کد خبر : 73642
/ 19:03
ابراهیم فیاض درپی بازدید از نمایشگاه مشهد دوست داشتنی از ضرورت تولید معنا و تکیه بر تاریخ می گوید؛

انتقال فرهنگی و خروج از انفعال

نمایشگاه «مشهد دوست‌داشتنی» فعالیت خود را از ١٢بهمن‌٩۵ در مشهد شروع کرد ،با‌ حال و هوایی خاص که توانست راوی مشهد قدیم باشد و حسی نوستالژیک از نمادهای خاص مشهد به مخاطبان منتقل کند.

انتقال فرهنگی و خروج از انفعال

گفتگوی شهرآرا آنلاین / زمان بازدید از این نمایشگاه، چندبار تمدید شد و در‌این‌میان علاوه‌بر مردم، چهره‌های مختلف علمی، فرهنگی و کارشناسان و اهل فن از دیدن نمایشگاه بی‌نصیب نماندند. در حین بازدید، گفتگوهایی انجام دادیم و تا حد امکان نظرات و دیدگاه‌های اصحاب اندیشه و فرهنگ و هنر را جمع‌آوری کردیم. در گفتگویی که پیش‌رو دارید، ابراهیم فیاض، استاد دانشگاه و جامعه شناس ضمن بازدید از نمایشگاه، حس و برداشت خود را از دیدن بخش‌های مختلف آن با ما درمیان گذاشته است. 

 

این نمایشگاه را چگونه ارزیابی می کنید؟

در اینجا آدم حس زمان، مکان، تاریخ و جغرافیا را از دست می‌دهد و تولید معنا رخ می‌دهد. آدم با تمام وجود اینجا را حس می‌کند. کار تئاتر هم همین است. تئاتر باعث تقویت خیال شده و بعد این خیال، تبدیل به تفکر می‌شود. اینجا برای من این مسئله رخ می‌دهد. من باید بعداً درباره این صحنه‌ها فکر کنم. اینجا برای من مقدمۀ فکر است. وضعیتی که در اینجا هست، از نشان‌دادن تاریخ و وضعیت مردم گرفته تا نمایش آثار خواجه‌نصیر و... همه داستان مشهد را تعریف می‌کنند. این خیلی خوب است. کار تئاتر هم همین است. فکر آدم به‌شدت درگیر می‌شود.

 

به نظر شما این نمایشگاه توانسته نقشی در فرهنگ‌سازی و انتقال فرهنگی ایفا کند؟

همین‌طوری است که فرهنگ‌سازی می‌شود. مگر فرهنگ‌سازی چگونه اتفاق می‌افتد؟ فرهنگ‌سازی همین است.

اگر شهرداری مشهد کمک کند که سالن تئاتر بسازیم و همۀ بچه‌های مشهد را درگیر تئاتر کنیم، این کار به رشد فرهنگی شهر کمک خواهد کرد. کاراکترهای تئاتر دقیق کار می‌کنند. این همت بچه‌هاست و نشان می‌دهد که مشهد، امکانات تجسمی بسیاری دارد. کاش در کل ایران، این برنامه اجرا می‌شد.

 

کدام قسمت از نمایشگاه، بیش از همه توجه شما را به خود جلب کرد؟

همۀ نمایشگاه برای من جذاب بود؛ به‌خصوص نمایش دهۀ60 واقعاً خوب بود. حس رقیقی ایجاد کرد. انگار کارگردان بزرگی، همه‌چیز را دقیق انتخاب کرده است.

 

منظورتان از اینکه اینجا برایتان «معنا» تولید می‌شود، چیست؟

مردم با شخصیت‌های بازسازی‌شده و کاراکترهای مختلف، عکس‌ می‌گیرند یعنی در ذهن آن‌ها مفهوم ایجاد شده است. این خیلی جذابیت دارد. تا حسی ایجاد نشود، عکس تولید نمی‌شود. من چند سفر به اروپا رفته‌ام اما تاکنون عکسی در آنجا نگرفته‌ام، یعنی حسی پیدا نکرده‌ام که عکسی بگیرم. اما در هند خیلی عکس گرفتم، چون حس ایجاد می‌شد. اینجا به‌قدری برای مردم حس ایجاد می‌شود که مدام عکس می‌گیرند؛ یعنی با مکان و زمان ارتباط برقرار کرده‌اند.

 

به نظر شما نقش رسانه‌های گروهی در پرداختن به این موضوعات چیست و اصولا رسانه‌ها توانسته‌اند در انتقال فرهنگ نقش مناسبی ایفا کنند؟

تلویزیون باید این نمایشگاه را به مردم نشان دهد تا همه ببینند. چرا تئاتر سیر تاریخ برای تلویزیون فیلم‌برداری نمی‌شود؟ برنامه‌های صداوسیما ضدفرهنگی است. ضدایران است. این موضوع به‌دلیل مشکلی که در مغز مدیران صداوسیمای ایران است، به‌وجود آمده است. مشکل همین است. یا به غرب زده‌اند یا به شرق. صدا‌و‌سیما پر از مفاهیم بی‌معنا است. تمام هم نمی‌شود.

 

معمولا یکی از ویژگی‌های این‌گونه نمایشگاه‌ها توانایی در جلب مشارکت و رفتارسازی برای بازدید‌کنندگان است. این نمایشگاه را از این نظر چطور ارزیابی می‌کنید؟

همه‌اش زیبا بود. معنا‌سازی کرد. بعد‌از معنا، مفهوم را در این نمایشگاه می‌بینیم. من که دانشگاهی هستم، با همکاران تماس گرفتم که بیایند و اینجا ببینند. با مدیر گروه مردم‌شناسی دانشگاه تهران تماس گرفتم که بیایند. جامعه‌شناسان همه بیایند و ببینند. ببینند که سینما بدون تئاتر روی هواست. تئاتر بدون ادبیات روی هواست و ادبیات بدون فلسفه روی هواست. این‌ها همه سلسه‌مراتب است. فلسفه هم بدون دین روی هواست. اگر در اروپا تمدن‌سازی شد، شبکۀ عظیمی از هنر و مفهوم و فلسفه درهم‌آمیختند.

دین، تحول دینی به وجود آورد. بعد ‌از فقر دینی، فلسفه به وجود آمد. از فلسفه ادبیات به وجود آمد. از ادبیات، تئاتر به وجود آمد. از تئاتر سینما به وجود آمد. از سینما، رادیو و تلویزیون. و بعد تمام تفکر به جامعه تزریق می‌شود. وارد فضای ذهنی آدم‌ها می‌شود.‌ همۀ آدم‌ها با همۀ ابعاد درگیر می‌شوند. من وقتی کارهای خودم را نگاه می‌کنم و برخورد مردم را می‌بینم، متوجه این موضوع می‌شوم.

 

این نمایشگاه با تمرکز بر حالات و احوالات مشهد پیش رفته است.

بله، مشهد به‌خاطر ادبیاتی‌بودنش، به‌خاطر حس‌گرایی خراسان و سبک خراسانی، جامعه‌ای است که به‌شدت می‌تواند تفکر ایجاد کند. قبل‌از اسلام هم که اسکندر به ما حمله کرد، این خراسان بود که درقالب پارتی‌ها و اشکانیان بلند شد و تفکر ایرانی را دوباره زنده کرد. هشتصد سال بعد از اسکندر ما دوباره زنده شدیم؛ شدیم ساسانیان. بعداز اسلام، کسی که هویت ما را زنده کرد، فردوسی بود. ما از فردوسی چیزی نمی‌دانیم؛ نه دربارۀ خودش، نه دربارۀ تفکراتش. شاهنامه باید به‌صورت تئاتر دربیاید تا آن را بهتر بشناسیم. کاراکتر رستم را نمی‌شناسیم. کاراکتر سهراب را نمی‌شناسیم. حماسۀ ما مثل حماسۀ غرب با تراژدی تمام نمی‌شود. آخر شاهنامه شیرین است. اما مثلا هملت در غرب به‌گونۀ دیگری است. معنای غرب همان تراژدی است و همین تراژدی است که بر غرب حاکم است. حس و احساس از بین می‌رود. البته می‌توانیم بگوییم شاهنامه هم تراژدی است اما پایانش شیرین است.

 

به نظر شما چه کاری باید انجام دهیم تا وضعیت فعلی، از این بهتر شود؟

کاری که باید الان انجام دهیم، گسترش تئاتر در اینجاست. در هر محله‌ای باید یک سالن تئاتر بسازیم.

حتی اگر بتوانیم مسجدها را پای کار بیاوریم‌، کار مفیدی است. وقتی موسیقی و تئاتر همراه می‌شوند، جواب می‌دهد. من معتقدم تئاتر و موسیقی خیلی مفید است. با مفهوم‌های بومی شروع کنیم. تئاتر باید بومی‌گرا و معنی‌گرا شود. درآن‌صورت مسجد ازطریق تئاتر پر از آدم می‌شود. الان به‌دلیل اینکه مخاطبان مسجد کم شده‌اند، تأثیرگذاری آن از بین رفته است. ما باید کاری کنیم که همۀ کارکردهای محله‌ای مسجد بازگردد؛ مثل تئاتر و سرود. ما می‌توانیم مفاهیم را به‌وسیلۀ تئاتر آهنگین به مردم انتقال دهیم. باید در شهرداری مشهد، کار فرهنگی را آغاز کنیم.

 

وضعیت بازدید‌کنندگان را چطور ارزیابی می‌کنید؟

اینجا برای جذب توریست هم عرصۀ خوبی است. من که ایرانی هستم، با دیدن اینجا کلی احساس پیدا کرده‌ام؛ توریست که جای خود دارد. توریست‌های عرب با دیدن این نمونه‌کار، مشابه آن را در کشورهای خود اجرا می‌کنند و آن وقت است که ما نتیجه گرفته‌ایم. آن‌گاه است که عنوان «پایخت فرهنگی جهان اسلام» برای مشهد معنا پیدا می‌کند و این از شهرداری آغاز می‌شود. اینجا باید تبدیل به مستند شود. تولید باید تبدیل به بازتولید شود. همۀ مردم باید درگیر این فضا شوند. مردم باید با دوربین ارتباط بگیرند. ما باید حسی را که اینجا ایجاد می‌شود، بازتولید کنیم. با همین صدا‌و‌سیما می‌توان همۀ رسانه‌های خارجی را تحت‌الشعاع قرار داد؛ به‌شرطی‌که بلد باشیم و رسانه را بفهمیم؛ یعنی سواد رسانه‌ای داشته باشیم.

 

یکی از وجوه برجستۀ این نمایشگاه تأکید بر مؤلفه‌های تاریخی است. به نظر شما تاریخ در تمدن‌سازی و آیندۀ ملت‌ها چه جایگاهی می‌تواند داشته باشد؟

بدون تاریخ نمی‌توان به آینده رفت. هر نوع تاریخ را ترسیم کنیم، آینده هم ترسیم می‌شود. اعتقاد من این است که ترسیم تاریخ ایران، تاریخ انحطاطی است. بسیاری از حوادث تاریخی ما برعکس گزارش شده است. با این روش، عقلانیت را از جامعۀ ما برده‌اند. به همین دلیل همه‌چیز انتزاعی شده است. مردم عادی هم این وسط مانده‌اند‌. این «خالیگاه» را غرب‌زدگی و شرق‌زدگی پر می‌کند. اینجا دارد بازتولید تاریخی رخ می‌دهد، اما این بازتولید یک تولید است. این بازتولید بازهم یک تولید دیگر به وجود می‌آورد. این باعث ایجاد تفکر می‌شود و تفکر هم تبدیل به تخیل می‌شود و معنا. انسان هیچ‌وقت نتوانسته بین تعقل و تخیل فاصله بگذارد. به‌دلیل اینکه در زندگی مردم ما حکمت وجود دارد، ما مشکلات غرب را نداریم. شما الان نمی‌فهمید چه معنایی تولید می‌کنید. اینجا فقط حس تولید می‌کنید و نمی‌دانید این تا کجاها خواهد رفت. این باید دائمی شود. به رستوران و هتل درون‌شهری تبدیل شود. بیاییم شهرسازی را برهمین اساس بنا کنیم.

 

چطور می‌توان شهرسازی را بر همین اساس بنا کرد؟

یک توریست خارجی وقتی در ایران می‌خوابد، با خیال ایرانی بخوابد. الان کشورهای مختلف همین کار را می‌کنند اما ما تمام شهرها را نابود می‌کنیم! فرهنگ اسلامی خود را از بین می‌بریم، بعد می‌گوییم چرا توریست به کشورمان نمی‌آید! توریست دوست ندارد در شرق، غذای غربی بخورد اما در مشهد، همه‌جا پیتزا‌فروشی دایر است. اول باید به خود مردم مشهد توجه کرد. نگاه نباید زائر‌محور باشد. زائر باید مهمان مشهدی‌ها باشد. مشهد را هدف قرار بدهیم و زائر، مهمان مشهدی باشد. باید گردش اقتصادی را با محوریت مشهدی‌ها درنظر بگیریم.

 

یکی از پایه‌های اصلی این نمایشگاه مقولۀ «هنر» است. نظر شما دربارۀ استفاده از ابزار هنر در انتقال مفاهیم چیست؟

هنر فانتزی نیست. هنر، بنیادی‌ترین دانشی است که ساختار ایجاد می‌کند. هیچ واقعیتی بدون هنر در خارج معنا ندارد. هیچ واقعیتی بدون فرم محقق نمی‌شود. زمان و فضا مهم‌ترین بخش هنر است. ما در مشهد، این را داریم؟ وقتی ما فضا را متفاوت ایجاد می‌کنیم، مردم هم تغییر می‌کنند. وقتی زمینه‌سازی کنیم، تمدن‌سازی آسان‌تر می‌شود. خراسان، مادر فرهنگی ایران است. شهر مشهد را تماماً ساختار کنیم، ساختاری که اسلام در آن دیده شود. حالا که مشهد پایتخت جهان اسلام انتخاب شده، باید همه‌چیز آن رنگ‌و‌بوی اسلام دهد. وقتی این‌گونه باشد، حس پیدا می‌شود. دوگانگی‌ها بوده که مشهد را زیبا می‌کرده. شهرداری مشهد باید همۀ ساختارها را برگرداند. وقتی مردم مشهد خود را بهتر بشناسند، زائرپذیر می‌شوند؛ آن‌گاه است که شیعیان گسترش پیدا می‌کنند. 

 

102898.jpg

 

..........................................

 

فرهاد عظیما، کارگردان انیمیشن «نبرد خلیج‌فارس2»

  • «مشهد دوست‌داشتنی» آغاز فعالیت‌های هویتی و فرهنگی در مشهد است

 

102899.jpgبرپایی نمایشگاه «مشهد دوست‌داشتنی» درراستای اجرای برنامه‌های هویتی و فرهنگی و با‌هدف معرفی ظرفیت‌های مشهد، اقدامی شایستۀ تقدیر و در سطح کشور بی‌نظیر است. شهروندان مشهدی نیز از این نمایشگاه به‌خوبی استقبال کردند که این موضوع، نشان‌دهندۀ موفقیت تیم برگزارکنندۀ این رویداد بزرگ هویتی و فرهنگی است.

زمانی‌که وارد این مجموعه شدم، با مشاهدۀ فضای تاریخی و انقلابی مشهد، حال‌و‌هوای آن دوران برایم زنده و تداعی شد. بازسازی محل‌های گفتگو و معاشرت افراد قدیم مانند قهوه‌خانه نیز فرصتی برای برانگیختن حس نوستالژیک و تداعی‌کردن خاطرات مخاطبان نمایشگاه بود.

به نظر من، این مجموعۀ بزرگ فرهنگی می‌تواند در طول سال و با موضوعات متنوع فرهنگی، فعالیت خود را ادامه دهد و محدود به بازۀ زمانی بهمن‌ماه نباشد. می‌توان هر دو ماه یک‌بار، در مناسبت‌هایی مانند دهۀ مهدویت، برنامه‌های فرهنگی دیگری نیز در این نمایشگاه اجرا کرد. برپایی نمایشگاه «آخر الزمان» و «راهیان نور» با به‌نمایش‌گذاشتن ادوات و تجهیزات جنگی که مردم بتوانند درکنار بازدید، با آن‌ها عکس یادگاری بگیرند، اقدامی تأثیرگذار و جذاب برای نسل جوان است.

برپایی نمایشگاه «مشهد دوست‌داشتنی» درراستای اجرای برنامه‌های هویتی و فرهنگی و با‌هدف معرفی ظرفیت‌های مشهد، اقدامی شایستۀ تقدیر و در سطح کشور بی‌نظیر است اما نباید تنها به موضوعات قدیم و گذشتۀ مشهد مربوط پرداخت؛ بلکه ضروری است که به اتفاقات آینده مانند زمان ظهور نیز نگاهی داشته باشد. برای این کار می‌توان ماکت بیت‌المقدس یا صحنۀ نمازخواندن نصرا... را بازسازی کرد تا فرهنگ مهدویت رواج یابد و زمینه‌سازی ظهور نیز فراهم شود.

جوانان ما خوب می‌توانند با مسائل و اتفاقات گذشته و آینده ارتباط برقرار کنند و فقط باید با برپایی چنین نمایشگاه‌هایی، زمینه‌های آن را فراهم کرد. در‌واقع چنین نمایشگاهایی می‌تواند با ارتباط برقرار‌کردن بین گذشته، حال و آینده، از ایجاد گسست هویتی در جوانان جلوگیری کند.

نمایشگاه «مشهد دوست‌داشتنی» باید به‌گونه‌ای برگزار شود که مردم برای بازدید آن عطش داشته باشند و روزشماری کنند. به همین منظور باید شهرداری و مسئولان فرهنگی با تشکیل کارگروه‌های خاص و به‌کارگیری ایده‌های نو و جوان، نیازهای شهروندان مشهدی را شناسایی کنند، سپس اقدامات فرهنگی خود را انجام دهند.

مشهد برای اینکه قطب تبلیغاتی باشد، نیازمند چنین نمایشگاه‌هایی است. انجام کارهای فرهنگی و هویتی در مشهد با‌توجه‌به اینکه شهری زیارتی و سیاحتی (ازنظر فرهنگی) است، بسیار ضرورت دارد؛ به‌نحوی‌که زائران و مجاوران بعداز زیارت امام رضا(ع) به‌جای رفتن به طرقبه، بازارهای رنگارنگ و مکان‌های صرفاً تفریحی، از فضاهای مفرحی استفاده کنند که بار فرهنگی و مذهبی داشته باشد و نه‌فقط بار درآمدزایی و اقتصادی.

..........................................

 

دیدگاه یک

  • بازگشت به خویشتن هویتی

 

102896.jpgحضرت علی(ع) جمله‌ای دارند قریب به این مضمون که: «کسی که خودش را بزرگ بشمارد، نفس خود را با گناهان، خفیف نمی‌سازد.». این حدیث را عمدتاً در مباحث اخلاق فردی طرح می‌کنند، در‌حالی‌که می‌توان از آن در تحلیل‌های اجتماعی و به‌تبع، در خط‌مشی‌گذاری‌های فرهنگی و اجتماعی مورد استفاده قرار داد. به عبارت دیگر، مبتنی‌بر این حدیث، می‌توان گفت که ملت و جامعه‌ای که احساس عزت نفس کند و خود را بزرگ بشمارد، دچار بسیاری از آسیب‌های اجتماعی نخواهد شد و زیر بار بسیاری از حقارت‌ها نخواهد رفت.نکته‌ای که باید بدان توجه داشت، این است که وظیفۀ شهرداری و بخش فرهنگی آن، صرفاً برخورد موردی و جزئی با آسیب‌های اجتماعی (همچون اعتیاد، طلاق و...) نیست؛ بلکه این نهاد وظیفه دارد که جامعه را نسبت‌به بسیاری از این آسیب‌ها مصون سازد و اصطلاحاً از وقوع آن‌ها جلوگیری کند. بخشی از این وظیفه و راهبرد را می‌توان از‌طریق هویت‌بخشی به مردم شهر و ایجاد حس افتخار در آنان محقق کرد. نمایشگاه مشهد فجرآفرین که امسال با شعار «مشهد دوست‌داشتنی» اجرا می‌شود، تلاش می‌کند تا با ارائۀ واقعیت‌های تاریخی و امروزی کاری کند که مردم به مشهدی‌بودنشان افتخار کنند. به‌عبارتی، می‌خواهد توقع مشهدی‌ها از خودشان را بالا ببرد. مشهد، شهری نوپا با ١٠٠سال و ٢٠٠سال سابقه نیست که برای ایجاد احساس افتخار و عزت در ساکنانش، نیاز به استفاده از تخیل و ابزارهای تاریخ‌سازی و... داشته باشد (آن‌گونه‌که ساختارهایی همچون هالیوود برای غرب چنین کارکردی دارند)؛ بلکه روایت منصفانۀ ماجراهای تاریخی و امروزی‌اش می‌تواند حس عزت نفس و افتخار را در مخاطبانش ایجاد کند. 

 

مشهد با امر معنوی تأسیس شده است

مشهدی‌ها باید بدانند که مشهد، شهر و تمدنی نیست که به لطف عوامل طبیعی مثل عبور فلان رودخانه یا وجود فلان معدن و... پا گرفته باشد، بلکه مشهد اساساً با امری معنوی، یعنی حضور یک امام معصوم، تأسیس شده است. نمایشگاه مشهد دوست‌داشتنی با این روایت آغاز می‌شود و وارد گذر تاریخ می‌شود. نشان می‌دهد که مردم این خطه، هم اهل مبارزۀ عملی و حماسه‌اند، آن‌گونه‌که درمقابل حملۀ مغول، سربه‌داران را شکل می‌دهند و هم اهل مبارزۀ فکری و فرهنگی‌اند، آن‌گونه‌که فرزندان تیمور لنگ را چنان مجذوب و مستحیل در فرهنگ خود می‌کنند که به‌جای کشورگشایی و آدم‌کشی، به تأسیس مسجد و مدرسه و رونق هنر و معماری بپردازند. مشهد در عصر صفوی، مشهد در آستانۀ مشروطیت، مشهد در مبارزه با دیکتاتوری رضاخانی، مشهد در مقاومت فرهنگی در‌قبال نقشه‌های روشن‌فکری غرب‌زده، مشهد در ماجرای ملی‌شدن صنعت نفت، مشهد در نهضت خمینی(ره)، مشهد در دفاع مقدس و... تا به امروز، سرشار از مضامین و ماجراهایی است افتخارآمیز و عزت‌آفرین. بخش محلات امروزی نمایشگاه مشهد دوست‌داشتنی، مملو است از بازنمایی افراد و گروه‌های مختلفی که در کوچه‌‌کوچه‌های شهر مخلصانه و بدون هیاهو، نیکی می‌کنند، جوانان برومندی که برای تعالی معنوی و مادی دیگران در‌کنار حرم اهل‌بیت(ع) به شهادت می‌رسند، حاج‌عباس مسجدی که دارایی‌اش را وقف می‌کند، خانم‌های یک جلسۀ زنانه که زیورآلاتشان را برای تهیۀ جهیزیۀ دختران جوان محروم محله می‌فروشند، فروشنده‌ای که از کسب سود آن‌چنانیِ فروش جنس خارجی می‌گذرد تا با فروش جنس ایرانی، کارگر ایرانی بیکار نباشد، نخبگان مخترع شهر، کارآفرینان موفق، پزشکانی که بیمارانشان را رایگان ویزیت می‌کنندو...

دکترای علوم ارتباطات و مطالعات فرهنگی / سعید خورشیدی

..........................................

 

دیدگاه دو

  • تلفیق زندگی ایرانی‌اسلامی با نگاه انقلابی

 

102895.jpgوقتی خبر برپایی نمایشگاه «مشهد دوست‌داشتنی» را شنیدم، فکر کردم این بار نه به‌عنوان یک نخبه یا هنرمند یا نویسنده و ... -که اساساً خود را هیچ‌یک از این‌ها نمی‌دانم- که به‌عنوان پدر یک خانوادۀ عادی مشهدی به نمایشگاه بروم و خود را با دو فرزندم هماهنگ کنم. با خانواده، عصر جمعه راه افتادیم و فکر نمی‌کردیم برای پیدا‌کردن جای پارک ماشین این‌همه معطل شویم. ازدحام و سرو‌صدا و شعارهای جلوی در، توجه را جلب می‌کرد.

نمایشی با موضوع همبستگی مردم درحال اجرا بود و جمعیت بازدید‌کننده چند‌لایه‌ای با اشتیاق نمایش را می‌دیدند. تحرک و هیجان این نمایش زنده و شاید کمی بی‌نظمی‌اش به جذابیت‌هایش می‌افزود. از کنار جمعیت گذشتیم و وارد بخش بازسازی محله‌های قدیمی مشهد شدیم؛ حس قدم‌زدن در راسته‌بازارهای قدیمی اطراف حرم با نوعی از طراحی که فقط نوستالژی کهنه، تاریخ‌گذشته و سکولار را تداعی نمی‌کرد. تلفیق زندگی ایرانی‌اسلامی با نگاه به فضای انقلابی و جذاب تاریخ معاصر ایران، بهترین عبارتی است که در وصف این بخش نمایشگاه به ذهنم می‌رسد. در این راسته‌بازار، چیزی که توجه را بیش از همه به خود جلب می‌کرد، قهوه‌خانۀ سنتی زیبایی بود با تابلوهای عکس شهدا و چای و دیزی واقعی و نه باسمه‌ای و روشن‌فکری. دوست داشتم لااقل استکانی چای در این فضای دلپذیر می‌خوردم، اما آخر وقت بود و فرصتی باقی نمانده بود. مردم علاقه‌مند برای لحظه‌ای‌دیدن فضای داخلی بازسازی‌شدۀ سلول‌های ساواک مشهد، صفی طولانی تشکیل داده بودند.

غرفه‌های مناطق شهرداری با جذابیت کمتر از بخش‌های تاریخی‌نمایشی، ولی با نکات مفید و جذاب بخشی دیگر از نمایشگاه بود. مثلا در غرفه‌ای چند نفر از زنان افغانستانی شیرینی‌ها و غذاهای محلی می‌فروختند، بسراق،‌ بولانی و پیراشکی و نه رایگان. و این یکی از نکات نمایشگاه «مشهد دوست‌داشتنی» است که در‌کنار پیوست اجتماعی، یعنی حضور انبوه مردم از اقشار مختلف، پیوست اقتصادی، یعنی حرکت به‌سمت خود‌کفایی و خود‌گردانی، هم در آن لحاظ شده است؛ مثال‌هایش هم زیاد بود، همان قهوه‌خانۀ سنتی، غرفه‌های نان، آش، صنایع دستی، تولیدات زنان سرپرست خانوار،‌ لوازم‌التحریر ایرانی‌اسلامی، اقلام فرهنگی و... .

چیزی که اینجا جلب توجه می‌کرد دستگاه مکانیزه برداشت گل زعفران بود که طراحش می‌گفت به‌زودی به تولید انبوه می‌رسد و به بازار عرضه می‌شود. در خیابانی دیگر دو مکان قدیمی بازسازی‌شده دیده می‌شد، زورخانه و تماشاخانه. زورخانه در‌حال تعطیل‌شدن بود و نتوانستیم داخلش را ببینیم. در تماشاخانه‌ای که با سبکی قدیمی طراحی شده بود، فیلم‌های «جشنواره عمار» و تولیدات معاونت فرهنگی شهرداری نمایش داده می‌شد. آرزو کردم یکی از فیلم‌های من هم در این تماشاخانۀ خوش‌حس‌و‌حال به‌نمایش درآید. درکنار همۀ این‌ها مهم‌ترین نکته‌ای که توجهم را جلب کرد، حضور انبوه مردم از طیف‌ها، افکار و طبقات مختلف اجتماعی با سطوح متفاوت فرهنگی و دینی در این نمایشگاه دوست‌داشتنی بود. در‌حقیقت استقبال مردمیِ شگفت‌انگیز از نمایشگاه «مشهد دوست‌داشتنی» در مدتی کوتاه پاسخ خانواده‌های مشهدی به دیده‌شدنِ نیازی است که پیش از این انکار یا سانسور می‌شد، نیاز به سرگرمی‌های جذاب، سالم و هویت‌بخش برای خانواده‌های ایرانی. پیش از این و در برگزاری نمایشگاه بین‌المللی در موضوعات مختلف اعتراض‌هایی می‌دیدیم که چرا مردم نمایشگاه را با پارک یا مکان‌های تفریح اشتباه می‌گیرند و نمایشگاه‌های تخصصی اقتصادی را این‌همه شلوغ می‌کنند. اگر بتوان این خلأ -نیاز به سرگرمی‌های سالم- را با نمایشگاه‌ها یا فستیوال‌های هویتی مثل این نمایشگاه پر کرد، اتفاقات مهمی خواهد افتاد.

محمد‌مهدی خالقی 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی