کد خبر : 73990
/ 22:59
گفتگو ی شهرآرا با حامد علیزاده، نفر اول مسابقات قرائت قرآن در مالزی؛

مشهد باید مهد قرآن باشد

در آستانۀ ماه مبارک رمضان بودیم که خبر خوشی، دل‌های شیعیان و مؤمنین را شاد کرد. حامد علیزاده بعد‌از شهید حاج‌محسن حسنی‌کارگر توانست مقام اول قرائت را در کشور مالزی از آن خود کند.

مشهد باید مهد قرآن باشد

خبرنگار: حمیده وحیدی

گفتگوی شهرآرا آنلاین / مسابقات مالزی از گذشته تا امروز برای قاریان ما فراز‌و‌فرود زیادی داشته است، به‌طوری‌که در ۱۱سال اخیر فقط دو تن از قاریان کشور که هر دو از مشهد مقدس بوده‌اند، موفق به کسب رتبۀ اول این مسابقات شده‌اند. کسب رتبۀ نخست این مسابقات توسط حامد علیزاده، بهانۀ خوبی شد تا با او به گفتگو بنشینیم.

 

در ابتدا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید از چه زمانی تلاوت را شروع کردید؟ 

بنده متولد ۱۳۶۹ هستم و هم‌اکنون دو فرزند دارم. با داشتن پدری از جامعۀ قرآنی که خودشان نیز از اساتید قدیمی و حائز رتبه در‌زمینۀ اذان و قرائت در مسابقات کشوری هستند، از سنین طفولیت وارد موضوعات قرآنی شدم و با تقلید از شیخ‌عبدالباسط قرآن را ادامه دادم. بعدها مقلد شیخ محمد شحات انور شدم. در حدود سنین نوجوانی و برای اولین بار، رتبۀ کشوری مسابقات دانش‌آموزی را در رشتۀ قرائت کسب کردم؛ همین موضوع باعث انگیزه و امید در بنده شد تا سعی کنم به رتبه‌های برتر مسابقات بین‌المللی نیز فکر کنم.

 

اساتید شما چه کسانی بودند؟

بزرگ‌ترین و اولین و آخرین استاد بنده، پدرم هستند که واقعاً هر چه دارم از کمک‌ها و مشورت‌های ایشان است. در‌کنار ایشان از اساتیدی همچون سید‌مجتبی سادات‌فاطمی، جواد پناهی، جواد سادات‌فاطمی و استاد روغنی بهره بردم. در خارج از مشهد نیز استاد شاه‌میوه، از بزرگان اصفهان نقش بسیار تأثیر‌گذاری در تلاوت بنده داشتند. با اینکه ایشان در مشهد نیستند، بیشترین زحمت را بعداز پدر برایم کشیدند و هر‌چه اکنون در‌زمینۀ قرآن دارم، از استاد شاه‌میوه می‌دانم. ایشان از راه دور و از‌طریق تلفن و فضای مجازی واقعاً به من کمک کردند. آخرین زحمتی نیز که به ایشان دادم، همین مسابقات مالزی بود که از همه لحاظ چه فنی‌ و چه روحی و پدرانه به من کمک کردند. می‌توانم با تأکید بگویم بخش اعظمی از رتبه ای که کسب کردم را مدیون استاد شاه‌میوه هستم.

 

به حفظ قرآن نیز پرداخته‌اید؟

علی‌رغم علاقۀ قلبی‌ام، هنوز سعادت نداشته‌ام به‌طور متمرکز روی حفظ قرآن کار کنم. برای قاری قرآن، مسابقات بین‌المللی بسیار اهمیت دارد و می‌توانم بگویم هم‌اکنون که با کسب رتبۀ بین‌المللی از مالزی فارغ شده‌ام، با فضل خداوند متعال، برای حفظ بیشتر تلاش خواهم کرد تا بتوانم یک قاری بین‌ا‌لمللی باشم.

 

کشور ما در ۱۱ سال اخیر فقط دو بار موفق به کسب مقام برتر در مسابقات مالزی شده است. فکر می‌کنید چرا این مسابقات برای قاریان ما کمی مشکل است؟ آیا داوری‌ها مغرضانه انجام می‌شود؟

پیش از این نیز در همه‌جا اعلام کرده بودم که ترسی از مسابقات مالزی ندارم. با این اراده در مسابقات شرکت کردم که اگر خوب و مطابق آیین‌نامه آن‌ها عمل کنم، حتماً رتبۀ برتر را کسب خواهم کرد. هر کشوری برای اجرای مسابقات بین‌المللی خود، اساسنامۀ خاصی تعیین کرده است که اگر خواستار مقام بین‌المللی هستیم، باید در حدود همان آیین‌نامه‌ها تلاوت کنیم. مسابقات قرآن در ایران هم برطبق آیین‌نامۀ کشورمان اجرا می‌شود؛ بنابراین طبیعی است که بنده اگر قرار است به مسابقات مالزی بروم، باید طبق همان دستور‌العمل کار کنم. طی ۱۱سال اخیر که تلاوت‌ها را گوش می‌کردم، به‌جز یکی‌دو نفر از دوستان که هفتاد درصد آیین‌نامۀ مالزی را خوانده و مطالعه‌ کرده بودند، بقیۀ قاریان ما همین تلاوتی را که در ایران داشتند، در مالزی اجرا می‌کردند. داوری‌ها نیز بر همان اساس بود و برطبق آیین‌نامۀ خودشان نمره می‌دادند. پس منصفانه این است که بگوییم من و شهید حاج محسن حسنی‌کارگر که طبق آیین‌نامۀ مالزی تلاوت را انجام دادیم، توانستیم رتبۀ بین‌المللی را کسب کنیم.

 

پس موضوع تفاوت‌گذاری و نا‌داوری بین قاریان اهل سنت و قاریان شیعه مطرح نیست؟

هرگز. البته برای آن‌ها مهم است که به قوانینشان احترام بگذاریم؛ همان‌طور‌که برای ما اهمیت دارد قاری مصری و مالزی یا دیگر جاها به قوانین کشور ما احترام بگذارند.

 

رهبری فرمودند ما به ۱۰ میلیون حافظ در کشور نیازمندیم. به نظرتان برای انجام این کار به چه برنامه‌هایی لازم است؟

این کار شدنی است، اما همتی بالا می‌خواهد؛ یعنی باید تمام نهادهای دولتی آستین بالا بزنند و کمیته‌ای تشکیل شود و حمایت‌های مالی لازم نیز صورت بگیرد تا این کمیته به پرورش قراء بپردازد؛ یعنی کار دیگری به بقیه محول نشود و فقط یک ارگان و نهاد مسئولیت این امر مهم را پیگیری کند. ما هنوز نتوانسته‌ایم به تمرکز واحدی برسیم تا بتوانیم در چند سال آینده، این تعداد قاری و حافظ را تحویل جامعه دهیم. البته در برخی ارگان‌ها و نهادها کارهایی شده است، اما آن همت واقعی شکلی نگرفته و شاید بتوانیم بگوییم این هم از مغفول بودن قرآن درجامعه است.

 

این حرکت سخت نیست؟

ببینید کار آسان نیست، اما حتماً شدنی است؛ به‌شرط اینکه ما مدارس حفظ و قرائت را تشکیل دهیم و این مکاتب تنها کارشان حافظ‌پروری باشد. هرچه این کار در سنین کمتر انجام شود، روند کار سرعت بیشتری خواهد گرفت. حتی اگر شده دانش‌آموز یک سال تحصیل را کنار بگذارد و تمرکزش را کاملا روی حفظ بگذارد، ارزش دارد؛ چراکه این مسئله هم روی خودش اثر می‌گذارد و هم در جامعه برکاتش را خواهیم دید.

 

به نظرتان این کار ازسوی خانواده‌ها حمایت می‌شود؟

اگر پدر و مادر قرآنی باشند شاید بتوان کار را پیش برد، اما چنانچه خود پدر و مادر نیز اطلاعاتی کامل دربارۀ قرآن نداشته باشند، با روند فرسایشی حفظ روبه‌رو خواهیم شد. در اصل تمرکز ما بر این است که نوجوان طی یک سال تا یک‌سال‌و‌نیم قرآن را کامل حفظ کند که برای این کار به استاد نیازمند است؛ پس باز هم تأکید می‌کنم که ما به مکاتبی برای اجرای امر مقام معظم رهبری نیازمندیم. چنانچه این همت ملی صورت گیرد، خیلی زود می‌توانیم حافظان قرآن را در کشور افزایش بخشیم.

 

چرا در کشور ما قاریان برای اینکه توانمندی‌های خود را نشان دهند، حتماً باید در مسابقات شرکت کنند و مقام بیاورند؟

متأسفانه شرایط فعلی ایران این‌گونه است که اگر بهترین هم باشی، برای داشتن محفل یا سفر و قرائت در خارج از کشور حتماً به داشتن عنوان بین‌المللی نیاز داری؛ یعنی عنوان برای هر شخص مهم‌تر از خود اوست! تجربه ثابت کرده است که این فرهنگ و قانونی که رایج است اصلا خوب نیست و حتی ضربه‌زننده است. تعداد زیادی از قاریان، توفیقی برای شرکت در مسابقات نداشته‌اند و به همین دلیل اصلا دیده نمی‌شوند. مسابقه یعنی اینکه قاری تمام داشته‌هایش را در ده‌دقیقه نشان دهد و این فقط برای برخی از افراد ممکن است. فشار روانی، استرس و حتی سرماخوردگی، تمام جریان مسابقه را عوض می‌کند و اگر شخصی دچار مشکل شود، باید یک سال صبر کند.

 

103393.jpg

 

یعنی مسابقات تلاوت مثل کنکور سراسری مشکل‌ساز شده است؟

دقیقاً. به اندازه‌ای در این مسابقات استرس زیاد است که حتی گاهی با خودت می‌گویی: «‌خدایا! اول شوم تا دیگر در هیچ مسابقه‌ای شرکت نکنم!». این روزها عنوان‌ها و مدرک‌گرایی بیشتر از توانمندی‌ها اهمیت دارد. اما هر کسی نمی‌تواند به‌دنبال مدرک باشد و ممکن است شخصی به‌طور ذاتی و تجربی استعداد و پتانسیل برتری نسبت به دیگران را داشته باشد.

 

به نظرتان سیاست‌های کشوری مانند مصر در موضوعات قرآنی چطور بوده است که امروز بزرگ‌ترین حافظان و قاریان را در آنجا می‌بینیم؟

اگر بخواهم در‌این‌باره مقایسۀ ملموسی انجام دهم، باید بگویم تلاوت در مصر شبیه مداحی در ایران است. مداحی در ایران را همه با عشق و دل انجام می‌دهند و هیچ مسابقه‌ای هم وجود ندارد. مردم تشخیص می‌دهند که چه کسی بهترین مداحی را انجام می‌دهد و هیچ آزمونی هم در کار نیست. در مصر، مکاتب قرآنی فعالند؛ یعنی نونهال و نوجوان وقتی وارد مکتب شد، اولین مرحلۀ یادگیری، حافظ‌قرآن‌شدن اوست. آن‌ها برنامه‌های بسیار منسجمی برای حفظ دارند. بعد از این مرحله، حافظان شروع به تقلید از بزرگان تلاوت همچون عبدالباسط یا شیخ شحات و... می‌کنند. تنها یک مرحله بعد‌از اتمام آماده‌سازی‌ها برای اینکه کارشناسان بدانند آیا این قاری می‌تواند سفیر مصر در جهان اسلام باشد یا نه، آزمونی گرفته می‌شود. اگر شخص حد نصاب امتیاز را کسب کند، می‌تواند قاری بین‌المللی شود و درغیر‌این‌صورت در سطح ملی کارش را ادامه می‌دهد. اگر بخواهیم منصفانه مقایسه کنیم، باید بگوییم برنامۀ تلاوت‌ در مصر و ایران متفاوت است. آن‌ها حقوق دولتی دریافت می‌کنند و شنیده‌ام بعد‌از قضات، بالاترین دریافتی را قاریان بین‌المللی در کشورشان دارند. یکی از سیاست‌های دولت مصر، این است که قاری، دغدغۀ مالی نداشته باشد تا بتواند با تمرکز بالا فقط در موضوع قرآن کار کند.

 

مقام معظم رهبری بر کرسی‌های خانگی و محافل محلی تأکید بسیار دارند. لطفاً دربارۀ اهمیت این موضوع برایمان بگویید.

حضرت آقا فرموده‌اند قهرمان‌های قرآنی را دریابید. کرسی‌های محلی و شهری تلاوت را زیاد کنید اما این حرف هم مانند تأکیدشان بر ۱۰‌میلیون حافظ که فقط بخشی از نهادها و اقشار جامعه آن را اجرا کردند، به‌صورت شایسته انجام نشد و بخش‌های کوچکی از کشور این کار مهم را انجام دادند.

 

موافق هستید که جلسات در مساجد شکل بگیرد؟

من با پررنگ‌شدن مساجد موافقم. اگر ما چند مسجد شاخص در سطح شهر داشته باشیم و اساتید به‌طور مرتب در آنجا برنامه اجرا کنند، تأثیرگذار خواهد بود. هم‌اکنون مسجد خیاط‌ها، کرامت و حوض لقمان و... این برنامه را دارند.

..........................................

 

  • قرآن صرفاً برای مراسم ختم نیست

 

فکر می‌کنم این روزها برخی‌ افراد مدام می‌خواهند شما و شهید حاج محسن حسنی‌کارگر را با هم مقایسه کنند. چرا اینطور است؟

در همۀ مصاحبه‌هایم گفته‌ام که حضور شهید حاج‌محسن حسنی‌کارگر را که دوست و رفیق پانزده‌سالۀ من بود، تا لحظۀ آخر تلاوت در‌کنار خودم احساس می‌کردم. چرا ما را با هم مقایسه می‌کنند؟ من کجا و حاج محسن شهید کجا! اصلا قرار نیست ما با هم و در‌کنار یکدیگر قرار بگیریم. وقتی از مشهد به‌سمت مالزی حرکت کردم، از صمیم قلب از خدا خواستم رتبه‌ای بیاورم که یاد شهید حاج‌محسن زنده شود. مردم مالزی بعداز تلاوت به من اظهار کردند که بعد‌از تلاوتم، یاد مظلومیت شهدای منا و به‌خصوص شهید حاج محسن حسنی کارگر افتاده‌اند. اگر اغراق نباشد در حدود هزار نفر بعد‌از تلاوت با من عکس گرفتند و مدام تصویر حاج محسن حسنی‌کارگر را نشانم می‌دادند.

همین‌جا از آقای مصطفی حاجی حسنی‌کارگر، برادر شهید تشکر می‌کنم که در دو جلسه، تجربیات بسیار ارزشمندی از مسابقات مالزی به من منتقل کردند؛ ایشان خود استاد راهنمای حاج‌محسن در مالزی بودند. ایشان گفتند: دوست داریم شما هم مقام اول را کسب کنید تا یاد برادر شهیدمان زنده شود.

 

به نظرتان چرا مدتی است که عده‌ای به‌دنبال حاشیه‌سازی برای جامعۀ قرآنی هستند؟

برخی افراد می‌خواهند اعتبار قاری قرآن را که فردی بسیار موجه و شناخته شده است، زیر سؤال ببرند؛ به‌همین‌دلیل به همه کار متوسل می‌شوند تا به هدفشان برسند. وقتی اتحاد بین ما از بین برود، خواه‌ناخواه شکافی ایجاد می‌شود تا سودجویان نیز نفوذ کنند. بنده از رابطه و رفتار برخی قراء نیز ناراحتم؛ چرا‌که برخی غرور‌های کاذب باعث این حرکت‌ها شده است. دورویی‌های ایجاد‌شده در فضای قرآنی، دلبستگی‌های مادی و... باعث شده است که احترام به قرآن را فراموش کنیم. جامعۀ قرآنی ما امروز از درون دچار مشکل شده است که عده‌ای فرصت نفوذ پیدا کرده‌اند و چیزی ندارم بگویم به‌جز اینکه قرآن شرمندۀ توام.

 

این روزها با نزدیک‌شدن به تابستان می‌بینیم که ثبت‌نام کلاس‌های متفرقه همچون زبان انگلیسی خیلی بیشتر از کلاس‌های قرآن شده است. فکر می‌کنید چرا حلقۀ کلاس‌ها و جلسات خانگی ما رو به کوچک‌شدن می‌رود؟

متأسفانه کار را به جایی رسانده‌ایم که مقام معظم رهبری یک‌تنه و یک‌شانه، جامعۀ قرآنی ما را هدایت و حمایت می‌کنند و اگر تدابیر ایشان نبود، حقیقتاً نمی‌دانم چه اتفاقی رخ می‌داد. باید بگویم در این کشور و نظام، تنها فردی که از قرآنی‌ها دفاع می‌کند، مقام معظم رهبری است. باید از تمام دولتمردان و مسئولان خواسته شود که به پررنگ‌کردن قرآن در کشور کمک کنند؛ وقتی قاری ایرانی به موفقیتی رسید، باید به اندازه‌ای مورد تشویق قرار گیرد که نوجوانان نیز به‌ قرآن گرایش پیدا کنند.

نباید حکایتمان شبیه این روزها باشد که همه به‌دنبال فوتبال برویم تا آیندۀ بهتری داشته باشیم! ما شیعیان همگی در ذات خود به قرآن علاقمندیم. وقتی والدین می‌بینند استاد فرزندشان در مسابقات قرآنی رتبۀ بین‌المللی کسب کرده است، اما کوچک‌ترین کاری برایش انجام نشده است، آن‌ها نیز کم‌رغبت می‌شوند و فرزندشان را به کلاس‌های دیگر می‌فرستند. متأسفانه شاهد هستیم که حتی از نظر مسائل مادی، جایزۀ مسابقات ورزشی استانی، چندین‌برابر جایزۀ قاری‌ای است که در سطح کشور مقام کسب کرده است. قرآن تاج سر ماست، ولی وقتی به قاری آن احترامی نمی‌گذاریم، یعنی به خود قرآن هم بی‌توجه هستیم. قرآن برای مراسم ختم و مردن نیست. عده‌ای که در زمان حیات شهید حاج‌محسن دلش را شکستند، همان‌هایی شدند که بعدها برایش اشک ریختند و این روزها نیز همین کار را با من می‌کنند. 

قبل از مسابقات مالزی، بعضی‌ افراد به‌قدری بر من فشار روانی وارد کرده بودند که شب‌ها تا صبح اشک می‌ریختم؛ همان‌طور‌که محسن مشابه این جریان را برای من نقل می‌کرد. شهید حاج‌محسن دلگیر بود و می‌گفت: چرا فضای قرآنی ما این‌طور شده است؟ چرا برای تشویق و ترویج اساسی قرآن در کشور و مشهد فکری نمی‌کنیم؟ چرا سعی نمی‌کنیم قرآن را از لب طاقچه برداریم و بخوانیم و مفاهیم آن را عمل کنیم؟ به واقع باید بگوییم: قرآن! شرمندۀ تو هستیم.

 

103392.jpg

 

..........................................

 

دیدگاه

  • مالزی در حمایت از قاریان پیشتاز است 

 

ما با‌توجه‌به پتانسیلی که در مشهد داریم و به برکت حضور حرم امام رضا(ع) که منشأ خیر عظیمی برای ماست، باید به جایی در زمینۀ قرآن می‌رسیدیم که الگوی تمام جهان اسلام می‌شدیم. 

در این شهر باید فعالان قرآنی به‌اندازه‌ای تحت‌توجه قرار می‌گرفتند که حرف اول را بر‌اساس قرآن می‌زدند؛ یعنی در هر جای جهان اسلام، نام مشهد برده می‌شد، همه ناخود‌آگاه می‌گفتند: «شهر قاریان، مهد قرآن». اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد و راه را اشتباه رفتیم؛ به‌طوری‌که عده‌ای دیگر مشکل اساسی مشهد را چیزهای دیگر می‌دانند. قرآنی که ارزش و اصل زندگی ماست به حاشیه رفته است و غیر ارزش‌ها اصل شده‌اند.

 

همین امسال شروع کنیم

این روزها پایتخت معنوی جهان اسلام شده‌ایم؛ همین حالا در عمق زمان هستیم. مگر در تقسیم‌بندی نمی‌گوییم: قرآن، بخش اعظم زندگی مسلمانان است؟ پس چرا در پایتخت فرهنگی و معنوی جهان اسلام اتفاق خاصی نمی‌افتد؟ اصلا این عنوان چقدر کارکرد دارد؟ همین حالا و همین امسال باید قرآن و علاقه مندی به آن را افزایش دهیم. 

واقعاً دوست دارم حرف‌هایم به گوش مسئولان اجرایی برسد تا آن‌ها با قاریان و جامعۀ قرآنی هماهنگ باشند و راهی باز کنند تا ما بتوانیم در راه قرآن، بیشتر در این شهر کار کنیم. 

این وظیفۀ ماست که به مردم یادآوری کنیم چون از قرآن دور شده‌اند زندگی‌هایشان به مشکل برخورده است. تمام اتفاق‌های ناخوشایند و گره‌هایی که در زندگی افراد رخ می‌دهد، ناشی از بی‌توجهی به قرآن و اصول اولیۀ اسلام است. 

ما در همین شهر، ضربۀ دور‌شدن از قرآن را خورده‌ایم، اما هنوز با همت مضاعف بلند نشده‌ایم. ما قرآن را در حاشیۀ زندگی‌هایمان قرار داده‌ایم و این فاجعه است. باید صنف قاریان را به جایی می‌رساندیم که معتمدان شهر می‌شدند و افراد کلیدی و تأثیر‌گذار بودند. آرزو می‌کنم روزی برسد که هر کسی بخواهد قاری شود، به مشهد بیاید؛ چراکه مشهد را مهد قرآن بداند.

 

می‌دانم اگر بگویم، برایم بد می‌شود!

می‌دانم که گفتن این حرف برای من بد خواهد شد، اما حقیقت را نباید انکار کرد. خیلی از کشورهایی که ما آن‌ها را در روابط معنوی‌، فرهنگی و سیاسی بسیار کوچک حساب می‌کنیم، از نظر قرآن‌پروری بسیار پویاتر عمل کرده‌اند. 

هم‌اکنون کشور مالزی به‌شدت از ما جلو افتاده است. بعداز برگزیده‌شدن بنده در مسابقات، حتی رانندۀ تاکسی، پزشک و مغازه‌دار نیز به من تبریک گفتند و برایم این مسئله آن‌قدر تعجب‌برانگیز بود که علت را از آن‌ها جویا شدم. پرسیدم و پاسخ شنیدم: تمام روزنامه‌های مالزی عکس شما را تیتر یک خبر کرده‌اند و از‌طرفی ۱۶‌کانال رسمی تلویزیون نیز برنامه را به‌طور زنده پخش می‌کرده  اند. 

همین نمونۀ کوچک را با کشور خودمان مقایسه کنید. چقدر در شهرمان قاریان شناخته‌شده هستند؟ متأسفانه این عدم شناخت، ناشی از دوربودن ما از قرآن است. تلاوت قرآن، عشقی است که در قلب قاری قرآن می‌ماند که اگر صدها مرتبه هم دلمان را بشکنند، باز هم از انس با قرآن دست برنمی‌داریم، اما انتظار داریم مسئولان دغدغه‌مندتر باشند. 

مگر ما نمی‌گوییم داعیه‌دار تشیع در جهان اسلام هستیم؛ پس عمل و کردارمان به قرآن و اهمیت‌دادن به آن کجاست؟ کدام نهاد یا سازمان اداری بالاترین رتبۀ قرآنی را استخدام می‌کند؟ آیا امتیازهایی که برای ورزشکاران و سیاستمداران وجود دارد، به قاریان نیز می‌رسد؟

..........................................

 

دریچه/ عضو شورای عالی قرآن، غلامرضا شاه‌میوه

  • باید تسهیلات بیشتری به نخبگان داده شود

 

شهید حاج محسن حسنی‌کارگر و حامد علیزاده، از شما به‌عنوان یکی از تأثیرگذاران تلاوتشان یاد کرده‌اند. به‌عنوان یکی از اعضای شورای عالی قرآن تا چه اندازه به کشف استعدادهای قرآنی پرداخته‌اید؟

103391.jpgبا‌توجه‌به اینکه سال‌ها در زمینۀ آموزش قرآن کار کرده و همچنین در داوری مسابقات حضور داشته‌ام، برخی از این عزیزان راهنمایی‌هایی از من می‌خواستند و رفع اشکال‌هایی شده است و درواقع بنا به وظیفه‌ام همیشه به این بزرگواران کمک کرده‌ام. 

البته باید بگویم نسبت‌به موقعیتی که در آن هستم، ممکن نیست که به همۀ قاریان کشور با هر سبک و سطحی کمک کنم، اما وقتی می‌بینم جوانانی از استعدادهای ویژه و صداهای فاخر برخوردارند و مراحلی از رشد و آموزش را طی کرده‌اند، لازم می‌دانم بنا به توان و وقت خودم به آن‌ها کمک کنم. 

سه سال قبل که شهید حاجی حسنی‌کارگر از استان خراسان در مسابقات کشوری انتخاب شد، طی دوره‌ای که در تهران داشتیم، بنده به ایشان راهنمایی‌هایی کردم که به تعبیر خودشان، مؤثر بود. 

این عزیز لطف داشتند و از بنده در مصاحبه‌هایشان یاد کردند. اما درباره آقای علیزاده باید بگویم بنا به کسب راهنمایی ازطرف خودشان و تشخیص توانمندی‌های ایشان، فضایی برای کمک‌رسانی از راه دور مهیا شد. همچنین به عنوان استاد راهنما این عزیز را در مالزی همراهی کردم.

 

چقدر حضور اساتید فعال قرآنی را در نخبه‌پروری لازم می‌دانید؟

ما مرکزی برای شناسایی نخبه‌ها و استعدادهای قرآنی نداریم. آن‌طور‌که در آموزش‌و‌پرورش، سازمان استعداد‌های درخشان به نخبه‌پروری می‌پردازد، ما در زمینۀ قرآن این نهاد را نمی‌بینیم. 

البته در سال‌های اخیر برخی نهادها مانند قرارگاه خاتم‌الاوصیاء(ص) و سازمان دارالقران کشور بر استعدادهای نوجوانان سرمایه‌گذاری‌هایی کرده‌اند، اما عقیدۀ بنده این است که این کار به‌صورت سازمان‌یافته نیست. 

در برهۀ زمانی مشخصی، افراد خوش‌استعداد شناسایی می‌شوند و آموزش‌های لازم را فرامی‌گیرند و بعد همه‌چیز تمام می‌شود. ما باید بدانیم برای هر سطحی، به چه استادی نیازمندیم. افراد به‌دلیل رشد قرآنی در هر سطحی، استاد خاصی نیاز دارند؛ به‌همین‌دلیل است که برخی اساتید ما سرشان خیلی شلوغ است و مراجعات زیادی دارند، اما فکر می‌کنم اگر تحت‌نظر نهادی قرار گیرند، بتوانیم به‌طور سازمان‌یافته به افراد کمک کنیم. 

بنده برای اینکه بتوانم در این راستا کمکی کنم، کتابی خودآموز تألیف کرده‌ام که می‌تواند به‌همراه سی‌دی به قاریان کمک کند.

 

گلایۀ مشترک قاریان، این است که چرا تسهیلاتی به نخبگان قرآنی داده نمی‌شود؟

البته در سال‌های اخیر اقداماتی انجام شده است؛ ازجمله اینکه کسی که رتبۀ اول را کسب کند، می‌تواند از هر مقطع تحصیلی بدون کنکور وارد مقطع دیگر شود. منتها به نظر من هم ما به حد ایدئال نرسیده‌ایم؛ یعنی همان امکاناتی را که برای قهرمان المپیک قائل هستیم، باید برای قراء بین‌المللی نیز قائل باشیم. اگر مشکل سربازی جوانان حل و مدیریت شود، بسیار تأثیرگذار است؛ این‌گونه امتیازات می‌تواند به پیوستن افراد به جامعۀ قرآنی کمک مضاعف کند. توقعم این است که مسئولان کشور امتیازات بیشتری درنظر بگیرند. هم‌اکنون نیز کارهایی انجام شده است و نسبت‌به ۱۰سال گذشته وضعیت بهتری داریم.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی