کد خبر : 73731
/ 18:18

فکر می‌کنند یک خانواده پرجمعیتیم!

۳۰خادم حرم امام رضا(ع) برای نگهداری از کودکان بی‌سرپرست دو مرکز را برپاکرده‌اند؛ آن هم طوری‌که حتی همسایه‌ها از وجود چنین مرکزی خبر ندارند ...

فکر می‌کنند یک خانواده پرجمعیتیم!

خبرنگار: معصومه‌ فرمانی‌کیا

به گزارش شهرآرا آنلاین / بعضی از خوبی‌ها نقطه‌ای هستند برای یک زمان و یک مکان خاص. تازگی و طراوتشان، گرما و لطف و حضورشان، لحظه‌ای است و بعد تمام می‌شود و می‌رود مثل یک اشعه، یک قطره، یک ذره. بعضی از خوبی‌ها اما ساری و جاری‌اند، تمام‌شدنی نیستند مثل نور، مثل آب، مثل باران و... شبیه همین روایت‌هایی که ساده می‌آیند اما حکایتشان نه تمام‌شدنی است و نه فراموش شدنی، می‌مانند و ماندگار می‌شوند. تمام لحظه‌هایی که در مرکز «سراج رضوی» همراه امیر علی، محمدرضا و نازنین بازی کرده و خوشحالی آن‌ها را از نزدیک حس می‌کنیم، برایمان قابل لمس‌تر می‌شود که هیچ چیز این دنیا نمی‌تواند با نشاندن لبخندی بر لب کودک محروم از مهر پدر و مادر برابری کند. امیررضا چهار ساله کوچک‌تر از آنکه بخواهد چیزی از مفهوم خانواده و پدر و مادر بداند اما به محبت‌های این خانواده کوچک خو گرفته است. «سراج رضوی»، مرکز نگهداری از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست در خیابان ثامن‌الائمه(ع) است. خانه‌ای که چند سال قبل، اسدا... برومند، قبل از فوت به فرزندانش وصیت کرده تا وقف کارهای خیر شود و پسران مرحوم بعد از فوت و مطلع شدن از تصمیم گروه سراج با اشتیاق کلید منزل پدری‌شان را تقدیم می‌کنند و در ادامه نیز همراه این گروه می‌شوند و کاری که از دستشان بر می‌آید با جان و دل انجام می‌دهند. حالا یک گروه متشکل از خدام پر‌انرژی حضرت رضا‌(ع) آن را مدیریت می‌کنند. گروهی که نه دغدغه شهرت را دارند و نه دنبال پول و ثروت هستند. خادمانی که ناشناخته کار را شروع کردند و هنوز هم گمنام آن را همراهی می‌کنند.

..........................................

 

همراهی با بچه‌ها حالم را خوب می‌کند 

علیرضا صدری، مدیر ۳۷‌ساله و جوان این مجموعه در راس گروه قرار دارد. تحصیلاتش در حوزه مدیریت است؛ دکترای مدیریت هم ربطی به شکل‌گیری یک مرکز برای کودکان بی‌سرپرست و بد‌سرپرست ندارد، به ویژه اینکه کار او در حوزه بازرگانی است.

جرقه این کار خیر از سال‌ها پیش باعث شد تا یک گروه ۳۰‌نفره از خدام با هم همراه شوند و حالا که حرفش می‌شود، می‌گوید: «نمی‌دانید چقدر همراهی با این بچه‌ها، حالم را خوب می‌کند.»

در ابتدای صحبتش می‌گوید: «هدف ما خدمت به کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست است. همه اعضای هیئت امنا دوست داشتیم در زمانی که کسی به فکر کسی نیست، قدمی در راه خیر برداریم؛ قدمی که ماندگار باشد به همین خاطر فکر انجام این کار به سرمان زد.»

سال ۸۸ تصمیم‌مان قطعی شد و با همفکری دوستان و خادمان در بخش‌های مختلف یک گروه۳۰ نفره تشکیل داده و برنامه ریزی کردیم، چارتی را مشخص کردیم و با توکل به خدا کار را آغاز کردیم. 

اساسنامه‌ای که برای آن مجوز گرفتیم، حمایت از اقشار آسیب‌دیده و کودکان بی‌سرپرست بود به این منظور باید درخواستمان را به اداره ثبت اسناد تحویل می‌دادیم بعد از آن، قرار به انتخاب نامی برای مجموعه شد. شاید باورتان نشود یکی از خادمان خوابی دید که در انتخاب نام کمکمان کرد. 

چند ملائکه یکی از لوسترهای حرم را برداشته و آن را روی همین ساختمان فعلی که در اختیار مجموعه است، قرار دادند و تمام ساختمان یکپارچه پر از نور شد و عنوان سراج برگرفته از همین خواب بود، رضوی هم که مربوط به خدام رضوی و توس، استعاره از مشهد است پیداکردن نام به همین ظرافت بود. مرحله بعد نوبت یافتن مکانی مطابق با استانداردهای سازمان بهزیستی بود. 

 

103025.jpg

 

خوابی که تعبیر شد

قبل از اینکه ما با خانواده برومند و واقف مکان آشنا شویم. اسد‌ا... برومند، همان سال‌۸۸ به رحمت خدا رفته بودند. ورثه‌اش به شدت پیگیر این موضوع بودند که منزلی را که پدرشان وصیت کرده‌اند، به کار خیر اختصاص دهند. مرحوم برومند را ندیده بودم و زمانی که در حال مرمت ساختمان و ایمن‌سازی آن بر مبنای استانداردهای سازمان بهزیستی بودیم، شبی در عالم خواب دیدم که آقایی با یک بنز قدیمی جلوی همین ساختمان فعلی مرکز توقف کردند و ۱۴‌شمعدانی از داخل ماشین بیرون آورده و داخل حیاط ساختمان برده و شروع به کاشت و آب دادن به آن‌ها کردند. تعبیر این خواب زمانی برای من روشن شد که تعداد بچه‌های نگهداری شده در این مجموعه از ۸‌نفر به ۱۴نفر رسید و به همین تعداد باقی ماند. یعنی اگر بچه‌ای از این مجموعه ترخیص شود، بچه‌های دیگر جایگزین شدند اما تعداد همین ۱۴‌نفر است. پس از تعریف خواب برای خانواده برومند مشخص شد که آن شخص، مرحوم پدرشان بوده و آن بنز قدیمی نیز خودروی ایشان بوده است.

وقتی ورثه و فرزندان مرحوم که حالا خودشان از همراهان و اعضای مجموعه هستند، از ما توضیحی درباره چگونگی کار خواستند و متوجه شدند هدفمان نگهداری کودکان بی‌سرپرست و بد‌سرپرست است، کلید منزل را بی‌هیچ چون و چرایی در اختیارمان گذاشتند. فعالیت مرکز از ۱۷/۷/۹۰ مصادف با ولادت امام رضا(ع) با ۸‌کودک کمتر از ۶‌سال که از مرکز بهزیستی تحویل گرفته بودیم، شروع شد.

موقعیت ساختمان بهتر از شرایطی بود که ما به دنبالش بودیم، ساختمان ۱۵۰‌متر‌مربع در سه طبقه که هر طبقه آن سه اتاق خواب مجزا دارد. به هر حال خدا لطفش را در حق ما و بچه‌های مرکز تمام کرد. کار با جشن پر‌شکوهی ازحضور خادمان در مرکز شروع شد و پس از آن پر‌قوت‌تر ادامه پیدا کرد. 

در ابتدا هدف فقط نگهداری از کودکانی بود که هر کدام بنا به دلایلی در سازمان بهزیستی پذیرش و نگهداری می‌شدند.

اما بعد از آن متوجه شدیم خانواده این فرزندان که شرایط نگهداری ازکودک را ندارند، به اندازه خود بچه‌ها مهم هستند؛ چرا‌که برخی از بچه‌ها در نهایت به جمع همین خانواده برمی‌گردند؛ به همین خاطر ارتباط گرفتن با آن‌ها برای حمایت، آموزش و سامان دادن به وضعیت خانوادگی نیز بخشی از کار ما شد تا بتوانند فرزندانشان را ترخیص و نزد خود نگهداری کنند.

 

چراغ خاموش راه می‌رویم 

دوست نداریم بچه‌ها با همه کودکی‌شان متوجه تفاوت زندگی خودشان با بقیه بشوند، شاید به جز چند همسایه دیوار به دیوار و کنار مجموعه که به خاطر سر‌و‌صدای بچه‌ها متوجه فعالیت این مرکز شده‌اند، کسی از ماهیت مجموعه اطلاعی ندارد و تصور همه بر این است که ما یک خانواده شلوغ و پر‌جمعیت هستیم و باور خودمان هم جز این نیست. ما همه اعضای یک خانواده هستیم. 

چند سال است سفر را از برنامه خانوادگی‌مان حذف کرده‌ام اما هرسال اول تابستان برنامه سفر و تفریح شمال بچه‌ها برقرار است.

 

نگهداری نوجوانان در مرکز تربیت

گرچه مشکلات مرکز کمتر از ۶سال به پررنگی مرکز دوم «تربیت» که اختصاص به نوجوانان دارد، نیست اما چون بچه‌های این مرکز، خردسال بوده و نیاز به رسیدگی بیشتری دارند معمولا ناسازگارترند و این کار مربیان ما را سخت‌تر می‌کند. اما رفته‌رفته، بچه‌ها به محیط جدید و به ویژه مربیان خو می‌گیرند.

در ادامه به فکر گسترش کار افتادیم. «تربیت» به عنوان دومین مجموعه از همین اندیشه پا گرفت. در این مرکز که متعلق و وابسته به سازمان بهزیستی است، ۱۰ نوجوان نگهداری می‌شوند و شرایط برای کسانی که علاقه‌ای به ادامه تحصیل ندارند و می‌خواهند حرفه یا هنری را آموزش ببینند، آماده است. در مجموعه تربیت با استفاده از نیروهای متخصص در حوزه روان‌شناسی، پسران بین ۱۲ تا ۱۸‌ساله نگهداری می‌شوند که معمولا در مراکز شبانه‌روزی ناسازگارند. نوجوانانی که یا درس نمی‌خوانند یا با مربیان مشکل دارند. متخصصان روان‌شناسی، تحت نظر روانپزشک در طی یک دوره ۶‌ماهه به جهت بهبود وضعیت رفتاری و کاهش ناسازگاری به این نوجوانان آموزش می‌دهند و در پایان دوره به مراکز بهزیستی منتقل می‌شوند.

 

103026.jpg

 

ارتباط صمیمانه افراد گروه 

ما در حلقه خدمتی حرم مطهر به لطف امام رضا(ع)، دوستانی داریم که در حوزه‌های مختلف شغلی فعالیت دارند و در صورت نیاز به جهت رفع مشکلات مددجویان از کمک آن‌ها بهره‌مند می‌شویم. 

معمولا در هر زمینه‌ای که نیاز به کمک داریم، اعلام می‌کنیم مثلا فلان نوجوان به دلیل شرایط خانوادگی چند سال است از تحصیل محروم بوده و حالا قصد ادامه تحصیل دارد، کسانی که در حوزه آموزش‌وپرورش هستند راهنمایی‌های لازم را می‌کنند یا کودکانی که نیاز به درمان و ترمیم دندان داشته‌اند، توسط دندانپزشکانی که با مجموعه ارتباط دارند به صورت رایگان انجام می‌شود. این ارتباطات صمیمانه کار را راحت‌تر کرده، به همت و کمک همین خادمان واحدهای اشتغال را شناسایی کرده و نوجوانانی را که به سن ۱۸‌سال رسیده و تمایل به ادامه تحصیل نداشته باشند، به این مراکز معرفی می‌کنیم و با کمک هزینه‌ای که سازمان بهزیستی پرداخت می‌‌کند، رفته‌رفته بچه‌ها می‌توانند آموزش دیده و مستقل به زندگی‌شان ادامه بدهند.

حساسیت خدمتگزاران این مجموعه روی تربیت آن‌ها بیش از فرزندان خودشان باشد و از هیچ چیز در حقشان دریغ ندارند‌.

 

بچه‌ها بیگانه با هویتشان نمی‌مانند 

یکی از مهم‌ترین ارکانی که مجموعه هیچ وقت از آن غفلت نکرده، خانواده کودکان است چه خانواده‌ای که پدرو مادر شرایط نگهداری را ندارند و چه آن‌هایی که توسط نزدیکان نگهداری می‌شوند.

او می‌گوید: «حتی برای فرزندانی که خانواده آن‌ها محکومیت دارند شرایط ملاقات را فراهم کرده‌ایم و البته از مسئولان مربوطه نیز تقاضا کرده‌ایم این دیدارها در شرایط ایدئال باشد. و به این‌گونه بچه‌ها بیگانه با هویت خود نمی‌مانند. البته اصرار ما در تربیت و نگهداری آن‌ها بر این است که شرایط متوسطی را برایشان فراهم آوریم؛ چرا‌که برخی از آن‌ها در نهایت به جمع خانواده باز می‌گردند و خانواده‌های این کودکان معمولا شرایط اقتصادی خیلی مطلوبی ندارند. نخواسته‌ایم این تضادها باعث آزار و ناراحتی بچه‌ها شود.»

 

از مراسم گروهی استقبال می‌کنیم 

شاید خیلی از خانواده‌ها از سر دلسوزی دوست داشته باشند، این بچه‌ها در جمع و میهمانی‌های خانوادگی آن‌ها حضور داشته باشند. من به عنوان مدیر مجموعه همیشه از دعوت آن‌ها در جشن‌ها و مراسم گروهی که دسته‌جمعی بوده، استقبال کرده‌ام اما در میهمانی‌های خانوادگی خصوصی که بچه‌ها در کنار خانواده‌شان حضور دارند (مانند تولد) وضعیت فرق می‌کند. هر اندازه هم که بخواهیم مراعات حال بچه‌ها شود، باعث دلگیری و آزردگی خاطر آن‌ها می‌شود و ما این را به‌هیچ‌وجه نمی‌پذیریم‌.

 

103024.jpg

 

برای لبخندی بر لب کودکان

صدری در بخشی از صحبت‌هایش می‌گوید: «اهمیت مشاوره و مددکاری تخصصی به خانواده‌هایی که از این فرزندان نگهداری می‌کنند تا اندازه‌ای بود که مجموعه‌ای در عبادی به مددکاری و مشاوره به این خانواده‌ها اختصاص یافت. خانواده‌هایی که برای نگهداری کودکان به شدت نیاز به مشاوره دارند و این موضوع اولویت اصلی فعالیت ما در این مرکز است. البته هیچ کدام از مراکزی که مشغول به فعالیت هستند، تابلو و نام و نشانی ندارد و ترجیح می‌دهیم رفت‌و‌آمد کودکان و خانواده‌های آن‌ها که با این مجموعه‌ها مرتبط هستند با حفظ آبروی کامل باشد؛ چرا‌که کودکان این مراکز قرار است جزئی از فردای اجتماع ما را شامل شوند.»

مدیر مجموعه دوباره تاکید می‌کند: «ما یک خانواده بزرگ و بی‌حاشیه هستیم و با اینکه شخصا ارتباط نزدیکی با تمام این بچه‌ها دارم اما حس خاصی به کودکان یتیم نیز دارم. هر چند اصلا نمی‌شود این عبارت را به کار برد که جای پدران و مادران آن‌ها را پر می‌کنیم اما همین که ببینیم لبخندی از رضایت بر لب دارند برای تمام زندگی ما بس است و خستگی‌هایمان را می‌گیرد...»

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی