کد خبر : 73646
/ 22:26
سرمایۀ اجتماعی و هویت شهری مشهد در تبادل‌نظر با شش تن از نمایندگان جریان‌های فکری و مدیریتی مشهد؛

هویت، مهم‌ترین تهدید و فرصت مشهد آینده است

به گواه تحقیقات، سرمایۀ اجتماعی و هویت شهری مشهد در سال‌های اخیر به پایین‌ترین حد خود در بین شهروندان مشهد رسیده‌ است.

هویت، مهم‌ترین تهدید و فرصت مشهد آینده است

خبرنگار: نیک‌نژاد

به گزارش شهرآرا آنلاین / به اعتقاد کارشناسان، تخریب نشانه‌‏ها و بافت‏‌های هویتی گسترده در شهر، در ایجاد نارضایتی جمعیت بومی مشهد نقش داشته‌ است. دراین‌باره حسن موحدیان فرماندار سابق مشهد، سیدجلال فیاضی عضو شورای اسلامی شهر و رئیس جبهۀ پیروان خط امام و رهبری، احمد نوروزی شهردار سابق مشهد، سعید شعرباف‌تبریزی عضو هیئت‌علمی دانشگاه امام رضا(ع)، مسئول دبیرخانۀ شورای راهبری پیوست فرهنگی شهرداری مشهد، محمد سهیلی نایب‌رئیس اول شورای اسلامی شهر و رئیس کمیسیون بودجه و برنامه‌ریزی این شورا و محمدهادی مهدی‌نیا رئیس دانشکدۀ هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی مشهد در نشستی که به‌همت پژوهشکدۀ ثامن برگزار شد، به گفتگو و تبادل نظر پرداختند که گزیدۀ این نظرات را در ادامه می‌خوانید.

 

نقش مدیریت شهری مشهد را در حفظ یا تخریب نشانه‌‏ها و بافت‏‌های هویتی در ادوار گذشته ارزیابی نموده و رویکرد خود را در این زمینه ارائه فرمایید.

مهدی‌نیا: تجربۀ ما از مداخله در بافت‌های شهری در دهه‌های۴۰ و ۵۰ می‌گوید که مداخلات ما بیشتر رویکرد مدرنیستی داشته و با تخریب و بازسازی همراه بوده است. به‌طور خاص، این تجربه در مشهد با طرح طاش در دهۀ۷۰ حاصل شده است که اگر نگوییم بی‌نظیر است، قطعاً کم‌نظیر است. ما در‌این‌زمینه عملکرد خوبی نداشتیم و همان رویکرد مدرنیستی غرب را هم به‌درستی اجرا نکردیم؛ بنابراین باید روی این موضوع، بازنگری جدی صورت بگیرد. علاوه‌بر‌این باید هویت شهر از‌سوی تمام نخبگان بازتعریف شود. رویکرد من به گذشته، انتقادی است و بر ضرورت بازنگری تأکید می‌کنم.

شعرباف: در دو دهۀ اخیر، تعریف بافت‌های فرسوده به بافت‌های تاریخی تغییر کرده است. بر‌طبق تعریف میراث، ما نیز باید به‌سمت این تغییر، حرکت کنیم. در‌کنار این باید دربارۀ استدلال‌های اقتصادی این طرح‌ها مثل تراز مالی صفر و نیز در استدلال‌های امنیتی و اخلاقی آن‌ها بازنگری کنیم.

سهیلی: اصل مداخله ازسوی مدیریت شهری اجتناب‌ناپذیر است؛ اشکالی که می‌بینیم به این دلیل است که درک درستی از آن نداریم و آن را به کالبد محدود می‌کنیم. مشاور طاش در این خصوص، هم تفکر داشت و هم طراحی. طاش به‌دنبال معاصرسازی فضای زیارت بود اما تعریفی از آن نداشت و در این معاصرسازی موفق نبود. مشکل اصلی ما اجرای طرح طاش نبود، بلکه کنارگذاشتن اجرای آن بود.

نوروزی: در گذشته، همه از ما می‌خواستند که بافت را به سبک مکه و مدینه بازسازی کنیم و کسی ایده‌ای غیر از این نداشت، اما کسانی که در طراحی این طرح مؤثر بودند، اکنون منتقد آن هستند. اصلاحات این طرح باید انجام شود، اما این اصلاح باید مبتنی‌بر واقعیت باشد و تخریب دوباره و بازسازی مجدد ممکن نیست.

موحدیان: ما همیشه ساده‌ترین تصمیم را می‌گیریم، نه درست‌ترین تصمیم را. این مطلب را فراموش نکنیم که انسان‌ها رو به رشد هستند. انتقاد به گذشته درست است، اما باید انصاف را رعایت کرد. طرح طاش امروز با مطالعات جامعه‌شناختی و روان‌شناختی سازگار نیست و من هم قبول دارم، اما در گذشته این مسائل مطرح نبود.

فیاضی: مداخله در بافت از پیش‌از انقلاب شروع شد، اما بعد‌از انقلاب طرحی تهیه شد که دو ویژگی داشت؛ یکی تراز مالی صفر و دیگری ایجاب به مهاجرت مردم بومی که مهم‌ترین شاخصۀ فرهنگی بافت بود. امروز باید با نفی‌نکردن تلاش گذشتگان، طرح را به‌سمت مطلوب ببریم.

 

پایش وضعیت سرمایه‌‏های اجتماعی به‏‌عنوان یکی از مهم‌‏ترین فاکتورهای حیات اجتماعی، حاکی از کاهش چشمگیر این مؤلفه و افزایش آسیب‏‌های اجتماعی است. تحلیل شما از این وضعیت چیست و چه برنامه‌‏ای برای ارتقای سرمایه‌‏های اجتماعی و کاهش آسیب‏‌های اجتماعی در شهر مشهد پیشنهاد می‏‌دهید؟

موحدیان: مهم‌ترین سرمایۀ ما اعتماد مردم است. نباید اقداماتی انجام دهیم که به سرمایه‌های اجتماعی آسیب بزنیم. اگر مردم به ما اعتماد نمی‌کنند باید با مدارا و صبوری به‌سمت ایجاد و افزایش اعتماد مردمی برویم. در این زمینه باید ارتباط مؤثر و آموزش کافی داشته باشیم تا بتوانیم اعتماد را ایجاد کنیم، اما چون ما خیلی عجول هستیم، بدون ارتباط مؤثر کارهایی انجام می‌دهیم که با آن، به اعتماد مردم ضربه می‌زنیم. برای مثال تعویض جدول‌ها که خیلی وقت‌ها در ظاهر مشکلی ندارند، به اعتماد مردم آسیب می‌زند.

فیاضی: آسیب‌دیدن اعتماد و سرمایه‌های اجتماعی و افزایش آسیب‌های اجتماعی، موضوعی ملی است که در سطح کشور اتفاق افتاده است. بخشی از این موضوع به واگرایی‌های سیاسی و فساد اقتصادی برمی‌گردد. در مدیریت شهری هرچقدر واگرایی‌های شهری را کم کنیم به همگرایی ملی نیز کمک کرده‌ایم. از این رو نباید مدیریت شهری به واگرایی‌های سیاسی دامن بزند و باید در همگرایی‌های شهری و تعاملات مردمی مداخله نکند. مدیران شهری خط قرمز شورا نباشند و در فضاهای عمومی شهری، مشکلی ایجاد نکنیم.

مهدی‌نیا: وقتی در آلمان دانشجو بودم، کد اقتصادی برای پرداخت مالیات و انجام فعالیت اقتصادی گرفتم. در پایان سال، پاکتی دریافت کردم که در آن ریزهزینه‌ها و عملکرد شهرداری و مصوبات شورا آمده بود. پاشنۀ آشیل سرمایۀ اجتماعی، اعتماد است. اگر بخواهیم مشارکت و اعتماد مردم را افزایش دهیم، باید به این آیۀ قرآن که می‌فرماید «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» عمل کنیم؛ یعنی به هر آنچه با مردم قرارداد می‌بندید، واقعاً عمل کنید. اگر چنین کنیم، اعتماد و در‌نتیجه مشارکت مردم افزایش می‌یابد.

سهیلی: برای ارتقای سرمایۀ اجتماعی، این مصوبۀ شورا که از ۵ تا ۲۵‌درصد پروژه‌های شهری را باید با مشارکت مردم انجام دهیم، گام خوبی بود. در‌کنار آن باید به سازوکارهای جامعه‌پذیری مانند خانواده و مدرسه که امروزه مخدوش شده است، توجه کنیم. در این صورت تا‌حد زیادی نقصان‌های فعلی جبران می‌شود.

شعرباف: اگر سرمایۀ اجتماعی را در فرایندها دقیق کنیم، مردم مشکلات را بهتر از دولت حل می‌کنند. عوامل افزایش سرمایه‌های اجتماعی عبارتند از: شفافیت، واگذاری حقیقی کار به مردم، و نظام پاسخ‌گویی مناسب. یکی از کارهایی که باید انجام دهیم، این است که مردم و خواص آن‌ها را در فعالیت‌های جاری شهری دخالت دهیم. آنچه بی‌اعتمادی ایجاد می‌کند، درنظرنگرفتن مردم در میدان عمل است.

نوروزی: وقتی مردم احساس کنند مدیریت شهری به قراردادهایش عمل نمی‌کند، اعتماد خود را به شهرداری از دست می‌دهند. هنگامی‌که شفافیت در عملکرد شهرداری نباشد، تبعیض باشد و اطلاع‌رسانی کافی نباشد، سرمایۀ اجتماعی دچار خدشه می‌شود.

 

تحلیل شما از جریان‏‌های فرهنگی‌اجتماعی در شهر مشهد و نقش آن‌ها در مدیریت شهری چیست؟

فیاضی: مشهد، شهری مذهبی است و جریان‌های فرهنگی‌مذهبی از قدیم در آن ریشه داشته‌اند، اما امروز جریانات جدید جوان‌ها هم مطرح شده‌اند. مشهد، کانون شعر و ادب فارسی است و در دوره‌های جدید نحله‌های فرهنگی شهر با جریان‌های سیاسی رایج کشور پیوند می‌خورند و به همان نسبت جریان‌های اجتماعی هم نشئت‌گرفته از این جریان‌های سیاسی شکل می‌گیرند و نوعی تقابل فرهنگی اتفاق می‌افتد. گاهی قطب‌بندی هم اتفاق می‌افتد. برای مثال عده‌ای می‌گویند مشهد، شهری صرفاً مذهبی است و رویدادهای تفریحی نباید به آن وارد شود و در‌مقابل، گروه‌هایی هستند که خواهان ورود رویدادهای تفریحی و هنری به شهر هستند. مهم‌ترین نقشی که مدیریت شهری می‌تواند ایفا کند، توجه به همۀ بخش‌ها و جریان‌های فرهنگی و تلاش در‌جهت همگرایی و پیشگیری از تقابل آن‌ها در شهر است. مدیریت فرهنگی شهرداری با‌توجه‌به بودجۀ خوبی که دارد، می‌تواند نقش مهمی در این راستا داشته باشد.

مهدی‌نیا: من با واژۀ مهندسی فرهنگ مخالفم. هیچ نوع تصدیگری در فرهنگ نباید اتفاق بیفتد. فرهنگ متعلق‌به خود اهالی فرهنگ است. مدیریت شهری فقط باید بسترسازی کند تا اهالی فرهنگی در این بستر، کار خود را انجام دهند، اما معاونت فرهنگی درزمینۀ فرهنگ دخالت می‌کند. باید به مردم در امور شهروندی و مدنیت آموزش بدهیم.

شعرباف: هویت مشهد به همین جریانات فرهنگی‌اجتماعی آن وابسته است. سابقۀ مذهبی، انقلابی، هنری‌، ادبی و حتی محله‌ای جزو هویت مشهد هستند. باید فضا را برای دیده‌شدن این هویت‌ها فراهم کنیم و در آن دخالت نکنیم و مانع‌از بروز این هویت‌ها نشویم. البته دال مرکزی در این هویت، موضوع زیارت است. هویت، مهم‌ترین تهدید و فرصت مشهد آینده است. اگر مشهد در بعد اقتصادی بخواهد رشد پیدا کند، باید مبتنی‌بر هویت خودش باشد.

سهیلی: دو دسته‌بندی محوری در این زمینه وجود دارد. یک دیدگاه معتقد به توسعۀ شهری سرمایه‌محور است و دیگری معتقد به توسعۀ عدالت‌محور. مدیران شهری بین این دو رویکرد تقسیم می‌شوند. برای مثال مهندس پژمان با اینکه بیشترین سرمایه‌گذاری را در حوزه فرهنگی انجام داد، متهم است که فقط به توسعۀ سرمایه فکر می‌کرد. به‌عنوان یک راهبرد باید بین این دو دیدگاه تعامل ایجاد کنیم. بخشی که سهم آن ادا نشده است، دو ساحت فرهنگ و دین است.

نوروزی: باید مردم شهر را به‌نحو بهتری با یکدیگر پیوند بدهیم. وقتی یک جریان طرد می‌شود، از بین نمی‌رود و بعداً دوباره به‌نحو جدی‌تری ظاهر می‌شود. پس باید جریان‌های مختلف را جذب کنیم.

..........................................

 

  • تنوع هویتی را به رسمیت بشناسیم

 

ساختار اجتماعی مشهد به‌دلیل مهاجرت درون و برون‌‏شهری موجب عدم یکپارچگی بافت اجتماعی شده است. کارنامۀ ادوار قبلی شورای شهر مشهد را در مدیریت این مسئله، چگونه ارزیابی می‌کنید؟ رویکرد پیشنهادی خود را برای شورای پنجم بفرمایید.

نوروزی: مشهد در تمام ادوار، ترکیبی از مردمی بوده است که از نقاط مختلف ایران و حتی خارج از ایران به این شهر آمده‌اند. بنابراین مشهد از ابتدا یک بافت همگن نداشته و ترکیبی است از اقوام مختلف. باید به‌دنبال هویتی برای این جامعۀ ناهمگن باشیم. نظر شخصی من، این است که ما متخصص همۀ مسائل نیستیم و نمی‌توانیم برای هر سؤالی، پاسخی بیابیم و در همین جلسه به ارائۀ طریق بپردازیم. 

باید از عقل و خرد جمعی برای همگرایی جامعه‌ای که می‌دانیم همگن نیست و همچنین برای ایجاد هویت مشترک در مشهد استفاده کنیم.

موحدیان: مشهد از گذشته مهاجرپذیر بوده است، اما این مهاجران خودشان را با فرهنگ عمومی مشهد وفق داده‌اند. دربارۀ آن قسمت از سؤال که مربوط‌به ارزیابی عملکرد ادوار شورا می‌شود، باید بگویم این یک بحث فراشورایی است. البته شوراها در افزایش مهاجرت موثر بوده‌اند و ما باید در شورا به تصمیمی برسیم که مهاجران عزیز درکنار حقوقشان، تکالیف خود را نیز انجام بدهند.

فیاضی: در شورای چهارم از دکتر اورعی خواستیم پژوهشی انجام بدهند که طبق پژوهش ایشان، واگرایی هویتی در مشهد در بالاترین سطح قرار دارد. در شورا براساس این موضوع تصمیم‌گیری می‌کردیم و یکی از معیارهای شورا در تصمیم‌گیری، دامن‌نزدن به این واگرایی‌هاست. اما من شورای سوم را موفق‌تر از شورای چهارم می‌دانم؛ چون در شورای چهارم گرایش‌های سیاسی غلبه پیدا کرد که به واگرایی هویتی دامن زد.

مهد‌ی‌نیا: طبق این سؤال تصور می‌شود همگرایی و متحدالشکل‌بودن چیز خوبی است، اما الزاماً این‌طور نیست و باید تنوع هویتی را به رسمیت شناخت. اگر مدیریت شهری می‌خواهد مداخله کند، باید روی این مسائل تمرکز کند، درحالی‌که برخی بیلبوردهای شهر مخالف این موضوعات است.

شعرباف: اصلا مشهد شهر تکثر و گفتگوست، از مکتب تفکیک تا کانون نشر حقایق. باید به‌سمت مدیریت‌های محله‌محور برویم و به محلات، توان استقلال در مدیریت، اجرا و طراحی بدهیم.

سهیلی: تنوع‌ مطلوب است، ولی مراد از یکپارچگی، انسجام اجتماعی است. مردم مشهد پذیرش خوبی دارند و از گذشته، مهاجران را به‌خوبی پذیرفته‌اند، اما ضلع دوم سازمان‌ها هستند که در این زمینه موفق نبوده‌اند. سازمان‌ها واقعیت‌ها را یا نمی‌پذیرند و یا اگر بپذیرند، خیلی دیر این کار را می‌کنند. دانش کاربردی در سازمان‌ها شکل نگرفته و برخورد مسئله‌محور ندارند. همچنین ناهماهنگی بین سازمان‌ها وجود دارد. ضلع سوم، مدیریت شهری است که در گذشته مدیریت شهرداری بوده است، نه شورای شهر و اولین‌بار شورای چهارم به‌دنبال ایجاد یک سند در این زمینه رفته است.

 

102910.jpg

 

..........................................

 

دیدگاه یک / عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فناوری ایران، دکتر علی‌اصغر محکی

  • مشهد، بدترین شهر در حوزۀ افول سرمایۀ اجتماعی

 

در مشهد همیشه دو رویۀ متقابل سنت و تجدد وجود داشته است و مدیریت این موضوع بسیار حساس است. باید عرصه‌های مسکونی جدید را در فاصلۀ استانداردی از کانون‌های قدیمی و سنتی بسازند. نگاه مکان‌محور و نگاه‌ فضا‌محور دو دیدگاه دربارۀ بافت تاریخی شهرهاست. شکل‌گیری تقابل‌های فرهنگی از نشانه‌های پویایی یک شهر درحال توسعه است. در بسیاری از کشورها عرصه‌های مسکونی، بافت تجاری، اداری نوساز، در فاصله با بافت تاریخی ایجاد شده‌اند؛ چراکه بافت قدیمی انباشتی از حافظۀ تاریخی شهر است و محدود به چند نقطه تاریخی نمی‌شود. کارکرد فضایی مکان را با گذشتۀ خودش می‌سنجد. 

تقویت نمادهای شناختی شهر باید مورد‌توجه مدیران شهری قرار بگیرد. استفاده از هنرهای تجسمی، تندیس‌ها و دیگر سازه‌های اصیل در فضای شهر می‌تواند نمادهای شناختی شهرها را تقویت کند. تنوع فرهنگی، بخشی از فرهنگ مشهدی است، اما بخش دیگر آن، تحمل و مدارا در‌قبال این تنوع و تکثر است که شورا باید روی بحث تحمل و مدارا تمرکز بیشتری کند.

 

اعتماد مردم، فدای رأی‌آوری

مشارکت‌جویی و مشارکت‌پذیری لازم و ملزوم هم هستند. در این زمینه موارد آسیب‌زا را باید از بین ببریم. نگاه سیاسی و امنیتی به سمن‌ها و تشکل‌ها، تغییر نگاه به مشارکت، از این موارد است. اینکه هنگام انتخابات به‌سراغ مردم برویم و حرف از مشارکت بزنیم، کاری نادرست است. گاهی اعتماد مردم صرف اهداف کوتاه‌مدت، مانند رأی‌آوردن می‌شود. درضمن باید برای تصمیم‌های اشتباه نیز پیش‌بینی و هزینه‌های آن را به نحو دیگری جبران کنیم. در کل مشارکت باید مطالبۀ مردم باشد. تنوع، به بخشی از شهر مشهد تبدیل شده است. باید به کلیدواژه‌هایی مانند مدارا و تحمل درمقابل تنوع و تکثر دست یابیم تا بتوانیم این خرده‌فرهنگ‌ها را بپذیریم.

سرمایۀ اجتماعی در طول زمان و باتوجه‌به عملکرد سازمان‌ها افزایش و کاهش پیدا می‌کند. در کشور ما طبق آخرین تحقیقات، مشهد بدترین شهر در حوزۀ افول سرمایۀ اجتماعی بوده است. در موضوع سرمایۀ اجتماعی، ابعاد ارزشی، هنجاری و اعتماد بسیار کاهش پیدا کرده است. موانعی برای توسعۀ سرمایۀ اجتماعی برشمرده شده است که مهم‌ترین آن‌ها نسبیت اخلاقی و فرهنگ انزواست. یک نسخۀ کاربردی برای شورا و مدیریت شهری، توسعۀ گفتگوست؛ هرچه در شهر گفتگو حول مسائل شهری بیشتر شود، سرمایۀ اجتماعی تقویت می‌شود. ایجاد پاتوق‌های شهری و سراهای محله در این زمینه بسیار مؤثر خواهد بود.

 

زنگ خطری برای مدیریت شهری

حاشیه‌نشینی، یکی از اولویت‌های کشور است. حاشیه، برایند عملکرد نهادهای مختلف در طول زمان است. براساس برداشت اجتماعی، حاشیه محدود به جغرافیای حاشیه نمی‌شود و در مرکز شهر هم می‌تواند به وجود بیاید. هر‌جا که مردم در شرایط نامناسب زیست کنند و محل زندگی آن‌ها به گودال مسائل اجتماعی تبدیل شده باشد، حاشیه است. این مردم معمولا ساختارهای کنترلی و مدیریتی را بر‌نمی‌تابند. حاشیه برای ناآرامی و شورش استعداد زیادی دارد. آنچه برای مدیریت شهری زنگ خطر است، این است که نباید به راه‌حل‌های فوری و ضربتی برای پاک‌کردن این مسئله فکر کنند؛ چون این معضل از جای دیگر و با قدرت بیشتر سر باز می‌کند. پس باید به‌دنبال مطالعات عمیق اجتماعی و رویکردهای مدیریتی درون‌زا برویم. برنامه‌ریزان شهری باید به ظرفیت‌های درون‌زا توجه کنند و حاشیه را صرفاً تهدید قلمداد نکنند.

..........................................

 

دیدگاه دو / جامعه‌شناس و عضو هیئت‌علمی دانشگاه فردوسی، دکتر حسین اکبری

  • حاشیۀ کالبدی، حاشیۀ اجتماعی

 

حرم و زیارت به یکی از عناصر مهم تشکیل‌دهندۀ شهر تبدیل شده اما در‌نظر‌گرفتن زیارت به‌عنوان تنها عنصر و فرصت شهر، بی‌انصافی است. هویت شهر مشهد تنها به کالبد آن نیست. هویت، دارای مجموعه‌ای از عناصر ملموس و ناملموس است. ما عناصر ملموسی در شهر داریم که از‌آن‌جمله، صنایع دستی و اصناف هستند. در نقطۀ مقابل، عناصر غیرملموسی هم داریم که به فرهنگ‌ها و گویش‌ها برمی‌گردد. برای بررسی دقیق‌تر شهر باید به هر دو عنصر مذکور توجه نشان دهیم. در تحقیقات ما هویت شهری درحال کاهش است؛ چون مردم به عناصر هویتی احساس تعلق نمی‌کنند و دلیل این امر، این است که ما در عناصر هویتی شهر مداخلات زیادی کرده‌ایم. حتی مردم به لهجۀ مشهدی دیگر تمایلی ندارند.

 

پدیدۀ بی‌تفاوتی شهری

مشهد، دیگر عناصر هویتی ندارد و این عناصر را دارد از دست می‌دهد. به همین سبب بیشتر افراد، تعلق خود را به شهر از دست داده‌اند. بافت و کالبد را شاید بتوان بهسازی کرد، اما برای تقویت عناصر تقویتی قطعاً کمیسیون فرهنگی شورای شهر باید قدمی بردارد تا با پدیدۀ بی‌تفاوتی شهری رو‌به‌رو نشویم. برای بررسی ساختار چند فرهنگی و موزاییکی مشهد، باید به سیاست‌های شورای شهر نگاه کنیم و مطابق‌با آن سیاست حرکت کنیم. ساختار موزاییکی مشهد می‌تواند هم تهدید باشد و هم فرصت. سؤال این است که سیاست شورای شهر در این زمینه چیست؟ می‌خواهد آن‌ها را مشهدی کند یا استقلال بدهد تا کثرتشان حفظ شود؟ یا اینکه باید به‌سمت سیاست سومی برویم که در عین وحدت، کثرت فرهنگی هم حفظ شود.

 

فرسایش سرمایۀ اجتماعی

ما در کشور با تلقی منفی مردم از مشارکت مواجهیم. مشارکت از‌نظر مردم، بیگاری‌کشیدن از آن‌هاست و به آن نگاه مثبتی ندارند. ایجاد و افزایش مشارکت به اقدامات زیربنایی نیاز دارد. فرسایش سرمایۀ اجتماعی، پدیده‌ای ملی است، اما تحقیقات نشان می‌دهد که در خراسان و مشهد این وضعیت بدتر است. مفهوم اعتماد در سرمایۀ اجتماعی بسیار تأثیرگذار است، اما موارد دیگری وجود دارند که باید به آن‌ها نیز توجه کنیم؛ برای مثال روابط اجتماعی بین مردم. طبق تحقیقات، روابط اجتماعی بین مردم بسیار کاهش یافته است و این موضوع در محلات جدید خیلی بیشتر به چشم می‌خورد. در حوزه‌های آسیب‌های اجتماعی نیز وضعیت مشهد خیلی بد است و شهرداری باید وارد کار شود.

 

احساس محرومیت شدید در نسل دوم حاشیه‌نشینان

حاشیه فقط جنبه کالبدی ندارد. حاشیۀ اجتماعی شدیدی نیز وجود دارد که میزان ادغام آن در روابط و نظام اجتماعی شهر خیلی کم است. مطالعات و بازدیدها نشان می‌دهد که احساس حاشیه‌ای بودن در مردم این مناطق بسیار زیاد است. آن‌ها با مقایسۀ اجتماعی به احساس محرومیت شدید می‌رسند که آثار آن می‌تواند امنیت شهر را به‌شدت تهدید کند. نسل اول حاشیه‌نشینان چندان ناراضی نیستند، چون خودشان را با مبدأ مهاجرتی‌شان مقایسه می‌کنند، اما نسل جدید چون خودشان را با مرکز شهر مقایسه می‌کنند، احساس محرومیت شدیدی دارند. پس این مشکل را نمی‌توان فقط با نگاه کالبدی حل کرد. ما علاوه‌بر حاشیۀ فعلی، روستاهایی داریم که خارج از شهر هستند، اما عملا درارتباط با شهر بوده و نقش حاشیه را دارند. اگر این جمعیت را هم به آمار فعلی اضافه کنیم، حاشیه‌نشینان مشهد بیشتر از ۲میلیون می‌شوند که حل معضلات آن، تنها کار شورای شهر نیست. بین نهادهای موجود نیز همکاری خوبی در این زمینه دیده نمی‌شود.

 

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی