کد خبر : 73696
/ 10:49

عمو آلفرد سبزی‌فروش!

مهدی محمدی- دو زن فرانسوی روزنامۀ لوموند را پهن کرده‌اند و دارند روی آن سبزی پاک می‌کنند.

عمو آلفرد سبزی‌فروش!

سوفی: کاترین جون، این سبزی‌ها رو از کجا خریدید؟ این تربچه‌هاش خیلی کوچولویند. آدم یاد اسمارتیز قرمزها می‌افته!
کاترین: اتفاقاً تربچه باید ریز باشه عزیزم، اگه خیلی درشت باشه، یعنی که داخلش پوکه. این سبزی‌ها رو از مغازۀ عمو آلفرد سبزی‌فروش تو خیابون شانزه‌لیزه خریدم، داخل کوچه شانزه‌لیزۀ سیزده، مغازۀ دوم از سمت راست، بغل مغازۀ فلافلی. دختر کوچیکم، آلیس جون، می‌گه یا سر سفره سبزی نیارین، یا اگه میارین، فقط سبزی‌های عمو آلفرد سبزی‌فروش. هر روز صبح، ساعت شش و نیم یک وانت نیسان آبی از مارسی میاد، جلوی در مغازه‌شون وامیسته، سبزی براشون خالی می‌کنه. نیم‌ساعته همۀ سبزی‌هاش تموم می‌شه، هر کی ندونه فکر می‌کنه دارند شله توزیع می‌کنند، ببین چقدر ریحون‌هاش تازه است. تازه هر روز از کاخ الیزه به پیک موتوری زنگ می‌زنند، می‌گن از عمو آلفرد چند بسته سبزی بخرن، براشون ببرن. مثل اینکه فرانسوا اولاند، صبحانه فقط پنیر فرانسوی با تربچه می‌خوره.
سوفی: راستی می‌دونستی این پسره، امانوئل ماکرون...
کاترین: گفتی ماکرون، یاد قابلمۀ ماکارونی افتادم، روی گازه، یادم باشه دو سه دقیقه دیگه برم یه سر از ماکارونی‌ها بزنم.
سوفی: آره، داشتم می‌گفتم، امانوئل ماکرون، این رئیس جمهور جدیده، با خانم معلمش ازدواج کرده، خانم معلمش هم، بیست و چهار سال از خودش بزرگ‌تره. تازه یکی از بچه‌های خانم معلم، دو سال از امانوئل بزرگ‌تره.
کاترین: تو هم که هر مطلبی رو تو هر گروهی می‌خونی، باور می‌کنی، کار خوب رو خودم کردم که از همۀ گروه‌ها لفت دادم. چه دروغ‌ها توشون می‌نویسند، ایش!
سوفی: نه بابا، روزنامۀ فیگارو نوشته بود. پریروز هم جات خالی، الیزابت خانم و مامانش اینا، خونۀ ما بودن، یک روزنامۀ فیگارو پهن کرده بودیم، داشتیم روش سبزی پاک می‌کردیم چشممون به این خبر افتاد. روزنامه رو نیگه داشتم، تو کیفمه.
کاترین: وای چقدر کیفت قشنگه.
سوفی: اینو شوهرم رفته بود مأموریت، از لیون برام خریده، پنجاه یورو پولش شده. خوب اینم روزنامه، نوشته: «فرانسواز نوژه ماکرون، مادر رئیس جمهور جدید فرانسه، می‌گوید: زمانی که امانوئل فقط ١۵سال داشت، از رفتارهایش متوجه شدیم او در مدرسه به یک نفر علاقه‌مند شده است. ابتدا از روی نام فامیلی او تصور می‌کردیم به دختر معلم ادبیاتش (لورنس) که با او همکلاس بود، علاقه‌مند شده است اما در کمال تعجب از طریق یک دوست خانوادگی متوجه شدیم او عاشق معلمش شده است نه دختر او!».
کاترین: واقعاً چرا رئیس جمهورهای ما این قدر حاشیه دارند؟
سوفی: آره، یادته ده سال پیش سارکوزی با زن....
کاترین: هیس! ولش کن، بچه‌ها تو اون اتاق دارند درس می‌خونند، شاید صداتو بشنوند. خلاصه هر کی اومده کاخ الیزه زندگی پرحاشیه‌ای داشته است. باور کن رضا عنایتی این‌قدر حاشیه ندارد که رئیس‌جمهورهای ما دارند.
سوفی: عنایتی کیه دیگه؟
کاترین: رضا عنایتی، خواجه گوته آلمانی هم می‌دونه کیه. احتمالا فصل بعد به جای لوییز انریکه بیارنش بارسلونا. خدا کنه توی دورۀ بعدی لیگ قهرمانان اروپا تیم‌های فرانسوی به بارسلونا نخورند که آبکش می‌شن.
سوفی: من که اصلا مسابقات فوتبال باشگاهی رو نیگا نمی‌کنم. فقط بازی‌های تیم ملی. راستی هنوز زین‌الدین زیدان تو تیم ملی بازی می‌کنه یا نه؟ دروازه‌بانیش حرف نداشت. چیه؟ چرا داری این‌جوری منو نیگا می‌کنی؟
کاترین: هیچی! فقط یادم اومد باید برم زیر گازو خاموش کنم. مثل اینکه ماکارونی‌ها سوخت! 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی