کد خبر : 73581
/ 20:40

دخترک لباس‌فروش

امروز می‌خواهیم داستان پندآموز دخترک لباس‌فروش را برای شما تعریف کنیم، دخترک مظلومی که فوق‌لیسانس داشت، ولی کار نداشت، پول و رانت داشت یا نداشت را نمی‌دانیم، ولی قاچاق نداشت!

دخترک لباس‌فروش

نویسنده: مجتبی نخعی‌راد

طنز سرسره در شهرآرا آنلاین / امروز می‌خواهیم داستان پندآموز دخترک لباس‌فروش را برای شما تعریف کنیم، دخترک مظلومی که فوق‌لیسانس داشت، ولی کار نداشت، پول و رانت داشت یا نداشت را نمی‌دانیم، ولی قاچاق نداشت!

یکی بود، یکی نبود. در گذشته‌های دور که نه؛ همین روزها، در یک شب سرد هم نه، در یک روز گرم آفتابی، دخترکی مظلوم و بیکار نشسته بود و گریه می‌کرد، همۀ بچه‌ها او را دوره کرده بودند که «دختره گریه می‌کنه، زاری می‌کنه...» ناگهان فکری به نظر دخترک رسید که هیچ بیکار دیگری تا آن روز به آن فکر نکرده بود، شغل شرافتمندانۀ ‌تاجر لباس! بنابراین برای حمایت از تولید ملی ایتالیا 200میلیون تومان لباس وارد می‌کند.

اما هیچ‌کس لباس‌های او را نمی‌خرید، دخترک که می‌بیند کبریت ندارد، به‌جایش یکی از لباس‌ها را می‌پوشد، البته چون لباس بچه بوده خیلی اذیت می‌شود! در رؤیا می‌بیند جلوی شومینه‌ای بزرگ در ویلای لواسان بابایی نشسته است و پاهایش را هم دراز کرده تا در جکوزی گرم شود، اما رؤیا زود ناپدید می‌شود. دخترک لباس دیگری می‌پوشد و پدرش را به صورت رؤیا می‌بیند که گاوصندوق ذخیرۀ فرهنگیان را برای دخترک باز کرده تا او وام قرض‌الپس‌نده بگیرد.

فردا صبح مردم جسد بی‌جان دخترک لباس‌فروش را در حالی‌که لباس‌های بچه زیادی به تن داشت، پیدا نکردند، چون بابایی با چند جا تماس گرفت و قضیه به‌خوبی و خوشی جمع شد! بالا رفتیم دوغ بود، قضیۀ ما دروغ بود... نبود؟

..........................................

 

رجل سیاسی سریع و خشن

ما تا همین دیروز وقتی عبارت پرطمطراق «رجل سیاسی» را می‌شنیدیم، یاد نامزد‌های ریاست جمهوری می‌افتادیم، اما گویا هر روز احساس «خود رجل سیاسی‌بینی» ابعاد تازه‌تری پیدا می‌کند، چرا که وقتی مأمور راهنمایی و رانندگی به دلیل سرعت غیرمجاز خودروی وی را متوقف می‌کند، ایشان در جمله‌ای حکیمانه می‌فرمایند: «قوانین برای عوام‌الناس است، نه رجل سیاسی!» و سپس خیلی شیک با ماشین به مأمور کوبیده، او را روی کاپوت انداخته و بعد با ترمز روی آسفالت پیاده‌اش کرده و در افق محو شده است! «سریع و خشن7» را تعریف نمی‌کنیم، این داستان واقعاً اتفاق افتاده! در همین راستا پیشنهاد می‌شود:

بهتر بود راننده پس از انداختن مأمور روی آسفالت، از رویش رد شده و یک دنده‌عقب هم می‌گرفت تا هم مبحث «رجل سیاسی» خوب برایش جا بیفتد، هم یادش باشد دیگر از کاپوت ماشین دولتی استفادۀ شخصی نکند!

به همۀ بخش‌داران و فرمانداران کارت شناسی رجل سیاسی از نوع «میتی‌کومان» داده شود تا هنگام تخلف علامت مخصوص را نشان دهند و مأموران مجبور شوند احترام بگذارند و طلب بخشش کنند.

«ارشا اقدسی» و سایر بدل‌کاران حرفه‌ای در پلیس استخدام شوند تا هنگامی که خودروی «رجل سیاسی» خواست در افق محو شود، کمترین آسیب را ببینند.

..........................................

 

انواع محوشدن

در راستای مورد قبلی که در افق محو شد، کریس رونالدو یک‌جور محوشدن دیگر را هم به تقلید از رجل سیاسی ما پایه‌گذاری کرده است، بدین صورت که در پاسخ به سؤال خبرنگار درمورد آن‌هایی که از او متنفر هستند، گفت: «آن‌هایی که از من متنفرند، همچنان متنفر باشند زیرا بدون آن‌ها، من اینجایی که حالا هستم، نبودم.» و بعد در استخر منزل شیرجه می‌زند! در همین راستا محوشدن‌های اشرافی زیر نیز پیشنهاد می‌شود:

سوار خودروی شاسی‌بلند شده و با آن وارد کشتی تفریحی شوید و بعد که نمای دوربین باز می‌شود مشخص شود که تازه این کشتی هم دریاچۀ مصنوعی شخصی شما جلوی ویلای چندهکتاری است.

دوربین مارک معروف ساعت مچی را نشان می‌دهد، بعد که نما باز می‌شود مشخص می‌شود این ساعت مچی گران‌قیمت شماست که روی مبل کنار پنجره نشسته‌اید، بعد که بازتر شد پنجره مربوط به پنت‌هاوس یک آسمان‌خراش است.

رو به دوربین بگویید: «منتفر باشید تا اموراتتان بگذرد» و بعد وارد ویلای لواسان شوید و در کوهی از لباس‌های وارداتی شیرجه بزنید! 

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی