر از ۷۰درصد افراد گفته بودند در مشهد، ثروتمندان ثروتمندتر و فقرا فقیرتر می‌شوند. بنابراین شکاف‌های اجتماعی درحال تشدید هستند و نمودهای آن در نابرابرهای فضایی است که شهر دارد به خود می‌گیرد.

 

یعنی می‌گویید نابرابری فضایی می‌تواند به نابرابری اجتماعی منجر شود؟

نابرابری فضایی نوعی از نابرابری اجتماعی است؛ مثل نابرابری جنسیتی و قومیتی که نوعی از نابرابری اجتماعی هستند. نابرابری اجتماعی، بحثی کلی و تجمیع همۀ انواع نابرابری‌هاست و در زیرمجموعۀ آن انواع نابرابری‌ در یک جامعه می‌تواند وجود داشته باشد.

 

لازمۀ رسیدن به عدالت فضایی در مدیریت شهری چیست؟ با‌توجه‌به رویکردی که شورای پنجم می‌تواند داشته باشد، نظرتان را در این زمینه بگویید.

یکی از جنبه‌های توزیع امکانات، توزیع امکانات شهری است. شهر به‌عنوان یک کلیت، امکانات و تسهیلاتی دارد. تحقیقاتی که در مشهد انجام شده نشان می‌دهد افرادی که در حاشیۀ شهر یا مناطق کم‌برخوردار زندگی می‌کنند، به میزان زیادی معتقدند که امکانات در شهر مشهد به‌صورت نابرابر توزیع شده و نارضایتی اجتماعی نسبتاً زیادی از نحوۀ توزیع امکانات شهری وجود دارد. 

اصل بسیار مهم در مدیریت شهری، این است که حداقل این حس را ایجاد کند که امکانات دارد به‌صورت متوازن در شهر توزیع می‌شود. قاعدتاً شورای پنجم در این حوزه می‌تواند ورود پیدا کند و تسهیلات را در وهلۀ اول برای مناطق کم‌برخوردار اختصاص دهد تا این عقب‌ماندگی تاریخی که آن‌ها در تسهیلات شهری دارند، تاحد زیادی برطرف شود و بعد هم به یک توازن برسند.

 

این سؤال هم پیش می‌آید که اگر امکانات را به‌صورت برابر تخصیص دهیم، عادلانه هست یا نه؟

قاعدتاً جواب منفی است. عدالت فضایی یعنی اینکه ما بتوانیم امکانات را براساس فاکتورهای مدیریتی تخصیص بدهیم، نه به‌صورت برابر و در همه جا. شاید لازم نباشد همه‌جا پل عابر پیادۀ آن چنانی راه‌اندازی کنیم و لازم باشد فقط در چند نقطۀ خاص آن را احداث کنیم. مهم این است که این چند نقطه‌ای که انتخاب می‌شود، مناطق برخوردار نباشد. بنابراین بحث عدالت فضایی از نابرابری فضایی پیچیده‌تر است.

 

در چند سال اخیر، عده‌ای همین انتقاد را داشتند که اعتبارات و بودجه‌های زیادی در حاشیۀ شهر و مناطق کم‌برخوردار بدون درنظر‌گرفتن ویژگی‌ها و نیازهای آن مناطق سرریز شده‌اند که به‌صورت مؤثر تأثیرگذار نبوده‌اند. به نظرتان شورای پنجم باید همین مسیر را ادامه دهد یا اینکه از مسیرهایی باید برگردد؟

باید اثربخشی برنامه‌های شورای چهارم ارزیابی شود. بحث من، این نیست که برنامه‌هایی که طرح‌ریزی‌شده را کنار بگذاریم و برنامه‌های جدید درنظر بگیریم. چه‌بسا بسیاری از این برنامه‌ها مناسب بوده‌اند. 

باید ببینیم شورای چهارم در حوزۀ تخصیص منابع، چه اقداماتی انجام داده و این تخصیص‌ها چقدر بهره‌وری داشته و چقدر در کاهش احساس نابرابری در بین مردم منطقه مؤثر بوده است. نیازسنجی‌های فرهنگی‌اجتماعی می‌توانند خیلی روشنگر باشند. مشهد، شهری است که ما به آن «یک‌تکه» می‌گوییم، نه «یکپارچه». نمی‌توان یک برنامه برای آن درنظر گرفت؛ بلکه برای هر محدوده باید برنامۀ خاص آن محدوده را تنظیم کنیم. شورای پنجم باید از این رویکرد نسخه‌نویسی کلی برای همۀ شهر فاصله بگیرد و به‌سمت نسخه‌های محدوده‌ای برود؛ یعنی از رویکرد کلانی که بخواهیم با آن همۀ شهر را به یک چشم نگاه کنیم، بیرون بیاییم.

 

در موضوع عدالت فضایی، گروه‌های ویژه مثل زنان، معلولان و سالمندان چه جایگاهی دارند؟

این‌ها گروه‌هایی هستند که ما به آن‌ها صدای خاموش می‌گوییم؛ چون عموماً صداهای آن‌ها شنیده نمی‌شود، نیازهای آن‌ها اخذ نمی‌شود و امکانات خاصی به آن‌ها داده نمی‌شود. قاعدتاً پرداختن به این نوع جمعیت‌ها حائز اهمیت است و باید در اولویت قرار بگیرند. این زیرگروه‌ها همه زیرمجموعۀ جامعۀ‌هدف هستند. 

باید بتوانیم خرده‌جامعه‌های زیادی را شناسایی کنیم و برای آن‌ها نسخه‌های خاص آنجا را بپیچیم. مدیریت شهری باید مدیریتی باشد که بر‌مبنای شناخت و مشاوره‌های فکری و علمی جلو برود. ارتباط بین دانشگاه و شورای شهر باید خیلی قوی باشد. اگر مدیریت شهری یک مدیریت شهری فکور باشد قاعدتاً این کار را انجام می‌دهد، در‌غیر‌این‌صورت به اتلاف انرژی، وقت و هزینه منجر می‌شود، چیزی که عمدتاً داریم می‌بینیم و دلیل عمدۀ آن همین است که سیستم مدیریتی نتوانسته ارتباطی بین هسته‌های اندیشه‌ورز فکری و حوزۀ مدیریتی برقرار کند. این موضوع باعث شده حوزۀ مدیریتی، فارغ‌از الزامات علمی، کارهایش را انجام دهد.

 

فکر می‌کنید یکدست‌بودن شورا، چه در شورای چهارم و چه در حال حاضر، می‌تواند پاشنه آشیل این قضیه باشد؟

یکدست‌بودن، هم می‌تواند نقطۀ قوت باشد و هم نقطۀ ضعف. خود من چندان قائل به این نیستم که شورای یکدستی داشته باشیم؛ بلکه فکر می‌کنم تضارب و تفاوت آرا خیلی تعیین‌کننده است، ولی اینکه یک گروه غالب باشد، پذیرفتنی است. به‌صورت کلی، اگر همسویی در راستای منافع شهر و نه منافع حزبی گروهی باشد، چون تنش‌های تصمیم‌گیری کمتری دارد، قاعدتاً می‌تواند اثربخشی بیشتری داشته باشد، ولی اگر این یکدستی به یک نوع برنامه‌ریزی‌های محفلی و خودمانی تبدیل شود و باعث می‌شود خروجی‌های شورا، خروجی‌های مناسبی نباشد. بهترین راه، این است که شورا شورایی کاملا پاسخ‌گو باشد؛ یعنی همۀ تصمیمات و مسائل به‌صورت کاملا شفاف مطرح شوند. شورای شهر هر تصمیمی که می‌گیرد، درمعرض قضاوت عمومی بگذارد تا اگر اشکالی وجود دارد، بازخوردها مانع از اشکالات کار شود. ولی اگر شورا به‌سمت محفلی‌بودن پیش رود و پشت درهای بسته، تصمیمات حزبی گروهی گرفته شود، قاعدتاً راه به جایی نخواهد برد.

..........................................

 

  • شهرداری صرفا یک نهاد عمرانی نیست

 

مهم‌ترین مطالبۀ شما از شورای پنجم چیست؟

بیشتر مطالبات ما از جنس اجتماعی است. تا الان در شهر مشهد بیشتر توسعۀ کالبدی دنبال شده و نه توسعۀ شهر به‌مثابه فضای اجتماعی‌فرهنگی برای زیست. بیشتر به‌دنبال این بوده‌اند که ساختمان‌ها، خیابان‌ها و آسفالت‌های شهر را زیاد کنند. فکر می‌کنم مشهد الان دیگر به حد مناسبی از زیرساخت‌ها رسیده و باید کم‌کم سراغ کیفیت زندگی و محیط زیست به‌معنای زیستن انسان در یک محیط اجتماعی برود. باید بتوانیم درجۀ اجتماعی بودن شهر را بالا ببریم. هویت اجتماعی‌فرهنگی شهرمان را که در این سال‌ها به‌شدت تخریب شده و تقریباً چیزی از آن باقی‌نمانده، ترمیم کنیم و ازطریق هم‌افزایی با نهادهای حاکمیتی دولتی بتوانیم سطح آسیب‌های اجتماعی را که به‌شدت در شهر رشد پیدا کرده‌اند، پایین بیاوریم و درنهایت یک شهر قابل زیست ایجاد کنیم که درعین‌حال که از امکانات زیرساختی نسبتاً مناسبی برخوردار باشد، مناسبات اجتماعی و فرهنگی شایان‌توجهی هم داشته باشد؛ یعنی ابعاد مختلف انسان، هم از بعد کالبدی و هم از بعد اجتماعی آن مدنظر قرار بگیرد. در دوره‌های گذشته، بعد اجتماعی فرهنگی در شهر مشهد نادیده گرفته شده است. در پروژه‌های شهری پیوست‌های فرهنگی‌اجتماعی مورد دقت قرار نگرفته‌اند. در طراحی‌های شهری، به مطالعات فرهنگی‌اجتماعی فقط به‌مثابه یک بحث تشریفاتی نگاه شده و از آن‌ها نتیجه‌ای به دست نیامده است. ما با شهری مواجه هستیم که فقط توسعۀ کالبدی پیدا کرده و البته چون نگاه انسانی و فرهنگی وجود نداشته، همان کالبد هم به‌صورت ناجور و بدقواره و فاقد هیچ نوع نظمی رشد پیدا کرده‌ است. بسیاری از این طراحی‌ها مخرب حوزۀ فرهنگی‌اجتماعی شهر بوده و هویت فرهنگی‌اجتماعی شهر را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار داده‌ است. الان در دنیا بحث این است که شهرداری یک نهاد اجتماعی است، نه یک نهاد عمرانی فنی، ولی ما هنوز شهرداری را در حد یک نهاد فنی عمرانی می‌بینیم که باید خیابان و پل بسازد. شهرداری در دنیا جایی است که اگر هم به کالبد می‌پردازد، کالبدی است که در خدمت زیست انسان است. 

..........................................

 

  • مطالعات اجتماعی برخی طرح ها در حد کار دانشجویی است

 

پیوست فرهنگی اجتماعی که در شورای چهارم کلید خورد، می‌توانست اتفاق خوبی را در نظارت و نظام‌مندکردن این موضوع پایه‌گذاری کند. فکر می‌کنید این روند در شورای پنجم به چه شکلی باید ادامه پیدا کند؟

الان کاملا می‌توانیم ببینیم که زیستن انسان در مشهد دچار مشکل است و حوزۀ فرهنگی اجتماعی آن آسیب دیده است. امیدوارم شورای پنجم اگر نمی‌خواهد چیزی را ترمیم کند، حداقل جوری برنامه‌ریزی کند که همین میزانی که از درجۀ اجتماعی‌بودن و فرهنگ این شهر باقی مانده، حفظ شود. این‌طور نباشد که ما ۱۰ یا ۱۵ سال دیگر مشهد را در موزۀ مشهد دوست‌داشتنی نگاه کنیم.

من نمی‌خواهم دقیقاً بگویم چه باید کرد. افرادی که در این حوزه کار کرده‌اند، باید جمع شوند و راهکارهای دقیق‌تری ارائه کنند. وقتی ما این موضوع را به‌عنوان یک اصل بپذیریم و آن را اعلام عمومی کنیم و هر تصمیمی که می‌گیریم نسبتش را با این اصل بیان کنیم، می‌تواند جلوی خیلی از انحرافات را بگیرد. 

در حال حاضر درست است که ما مدام اعلام می‌کنیم که دنبال یک شهر مذهبی‌تر و فرهنگی‌تر هستیم، ولی عملا این اتفاق نمی‌افتد؛ چون نسبت برنامه‌هایی که اجرا می‌کنیم با این‌ها مشخص نیست. برنامه‌هایی اجرا می‌کنیم که پشتوانۀ پژوهش‌های اجتماعی‌فرهنگی‌شان بسیار ضعیف است. 

همین پروژۀ مهرازان بافت اطراف حرم را نگاه کنید. مطالعات اجتماعی‌فرهنگی بسیار ضعیفی دارد؛ طرحی که ماهیت آن اجتماعی فرهنگی است، نه اقتصادی و کالبدی. ولی مطالعات فرهنگی‌اجتماعی آن در حد یک کار دانشجویی هم نیست. اگر چنین طرحی اجرا شود به‌شدت می‌تواند هویت مذهبی این شهر را تحت‌تأثیر قرار دهد؛ همان‌طورکه الان دارد تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. این‌ها موضوعاتی هستند که فهم آن‌ها نیاز به تخصص چندانی ندارد. من احساس می‌کنم خیلی از این دوستان، خودشان را به خواب زده‌اند، و‌گرنه اتفاقاتی که در این شهر دارد می‌افتد، «اظهر من‌الشمس» است.

 

103480.jpg

 

..........................................

 

دیدگاه یک / دانشیار و مدیر گروه جغرافیای دانشگاه فردوسی مشهد، خدیجه بوذرجمهری

  • نقش مردم محلی در توسعۀ منطقه خودشان 

 

عدالت فضایی یعنی برابری فضایی برای همۀ گروه‌های انسانی. توجه به عدالت فضایی به توسعۀ اجتماعی منجر می‌شود. وقتی حاشیه‌نشینی داریم که فاصلۀ اجتماعی محل زندگی او با بالای شهر خیلی زیاد است، یعنی عدالت فضایی وجود ندارد. در یک شهر توسعه‌یافته، فرد از اینکه در کدام محله زندگی می‌کند، احساس ننگ نمی‌کند. زنان، سالمندان، کودکان و معلولان جزو گروه‌هایی هستند که در حاشیه قرار گرفته‌اند. یک کشور توسعه‌یافته نمی‌تواند بدون توجه به نیازهای این گروه‌ها روند رو به رشدی داشته باشد. توجه به این نیازها باید دغدغۀ سیاست‌گذاران مدیریت شهری باشد. برنامه‌ها باید به‌صورت منطقه‌ای و محلی تنظیم شوند و مردم محلی در توسعۀ منطقه خودشان نقش داشته باشند.

 

لزوم توجه به تفاوت‌ها در برنامه‌ریزی شهری

نظریۀ فمینیستی، برابری حقوق زن و مرد را مطرح می‌کند، اما نظریۀ جنسیتی می‌گوید با‌توجه‌به توانمندی‌ها و شرایط و ویژگی‌های زنان باید برنامه‌ریزی‌ها انجام بگیرد؛ یعنی باید بپذیریم که از نظر بیولوژیکی خواسته‌ها و رفتارهای زنان و مردان یکسان نیست و نیازهای آن‌ها را با‌توجه‌به ویژگی‌های آن‌ها بشناسیم و مطابق با آن‌ها برنامه‌ریزی کنیم. 

سئول باتوجه‌به همین رویکرد، شهر دوستدار زنان نام گرفته است. همه می‌دانیم که ما زنان، راننده‌های خوب و دقیقی هستیم و خلاف نمی‌کنیم، اما در پارک‌کردن تقریباً همه ضعف داریم و در جاده‌ها راننده‌های خوبی نیستیم. این به تفاوت‌های بیولوژیکی و رفتاری زنان برمی‌گردد؛ مثلا زن‌ها حین رانندگی خیابان را هم نگاه می‌کنند و حواسشان به جاهای مختلف است. بنابراین در جاده نمی‌توانند راننده‌ای ماهر باشند. 

برعکس، مردان وقتی در کاری هستند، تمام توجهشان به همان کار است و در جاده فقط مستقیم را نگاه می‌‌کنند و به اطراف زیاد توجه نمی‌کنند. مدیریت شهری در سئول به این مسئله توجه کرده است؛ مثلا پارکینگ‌هایی ویژۀ زنان درست کرده‌اند که پهن‌تر از پارکینگ‌های مردان است. فضایی را به آن اختصاص داده‌اند که به لحاظ امنیتی در معرض دید است و نور بیشتری دارد. به زیبایی‌شناسی توجه کرده‌اند؛ مثلا از رنگ‌های صورتی روشن که زن‌ها دوست دارند در آن استفاده کرده‌اند؛ یعنی این تفاوت را پذیرفته‌اند و برایش راه‌حل درست کرده‌اند. در اتوبوس‌ها فضایی برای خانمی که کالسکه دارد، درنظر گرفته‌اند. اگر زنی باردار یا مسن است، راننده سطح پلکان اتوبوس را با فشردن دکمه‌ای پایین می‌آورد و خانم می‌تواند به‌راحتی سوار ‌شود. ما به این مسائل در برنامه‌ریزی شهری کمتر توجه نمی‌کنیم.

 

بی‌توجهی به آرگونومی زنان در مبلمان شهری

موضوع دیگر، توجه به آرگونومی زنان در مبلمان شهری است. زنان معمولا قد و قامت کوتاه‌تری دارند و بسیاری از امکانات شهری بدون توجه به این موضوع توزیع شده‌اند؛ مثلا بسیاری از وسایل ورزشی نمی‌تواند مورد استفاده خانم‌ها قرار بگیرد. داخل اتوبو‌س‌ها فقط خانم‌هایی که خیلی قد بلند هستند می‌توانند دستگیره‌های اتوبوس را بگیرند. چون معمولا طراحان، مردان هستند و براساس قد و قوارۀ خودشان طراحی می‌کنند. یا اینکه خانم‌های مسن معمولا پادرد دارند و در اغلب مساجد، قسمت زنانه با پله‌های زیاد در طبقۀ بالا قرار دارد! برای رسیدن به عدالت فضایی برای زنان، اول از همه خود زنان باید ورود پیدا کنند. اگر زنان هم به مدیریت شهری ورود پیدا کنند، می‌توانند تأثیرگذار باشند.

..........................................

 

دیدگاه دو / پژوهشگر و مترجم مسائل شهری، آیدین ترکمه

  • توزیع دموکراتیک منابع گام اول عدالت فضایی

 

مهم‌ترین موضوعی که بعد‌از انتخابات شوراها باید مورد مطالبۀ نخبگان قرار گیرد، توزیع منابع اقتصادی است. اگر شهر را به‌عنوان یک واحد متمرکز قدرت اقتصادی در نظر بگیریم که دارای درآمد است، خواه‌ناخواه بحث توزیع درآمد و شفافیت مالی و توزیع دموکراتیک درآمد معنادار می‌شود. اگر بخواهیم کمی انتقادی‌تر بحث کنیم، باید بگوییم مهم‌ترین و شاید اولین گام درراستای تحقق عدالت فضایی شهری، دموکراتیک‌سازی فرایند توزیع ارزش اضافی است. 

اینکه ارزش اضافی چیست، بحثی جدا می‌طلبد، ولی ساده‌شدۀ آن منبع درآمدی شهر است که ما می‌دانیم از خلال فرایند تولید فضا به دست می‌آید و از مصادیق بارز آن، تراکم فروشی و پروژه‌های زیرساختی توسعۀ شهری است. از دل این‌هاست که منابع عمدۀ اقتصادی شهر حاصل می‌شود و ما می‌دانیم که این ارزش اضافی به تمام ساکنان شهر تعلق دارد، ولی در حال حاضر با سازوکارهایی غیردموکراتیک و غیرعادلانه توزیع می‌شود.

 

فرودستان و فرادستان

دموکراتیک‌کردن توزیع منابع به‌معنای برابر توزیع‌کردن آن نیست. اتفاقاً باید یک نوع تبعیض برای آن‌هایی که فرودست‌تر هستند و باید در اولویت توجه قرار بگیرند، قائل شد. بعضی آمارها می‌گویند با احتساب بافت‌های فرسوده، حدود ۱۱میلیون حاشیه‌نشین داریم و بعضی نیز تا ۱۸میلیون سکونت‌کننده را تخمین می‌زنند که در وضعیت نامطلوبی سکونت دارند. 

از آن طرف، قشرهای خاص مثل کارتن‌خواب‌ها هستند که اصلا سرپناهی ندارند. خیلی‌ها حداقل‌های درآمدی را ندارند و خیلی‌ها بی‌ثبات‌کار محسوب می‌شوند؛ یعنی کار موقتی و مشروط دارند. همۀ این‌ها کسانی‌ هستند که به لحاظ اقتصادی باید در اولویت توجه قرار بگیرند. خود این موضوع گام اول است. 

در گام‌های بعدی باید فشاری هم به فرادستان وارد کنیم، کسانی که سرمایه‌ها در دست دارند و قدرت بیشتری دارند. بهترین شیوه برای تحقق عدالت فضایی، این است که مالیات‌ها هدفمند شود؛ به‌گونه‌ای‌که از اقشار فرادست‌تر و کسانی که دستی در سرمایه‌گذاری دارند، بیشتر مالیات گرفته شود. در حوزۀ مسکن باید مداخله کرد و دولت‌های محلی و ملی، شکلی از مسکن اجتماعی را به شکل سیاست مدون دنبال کنند و مصادیقی از این دست.

 

نقش نظارتی شورای پنجم احیا شود

فرایند عدالت فضایی که ترجیح می‌دهم از آن به‌ «دموکراتیزه‌کردن فرایند اقتصادی» نام ببرم، باید در دستور شورای پنجم قرار بگیرد. باید شفافیت اقتصادی داشته باشیم. البته این شفافیت در تاریخ ایران خیلی سابقه نداشته، ولی ما باید به آن سمت حرکت کنیم. الان به‌واسطۀ گسترش رسانه‌ها مطالبات و فشارها افزایش پیدا کرده و من فکر می‌کنم اگر قرار است تغییری رخ دهد باید اولویت اول شورا همین توجه‌به توزیع دموکراتیک منابع باشد و سازوکارهایی برای آن تدوین شود. بازوهای نظارتی قوی باید در این خصوص نقش ایفا کنند. خود شورا نیز باید نقش نظارتی خود را احیا کند. ما الان می‌بینیم شورا چندان نتوانسته در این زمینه نقشی ایفا کند و خودش به یک منبع توزیع رانت و ثروت تبدیل شده و این با اصل قضیه خیلی منافات دارد. فکر می‌کنم خود شورا به‌تنهایی نمی‌تواند این رویکرد را پیش ببرد. ما باید از سمت جامعۀ مدنی فشار بیاوریم و از آن طرف از دولت هم بخواهیم این فشار را وارد کند. در خود شورا کسانی هستند که چنین دغدغه‌هایی داشته باشند، ولی می‌دانیم که ایراد ساختاری است و چندان نمی‌توان به افراد متکی بود.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی