کد خبر : 73501
/ 18:10
خبرنگار شهرآرامحله بعد از گشت یک‌ساعته در نمایشگاه مفهومی زیارت که قرار است تجربۀ برزخ و عالم پس از مرگ را به مخاطب بچشاند؛

تجربۀ «قبر» عالی بود ولی «بهشتش» درنیامده!

ظاهراً سال۸۹ این نمایشگاه افتتاح شده، ولی جالب است که تا حالا اسمش را نشنیده بودم و اصلا نمی‌دانستم چنین مرکزی وسط پارک وحدت وجود دارد!

تجربۀ «قبر» عالی بود ولی «بهشتش» درنیامده!

خبرنگار: نجفی

به گزارش شهرآرا آنلاین / درواقع طبق معمول و براساس یک پروتکل نانوشتۀ فرهنگی که اتفاقات این‌چنینی فقط در وهلۀ اول بودجه می‌گیرند تا ساخته شوند، اینکه حالا معرفی شوند و بخواهند تبلیغاتی توی سطح شهر برایش انجام بدهند با خداست و امام رضا(ع) خودش کمک می‌کند! ما هم با عکس تلگرامی یکی از دوستان متوجه شدیم که در این نمایشگاه جایی وجود دارد که نیمچه تجربه‌‌ای از قبر و بهشت و برزخ و دنیا را به طور ملموس به مخاطبش ارائه می‌کند. حالا اینکه چطوری رفتیم تا ببینیم، بماند.

یک ظهر تابستانی در دل اردیبهشت بهاری، پارک وحدتِ همیشه خلوت، میزبان دائمی این نمایشگاه است و هر روز منتظر مخاطبانش، ولی معلوم نیست وقتی مخاطب نمی‌داند اینجا کجاست، چطور باید به این مرکز سر بزند. اینجا هم باید طبق معمول به «معجزه» متوسل شد و تبلیغات انفرادی و دهان به دهان بازدیدکننده‌ها که شاید فرجی بشود و تیری به تخته بخورد و گروهی به‌این مجموعه‌های فرهنگی و امثال چنین مجموعه‌های فرهنگی سرکی بزنند. ما هم امیدواریم.

..........................................

 

ایستگاه اول: روزمرگی‌ها و سؤال‌هایی که پاسخ‌های قطعی ندارند

معمولا گروه‌های دانش‌آموزی دختر و پسر، زائران چه خارجی و داخلی و گروه‌های مختلف علاقه‌مند به این نمایشگاه می‌آیند. آقای حضرتی و دیگر راهنمای روحانی نمایشگاه همراهم هستند. این‌بار اختصاصاً برای یک نفر برنامه را اجرا می‌کنند و این خب نهایت لطف دوستان را می‌رساند. این نمایشگاه از زمان‌های مختلفی تشکیل شده که هر کدام یادآور بخش‌هایی از زندگی انسان است. از بدو تولد، زندگی، تحصیل، کار و بعد هم افتادن به سراشیبی عمر و تا آخر هم مرگ. بازدیدکنندگان در هر ایستگاه، چه به صورت صوتی و چه به صورت تصویری و بدون اینکه راهنما بخواهد توضیح اضافه‌ای بدهد، تا انتها همراهی می‌شوند. برای بازدیدکنندگان خارجی به دو زبان انگلیسی و عربی این صوت و تصویر پخش می‌شود. ایستگاه اول با چند سؤال که از بلندگوها پخش می‌شود، شروع شد. صدایی محزون و پرایهام که می‌خواهد ذهن شنونده‌اش را به خود مشغول کند. اما قبل از اینکه شروع کنیم، از آقای حضرتی(مسئول نمایشگاه) می‌پرسم این نمایشگاه از کی شروع به کار کرد: « از سال۸۹ نمایشگاه مفهوم زیارت است و توی مسیر ما پلان‌های صوتی و تصویری داریم.» بیشتر از این توضیح نمی‌دهد. باید شنید؛« صدای آمبولانس می‌آید. بعضی آدم‌ها فکر می‌کنند همه چیز رو می‌دونن، بالاخره یک روزی عمرت توی این دنیا تموم می‌شه، تا سرتو بالا بیاری تموم شدن و رفتن، آدمیزاد همیشه فکر می‌کنه وقت داره...» این دست سؤال‌ها با آن صدای زبر و بلند با پیش‌زمینۀ صداهای مختلفی که روز در خیابان می‌شنویم. بد نبود و ظاهرا ایستگاه اول قرار بوده روزمرگی‌های انسان را نشان بدهد. روی دیوار عکس‌های حجیم و مختلفی از اعضا و جوارح انسان به چشم می‌خورد. از اینسرت چشم‌ها تا لانگ‌شات یک شهر بزرگ با رفت و آمد شلوغ آدم‌ها. ایستگاه اول تمام می‌شود و با عبور از دالان دیگر وارد ایستگاه بعدی می‌شویم.

 

102688.jpg

 

ایستگاه دوم: ماهی یکی دوبار در مواجهه با ورودی قبر، غش می‌کنند! 

ایستگاه دوم دیوارهایی پر از کلمه و جمله دارد. معلوم نیست که واقعاً قرار است مفهوم خاصی به ذهن مخاطب متبادر کند یا نه، با این حال کل دیوار را با جمله‌های تو درتو و کلمات ریز و گاهی سخت‌خوان پر کرده‌اند. شاید هم نکته همین باشد که این‌ها همان پاسخ سؤال‌های گذشته است یا برای پاسخ دادن به سؤال‌های قبلی و بعدی که انسان در طول عمرش هزاران بار با آن مواجه می‌شود نیاز به خواندن و مرور همه این مکتوبات دارد. ولی کسی حوصله‌اش نمی‌کشد. کسی رغبت نمی‌کند این‌قدر جدی و با طمأنینه سراغ پاسخ سؤال‌هایش برود. طبیعتاً من هم با اینکه سعی کردم چند جمله‌اش را بخوانم اما حوصله‌ام سر رفت و ترجیح دادم خیلی زود به ایستگاه بعدی برویم. روی دیوارهای نمایشگاه هم تقریبا همه وسایلی که در طول زندگی با آن‌ها سر و کار داریم را با رنگ سفید به دیوار چسبانده بودند. از کفش‌ها و جوراب‌ها و سماور و مبل و کالسکۀ بچه بگیر تا جون آدمیزاد!

به مهم‌ترین و البته گیراترین بخش نمایشگاه مفهومی رسیدیم. ورودی قبر که تقریباً با همۀ آن چیزی که در آموزه‌های مذهبی ماست، مطابقت می‌کرد. یک جای تنگ و تاریک با ورودی شبیه همان دالان‌های مخوفی که در قبرستان وادی‌السلام دیده بودم. پله‌های خشتی زده بودند به داخل قبر. چیزی حدود هفت یا هشت پله. ولی این همه‌اش نبود. باز تا خود سالن تاریک و نمور یک دالان خشتی دیگر فاصله داشتیم. دالانی که با سقفی کوتاه و دیوارهایی تنگ، آن‌قدر که شانه‌ها به زمختی دیوارها گیر می‌کرد و ناچار بودی کمی خودت را کش و قوس بدهی. همۀ این راه تاریک بود و من حتی راهنمای جوان روحانی‌مان را هم نمی‌دیدم. دالان که تمام شد، سؤالات مشهور نکیر و منکر از بلندگو پخش شدند. به نظر می‌رسد دوستان روی قسمت «قبر» و آن حال و هوا حقیقتا زحمت زیادی کشیدند، چون هم قابل لمس بود و هم کاملا آن حس و حال واقعی را به مخاطب انتقال می‌داد. سؤال‌ها با همان لحن تکرار می‌شد. آقای تشت‌زرین یکی از مشاوران و مسئولان نمایشگاه دربارۀ این ایستگاه و واکنش‌هایی که از طرف دانش‌آموزان دیده، گفت: ما ماهی یکی‌دوبار غش‌کردن داریم! بخصوص دخترانی که برای اولین‌بار می‌آیند، خب با دیدن این ایستگاه کمی ترس برشان می‌دارد و ما هم آمبولانس خبر می‌کنیم. البته صدای گریه و متأثرشدن بچه‌ها و دیگر حاضران مکرر شنیده می‌شود.».

 

در کنار نمایش تجربه‌های مرگ به تجربه‌های شادی و نشاط هم بپردازید 

با اینکه نمایشگاه از حیث تجربه‌های این‌چنینی در مورد مرگ و دنیای پس از آن و البته از امید و روزنه‌های امیدبخش الهی حرف می‌زند، اما سؤالی که مطرح می‌شود اینجاست که چرا در کنار چنین فضاهایی، برای شادی و نشاط مردم مفهومی ایجاد نکنیم و آن‌ها را با مفاهیم درست خندیدن آشنا نکنیم؟ به نظر باید دربارۀ این مقوله بیشتر از همیشه فکر کرد، شاید بتوان تدبیری برایش ترتیب داد اگر امیدی باشد.

ایستگاه قبر و برزخ که تمام می‌شود به ورودی‌های امیدبخش بعدی می‌رسیم. همین‌جا این را هم بگویم که تمامی صوت و تصویر و فیلم‌هایی که در طول مسیر برای بازدیدکنندگان به نمایش در‌می‌آید، به طور اختصاصی برای این مجموعه ساخته شده است. فیلم‌هایی که هم از جلوه‌های خوب بصری بهره برده و هم بازی‌های بازیگرانش تا حدودی قابل قبول است. ظاهراً همان

سال ۸۹و مدیریت آقای عصارنیا رئیس وقت سازمان فرهنگی‌تفریحی شهرداری مشهد، این پروژه با بودجه‌ای حدود ۵۰۰میلیون تومان ساخته می‌شود. علاوه‌بر هزینۀ ساخت فیلم و گوینده، هزینۀ سیستم و پروژکتورهای مختلف و انواع و اقسام وسایل الکترونیکی را هم باید به این نمایشگاه اضافه کرد که درمجموع باید گفت از سطح بالایی برخوردار است. علاوه‌براین آستان قدس هم با الگوبرداری از این نمایشگاه توانسته بازدیدکننده‌ای نزدیک به یک میلیون نفر در سال را جذب کند اما این مجموعه در چند سال گذشته در بهترین حالتش در یک سال، توانسته حدود ۲۳۰هزار نفر مخاطب داشته باشد که در مقایسه با ظرفیت‌های آستان قدس( با اینکه ایده اصلی آن از این نمایشگاه گرفته شده! )جای سوال و تامل دارد که چرا شهرداری نتوانسته حتی به صورت حداقلی برای این مجموعه اطلاع‌رسانی کند .

 

102689.jpg

 

قرار بوده بهشت باشد ولی یه‌کم نور است با مقداری چراغ زیاد! 

بعد از ایستگاه قبر، به ایستگاه‌های پایانی و البته امیدبخش می‌رسیم. بازیگران تقریباً اهمال‌کار و دنیازده و غرق در دنیای پرزرق و برق امروزی، حالا متحول شده‌اند و از کورسوی امیدی که این‌بار به الطاف خداوندی تعبیر می‌شود، مسرورند و حالا با مرور گذشتۀ تلخ و گناهکاری که داشته‌اند با خوشحالی می‌خواهند از این فرصت کمی که در اختیارشان گذاشته شده به بهترین شکل ممکن و در راستای رضایت خداوند و اهل بیت(ع) بخصوص امام رضا(ع)، استفاده کنند. متأسفانه این قسمت به آن اندازه‌ای که ایستگاه ورودی قبر برای تأثیرگذاری‌اش تلاش شده بود، هیچ تلاش ملموسی نشده و اصلا آدم فکر نمی‌کند که وارد بهشت یا حتی وارد یک مکان زیارتی با حال و هوای معنوی شده است. بیشتر با چراغ‌های زیاد و مقداری زیارت امام رضا(ع) و شامل چند قاب عکس می‌شود. این، همه آن چیزی است که در این نمایشگاه به مخاطب ارائه می‌شود.

آقای تشت‌زرین می‌گوید: « استقبال زائران و مسافران عرب‌زبان و حتی انگلیسی زبان از این مجموعه زیاد بوده و در کنارش اما باید به محتوا و تغییرات دیگر هم توجه کنیم.».

اما نکته مهم، نبود تبلیغات و اطلاع‌رسانی درست به علاقه‌مندان است. معلوم نیست چرا با وجود فضاهای تبلیغاتی زیادی که شهرداری در سطح شهر در اختیار دارد، برای معرفی این فضاها از آن استفاده نمی‌کند. نکته مهم‌تر از آن خرابی و کهنه شدن بعضی دستگاه‌های نمایشگاه است که چندین سال بدون تعمیر و جایگزین‌شدن به حال خود رها شده‌اند. حوضی که در ایستگاه آخر وجود دارد، سال‌های گذشته بخار می‌داد ولی حالا خراب شده و مدیریت مجموعه توانایی مالی خوبی برای تعویض آن ندارد. هر چند در ادارۀ این مجموعه و حمایت‌هایِ شهرداری و سازمان فرهنگی‌تفریحی جای نقد دارد ولی کلیت نمایشگاه و تجربه‌هایی که بخصوص در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌گیرد، در سطح کیفی خوبی قرار دارد. آنچنان که دوستان می‌گفتند حتی بعضی زائران پس از تجربۀ این نمایشگاه از مدیران می‌خواستند که محل نمایشگاه را به ابتدای ورودی مشهدالرضا(ع) تغییر دهند تا قبل از زیارت، از این نمایشگاه استفاده و با آمادگی کامل به زیارت بروند. برخی‌هایشان هم حسرت می‌خوردند که چرا روز آخر حضور در مشهد، باید از بودن چنین نمایشگاهی اطلاع پیدا کنند. 

 

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی