کد خبر : 73732
/ 18:36
مرمت کاروانسرای رباط همچنان بلاتکلیف مانده و برنامه‌ای برای رونق موزه زائر از سوی اداره کل میراث فرهنگی استان وجود ندارد؛

موزه یا نمایشگاهی از عکس‌های مرمتی؟

با قدم گذاشتن در رباط، ناخواسته سوار بر قطار تاریخ می‌شویم به طوری که هم‌زمان با ورود به صحن تابستانی که جلویی‌ترین قسمت بناست، از زمان حال به گذشته و دورۀ قاجار برمی‌گردیم.

موزه یا نمایشگاهی از عکس‌های مرمتی؟

سمیرا شاهیان

به گزارش شهرآرا آنلاین

 

در آستانۀ ورود به تاریخ

درِ ورودی رباط، مقابل تابلوی «رباط طرق۴» است. از کنار این تابلو که به آن سوی خیابان برویم، چند قدم مانده به درِ ورودی، جفت پایه‌های تابلوی آهنی‌ای را در زمین فرونشانده‌اند که نوشته‌های روی آن مُعرف این بنای تاریخی است: «نام اثر: رباط تاریخی طرق، شمارۀ ثبت آثار ملی: ۱۶۳۶، قدمت: صفوی و قاجار، کاربری فعلی: تاریخی و موزۀ زائر.»

همچنین چکیده‌ای به این شرح: «بنا بر متون تاریخی ناحیۀ طرق منزلگاهی مهم در راه مواصلاتی نیشابور مرو و توس به شمار می‌آمد و کاروان‌هایی که قصد شاهراه اعظم(ابریشم) را داشته‌اند از این مسیر تردد می‌کردند. برای کاروان‌های زائر نیز آخرین منزل قبل از ورود به مشهدالرضا(ع) بوده است. همچنین طرق در سال ۱۲۹۸ه.ق دارای دو کاروانسرا متعلق به دورۀ صفویه بوده که کاروانسرای ساخته شده در زمان شاه عباس صفوی به دلیل تخریب به دستور ناصرالدین شاه برچیده شد و از مصالح آن کاروانسرایی تابستانی بنیان شد. در حال حاضر از کاروانسرای شاه عباس اثری بر جای نمانده و تنها کاروانسرای شاه سلیمان صفوی سالم است. بخش قاجاری بنا دارای یک ردیف غرفۀ تابستانی در اضلاع شمالی‌جنوبی و شرقی است و در بیرون از کاروانسرای شاه سلیمان در ضلع غربی رباط نیز آب انبار(نام درست آن حوض انبار است که به اشتباه روی تابلویی که ادارۀ میراث فرهنگی نصب کرده است، آب‌انبار قید شده است.) و حمام قدیمی متعلق به دورۀ صفویه دیده می‌شود.».

 

103031.jpg

 

گزارشگر و عکاس، تنها بازدیدکنندگان!

با قدم گذاشتن در رباط، ناخواسته سوار بر قطار تاریخ می‌شویم به طوری که هم‌زمان با ورود به صحن تابستانی که جلویی‌ترین قسمت بناست، از زمان حال به گذشته و دورۀ قاجار برمی‌گردیم. در این صحن، سمت راستمان غرفه‌های تابستانی است و سمت چپمان ورودی حوض‌انبار و بخش‌هایی از حمامی است که با تلاش متخصصان ادارۀ میراث فرهنگی از زیر خاک آشکار شده.

هم‌زمان که در صحن تابستانی این کاروانسرای تاریخی قدم می‌زنیم، اگر بخواهیم دربارۀ کاربری‌های قدیمی بخش‌های مختلف آن، اطلاعاتی بیش از آنچه روی تابلوی ورودی نوشته شده است، به دست بیاوریم، تنها گزینۀ موجود، شروع گفتگو با تنها فرد حاضر یعنی نگهبان دائمی کاروانسراست. هر بار که ما بازدیدی از کاروانسرای رباط داشتیم، «شیردل» تنها فردی بوده که در این مجموعه ملاقاتش کردیم، بنابراین هم او از علاقۀ ما به این بنای تاریخی مطلع است و هم ما، از وظیفه‌شناسی او در قبال این مجموعۀ تاریخی آگاهی داریم. 

به اتفاق «شیردل» و عکاس روزنامه، به سمت ورودی حوض انبار می‌رویم و از پله‌های پایینی آن چند دقیقه‌ای به دیوارهای ساروجی و سقف گنبدی آن می‌نگریم. نگهبان کاروانسرا که خودش را بومی منطقۀ طرق معرفی می‌کند، می‌گوید: «در رباط که حالا، یکی از محلات منطقۀ۷ است، همین کاروانسرا، تنها بنای ساخته شده بوده است و بقیه زمین‌های آن، مربوط به کشاورزی بوده. طوری که در اینجا نهرهای دائمی آب روان بوده و حوض‌انبار با آب سد طرق پُر می‌شده است.».

چند دقیقه‌ای روی پله‌های حوض‌انبار می‌نشینیم. می‌پرسیم رفت‌و‌آمد بازدیدکنندگان به اینجا طبق روالی است که همیشه از شما شنیده‌ایم؟ پاسخ می‌دهد: «متأسفانه برای اینجا، تبلیغاتی در شهر نشده که کسی مطلع شود و بیاید. دوباره می‌پرسیم اگر بخواهید از هفتۀ گذشته بگویید، تعداد بازدیدکنندگان چند نفر بوده است؟ می‌گوید از ۵تا ۱۰نفر. به طور کلی، یک روز بازدیدکننده نداریم، یک روز ۱۵نفر و یک روز هم ۲۰،۳۰نفر آن هم دانش‌آموزان مدارس هستند. سؤال دیگر ما از رفت‌و‌آمد گردشگران خارجی است که شیردل می‌گوید اصلا نداشتیم ولی مسافرانی داشتیم که تابلو را دیدند و بعد بازدیدی هم از داخل داشتند و اتفاقاً خیلی هم از تماشای اینجا لذت بردند. 

به بازدید ادامه می‌دهیم و به سمت حمامی می‌رویم که آثار آن از زیر خاک کشف شده است. اگر اطلاعات او از حمام کشف‌شده را بخواهیم بدانیم، این‌طور می‌شنویم: کارشناس‌های ادارۀ میراث فرهنگی تأکید زیادی دارند که اینجا آخرین منزلگاه کاروان‌ها برای ورود به شهر مشهد بوده است و وجود حمام هم تأییدکنندۀ همین موضوع است زیرا کاروانسرای رباط جزو ۹۹۹ کاروانسراهایی است که در زمان شاه عباس ساخته شده و در طول مسیر به غیر از آن در هیچ کاروانسرای دیگری حمام وجود نداشته است. او به توضیحاتش اضافه می‌کند: «وجود حمام برای این منظور بوده است که زائران خودشان را نظافت کنند و برای رفتن به زیارت غسل کنند. ».

 

زمستانِ صحن زمستانی

از فضای خنک و سایه‌دار ضلع شرقی صحن تابستانی به زیر طاقی می‌رسیم که کتیبه‌ای در بالایی‌ترین قسمت آن به چشم می‌خورد. این فضا که به آن هشتی می‌گویند، صحن‌های زمستانی و تابستانی را از هم جدا کرده است. همراه ما به غرفه‌ای که مقابل هشتی است، اشاره و بیان می‌کند: «به آنجا شاه‌نشین می‌گویند. بهترین جای رباط در شاه‌نشین بوده که سَران و بزرگان در آنجا می‌نشستند و ورودی را زیر نظر می‌گرفتند.». شیردل هم به بناهای تاریخی به ویژه این کاروانسرا علاقه دارد چرا که زندگی در جوار آن، به او احساس تعلق خاطری بیش از دیگران بخشیده است. یادآوری می‌کند: «در همین قسمت شاه‌نشین، سقف طاق‌مانند زیبایی بوده که متأسفانه تخریب شده است اما اگر به پلان‌های بنا نگاه کنید، آن را می‌بینید.».

 

103029.jpg

 

صیانت از تاریخی که لَنگ اعتبار است!

در مرکز صحن زمستانی می‌ایستیم و به اطرافمان نگاه می‌کنیم؛ چهار راه‌پله تا بام و چهار در ورودی به سالن‌های اصطبل و اتاق‌هایی برای کسانی که نمی‌‌خواستند در سالن‌های اصطبل اقامت کنند، در گرداگرد این محیط قرار دارد. موضوعات زیادی در اینجا ذهن ما را به خود مشغول می‌کند از جمله: بسته بودن راه‌پله‌ها به دلیل خرابی بام، سنگ‌فرش‌کفِ صحن زمستانی که سنخیتی با معماری سنتی کاروانسرا ندارد، بسته بودن دو درِ ورودی سالن‌های اصطبل، رنگی که روی آجرهای اتاق‌ها در این صحن خورده و شاید سؤال‌برانگیزترین قسمت کاروانسرا که نام موزه بر آن نهاده‌اند. دربارۀ همه این موضوعات با شیردل صحبت می‌کنیم، او صبورانه همراهی‌مان می‌کند و سعی دارد با توضیحاتش، بخش‌های مثبت این بنای تاریخی را برایمان برجسته‌تر کند. گویا پاسخ همیشگی مسئولان ادارۀ میراث فرهنگی روی او هم که عِرق زیادی به این مکان دارد، تأثیر گذاشته است. از او می‌شنویم: «کارهای مربوط به مقاومت بنا، بام‌سازی و مرمت سالن‌های قرینه جایی که موزه شده، به دلیل کمبود اعتبار لَنگ مانده است. اما ما گفتگو را بیش از این ادامه نمی‌دهیم و سعی می‌کنیم در سکوت و آرامشی که حکم‌فرماست به آنچه بر جای مانده بنگریم و دربارۀ کاربری‌هایی که در گذشته داشتند بدانیم.».

 

زین کاروانسرا بسی کاروان گذشته...

همچنان که صدای گام‌هایمان، سکوت موزه‌ای که با اغماض به نمایشگاهی می‌ماند را می‌شکند، نگهبان کاروانسرا حرف جالبی می‌زند: «تصور کنید در ۴۰۰سال پیش در اینجا بروبیایی بوده و رونق داشته است. کاروان‌ها با اسب و شترها و بارهایشان به اینجا وارد می‌شدند و ابتدا بارها را روی سکوی میانی سالن که محل تخلیۀ بارها بوده و به آن بارانداز می‌گفتند، تخلیه می‌کردند و سپس افسار اسب یا شترشان را به محلی که در پایین غرفه‌ها در نظر گرفته شده می‌بستند.».

طبق آنچه می‌شنویم و می‌بینیم در قسمت پایینی دیوار هر غرفه سوراخی است که به آن مال‌بند یا شتربند یا اَخیه می‌گفتند و افسار اسب و شتر را آنجا می‌بستند. همچنین سکویی در هر غرفه دارد که صاحب آن حیوان در صورت تمایل می‌توانسته شب را در آنجا استراحت کند. از ویژگی‌های دیگر سالن اصطبل، روزنه‌های نوری است که روی دیوار هر غرفه تعبیه شده و سوراخ‌های هواکشی که در مرکز سقف‌های گنبدی وجود دارد. 

 

103030.jpg

 

موزه یا نمایشگاه؛ سؤال این است؟!

اردیبهشت سال۹۲، نام موزۀ زائر بر کاروانسرای رباط اطلاق شد و عباس‌زاده، معاون سابق میراث فرهنگی دربارۀ آن گفت: «امیدواریم با افتتاح این موزه به مردم محروم طرق خدمتی کرده باشیم.». چندی بعد ما به عنوان گزارشگر، به کاروانسرا رفتیم تا معنی این خدمت را لمس کنیم، اما در کمال تعجب متوجه شدیم، موزۀ زائر یک روز پس از افتتاح رسمی معاون رئیس جمهور بسته شده و اعتبار خدمت، یک‌روزه بوده است!

حالا ۴سال بعد از این افتتاح و نام‌گذاری، دوباره سری به سالنی می‌زنیم که در گذشته کاربری اصطبل داشته است و حالا موزه. وضعیت موزه این‌طور است: «هنوز به غیر از همان بخش از سالن که گویا برای حضور آقای معاون رئیس جمهور مرمت و آماده شده بود، بخش دیگری مرمت نشده است و این دو بخش با تیغۀ آجری از هم تفکیک شده‌اند. فقط ۴غرفه، مجهز به حفاظ شیشه‌ای شده‌اند و در پشت شیشه‌ها وسایلی ساده قرار گرفته است.». روشن است که همان چند بازدید‌کننده‌ای که نگهبان به حضورشان اشاره کرد برای تماشای سجاده‌ای که به یقین در خانۀ خودشان هم یافت می‌شود به این موزه نمی‌آیند. یعنی این افتتاح پرطمطراق، هیچ دستاورد و خدمتی به‌دنبال نداشته است و اگر پای کسی به درون کاروانسرا باز شده، صرفاً وجهۀ تاریخی آن بوده است. به‌جز تابلوهای معمولی و عکس‌های بدون قابی که نسخۀ کپی از تصاویر مکان‌های تاریخی(حتی غیرتاریخی!)است، اشیای دیگری در موزه(!) به چشم نمی‌خورد. 

..........................................

 

پاسخ‌های عجیب‌و‌غریب معاون ادارۀ کل میراث فرهنگی استان در خصوص کاستی‌های موزۀ زائر در محلۀ رباط 

  • به جای کاروانسرا به پشت بام شهرآرا می‌رفتید! 

 

برای در میان گذاشتن آنچه در کاروانسرای رباط دیدیم با مسئولان ادارۀ میراث، با حسین اصغری‌ثانی، سرپرست معاونت میراث فرهنگی خراسان رضوی تماس می‌گیریم. 

از این مسئول می‌پرسیم آیا جایی که موزۀ زائر به آن اطلاق شده است را به عنوان موزه قبول دارید؟ که این‌طور پاسخ می‌شنویم: «خیلی پیچیده نیست این همه خانۀ تاریخی در دل بافت شهر مشهد داریم که رفت‌و‌آمد زائران به آنجا زیاد است، حتی یک گزارش دربارۀ کاربری‌های جدید بافت تاریخی نوشتید که اصلا چه کسی به آن‌ها مجوز داده است؟». و ادامه می‌دهد: «شما این همه راه از ساختمان روزنامۀ شهرآرا رفتید تا به کاروانسرای رباط برسید، اما اگر من گزارشگر بودم و می‌خواستم گزارشی تهیه کنم، نیاز نمی‌دیدم از ساختمان روزنامۀ شهرآرا به رباط بروم. کافی بود به پشت‌بام می‌رفتید و چند فریم عکس از اطراف خودتان می‌گرفتید تا متوجه شوید در این شهر چه خبر است!».

اصغری‌ثانی همچنان که دلش از سازمان‌های دیگر پُر است، برای جواب سؤال ما به بیراهه می‌زند و می‌گوید:«وقتی می‌بینیم یک حریم بافت‌های تاریخی کشور را داریم و ضوابطش نیز به شهرداری ابلاغ شده است ، اما این سازمان به خودش زحمت نمی‌دهد که بیاید و در رابطه با ساخت هتلی در یک خیابان پررفت‌و‌آمد، مجوز و استعلامی بگیرد که اصلا باید ساخته شود یا نه، آن وقت شما این همه راه رفتید رباط!».

او در نهایت پاسخ سؤال ما را این‌طور می‌دهد: «اینکه چرا آنجا موزۀ زائر شده است به این دلیل بوده که سر راه زائران پیاده است. به علاوه مقدورات ما در حوزۀ اداره میراث فرهنگی در مشهد همین است؛ یعنی ما هیچ محل دیگری نداشتیم. اگر شما محل دیگری در مشهد سراغ دارید به ما معرفی کنید تا ما موزه را به آنجا منتقل کنیم.».

پرسش ما از کیفیت اشیایی است که در محلی به نام موزه قرار گرفته و برنامه‌هایی که برای آنجا دارند، اما سرپرست معاونت میراث فرهنگی خراسان رضوی همچنان می‌خواهد گله کند و بپرسد: «مگر جزو اساسنامۀ شهرداری‌ها نیست که موزۀ شهر افتتاح کنند؟ جای تعجب است که سازمانی با بیش از ۹میلیارد دلار گردش مالی، وظایف ذاتی‌‌اش را کنار می‌گذارد.». می‌پرسیم مسئولان ادارۀ میراث فرهنگی چطور، آن‌ها باید به مسائل بی‌توجه باشند؟ پاسخ او این است: «نخیر. ما با چنگ و دندان آنجا را حفظ کردیم. همان رباطی که شما رفتید، بیش از ۵۰۰میلیون تومان برای مرمتش هزینه شده است که از سرجمع اعتباراتمان مرمتش کردیم. او می‌افزاید:«اگر عکس‌های قبلی رباط را می‌دیدید، متوجه می‌شدید که چقدر در آنجا کار شده است.».

اما قرینه سالن‌هایی که عنوان موزه را گرفتند، اکنون بسته است و بخش زیادی از سقف‌های آنجا فروریخته و بخش باقی‌مانده هم با قیم سرپا مانده است. همچنین این بخش از کاروانسرا، انبار مصالحی است که در زمان مرمت استفاده می‌شده است. این موضوع را نیز با معاون میراث فرهنگی درمیان می‌گذاریم. اصغری‌ثانی توضیح می‌دهد: «جایی که می‌فرمایید انبار مصالح شده، انبار نشده، مصالحی بوده که برای مرمت رباط استفاده می‌شده است و این‌جور نیست که یک رباط و اثر تاریخی را بخواهیم انبار مصالح ساختمانی کنیم.».

 

103028.jpg

 

فقط نمایشگاهی از عکس‌های مرمتی است

استدلال این مسئول در خصوص انبارنبودن بخشی از کاروانسرا که از سال۹۲ و بعد از افتتاح موزه، همچنان درش بسته است و رسیدگی به آنجا نشده، این است: «در آنجا می‌بینید که آجر ۲۵ در۲۵ داریم نه آجر فشاری، بنابراین آنجا انبار نیست.». او اضافه می‌کند: «بخشی از رباط، سقف‌هایش هنوز به مرمت نیاز دارد اما همان قسمتی که اکنون نمایشگاه است کف کاملا بهم ریخته‌ای داشته و پر از رطوبت بوده است. همکاران ما اینجا را کف‌سازی کردند که هزینۀ زیادی صرف آن شده اما به دلیل کمبود اعتبار بخش‌های شرقی رباط که نیاز به مرمت دارد، همچنان به صورت کارگاه مرمتی باقی‌مانده است.».

در صحبت‌های این مسئول، کلمۀ نمایشگاه را می‌شنویم که ذهنمان را به سؤال نخست معطوف می‌کند. اصغری‌ثانی که حالا از موضع توجیه و دفاع کوتاه آمده است، می‌گوید: «در حال حاضر در کاروانسرای رباط، چیزی به نام موزه وجود ندارد، فقط نمایشگاهی از عکس‌های مرمتی آنجاست.».

او ادامه می‌دهد: «افتتاح آنجا به عنوان موزۀ زائر، کاری بوده که در دولت گذشته انجام شده و کارشناسان ما در حوزۀ اداره کل میراث فرهنگی به هیچ عنوان با این کار موافق نبودند. ایجاد موزه، شرایط و استانداردهایی دارد که در آنجا رعایت نشده است.».

معاون میراث فرهنگی ادارۀ کل خراسان رضوی درخصوص سنگ‌فرش صحن زمستانی که مغایر با معماری سنتی بناست، این‌طور توضیح می‌دهد: «سنگ‌ها کاملا از نظر فرم و رنگ مطابق با معماری سنتی کاروانسرا و برگشت‌پذیر است.».

این پاسخ ما را متعجب می‌کند، اما اصغری‌ثانی که در ابتدای پاسخ به هر سؤال ما، بنا به توجیه دارد این‌طور ادامه می‌دهد: «انتخاب سنگ‌های حیاط، از مسیر شورای فنی ادارۀ میراث فرهنگی عبور کرده و صاحب‌نظران و پیش‌کسوتان و متخصصان حوزۀ معماری کاملا تأییدش کردند.».

او می‌افزاید: «در دولت قبل و در زمان مسئولیت آقای ملک‌زاده، خیلی فوری تصمیم می‌گیرند که اینجا را به موزۀ زائر تبدیل کنند. از آنجا که تنها بنای در مسیر رفت‌و‌آمد کاروان‌های پیاده، این کاروانسرا بوده از همین بنا استفاده می‌کنند. و موضوع سنگ‌فرش که فوری انجام شده، دقیقاً به این دلیل و برای سامان‌دهی ضرب‌العجلی رباط بوده است. با این حال کارشناسان میراث فرهنگی در بحث مرمت کف، سنگ‌ها را به صورت خشکه‌چین به کار بردند و این امکان وجود دارد که هر زمان که بخواهیم آن‌ها را برداریم.».

پرسش آخر به نبود بازدیدکننده در کاروانسرا برمی‌گردد و راهکاری که ادارۀ میراث فرهنگی برای آن دارد. اصغری‌ثانی در واکنش به این صحبت ما که «بارها سرزده به کاروانسرا رفتم اما پرنده در آنجا پر نمی‌زند.» می‌گوید: «حتی همان پرنده‌ها که گفتید خبری از آن‌ها در کاروانسرا نیست، خط و مشی رسانۀ شما را می‌دانند.».

 

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی