کد خبر : 73510
/ 23:41
بازپرس جنایی، آخرین جزئیات پروندۀ قتل کودک به‌دست ناپدری‌اش را تشریح کرد

رقیۀ پنج‌ساله، قربانی اختلافات مادر و ناپدری

بازپرس جنایی دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، آخرین جزئیات قتل کودک به‌دست ناپدری‌اش را تشریح کرد.

رقیۀ پنج‌ساله، قربانی اختلافات مادر و ناپدری

خبرنگار: مهدی قرآنی

به گزارش شهرآرا آنلاین / خبر قتل هولناک دختربچۀ پنج‌سالۀ مشهدی به‌دست پدر ناتنی‌اش در‌حالی روز گذشته، رسانه‌ای شد که احساس عمومی را برانگیخت؛ تا‌جایی‌که برخی هنرمندان نیز به این اقدام وحشیانه واکنش نشان دادند.

هم‌زمان با اعلام مرگ این دختربچه در بیمارستان شهید‌هاشمی‌نژاد مشهد، قاضی کاظم میرزایی، بازپرس ویژۀ قتل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد در این مرکز درمانی حضور یافت و با دستورات ویژه‌ای که صادر کرد، مأموران پلیس آگاهی موفق‌به دستگیری متهم سنگدل شدند. 

مادر این دختربچه در پاسخ به قاضی میرزایی دربارۀ وضعیت زندگی‌اش بیان کرد: «دو سال پیش به‌دلیل مشکلات خانوادگی از پدر رقیه جدا شدم و به‌دلیل اینکه رقیه سه‌ساله بود، حضانت او به من داده شد. طبق توافق صورت‌گرفته قرار بود که پدر رقیه، فرزندش را هفته‌ای یک‌مرتبه در کلانتری قاسم‌آباد ببیند اما پس‌از قرار اول، دیگر به دیدن دخترمان نیامد.».

پدر این دختربچه که از ناپدری او شکایت کرده است، در مواجهه با بازپرس ویژۀ قتل عمد دادسرای عمومی و انقلاب مشهد در‌حالی‌که گریه، امانش نمی‌داد، به قاضی میرزایی از روزهایی گفت که همسر سابقش در اوج نامهربانی، او را از دیدن فرزندش محروم کرده بود.

این پدر داغ‌دار در ادامه گفت: «‌رقیه سه سال داشت که به‌دلیل مشکلات خانوادگی از همسرم جدا شدم. رقیه، دختر شیرین‌زبانی بود و دوری‌اش بسیار آزارم می‌داد. دادگاه به‌دلیل اینکه رقیه سه سال داشت، حضانتش را بر‌عهدۀ مادرش گذاشت و قرار شد که هفته‌ای یک‌مرتبه، فرزندم را در کلانتری ببینم. آخرین‌باری که او را دیدم، همان دوسال پیش بود و بعد از آن، دیگر از دخترم خبر نداشتم. یکی از آشنایانم گفت که مادرش، خانه‌اش را عوض کرده است. چند‌بار با او تماس گرفتم اما تلفنش را پاسخ نمی‌داد. هرطور بود این دو سال گذشت و من از دخترم خبر نداشتم تا اینکه روز جمعه خبر دادند رقیه از پله افتاده و ضربۀ مغزی شده است. دنیا بر سرم آوار شد؛ چرا‌که بعد‌از دوسال دوری از پارۀ جگرم به‌جای اینکه شاهد خندیدن و شیرین‌زبانی‌هایش باشم، باید بدن بی‌جان او را تماشا می‌کردم.».

مرد جوان ادامه داد: «‌وقتی وارد بیمارستان شدم، مرا به اتاقی که رقیه در آن بود بردند. پارۀ جگرم بی‌جان روی تخت آرمیده بود و پاهایش تا کمر داخل گچ بود و آثار کبودی روی دستان ظریفش دیده می‌شد. آقای قاضی! مگر کسی که از پله سقوط کند به این روز می‌افتد؟ موضوع را به پلیس گزارش کردم و پس‌از تحقیقات مأموران، متوجه شدم فرزندم مورد ضرب و شتم وحشیانۀ شوهر جدید همسر سابقم قرار گرفته است.».

تحقیقات قضایی نشان داد که ناپدری رقیه، پس‌از انتقال کودک به بیمارستان ناپدید شده است. طبق بررسی‌های پزشکی، این کودک در نواحی مختلف همچون پاها، کمر، دست‌ها، صورت و سر، دچار جراحت و شکستگی‌های بسیار و به‌علت شدت صدمات، مرگ مغزی شده است و دیگر امیدی به بازگشتش نیست.

مادر رقیه که در همان لحظات اولیه لب به اعتراف گشوده بود، در ادامۀ اظهاراتش گفت: «‌یک سال بعد‌از اینکه از شوهر اولم طلاق گرفتم، با همسر دومم آشنا شدم و ازدواج کردم. همه چیز خوب بود اما بعد‌از چند ماه زندگی مشترک، مشکلات ما بالا گرفت تا اینکه پنجشنبۀ پیش، سر مسئله‌ای جزئی با او جروبحث کردم. نمی‌دانم چه شد که ناگهان شوهرم به‌سمت رقیه رفت و در‌حالی‌که فرزندم خواب بود، بدن معصوم او را بلند کرد و ابتدا به دیوار و پس از آن، چند‌مرتبه به زمین زد. صدایش را نمی‌شنیدم. فکر کردم در همان لحظه‌های اول، رقیه مرده است. او را به درمانگاه بردیم اما مسئولان درمانگاه، رقیه را پذیرش نکردند و موضوع را به اورژانس خبر دادند. وقتی بدن نیمه‌جان فرزندم را به بیمارستان آوردم، متوجه شدم شوهرم فرار کرده است.».

تحقیقات این پرونده ادامه داشت تا اینکه با دستور بازپرس ویژۀ قتل عمد دادسرای عمومی و انقلاب مشهد، متهم روز جمعه هشتم اردیبهشت توسط کارآگاهان پلیس آگاهی دستگیر شد. تحقیقات تکمیلی از‌سوی قاضی کاظم میرزایی همچنان ادامه دارد.

 

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی