کد خبر : 73708
/ 08:40
دکتر مجتبی خاتونی

دیوار‌نویسی رسانه‌ای به‌قدمت تاریخ

دیوار‌نویسی رسانه‌ای به‌قدمت تاریخ

 داستان از قلمرو شروع شد و قلمرو‌خواهی. نوع بشر در ابتدایی‌ترین تلاش‌های خود در امر یکجانشینی، آن‌گاه که غارها را مأمنی برای خود یافت، در کوچک‌ترین مقیاس دست به قلمرو‌سازی زد. این امر که با روش‌هایی مختلف، از تولید ابزار دفاعی تا دیوار‌نگاری بر بدنۀ سخت و سنگین غارها، دنبال می‌شد کم‌وبیش تا امروز ادامه یافته و نمونه‌های آن را در غالب محیط‌های اجتماعی و در قالب دیوار‌نویسی شاهد و ناظریم.
البته دیوار‌نگاری در اشکال نخستین آن و همچنین نمونه‌های متأخر آن، چنان‌که در گوشه‌وکنار محیط زندگی خود مشاهده می‌کنیم، کارکرد‌های موازی نیز داشته است. شاید در سیمای شهر امروز اثری از شعارهای انقلابی مردم مسلمان ایران در اواسط دهۀ پنجاه شمسی باقی نمانده باشد، اما حافظۀ بصری میان‌سالان شهر به‌خوبی به‌یاد دارد که مهم‌ترین رسانه در کنار اعلامیه‌های حضرت روح‌ا... دیوارنویسی‌ها و دیوارنگاری‌ها بودند؛ این دیوارها بودند که «مرگ بر شاه» و «سلام بر خمینی» را در یک قاب به مخاطب عرضه می‌کردند؛ این دیوارها بودند که در ادامه و در دوران جنگ تحمیلی تریبون روحیه‌بخش «جنگ جنگ تا پیروزی» بودند؛ این دیوارها بودند که سرخوردگی جامعه در دهۀ هفتاد شمسی را از اشرافی‌گری افسارگسیختۀ دوران به‌اصطلاح «سازندگی» در قاموس خشونت‌بار فحش و بد و بیراه به‌تصویر می‌کشیدند؛ این دیوارها بودند که آغوش بر مدعیات عدالت‌خواهانه باز کردند و ... .
دیوارها سازه‌های خشت و گلی یا بتنی و فلزی صرف نیستند؛ دیوار‌ها رسانه‌اند، رسانه‌ای که دماسنج کالبد و اجتماع است. به‌همان اندازه که تَرَک برداشتن یک دیوار در یک زلزله هشداری بر ناپایداری سازۀ سوار بر آن است به‌همان اندازه و حتی بیشتر یک دیوار‌نویسی که از ناامیدی حکایت کند رعب‌آور و خطرناک خواهد بود.
دیوار‌ها رسانه‌اند. در دورانی که در آن کمترین رسانه‌ای یافت می‌شود که مطابق منویات شبکه‌های قدرت و ثروت هدایت نشود دیوارها نمایشگر حال خوب و بد جوامع‌اند.
چه‌بسا رقابت دو گروه از نوجوانان و حریف‌طلبی آن‌ها به وسیلۀ دیوارنویسی امری آشنا برای دهۀ شصتی‌هاست. اما امروز شرایط و حال‌و‌هوای دیوار‌های شهر فرق کرده است. دیوارهای مشهد صحنۀ بروز و ظهور دو گفتمان رایج در میان جوانان و نوجوانان است: نخست گفتمانی با هویتی عاریتی و التقاطی از الگوهای غربی (غالباً آمریکایی) که با انواع سخیفی از موسیقی (رپ و راک و ...) و با شبه‌فرقه‌هایی نظیر «متالیکا» و «اوانجلیسم» و ... عجین شده و رسم‌الخط رایج در آن انگلیسی است، و بخشی از جوانان و نوجوانان طبقۀ متوسط شهری و نوکیسگان پیروِ آن‌اند؛ گفتمان دیگر با هویتی درون‌زا و عجین‌شده با عناصر میهنی، اعتقادی و انقلابی است که غالباً درمیان جوانان و نوجوانان مذهبی، عدالت‌خواهان و مستضعفان پایگاه دارد.
در این میان، رواج گفتمان اول نتیجۀ ناکارآمدی نظام فرهنگی حاکم بر کشور و گفتمان دوم نتیجۀ ذاتی انقلاب اسلامی‌ و اصل رویش در این پدیدۀ بی‌نظیر است. اگر‌چه شواهدی از تلاش برای دخالت و دستکاری گفتمانی از سوی بعضی نهادها، به‌ویژه در دورۀ جاری فرهنگی شهر مشهد، به‌چشم می‌خورد و توجه به این موضوع خود قابل‌تقدیر است، اما هنوز جای کار زیادی در این حوزه باقی است.
دیوارها رسانه‌اند و در همین روزها کلیشه‌های موفقی مِن‌جمله «از ترکیه حامی‌ داعش کالا نمی‌خریم» و یا «فتنه رنگ عوض می‌کند» آن‌چنان مقبول واقع شده است که مؤسسۀ مطالعاتی «آبان» را برآن داشته که در طرحی پژوهشی به تحلیل گفتمان دیوارنویسی شهری مشهد در دورۀ زمانی ٩٢-٩۶ بپردازد.

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی