کد خبر : 73720
/ 22:32
حجت الاسلام محمدجواد نظافت می‌گوید: الفبای مسلمانی یعنی بی‌تفاوت‌نبودن به مسائل اجتماعی؛

مناصب ، ابزارِ برقراری عدالت

انتخابات شورای شهر و ریاست‌جمهوری در پیش است و آخر همین هفته باید افرادی را برای سیاست‌گذاری و هدایت و برنامه‌ریزی برای شهر و کشورمان انتخاب کنیم.

مناصب ، ابزارِ برقراری عدالت

حاتم مهجوری- اینکه اصل اول هر انتخاباتی باید حضور حداکثری باشد بر کسی پوشیده نیست، اما اینکه کیفیت این انتخاب باید چگونه باشد حائز اهمیت ویژه‌ای است. نهج‌البلاغۀ حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) نیز سرتاسر نکاتی است که می‌تواند چراغ راه در این انتخاب باشد. بر‌همین‌اساس گفتگویی با حجت‌الاسلام محمدجواد نظافت یزدی، استاد حوزه و دانشگاه، داشته‌ایم که آن را در ادامه می‌خوانید.

 

همان‌طور که می‌دانید، در موسم انتخابات هستیم. اگر بخواهیم نگاه دینی خود را درخصوص این ایام داشته باشیم، بفرمایید در ابتدا اسلام چه نقشی برای مشارکت مردم قائل است؟

مطلب اول در‌این‌باره، اهمیت شرکت در انتخابات است. اسلام به این مسئله توجه داشته که عرصه‌های مختلف بر روی یکدیگر مؤثر و بر هم اثر می‌گذارند. براین‌اساس مسائل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی بر روی همدیگر تأثیرگذار هستند. درخصوص انتخابات نیز همین مسئله صادق بوده و هر انتخابی که انجام دهیم، این مسئله خود را در حوزه‌های شخصی و فردی و اجتماعی نشان خواهد داد. 

از همین زاویه، مسلمانان نباید به اتفاقاتی که در محیط پیرامون روی می‌دهد، بی‌تفاوت باشند. درواقع الفبای مسلمانی، بی‌تفاوت‌نبودن به مسائل اجتماعی است. پیامبر اسلام(ص) دراین‌باره فرموده‌اند: « مَن اصبحَ و لَمْ یَهْتَمَّ بامورِ المُسلمینَ فَلَیسَ بمُسلِمٍ.» هرکه صبح کند و به امور مسلمین همت نگمارد، مسلمان نیست. درراستای تحقق فرمایش پیامبر اسلام(ص) مردم باید در انتخابات شرکت کنند و نسبت به تعیین سرنوشت خود، بی‌تفاوت نباشند.

 

سؤالی که پیش می‌آید، این است که کیفیت این حضور چگونه می‌تواند باشد؟ به نظر اینجا مسئلۀ آگاهی را داریم که بسیار تعیین‌کننده است.

بله. شرکت در انتخابات باید آگاهانه باشد. اگر از روی آگاهی و بصیرت شرکت در انتخابات صورت نگیرد، ضررش از شرکت‌نکردن بدتر است. باید ببینیم چه فردی اصلح و مطلوب بوده و چنین فردی را انتخاب کنیم؛ یعنی به میزانی که آگاهی‌های فردی و اجتماعی بالاتر برود، به همان میزان ما به انتخاب گزینۀ اصلح نزدیک‌تر خواهیم شد. درنتیجه به موازات حضور و انتخابات، باید با بصیرت انتخاب کرد.

 

در قبال این انتخاب مردم، فرد یا افرادی که انتخاب می‌شوند و صاحب جایگاهی می‌گردند هم وظایفی دارند. دراین‌باره مهم‌ترین نکته‌ای که باید مدنظر باشد، چیست؟

این است که کاندیداهای ریاست‌جمهوری این پست را امانت الهی بدانند. تصور نکنند این مسئولیت مثل ملک شخصی آن‌هاست. امام‌علی(ع) در نامه‌ای به یکی از فرمانداران خود می‌فرمایند: «پست و مقامی‌که به دست تو افتاده، برای تو طعمه نیست؛ بلکه امانتی در گردن توست و خواسته‌اند که تو نگهبان باشی برای کسی که از تو بالاتر است.» از طرف خداوند در قرآن می‌فرماید: «إِنَّ‌ا...َ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها.» امانت را به اهلش بسپارید. ازاین‌رو مردم باید فردی را که امانتدار است، انتخاب کنند. رئیس‌جمهور نیز هرگاه تخلفی در بین مسئولان دید، باید به‌دلیل اینکه امانتداری نکرده، با او برخورد کند. فردی که رئیس‌جمهور می‌شود، اول باید احساس کند که امانت الهی را تحویل گرفته است و برای حفظ این امانت الهی باید تقوا پیشه کند. رئیس‌جمهور باید حتی در جاهایی که نهان است و امکان نظارت هم وجود ندارد، تقوای الهی پیشه کرده و امانت الهی را حفظ کند.

 

چه کسی ویژگی امانتدار‌بودن را با خود به‌همراه دارد؟

فردی که به‌عنوان رئیس‌جمهور انتخاب می‌شود، باید ظاهر‌وباطنش یکی باشد. امام‌علی(ع) دراین‌باره می‌فرمایند: «آن کس که پنهانی و آشکارش، کردار و گفتارش با هم مخالفت نداشته باشد، امانت الهی را ادا کرده است.»

 

خب مردم به‌طورمعمول نمی‌توانند تشخیص دهند که افراد ظاهر و باطن اعمالشان یکی هست یا نیست. از چه طریق یا شاخصه‌ای می‌توان پی به این مسئله برد؟

برای بررسی این مسئله که چقدر ظاهر و باطن فردی که کاندیدا شده با هم مطابقت دارد، باید به اطرافیان افراد نگاه کرد و دید این‌ها چه کارنامه‌ای و چه اطرافیانی دارند؟ آیا کارنامۀ آن‌ها با وعده‌هایی که سر می‌دهند هماهنگی داشته و یکی است یا نه؟ همچنین یک شاخص دیگر این است که باید دقت کنیم کدام فرد است که دشمنان از او حمایت می‌کنند. این هم یک مؤلفه برای تشخیص است. همچنین ممکن است فردی باشد که ارتباطی هم با دشمنان نداشته باشد؛ اما به‌دلیل ‌ضعفی که دارد، دشمن احساس می‌کند می‌تواند از ضعف او سوء‌استفاده کند. ازاین‌رو از چنین‌فردی حمایت می‌کند. امام‌علی(ع) دراین‌باره می‌فرمایند: «در خائن‌بودن انسان همین بس که امین خیانتکاران باشد.» اگر فردی که به‌عنوان رئیس‌جمهور انتخاب می‌شود، این مسئولیت را امانت دانسته و مسئولیت را به‌عنوان وسیله‌ای برای خدمت به مردم تلقی و برای دفع باطل از آن استفاده کند، این فرد هیچ‌گاه دچار لغزش نخواهد شد. 

 

این مسئولیت‌ها و مناصب در دیدگاه حضرت‌علی‌(ع) از چه جایگاهی برخوردار است؟

من روایتی نقل کنم. امام‌علی(ع) در جریان جنگ صفین ابن‌عباس بر ایشان وارد شدند. درحالی‌که درحال وصله‌زدن کفش‌های پینه‌بستۀ خود بودند. از او سؤال کردند که این‌ها چقدر ارزش دارد. ابن‌عباس جواب داد ارزشی ندارند. امام در جواب گفتند «حکومت بر شما از این برای من پست‌تر است مگر آن‏که حقی را برپا سازم یا باطلی را براندازم.» از سخن امام‌علی(ع) به‌وضوح برمی‏‌آید که پذیرش هرگونه مسئولیت و مدیریت، ارزش ذاتی ندارد و نگرش مدیران به آن مسئولیت‏‌ها باید به‌گونه‏‌ای باشد که این مناصب برای آنان ابزاری برای اجرای عدالت و احکام الهی باشد. امیرالمؤمنین(ع) در نامه‌ای که به مالک‌اشتر نوشتند، چهار مأموریت برای او تعیین کردند. یکی از آن‌ها جهاد با دشمن است. معنی آن این است که به فکر جنگ با دشمن باشید. انسان عاقل باید بداند که دشمن دارد. هر ملتی دشمنانی دارد؛ به‌ویژه مؤمنان. خدای متعال صراحتاً در قرآن می‌فرماید شما دشمنی به نام شیطان دارید. بعد می‌فرماید شما هم با شیطان دشمنی کنید. بعد هم می‌فرماید شیطان دو دسته است؛ شیاطین الجن و الانس. شیطان جن را با چشم نمی‌توانیم ببینیم، صدایش را نمی‌توانیم بشنویم و نمی‌توانیم آن را لمس کنیم؛ ولی هست. ولی شیاطین انس را می‌توان دید و از طریق آن‌ها می‌توان به خواست شیاطین جن پی‌برد. آمریکا و اسرائیل و آل‌سعود و داعش شیطان انس هستند.

 

یکی از مسائلی که در همین انتخابات و البته در تمام دوره‌های گذشته هم کم‌وبیش موردتوجه نظرات مختلف کاندیداها قرار می‌گیرد، مقولۀ امنیت است. با توجه به وجود مقاومت‌ها و مخالفت‌ها علیه نظام اسلامی، امنیت از چه جایگاهی برخوردار است.

امنیت از نان شب واجب‌تر است. برهمین‌اساس کسی که سر کار می‌آید، باید به فکر جهاد با دشمن باشد؛ یعنی به فکر این باشد که امنیت برقرار شود. چگونه است که اگر قحطی باشد، همه‌چیز از بین می‌رود و ممکن است انسانی انسان دیگر را از فرط گرسنگی بدرد. قرآن، امنیت را هم مثل نان قرار داده و می‌گوید باید پروردگار این کعبه را عبادت کنید؛ خدایی که گرسنگی را برطرف کرد و امنیت ایجاد کرد. یعنی خدا زمانی توقع عبادت دارد که شکمتان سیر است و امنیتتان برقرار است. البته مردم معمولا حواسشان به نعمت امنیت نیست. همچنان‌که آدم‌ها قدر سلامتی را نمی‌دانند، قدر امنیت را هم نمی‌دانند. امنیت نعمتی است که وقتی از دست برود، ارزشش نزد مردم شناخته می‌شود. امنیت از ناحیۀ دشمنان به خطر می‌افتد. باید کاری کرد که دشمنان امید پیدا نکنند. وقتی امنیت از ناحیۀ دشمنان به خطر می‌افتد که دشمنان روحیه و امید داشته باشند. آن‌ها وقتی حمله می‌کنند که امید داشته باشند، نتیجه می‌گیرند و جان و ثروتشان به خطر نمی‌‌افتد. دشمنانی که ما می‌شناسیم، در کار دنیایی خودشان عاقل هستند.

 

برخی از همین سخنان و همچنین ضرورت دشمنی با دشمن بر طبل جنگ‌افروزی ما و نظام اسلامی‌ می‌کوبند. به نظر شما راهبرد اسلام دربرابر عداوت‌ها چیست؟

نکتۀ خوبی است. راهبرد قرآن برای جلوگیری از جنگ و مقابله با دشمنان چیست؟ ما چه‌کار کنیم سایۀ جنگ از سر این ملت دور شود؟ قرآن می‌گوید: «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ.» 

"و شما (ای مؤمنان) در مقام مبارزه با آن‌ها خود را مهیا کنید و تا حدی که می‌توانید از آذوقه و آلات جنگی و اسبان سواری برای تهدید دشمنان خدا و دشمنان خودتان، فراهم سازید."

این دستور قرآنی است. هر چه می‌توانید امکانات نظامی‌ فراهم کنید. به تعبیر قرآن اسب‌های جنگی را آماده نگه دارید و به این وسیله دشمنان خدا و دشمنان خودتان را بترسانید. درحقیقت راهبرد قرآن برای اینکه جنگ نشود، «راهبرد دفاعی» است. قرآن می‌گوید پول‌خرج‌کردن در راه تقویت توان دفاعی و ترساندن دشمن، راه خداست و از نظر مادی نیز عین‌منفعت است. قرآن در آیۀ دیگری می‌گوید بعد از این اگر خواستند با شما آشتی کنند، شما کوتاه بیایید؛ بنابراین زمانی باید سر میز مذاکره بنشینیم که توان نظامی‌مان را به رخ دشمن کشیده‌ایم و دشمن‌ دیده که از طریق نظامی‌، کاری از دستش برنمی‌آید و مجبور شده سر میز مذاکره بنشیند. کسی می‌تواند دشمن را بترساند که خودش نترسد.

محکم حرف‌زدن، وسیلۀ حفظ امنیت است. چرا در جنگ‌های قدیم رجز می‌خواندند؟ رجزخواندن وسیله‌ای برای ترساندن است. ما، هم در عمل باید بترسانیم و هم در زبان. ما در اول انقلاب از نظر ظاهری در ضعف بودیم. به ما حمله کرده ‌بودند و وضعیت نظامی‌ ما به هم ریخته بود؛ ولی امام(ره) فرمود: «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.» 

..........................................

 

  • کاندیدای اصلح کسی است که دنیا پیش چشمش کوچک باشد

 

کلید‌واژۀ عدالت، یکی از مفاهیمی‌ است که همیشه بار معنایی خاص خودش را به‌همراه داشته است و افراد و جناح‌های مختلف از آن بهره‌های سیاسی خود را در زمان‌های معلوم برده‌اند. به نظر شما کاندیداها و افرادی که مورد رأی و نظر مردم قرار می‌گیرند، چه نسبتی باید با عدالت داشته باشند؟

یکی از ویژگی‌های فرد اصلح، چه رئیس‌جمهور و چه عضو شورای شهر و هر کسی که درمعرض انتخاب مردم است، این است که عدالت‌خواه و از ظلم بیزار باشد. ظلم از آن گناهانی است که خدا از آن نمی‌گذرد؛ مگر اینکه خود مظلوم بگذرد. وقتی حکومت به دست امیرمؤمنان (ع) افتاد، فرمودند: «اگر من را شب تا صبح روی خار بخوابانند، دست‌وپایم را غل‌وزنجیر کنند و کشان‌کشان ببرند، برایم خیلی محبوب‌تر از این است که خدا و رسول‌خدا(ص) را ملاقات کنم؛ درحالی‌که ظلم کرده‌ام. من به عشق کی و برای کی ظلم کنم؟ برای نفسی که قرار است بمیرد و زیر خاک برود؟ برای دنیایی که هیچ‌چیزش ماندگار نیست؟» این سخن حضرت امیر(ع) یعنی توجه به معاد و مرگ می‌دهد که انسان از بی‌عدالتی و ظلم فاصله بگیرد. پس کسی که می‌خواهیم به او رأی بدهیم، باید خداترسی، تقوا و خودباوری داشته باشد. اگر کسی بتواند میلیاردی بدزدد و معامله‌ای بکند که منافع خودش را تأمین کند، چه دلیلی دارد این کار را نکند؟ امیرمؤمنان (ع) به ما یاد می‌دهند که یکی از راه‌های کنترل نفس امارۀ آدم‌ها وقتی به قدرت می‌رسند، همین است. وقتی انسان‌ها به قدرت می‌رسند، نفسشان بیشتر جولان می‌دهد و اماره‌تر می‌شود. کاندیدای اصلح به نظر من کسی است که دنیا در چشمش کوچک است. این آدم وسوسه نمی‌شود. آن کس که دنیا در چشمش بزرگ است، وسوسه می‌شود.

 

برخی تصور می‌کنند که در این زمانه این امر شدنی نیست یا لااقل در گفتار و کردار برخی افراد که نگاه می‌کنیم، فاصلۀ معناداری با این شاخص می‌بینیم.

حقیقت و شاخص همین است. اگر کسی بخواهد مدل امیرالمؤمنین(ع) رفتار کند یا باید خیلی عاشق آخرت باشد، یا باید دیوانه باشد که خودش را درمعرض سختی قرار بدهد. در غیر این صورت حتماً کیسه‌ای دوخته و طمعی دارد. اگر کسی از عدالت بیزار باشد، مراقب است که خودش ظلم نکند و وسیلۀ ظلم قرار نگیرد. چگونه وسیلۀ ظلم قرار می‌گیرد؟ از طریق اطرافیان. گاه خودشان ظلم نمی‌کنند، ولی به اطرافیان خود اجازه می‌دهند و به آن‌ها سهم می‌دهند. آن سهم‌دهی منجر به ظلم می‌شود.

 

همین‌طور که می‌گویید بعد از اینکه افراد انتخاب می‌شوند، به اطرافیان خودشان میدان عمل زیادی می‌دهند. اعم از دوستان، آشنایان هم‌گروهی‌هایشان و... . سیرۀ حضرت امیر‌المؤمنین(ع) برای دوری از این آفت چگونه بود و چه کنیم که کاندیداها بعد از انتخاب‌شدنشان به برخوردها و رفتارهای گروهی و باندی مبتلا نشوند؟

ریشۀ ظلم اطرافیان را بخشکانید. امیرمؤمنان(ع) ۱۴قرن پیش خطاب به مالک فرمودند: «ای مالک، هر والی افراد نزدیک و خصوصی خودش را دارد. این‌ها که نزدیک هستند، دست‌درازی و در قراردادها بی‌انصافی می‌کنند. ریشۀ این‌ها را قطع کن و نگذار اطرافیانت نفوذ کنند.« شاید امروز برای کسی که این تعابیر را نشنیده، کمی‌ عجیب به نظر برسد؛ اما ما در انقلاب هم نمونه‌هایی داشته‌ایم. 

امام‌خمینی (ره) اجازه ندادند فرزندشان حاج‌احمد‌آقا پستی بگیرد. به تبعیت از ایشان مقام معظم رهبری هم که چهار پسر دارند، اجازه نداده‌اند که آن‌ها در امور اجرایی دخالت کنند و منصبی بگیرند. ایشان به برادرانش هم اجازه ندادند که وارد مناصب بشوند. من از مردم تقاضا می‌کنم خانۀ مقام معظم رهبری را که در آن به دنیا آمده‌اند، در خسروی‌نو، ببینند. پسر این خانواده رئیس‌جمهور می‌شود و پدر‌ومادر در همین خانه تا آخر عمر زندگی می‌کنند و از دنیا می‌روند. در طول تاریخ سابقه ندارد کسی به قدرت برسد و افراد قبیله‌اش را به جایی نرساند. پس ما نمونه‌های این‌طوری هم داریم.

..........................................

 

دیدگاه یک 

  • مسئولان همواره به یاد مرگ باشند

 

به نظرم بد نیست مسئولان محترم سری به نهج‌البلاغه بزنند و شیوۀ حکومت‌داری را از زبان حضرت امیرالمؤمنین(ع) بیاموزند.

در نهج‌البلاغه نامه‌ای مربوط به اختلاس یکی از اقوام امیرالمؤمنین(ع) وجود دارد. می‌دانید که اواخر عمر حضرت، معاویه از هر طرف حمله می‌کرد و حکومت کمی متزلزل شد. در این شریط بحرانی، یک فرماندار اختلاس سنگینی کرد و پول‌ها را برداشت و برد. حضرت نامه‌ای نوشتند که کاش کاندیداهای محترم این نامه را بخوانند. ایشان فرمودند: «ای کسی که ما فکر می‌کردیم جزو آدم‌های خوب و عاقل هستی، حالا که دیدی اوضاع به هم ریخته، خیانت کردی و اموال را برداشتی و بردی و هیچ عذاب وجدانی هم نداری. از سخت‌گیری خدای متعال در روز قیامت نمی‌ترسی؟ این اموال مال یتیم‌ها و بیوه‌زن‌ها بود. به خدا قسم، اگر دستم به تو برسد (با همین شمشیر که هر کسی را با آن زده‌ام به جهنم رفته)، به تو ضربه می‌زنم. به خدا قسم اگر حسن و حسین هم این کار را می‌کردند، بر آن‌ها هم سخت می‌گرفتم. به خدا قسم فکر نکنی این اموالی که تو بردی، من خوش‌حال می‌شدم که حتی حلالش مال من باشد. من بیزار از این چیزها هستم.» بعد فرمودند: «دقت کن که مرگ نزدیک است. گویا به آخر خط رسیده‌ای، گویا تو را در قبر گذاشته‌اند، گویا روز قیامت برپا شده و دیگر راه‌چاره‌ای نیست.» مسئولان باید پیوسته به بهشت‌رضا بروند و ماهی یک‌بار به مرگشان فکر کنند؛ وگرنه وسوسه می‌شوند.

 

بنیاد رژیم گذشته بر ظلم استوار بود

در مناظرات، نکات تلخی گفته شد که گاهی نسل جوان که زمان شاه را درک نکرده‌، فکر می‌کند همه‌چیز سیاه است. جمهوری اسلامی مثل پارچۀ سفیدی است که عیب‌ها در آن بزرگ دیده می‌شوند؛ ولی اگر پارچه سیاه باشد، عیب‌ها در آن گم می‌شوند. فرق الان با زمان شاه این است. آن‌موقع اصلا بنیادش بر ظلم بود؛ لذا نباید از این افشاگری‌ها ناامید شد. امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: «مالک به خدا و به مردم انصاف بده، هم از جانب خودت و هم خانواده‌ات و هم دوستانت. گاهی وقت‌ها فرد خودش ظلم می‌کند و بی‌انصافی می‌کند، گاهی خانواده‌اش دست‌درازی می‌کند و گاهی دوستانش.» بعد فرمودند: «اگر این کار را نکنی، ظلم می‌کنی و هرکس به بندگان خدا ظلم کند، خدا مستقیماً خصم و دشمن او خواهد بود.»

 

خیلی از افراد ظلم می‌کنند

لغزش مربوط به همۀ آدم‌ها می‌شود. آدم‌های کوچک به‌دلیل دسترسی‌نداشتن لغزش‌های کوچک دارند و آدم‌های بزرگ به‌دلیل دراختیار‌داشتن، لغزش‌های بزرگی مرتکب می‌شوند.

خیلی از کسانی که انتقاد می‌کنند، خودشان اگر در آن جایگاه قرار بگیرند، می‌لغزند. همین الان در پست‌های کوچک، آدم‌ها می‌لغزند. خیلی از ماهایی که انتقاد می‌کنیم، در مدل‌های کوچک داریم ظلم می‌کنیم. زمانی که شیر یارانه‌ای توزیع می‌شد، من می‌دیدم که طرف قدرتش به اندازۀ دو جعبه شیر است و با همان ظلم می‌کرد. معنایش این است که اگر با قدرت کوچک ظلم می‌کند، وقتی در قدرت بزرگ قرار بگیرد، ظلمش افزایش پیدا می‌کند. بعضی مفسرین می‌گویند اینکه خدا داستان موسی و فرعون را زیاد تکرار کرده، به این دلیل است که بگوید همۀ شما آدم‌ها فرعونید، ابعاد و اندازۀ ظلم متغیر است. فرعون بر مصر بزرگ مسلط شد، آن کارها را کرد. شما هم همان روحیه را دارید؛ منتها قدرتتان کم است. بنابراین اینکه افرادی پیدا ‌شوند که ظلم ‌کنند، طبیعی است. باید خداترسی را در وجودشان تقویت کرد و البته نظارت هم کرد؛ بنابراین کسی که سرکار می‌آید، باید از بی‌عدالتی و ظلم متنفر باشد، خداترس باشد و در پیگیری مفاسد اقتصادی و ظالمان قاطع باشد.

..........................................

 

دیدگاه دو 

  • کسی که دنبال ثروت‌اندوزی است، نباید به حکومت برسد

 

درخصوص برقراری عدالت، متأسفانه مکرر می‌شنویم که فلان‌مسئول برای خود کیسه‌ای دوخته و در عین اینکه مسئولیتی داشته است، منفعت شخصی خود را بر منفعت جمع مقدم می‌داند.

خب وظیفۀ ماست که باید به فردی رأی دهیم که دغدغۀ احیای حق را داشته باشد. نباید فردی انتخاب شود که بخواهد از این مسئولیت به‌دنبال جمع‌آوری ثروت برای خود و اطرافیانش باشد. امام‌علی(ع) در نامه به مالک‌اشتر چند دلیل برای فقر مردم می‌آورند. امام‌علی(ع) می‌فرمایند: «مردم زمانی تنگدست می‌شوند که همت والیان، همه گردآوردن مال بُوَد... و همانا ویرانی زمین به‌جهت تنگدستی کشاورزان است و تنگدستی کشاورزان به‌جهت غارت اموال از طرف زمامدارانی است که به آیندۀ حکومتشان اعتقاد ندارند و از تاریخ ‌گذشتگان عبرت نمی‌گیرند.» درواقع ایشان تأکید می‌کنند که هرگاه والیان به‌دنبال ثروت‌اندوزی رفته‌اند، این مسئله به قیمت فقر مردم تمام شده است. ازاین‌رو نباید فردی انتخاب شود که بخواهد از طریق موقعیتی که دارد، برای خودش ثروت‌اندوزی کند. فردی که می‌خواهد تجارت کند، برود دنبال تجارت و نیاید رئیس‌جمهور شود. رئیس‌جمهور باید بسترهای رشد صادرات و افزایش تولید برای تولیدکنندگان را فراهم کند و این‌گونه نباشد که خودش بخواهد از طریق مقامی که دارد، وارد مسائل مالی و تجاری شده و به فعالیت اقتصادی مشغول شود.

 

کسی که مدام در فکر ادامۀ مسئولیتش است، سبب فقر مردم می‌شود

دومین نکته‌ای که امام‌علی(ع) روی آن تأکید کرده‌اند، این است که اگر افرادی به حکومت برسند که از آیندۀ خود اطمینان نداشته باشند و مدام به این فکر باشند که در ادامه چه باید بکنند، این‌ها باعث فقر مردم می‌شود. الان در ایران به‌گونه‌ای است که هر فردی که رئیس‌جمهور می‌شود، دوست دارد که یک دورۀ دیگر هم رئیس‌جمهور شود. این درحالی است که اگر فردی رئیس‌جمهور شد، باید تصور کند که همین دوره، آخرین دوران مسئولیتش است و گویی که همین روزی که درحال خدمت است، آخرین روز عمر او بوده و باید فردای آن روز به‌دلیل کارهایش پاسخ‌گو باشد.

 

اگر از گذشتگان عبرت نگیریم، آیندگان از ما عبرت می‌گیرند

امام‌علی(ع) سومین دلیل فقر را عبرت‌نگرفتن از سرگذشت گذشتگان عنوان می‌کنند. مسئولان و فردی که می‌خواهد رئیس‌جمهور شود، باید به گذشته‌ها نگاه کنند و از عاقبت آن‌ها عبرت بگیرند و دقت کنند که این مسئولیت‌ها گذران بوده و به هیچ فردی وفا نکرده است.

در کنار این مسائل، افرادی که انتخاب می‌شوند، باید فقرزدایی را در برنامه‌های خود داشته باشند و تلاش کنند تا میزان فقر در جامعه کاهش یابد. نفع فقرزدایی فقط مختص به فقرا نبوده و همۀ افراد جامعه از آن بهره می‌برند. اگر فردی رئیس‌جمهور شد و فقرزدایی کرد، این فرد ضمن اینکه فشار بر فقرا را کاهش می‌دهد، آسیب‌های اجتماعی را نیز می‌کاهد. این مسئله باعث تأمین امنیت افراد سرمایه‌دار و ثروتمند نیز می‌شود؛ چراکه بسترهای تعرض به اموال آن‌ها از بین می‌رود. ازاین‌رو نباید بگوییم تأکید بر فقرزدایی در زمان انتخابات برای جلب رأی است؛ چراکه این کار نفعش برای همۀ افراد جامعه است.

یکی از ویژگی‌های رئیس‌جمهور این است که باید به فکر جهاد با دشمنان باشد. امام‌علی(ع) در نامه ای به مالک‌اشتر در بین مأموریت‌هایی که برای او مشخص کرده‌اند، یکی از آن‌ها آمادگی برای جهاد با دشمنان است. ازاین‌رو فردی باید رئیس‌جمهور شود که آمادگی لازم برای جهاد با دشمنان را داشته باشد و بتواند شرایط جهاد را فراهم کند.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی