کد خبر : 73775
/ 22:44
همراه با طراح و سازندۀ ماشینی ابتکاری که دیدار گردشگران از حکیم ابوالقاسم فردوسی را تسریع می‌کند؛

تشریفات جدید به سبک قدیم

محصورشدن فضای پیشخوان آرامگاه فردوسی و جلوگیری از ورود اتوبوس‌ها و خودروهای شخصی به این محوطه، برای رسیدن به مقابل در ورودی آرامگاه حکیم توس، گردشگران را مجبور به طی‌کردن مسافتی ۷۰۰متری با پای پیاده کرده بود.

تشریفات جدید به سبک قدیم

خبرنگار: حسین برادران‌فر

به گزارش شهرآرا آنلاین / با توجه به نبود وسیلۀ نقلیه در داخل باغ آرامگاه اضافه‌شدن این ۷۰۰متر، چونان قوزی بود که عملا دیدار با ابوالقاسم فردوسی را برای بسیاری از سالمندان، ناتوانان و کودکان غیرممکن کرده بود. شکایت‌های متعدد گردشگران از وضعیت موجود، جرقۀ طراحی و ساخت ماشینی برای انتقال آسان‌تر گردشگران را در ذهن یکی از جوانان خلاق محلۀ فردوسی روشن کرد.

..........................................

 

خودروی برقی، اولین و ضعیف‌ترین پیشنهاد

هادی محمدی همان کسی است که برای اولین‌بار ایدۀ استفاده از خودرو برای طی‌کردن مسیر ۷۰۰متری پیشخوان را در راستای کمک‌ به افراد مسن و ناتوان مطرح می‌کند. این ایده با استقبال مدیرپایگاه میراث فرهنگی توس روبه‌رو می‌شود و پس از صدور مجوزهای لازم، هادی محمدی می‌ماند و پیداکردن ماشینی مناسب برای این‌کار. او در ابتدا به‌سراغ موتورهای جستجوی اینترنت می‌رود و به‌دنبال وسیله‌ای مناسب برای این‌کار می‌گردد. محمدی از خودروهای برقی به عنوان اولین پیشنهادات اینترنت می‌گوید: «اولین انتخاب ما برای تردد گردشگران در مسیر پیشخوان، خودروهای برقی و شارژی بودند که برای تردد زائران سالمند و ناتوان در حرم امام رضا(ع) نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. اما این خودروها دارای ضعف و محدودیت‌هایی برای استفاده در آرامگاه فردوسی بودند. برای خرید یک خودروی شارژی باید بین ۶۰ تا ۶۵میلیون تومان هزینه می‌کردیم، اما این بزرگ‌ترین مشکل ما در استفاده از این خودروها نبود. علاوه‌بر هزینه‌های زیاد تعمیر، تهیۀ لوازم جانبی و نگهداری این خودروها، مهم‌ترین عیب خودروهای برقی، مدت زمان زیادی است که باید صرف شارژشدنشان شود. به طور متوسط هر ۳ساعت یک‌بار این خودروها باید شارژ شوند و این به معنی تعطیلی مکرر خودرو و بی‌پاسخ ماندن نیاز گردشگران در هنگام شارژ خودرو است. به همین دلیل از خرید خودروی شارژی منصرف شدیم و به دنبال جایگزین بهتری گشتیم.».

 

طراحی و ساخت خودرویی به سبک قدیم

نامناسب ارزیابی‌شدن استفاده از خودروهای برقی، محمدی را به سمت استفاده از خودرویی بنزینی سوق داد. بنابراین موتورهای جستجو مجدد به کار افتادند و این‌بار در پی یافتن خودرویی بنزینی و مناسب فعالیت در مجموعۀ فرهنگی و تاریخی توس. او می‌گوید: «هر چه در اینترنت گشتیم خودرویی مناسب برای این امر نیافتیم، بیشتر خودروها ظاهری مدرن داشتند، حال آنکه ما به دنبال خودرویی با سبک قدیمی بودیم. در نهایت تصمیم گرفتیم کار طراحی و ساخت خودرو را خودمان به دست بگیریم. در ابتدا سری به پارکینگ‌های خودروهای قدیمی زدیم. سپس دوباره به سراغ اینترنت رفتیم و به صورت مجازی نیز به جستجو پرداختیم. در نهایت با اطلاعاتی که جمع‌آوری کردیم و تجربه‌های قبلی خودمان تصمیم گرفتیم خودروی جدید را به صورت ترکیبی از چند خودروی قدیمی طراحی کنیم. به عنوان مثال طرح کاپوت خودرو را از اتومبیلی قدیمی به نام «ماک» گرفتیم، گل‌گیرها را از روی خودروی قدیمی به نام «گراز» الگو گرفتیم و... با تمام شدن کار طراحی، برای اجرا به کارگاه صنعتی یکی از دوستانم در بولوار شاهنامه رفتیم. ابتدا خودروی وانت قدیمی را خریداری و برش‌زدیم، تمام قطعات خودرو را جداکردیم، سپس بدنۀ خودرو را بر اساس طرح ابتکاری خودمان ساختیم و سیم‌کشی و برق خودرو را انجام دادیم. چون خودروی ابتکاری ما بلندتر از خودروی معمولی بود، مدل اولیه در هنگام حرکت دچار تکان‌های شدیدی می‌شد که این اشکال را با مشورت یکی از مراکز فنی و حرفه‌ای حل کردیم.

 

اولین خودروی تشریفاتی قدیمی

محمدی در ادامه با اشاره به اینکه خودروی ساخته شده، اولین در نوع خود است، افزود: « با وجودی که این خودرو کپی از چند خودروی قدیمی است، تغییرات عمده‌ای پیدا کرده که آن را در نوع خود منحصر‌به‌فرد کرده است. این خودرو با ایدۀ اولیۀ خودم و کمک بچه‌های خلاق محلۀ فردوسی و صرف۶۰میلیون تومان هزینۀ شخصی ساخته شد. گنجایش این خودرو بین ۱۱ تا ۲۰نفر است. همچنین این خودرو دارای بیمه و پلاک مخصوص نیز بوده و حداکثر سرعتش بین ۲۰تا ۳۰کیلومتر است و طوری تنظیم شده که سرعتش بیشتر نخواهد شد، به همین دلیل دارای ایمنی زیادی است. بخاری آن تقویت شده و در فصول سرد سقف و اطراف خودرو پوشیده می‌شود، در فصل گرما نیز به دلیل بازبودن خودرو فضای داخل خنک است و احتیاجی به کولر نخواهد داشت، در جایگاه مسافران محل مخصوص برای ویلچرسواران و سکویی برای تردد آنان نیز قراردارد.».

 

103081.jpg

 

سامان‌دهی دوستانۀ فال‌گیران و دست‌فروشان اطراف آرامگاه فردوسی

سکونت چندین سالۀ محمدی در محلۀ فردوسی و آشنایی او با این محدوده موجب شده بتواند کاری را که بسیاری از سازمان‌ها چندین سال است در پی سامان‌دهی آن هستند، به سرانجام برساند. او گاه دوستانه و گاه نیز با خشم، وضعیت پیشخوان آرامگاه فردوسی را از متکدیان، دست‌فروشان و... پاک کرده است. محمدی می‌گوید: «سال‌هاست که دست‌فروشان، فال‌گیران و متکدیان زیادی در اطراف آرامگاه مستقر شده و چهرۀ نازیبایی به مجموعۀ فرهنگی و تاریخی آرامگاه داده‌اند. گردشگران نیز از این بابت گلایه و شکایت دارند. در سال‌های گذشته سازمان میراث فرهنگی، شهرداری و حتی نیروی انتظامی تلاش زیادی برای بیرون راندن آن‌ها انجام داده‌اند، اما موفق به این کار نشدند، برای برطرف‌کردن این مشکل که دغدغۀ مردم بومی نیز بوده است، با صرف ۱۲میلیون تومان از هزینۀ شخصی بازارچۀ محلی دائمی ایجاد کردیم و به‌صورت رایگان در اختیار دست‌فروشان قرار دادیم، فال‌گیرها را نیز گاه دوستانه و زبانی، گاه نیز با تطمیع و تهدید از محوطۀ پیشخوان بیرون‌کردیم.». 

 

اگر بی‌توجهی‌ها ادامه یابد، ماشینم را برمی‌دارم و می‌روم

محمدی در پایان با گلایه از حمایت نکردن سازمان میراث فرهنگی از اقدامات انجام‌شده توسط او ودوستانش گفت: «با وجود صرف هزینه‌های میلیونی و پیگیری‌هایی که برای ایجاد تحول و تغییر مثبت در مجموعۀ آرامگاه انجام شد، سازمان میراث فرهنگی با نادیده‌گرفتن کارهای انجام شده حمایت چندانی از ما نداشته است و طی قراردادی روزانه ۴۰هزار تومان بابت کار در محیط پیشخوان از ما می‌گیرند. اعتراض که می‌کنیم، می‌گویند: «طبق آمار روزانه 

سه هزار گردشگر از آرامگاه بازدید می‌کنند. آن‌ها فکر می‌کنند همۀ این افراد سوار خودرو می‌شوند، اما این‌طور نیست و فقط افراد ناتوان و سالمند سوار خودرو می‌شوند، با توجه به هزینۀ بنزین، حقوق راننده و اجارۀ روزانه، عملا کرایۀ نفری هزار تومانی این ماشین تنها هزینه‌هایش را پوشش می‌دهد و درآمدی ندارد. با وجودی که من و دوستانم به عنوان دلسوزان بومی، طرح‌های خوبی برای احیا و توسعۀ توس داشتیم و قصدمان نیز مشارکت اهالی بومی در سود این طرح‌ها بوده است،اگر کارشکنی‌های مسئولان سازمان میراث فرهنگی ادامه پیداکند، مطمئن هستم، دیگر هیچ فرد محلی حاضر به همکاری نخواهد بود. با توجه به گرفتن سفارش‌هایی از شهرهای بابلسر و کیش برای ساخت خودرویی مشابه، من و دوستانم با وجود تمام علاقه و عشقی که به محلۀ خود داریم، با پایان یافتن زمان قراردادمان درآخر شهریور، این همکاری را قطع خواهیم کرد.».

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی