کد خبر : 73761
/ 11:36
محمدحسین جعفریان

مشت برسندان/ فضای مجازی و شیادان شبانه‌روزی‌اش!

مشت برسندان/ فضای مجازی و شیادان شبانه‌روزی‌اش!

تا جایی که یادم می‌آید مهم‌ترین سرگرمی‌ من از روزی که دست چپ و راستم را شناختم کتاب بود. حتی شاید به‌باور بسیاری از اطرافیانم زیادی سرم توی کتاب بود.
به‌قول جوان‌های امروزی کتاب‌خوار بودم. باری اطرافیان، دوستان و بستگان که همیشه مرا سرفروبرده در مجله و کتابی می‌دیدند ناخودآگاه باورشان شده بود که شاید این بابا یک‌چیزی هم می‌فهمد.
بسیاری‌شان باآنکه سن و سال پدر و پدربزرگ مرا داشتند وقتی برخی مسائل و موارد اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و امثالهم پیش می‌آمد نظر مرا جویا می‌شدند و این نظرخواهی هم اغلب با مقدمه‌ای چنین آغاز می‌شد: «حسین آقا! شما که دائم سرت توی کتاب است چرا فلان ماجرا این‌طوری است؟» یا «بهمان اتفاق به‌نظر شما عاقبتش چه می‌شود؟» و از‌این ‌قبیل.
باری این مراجعات و نظر‌خواهی‌ها در جمع‌های فامیلی همواره از من یا چند عضو دیگر فامیل که در مدارج بالای تحصیلی بودند صورت می‌گرفت.
اما بازار امثال ما بیش از همیشه هنگام انتخابات در بین نزدیکان گرم بود. خلاصه یک‌جوری کتاب‌خوان‌ها و تحصیل‌کرده‌ها و همۀ آن‌هایی که اهل تفکر می‌نمودند مرجع و ملجأ شمرده می‌شدند و نظراتشان محترم بود. این مقدمۀ مفصل را گفتم تا برسم به همین‌جا که این روزها دیگر چنین مرجعیت و نظری در هیچ جمع و فامیل و حتی خانواده‌ای معنا ندارد.
شاید بخش اندکی از آن به افزایش سطح تحصیلی مردم بازمی‌گردد، اما چنان‌که تأکید هم کردم بخش خیلی کمی‌ به این دلیل خود را نیازمند مشورت و مراجعه نمی‌بینند. درواقع آفتی که سبب شده امروزه همگان نه‌تنها به‌دنبال کسب نظر کتاب‌خوان‌ترها و لااقل به‌ظاهر صاحب‌نظرها نباشند فاجعه‌ای به‌نام «فضای مجازی» است، فضایی که گویا به‌زودی نسل آن کتاب‌خوارها را منقرض خواهد کرد!
مدتی است که به‌برکت فضای مجازی همان‌ها که تا دیروز بدون مشورت با چهار تا آدم فهمیده‌تر در برهه‌هایی چون انتخابات یا مسائل اجتماعیِ مشابه آب هم نمی‌خورند خودشان صاحبِ‌ رأی و رهنمود شده‌اند. برخی به انواع کانال‌ها و سایت‌ها و بلندگوهای مجازی هم مجهز شده‌اند و کلی هم پیر و مرید و دنبال‌کننده دارند.
انبوه اطلاعات درست و غلطِ تولید‌شده در فضای مجازی و دست‌به‌دست شدنشان سبب شده که عده‌ای را وهم بردارد که متوجه خیلی چیزها شده‌اند، چیزهایی که گویی فقط آن‌ها از این پیام‌های تکراری درکشان می‌کنند.
عمدۀ آن‌ها هم تعداد دنبال‌کننده‌ها را با میزان دانش و خرد خود اشتباه می‌گیرند و گمان می‌کنند اگر مثلا چندهزار نفر صفحه مجازی آن‌ها را دنبال یا مطلب و تصویر آن‌ها را لایک کردند نشان از فهم ژرف ایشان دارد.
حالا همان‌ها که تا چند سال قبل نزدیک هر انتخاباتی کلی سؤال‌پیچت می‌کردند که به چه کسی رأی بدهند و از تو نظر و تفسیر می‌خواستند روزانه صدها نظر و تفسیر برایت می‌فرستند و گاهی هم تو را مسخره می‌کنند و دستت می‌اندازند که چرا آرای تابناک آن‌ها را درنمی‌یابی!
بگذریم.
حالا و در این برهه‌ها می‌فهمم فضای مجازی با این ملت و مملکت چه کرده است. نگذارید این سیلاب مجازی غرقتان کند. اینجا بازار مکاره‌ای است که در آن سوسک را رنگ می‌کنند و بی‌آنکه کمترین تردیدی به شما دست دهد آن را جای قناری به شما می‌فروشند. تازه کاری می‌کنند که برای این قناری کلی هم تبلیغ کنید.

 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی