کد خبر : 73777
/ 23:39
وحید جلیلی می گوید برخی از کلان شهرهای ما مثل اصفهان، تبریز و شیراز خیلی غیرتمندانه تر از ما از هویتشان دفاع کرده‌اند؛

تعریف ما از هویت باید معلوم شود

«امروز ما نیاز به فردوسی‌هایی داریم که راه او را ادامه بدهند. امروز در بین حماسه‌ها و قهرمان‌های دفاع مقدس، بزرگان گران‌قدری چون شهیدهمت و باکری به‌مراتب بهتر و بیشتر از برخی سرداران بزرگ خراسان معرفی شده‌اند.»

تعریف ما از هویت باید معلوم شود

خبرنگار: وحیدی

گفتگوی شهرآرا آنلاین /  این ها بخشی از سخنان وحید جلیلی ، معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری مشهد است که در باب هویت و ضرورت بازیابی مفاهیم عمیق فکری و فرهنگی که در مشهد وجود دارد بیان شده است. مشروح این سخنان را در ادامه می خوانید.

در معارف اهل بیت(ع) با منظومه‌ای از مفاهیم مواجه هستیم که درکنار هم می‌تواند مسیر ما را به‌سمت حیات طیبه شکل دهد و سرعت حرکت ما را در این جهت شتاب بخشد. اگر برخی از این مفاهیم را توانستیم بفهمیم و التزام پیدا کردیم و دین را مجموعه‌ای و منظومه‌ای ندیدیم، نمی‌توانیم امیدوار باشیم که به مقصدی که انبیا و اولیای الهی تعیین کرده‌اند نزدیک خواهیم شد. از مهم‌ترین مفاهیم دینی، مفهوم معنویت و ارتباط انسان‌ها با خدا و مفهوم عمیق و متحول‌کنندۀ دعاست. اگر کسی از مفهوم دعا مطلع نباشد و آن را یکی از ارکان زندگی خودش و بخشی لاینفک و سبکی از زندگی خود نداند، حتماً متدین نیست. در روایتی به نقل از امیرالمومنین(ع) این هشدار داده شده است که گاهی معنویت به بن‌بست می‌رسد. شما دعا می‌کنید ولی پاسخی نمی‌رسد و اجابت نمی‌شود. در دعای کمیل حضرت می‌فرماید: یک سری گناهان هستند که تأثیر معنویت دعا را سد می‌کنند و به صفر می‌رسانند. اگر ما نگاه عمیقی به معارف دینی داریم، باید این هشدار‌ها برایمان جدی باشد.

 

مشهد باید به دیگران انرژی دهد

به نظر می‌رسد که تاحدودی در جامعۀ خودمان با این پیش‌بینی ائمه معصوم(ع) مواجه شدیم و در برخی از سطوح و حوزه‌ها این اتفاق محقق شده است. جامعۀ ما خلأ‌ها، نواقص و موانعی دارد که تأثیر معنویت را کاهش می‌دهد. ما باید راه دعا را باز کنیم و این بن‌بست را بشکنیم. جامعه‌ای که تا این اندازه ظرفیت معنوی دارد، باید خیلی بهتر عمل کند و موانع برداشته شود. اصلا مانع چیست؟ فرموده‌اند: ترک امر به معروف و نهی از منکر، خود یکی از بزرگ‌ترین معایب است. پس اگر در جامعه‌ای امر به معروف و نهی از منکر ترک شد، آن جامعه نمی‌تواند از ظرفیت‌های امر به معروف و نهی از منکر درست استفاده کند. ما که قلب معنوی کشور هستیم و قرار است تمام مردم ایران اسلامی از شهر ما انرژی بگیرند، شاید لازم باشد در این زمینه کار مضاعفی انجام دهیم و تکلیف مضاعفی بر دوشمان است.

 

احیای امر به معروف و نهی از منکر

اصلا امر به معروف چیست؟ قبلا هم گفته‌ام؛ در جامعۀ ما امر به معروف به‌مراتب از نهی از منکر مظلوم‌تر است؛ یعنی ارزش‌ها، آنچه باید باشد و شایسته است و آنچه افق ماست و آنچه طراز حیات طیبه است را کمتر تذکر می‌دهیم و کمتر یکدیگر را به آن امر می‌کنیم. فرایندهایی همانند انتخابات، بستر و عرصه‌ای است تا این مفاهیم فعال باشد. این مفاهیم در جامعه تثبیت و احیا و تکرار شود. من فکر می‌کنم یکی از مشکلات مهمی که ما در فضای شهر داریم، این است که برخی ارزش‌ها از یاد رفته است و اتفاقاً باید مقصد و ایدئال و جامعه‌هدف و شهر طراز اسلامی را باتوجه‌به مشهدالرضا ترسیم کرد. نیمی از راه، طرح درست و مقصد است. تلاشی که دوستان کرده‌اند تا مقصدی را نشان دهند، درخور تحسین است اما جای کاری بیشتر دارد.

 

فرازهایی از زیارت امین‌ا... و جامعۀ ایدئال

با استفاده از دو بخش از فراز‌های زیارت امین‌ا... می‌خواهم بپرسم تصویری که ما از جامعۀ ایدئال دیده‌ایم، چقدر متناسب با این دعاست؟ زائر در پیشگاه امام رضا(ع) از خدا می‌خواهد در بین آسمانیان و زمینیان دوست‌داشتنی و محبوب باشد. اگر مشهد را به‌عنوان یک شهر زائر امام رضا(ع) بدانیم که اصلا وجودش بر طیف حرم رضوی شکل گرفته است، این را می‌توان تمنای شهر هم قرار داد؛ یعنی من می‌توانم دوست‌داشتنی باشم و وقتی هم که کلمۀ «ارض» را به کار می‌بریم، یعنی منظورمان تمام مشارق و مغارب است. 

 

برخی‌ها آرزوی دبی‌شدن مشهد را دارند

به زبان ساده‌تر وقتی نام مشهد آورده می‌شود، مردم احساس کنند که این شهر را دوست دارند و زندگی در این محیط برای آن‌ها هم شیرین است. اگر چنین افقی را نگاه کنیم، تلقی ما هم از خودمان و مسیرمان متحول خواهد شد. مشهد، شهری الگو و پیشروست؛ شهری که باید دیگران آرزوی آن را داشته باشند. شهری نباشد که آرزوی دبی، کیش و تهران‌شدن را دارد. گفتمان حاشیۀ شهر خیلی خوب جا افتاده است اما به نظر می‌رسد که مسئلۀ مهم‌تر مشهدِ امروز، شهرِ حاشیه است؛ یعنی برخی می‌خواهند تمنای مشهدی‌ها را دبی‌شدن قرار دهند! شهری که هویتش تمدن‌سازی بوده است، حال عده‌ای از نخبگان فنی و فکری می‌خواهند تعریفی برایش بسازند که کم‌کم به فرهنگ عمومی مردم تبدیل بشود و مثلا بگویند ای کاش ما آنتالیا یا دبی شویم! یعنی به‌جای اینکه محب اولیای خدا باشد، محب ذلیل‌ترین بندگان خدا شود.

 

تعریف ما از هویت مشخص شود

اگر تلقی ما از آینده و مشهد مطلوب، دستخوش تغییر شد، به‌دنبالش اتفاقات دیگری هم رخ خواهد داد؛ یعنی سامان‌دهی شهری هم تغییر خواهد کرد. به نظر می‌رسد در موضوع هویت ما دچار مشکل هستیم. در جایی باید تعریف‌ها مشخص شود تا نگاه عدالت‌خواهانه و مطالبه‌گرایانه تعریف‌ها را محقق کند، اما این تعریف‌ها کجا مشخص می‌شود؟ اصلا حق چیست و باطل چیست؟ افق ما چیست؟ این مفهوم بزرگی است و از مفاهیم فلسفی و هستی‌شناختی تا نگاه‌های جامعه‌شناختی را در‌بر‌می‌گیرد. بنابراین هر اتفاقی که می‌افتد، باید طوری رفتار شود که بعد‌از زحمات و تلاش‌های بی‌شمار احساس کنیم لااقل در بخشی از سطوح شهر هویت مشهد مسئله شده است. اصلا اینکه مشهد چه تعریفی و چه معیارهایی دارد، مسئله باشد؛ اگر مسئله درست طرح شود، زود هم به جواب می‌رسد.

 

«سکولارهای هویت‌ساز» شهر را تغییر دادند!

هویتی که دربارۀ آن صحبت می‌کنیم، همین‌جا معنی پیدا می‌کند؛ یعنی باید تفاوت‌ها دیده شود. مشهد با مدل‌هایی که تحت پارادایم‌های لائیک یا سکولار و... شکل گرفته است، متناسب نیست. این هم از ارکانی است که نخبگان و دلسوزان باید نسبت به آن دغدغۀ جدی داشته باشند. منش‌ها و روش‌هایی که در مدل بیگانگان است، باید نسبت‌به آن‌ها حساسیت داشته باشیم. باید این تمایز به‌طور جدی اتفاق بیفتد. امروز برخی‌ها اگر‌چه نیت‌های خوبی هم داشته باشند، در این تفاوت ها و تمایز‌ها تأکیدی ندارند و این آغاز سکولاریزم است. اگرچه با چهرۀ حزب‌اللهی هم حاضر می‌شوند اما از خیلی از مفاهیم تلقی سکولار دارند و این در سطوح مختلف است؛ مثلا می‌گوییم بخش فرهنگی‌ مدیریت شهری را به افراد حزب‌اللهی بدهیم. سکولارها می‌گویند: دین در حوزۀ محدودی حرفی برای گفتن دارد یا در حوزۀ عمران و شهر‌سازی دین حرفی برای گفتن ندارد! هم‌اکنون فاجعه‌ای که در مشهد اتفاق افتاده، محصول همین است که برخی از افراد سکولار آمده‌اند. آدم‌های بی‌دینی هم نیستند؛ بلکه دین‌مدار هستند و غالباً افراد سالم و دینی هم هستند. متأسفانه هم‌اکنون فاجعه‌ای در بافت اطراف حرم اتفاق افتاده است، درحالی‌که حتی تبریز و بوشهر و اصفهان و دیگر شهرها خیلی غیرتمنداته‌تر و با‌هویت‌تر شهر خود را حفظ کرده‌اند.

 

دغدغۀ عدالت بر هویت پیشی گرفته است

این موضوع از اینجا نشأت می‌گیرد که ما دغدغۀ عدالت داشته‌ایم اما دغدغۀ هویت نداشته‌ایم. اگر می‌بینیم که فرد مؤمنی در بافت اطراف حرم مورد ظلم قرار می‌گیرد، ریشه دارد. ابتدا به خود دین ظلم می‌شود بعد از آن به خود متدین ظلم می‌شود. در قرآن مراتب ظلم مشخص شده است و گفته می‌شود: هیچ ظلمی بیشتر از این نیست که دین را تحریف کنند. بزرگ‌ترین ظلم، این است که شما نرم‌افزار جامعه را مختل کنید. شهیدآوینی همیشه می‌گفت: «ما پیرو آن سیدی هستیم که از هر ده کلمه صحبتش، دین و حدیث بود.» من فکر می‌کردم این اسلام آمریکایی که حضرت امام(ره) مدام یاد می‌کنند، در همین خلاصه شده است؟ یعنی بزرگ‌ترین ظلم تحریف اسلام است یعنی نسبت‌دادن چیزهایی به خدا و دین اسلام و اهل بیت که وجود ندارد. ما امروز باید از اسلام دفاع کنیم بعد‌از آن، از مسلمان دفاع کنیم. اصلا چرا این چنین اتفاقاتی می‌افتد؟ چون تعریف‌ها جابه‌جا می‌شود. 

 

ضعف در نگاه تاریخی

ما در نگاه تاریخی نیز ضعیف عمل کرده‌ایم. ما فقط در جغرافیای شهر زندگی می‌کنیم؛ در‌صورتی‌که شهر هویت تاریخی هم دارد. مشهد شهر عجیب‌و‌غریبی است. فقط یک نفر آن، خواجه نصیر‌الدین طوسی است. اگر کشوری بزرگ، خواجه نصیر‌الدین را داشت، برایش کفایت می‌کرد تا هویت‌سازی کند. شیخ‌طوسی، فردوسی، هر کدام شخصیت‌های طراز اول جهانی هستند. کدام‌یک از جوانان و نوجوانان مشهدی چنین تلقی‌ای دارند که در چنین شهری زندگی می‌کنند؟ نهایتاً دکتر شیخ را می‌شناسند! وقتی انتقال تجربه تاریخی تا این اندازه در شهر ضعیف است، ما در مواجهه با شهر‌هایی قرار می‌گیریم که زمان کوتاهی از تشکیلشان گذشته است و می‌بینیم که این مسئله ظلم است و باید جلویش گرفته شود و اگر مسئله هویت را حل نکنیم در مسائل مختلف اجتماعی دچار مشکل می شویم.

..........................................

 

نزدیک به هزار سال تاریخ خراسان را در ساعاتی که در شهرک تاریخی مشهد دوست‌داشتنی هستید، تجربه می‌کنید

  • در جغرافیای تاریخی خراسان ، زندگی جاری است

 

ظریفیان- در زیارت امین‌ا... زائر در پیشگاه امام رضا(ع) از خدا می‌خواهد که الگو و دوست‌‌داشتنی در زمین و آسمان باشد. از این استعاره کردیم که بگوییم خود مشهد هم شهری است که به زیارت امام رضا(ع) آمده است و شهر زیارتی باید الگو و شهر دوست‌داشتنی باشد. شهروند نباید فقط در جغرافیای شهر زندگی کنند و تنها نشانی‌ها را بداند تا گم نشود. در شهر تمدنی فرهیخته و باسابقۀ مشهد، شهروندان نه‌فقط در جغرافیای شهر بلکه در تاریخ مشهد، توس و خراسان باید زندگی کنند. این اصل تلقی ما از زندگی را ارتقا می‌دهد.

نوجوانی که وارد شهرک تاریخی مشهد دوست‌داشتنی می‌شود، وقتی بیرون می‌رود، تلقی دیگری از خودش دارد و با خودش می‌گوید در دیاری زندگی می‌کنم که در آن فردوسی‌ها، شیخ طوسی‌ها، خواجه‌نصیرالدین‌طوسی‌ها بوده‌اند و احساس غرور می‌کند. اینکه ما بدانیم در کجای تاریخ ایستاده‌ایم، در رفتن ما به‌سمت آینده خیلی مهم است. ما نمی‌توانیم صرفاً انتقاد کنیم که چرا بلندمرتبه‌سازی می‌شود و چرا مغول‌های مدرن معماری و شهرسازی، مشهد را شخم زدند و معماری آن را نابود کردند و بافت اطراف حرم را با آن همه جنایاتی که صورت گرفت، نابود کردند. جانشین آن چه باید باشد؟ ما در‌مقابلش باید الگویی ارائه کنیم. پیشنهاد ما این است که مشهد نیز مانند موزۀ لوور تاریخ تمدن جهان را از اینجا برای برای تمام جهانیان روایت کند.

 

شخصیت‌های زندۀ جاذبۀ «مشهد دوست داشتنی»

شهرک تاریخی مشهد دوست‌داشتنی دو گونه جاذبه دارد. یک نوع آن نماسازی‌ها و معماری‌هایی است که از کوهسنگی و چشمه‌هایی که در آن می‌جوشد، تا مدارس علمیه، مکتب‌خانه‌ها، خانه‌های قدیمی دویست‌سال پیش مشهد، میل رادکان که یک برج رصدخانه‌ای است و در ارتفاع بیش از هشت متر بازسازی شده، سقاخانه و پنجرۀ فولاد حرم مطهر و‌... در آن صورت گرفته و از انواع و اقسام هنرها از‌جمله معماری، نقاشی، مجسمه‌سازی، تصویرسازی، خوش‌نویسی، کاشی‌کاری و سفالگری در آن‌ها استفاده شده. اما بخش بدیع‌تر نمایشگاه، اجراهای زندۀ آن است. شما وقتی وارد این نمایشگاه می‌شوید فکر می‌کنید وارد قرن هفتم هجری شده‌اید. فضا را با تمام وجود حس می‌کنید. می‌بینید که پیشه‌وران، دانشمندان و هنرمندان خراسان در آنجا در رفت و آمدند. یک دفعه می‌بینید فردوسی شروع به خواندن شعر می‌کند، یا خواجه نصیرالدین طوسی ایستاده و توضیح می‌دهد که میل رادکان را چگونه ساخته یا شخصیت‌های مختلفی مثل قطب‌الدین، جابربن‌حیان و بسیاری از دانشمندان دوره‌های تاریخی خراسان را می‌توانید ملاحظه کنید. یا اینکه می‌بینید ناگهان سربازان رضاخان حمله می‌کنند و تعزیه‌ای را که در آنجا برگزار می‌شود به هم می‌زنند. یعنی این کار فقط یک کار نمایشگاهی نیست. شما یک زندگی را می‌بینید و نزدیک به هزار سال تاریخ خراسان را در ساعاتی که در شهرک تاریخی مشهد دوست‌داشتنی هستید، تجربه می‌کنید.

 

اعتراض به عدم‌پوشش صدا و سیما

نمایش طنز مستر پرزیدنت را که فقط پنجشنبه و جمعه‌ها اجرا می‌شود، عده‌ای از هنرمندان مشهد طراحی و اجرا می‌کنند. ماجرای آقای ترامپ که حین رفتن به افغانستان، هواپیمایش سقوط می‌کند و در مشهد گرفتار مشهدی‌ها می‌شود. براساس آمارهای دقیقی که از بازدیدکنندگان گرفتیم، این نمایش رضایتمندی بسیار زیادی در بین مخاطبان داشته است. نخبگان و فرهیختگان زیادی از سراسر کشور مثل دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی از این نمایشگاه بازدید کرده‌اند. جالب است که اولین چیزی که دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در مصاحبۀ خود بعد‌از این بازدید اعلام کرد اعتراض به صدا‌و‌سیما به‌خاطر پوشش ندادن چنین اتفاق بدیعی از‌سوی شبکه‌های سراسری تلویزیون بود. این نمایشگاه فقط کار شهرداری نیست و شهرداری تنها بستری را فراهم کرده است. این مجموعه هنر مشهد را در خود بازتاب می‌دهد و نتیجۀ زحمات هنرمندان مختلف مشهد است. مشهد باید افتخار کند که چنین ظرفیتی دارد. پنج گروه نمایشی هم‌زمان در شهرک تاریخی دارند نمایش اجرا می‌کنند. 

 

103085.jpg

 

..........................................

 

دیدگاه یک

حماسه‌سازهای بایکوت‌شده را دریابیم

 

حکیم ابوالقاسم فردوسی، از شخصیت‌های بزرگ ادبی، نه‌تنها در ایران بلکه در جهان است. واقعیت این است که مشهد و خراسان بزرگ، شخصیت‌های عظیمی را به تاریخ جهان معرفی کرده است. هر کدام از این شخصیت‌ها برای هویت‌سازی هر کشوری کفایت می‌کند. ما در توس، گنجینه‌های عظیمی چون فردوسی، خواجه نصیرالدین طوسی، امام محمد غزالی، خواجه‌نظام‌الملک و... را داریم. باید اعتراف کنیم که برای مرام، منش و دغدغه‌های فردوسی آن‌گونه‌که باید و شاید، وقت نگذاشته‌ایم.

 

امروز تازه‌ترین قهرمانان ملت ایران را در مدافعان حرم می‌بینیم

ماجرای عظیمی به نام قیام گوهرشاد در خراسان اتفاق افتاده ولی متأسفانه هشتاد سال بعد‌از وقوع، غبار فراموشی روی آن نشسته و مورد بی‌توجهی قرار گرفته است. واقعاً در شأن شهری که فردوسی بزرگ از آن برآمده، نیست که چنین حماسه و ماجرای عظیمی، این چنین در آن سانسور و بایکوت شود و قلم هنرمندان و بیان سخنوران در خدمت تبیین این حماسۀ بزرگ خراسان قرار نگیرد. خوشبختانه در طول یکی‌دو سال اخیر ما کار مفصلی دربارۀ قیام گوهرشاد شروع کردیم و به نتایج خیلی خوبی هم داریم می‌رسیم. البته هنوز در آغاز راه هستیم. هشتاد سال کم‌کاری شده، به‌خصوص در این چهل سال بعد‌از انقلاب اسلامی که توقع می‌رفت اتفاق بهتری بیفتد، متأسفانه به این واقعۀ عظیم کم‌توجهی شده است. بسیاری از کسانی که خاطرات و مشاهداتی از این واقعه داشتند از دنیا رفته‌اند، ولی باز هم می‌شود از خاطرات دست دوم آن‌ها استفاده کرد. بعضاً هم کسانی هستند که همچنان در بین ما هستند و از آن قیام خاطره دارند. ما باید فردوسی را بزرگ بداریم و راه و ره‌یافت او را بیاموزیم و درونی کنیم. باید از چیزی که او به ما آموخته استفاده کنیم و تلاش کنیم حماسه‌های ملتمان را از گذشته‌های دور تا امروز جاودانه کنیم. امروز تازه‌ترین صحنۀ نبرد اسطوره‌ای قهرمانان ملت ایران را در پدیدۀ شگرف مدافعان حرم می‌بینیم.

 

نگاه فردوسی‌وار را بیاموزیم

یک کار بزرگ فردوسی، شاهنامه است، ولی به نظر من، کار بزرگ‌تر فردوسی، نگاه راهبردی این حکیم و شاعر گران‌سنگ است که در بزنگاهی تاریخی آن را دنبال کرده است. فردوسی، انگشت اشارۀ خود را به‌سمت حماسه‌ها، اسطوره‌ها و فراز و فرودهای تاریخ ایران نشانه گرفته است. ما چقدر به این مشی فردوسی توجه کرده‌ایم؟ کار بزرگ فردوسی، این است که نگذاشته قهرمانان بزرگ این ملت گم شوند. 

در فولکلور و افسانه‌های مردم گشته و قهرمانی را که حتی در ادبیات آن روز مردم، جایگاه والایی نداشته پیدا کرده و با هنر خود، آن را برکشیده و به شخصیتی تاریخی و ماندگار تبدیل کرده است. ما نیازمند این هستیم که این مرام را به‌خصوص در این مقطع از تاریخمان از فردوسی بیاموزیم. از این نگاه فردوسی بیش‌از همۀ بزرگان ادب فارسی به کارمان می‌آید و نگاه و رویکرد و ره‌یافت او می‌تواند مشعل راه ما باشد. شاید به‌طور قطع بتوان گفت در هیچ دوره‌ای از دوره‌های تاریخی ملت ایران مثل پنجاه‌سال اخیر به این اندازه قهرمان و حماسه و ماجراهای عظیم نداشته‌ایم. 

امروز ما نیاز به فردوسی‌هایی داریم که راه او را ادامه بدهند. امروز در بین حماسه‌ها و قهرمان‌های دفاع مقدس، بزرگان گران‌قدری چون شهیدهمت و باکری به‌مراتب بهتر و بیشتر از برخی سرداران بزرگ خراسان معرفی شده‌اند. کاوه‌ها، برونسی‌ها، بابانظرها و چراغچی‌ها، همه قهرمان‌های ما و رستم‌های دوران ما هستند که جا دارد هنرمندان ما با همان نگاه فردوسی‌وار به آن‌ها توجه و آن‌ها را در تاریخ ماندگار کنند. 

..........................................

 

دیدگاه دو 

  • سوبسید بلای کار فرهنگی است

 

یکی از مشکلات در اجرای کارهای فرهنگی این است که فرهنگ در خیلی جاها تمام سوبسیدی شده. وقتی فرهنگ و تولید کالاهای فرهنگی و ارائۀ خدمات فرهنگی سوبسیدی می‌شود، به‌مرور نسبت خود را با مخاطب از دست می‌دهد. چون ابزاری مثل قیمت در‌اختیار ارزیابان وجود ندارد، ارائه‌دهنده کالا یا خدمت فرهنگی می‌تواند هر کالایی را تولید کند و جذابیت‌ها و کیفیت خود را از دست می‌دهد. این بلایی است که فرهنگ ما را دچار خود کرده است. ذائقه‌سازی برای پرداخت پول بابت استفاده از خدمات فرهنگی صورت نگرفته.

 

عادت کنیم هنر را به ارزیابی مردم بگذاریم

الان که من این طرف میز هستم و کارهای پیمانکاران فرهنگی را می‌بینم به این آسیب‌شناسی دقیق‌تر می‌رسم که هنرمندان برای مدیران کار می‌کنند، چون پولشان را آن‌ها می‌گیرند. بنابراین نسبت خود را با مردم از دست می‌دهند و به این سمت نمی‌روند که کارشان را آن‌قدر جذاب کنند که مردم حاضر باشند برایش بلیت بخرند. ما در فاز اول شهرک تاریخی مشهد دوست‌داشتنی که در دهۀ مبارک فجر اجرا شد، بلیت‌فروشی نداشتیم، ولی خود من اصرار به این کار کردم. البته قبل از آن نظرسنجی از بازدیدکننده‌ها انجام شد که حاضرند برای این نمایشگاه پولی پرداخت کنند یا نه. بر این اساس به رقمی رسیدیم. مردم تا ۵ هزار تومان هم گفته بودند، ولی شورای شهر سقف اجازۀ صدور بلیت را دو هزار تومان تعیین کرد. این هم صرفاً به این خاطر است که کم‌کم عادت کنیم خودمان را درمعرض ارزیابی مردم بگذاریم.

 

افزایش حس تعلق به مشهد

بازخورد از مخاطبان به‌طور مرتب صورت می‌گیرد و متناسب‌با نتایج آن‌ها سعی در ارتقای کالبد و برنامه‌های آن داریم. برای ما شیرین بود که در فاز اول در حدود ۱۰ روز ۱۱۸‌هزار نفر از مردم مشهد از نمایشگاه بازدید کردند و خوشبختانه کار علمی خوبی از نظر تحلیلی انجام شد تا بتوانیم کیفیت نمایشگاه را افزایش دهیم. سؤالات مختلفی از بازدیدکنندگان پرسیده شده است؛ ماندگاری هر بازدیدکننده به طور میانگینش دو ساعت بود و اکثراً اعلام کرده بودند بازدید از این نمایشگاه حس تعلق آنان به مشهد را افزایش داده است. از مردم سؤال شده بود که اگر نمایشگاه ورودی داشته باشد باز هم از آن بازدید خواهند کرد؟ بیش‌از ۷۰ درصد مردم اعلام کرده بودند که نظر مثبتی دارند و به‌طور کلی ۸۰‌درصد مردم از مجموعه نمایشگاه رضایت داشتند. 

شهرک تاریخی مشهد دوست‌داشتنی حدود سه یا چهار‌برابر نمایشگاه مشهد دوست‌داشتنی یک است. مشکلی که ما در مدیریت فرهنگی داریم این است که اگر قطعاً اعتبار این نمایشگاه را در پروژه‌های خرد هزینه کنیم، حساسیتی نخواهد بود اما وقتی کار بزرگ انجام می‌شود حساسیت به وجود می‌آید؛ کل بودجه ما در این نمایشگاه کمتر از پنج‌درصد بودجه معاونت فرهنگی شهرداری مشهد است و چیزی است معادل بودجه المان‌ها.

درعین حال ساعت بازدید از ۹:۳۰ تا ۱:۳۰ بوده که الان شیفت صبح را جز برای بعضی مدارس که هماهنگ می‌کنند، نداریم و بعدازظهر از ۴ تا ۱۰ شب در خدمت همشهریان هستیم. ساعت دقیق نمایشگاه در ماه مبارک رمضان هم اطلاع‌رسانی خواهد شد ولی احتمالا از یک ساعت قبل‌از غروب افطار شروع می‌شود و تا یکی‌دو ساعت قبل از سحر ادامه دارد. مکان نمایشگاه در محل کارخانه کوکا در بولوار وکیل‌آباد انتهای بولوار کوثر است که سال‌ها متروکه بوده و ما آن را موقتاً از معاونت اقتصادی شهرداری برای ارائۀ این خدمت فرهنگی را در آن قرض گرفتیم.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی