کد خبر : 73398
/ 19:26
حجت‌الاسلام نظافت ازلزوم توجه به بایسته‌های هویتی شهر مشهد می‌گوید؛

شهرسازی برای رشد

وقتی صحبت از هویت و بحران هویتی می‌شود، یکی از انتظارات طبیعی دغدغه‌مندان این است که حوزه‌های علمیه به‌عنوان منشأ تولید علم اسلامی‌ و منبع ایدئولوژیک مدیریت اسلامی‌ چه نقشی در این زمینه دارند؟

شهرسازی برای رشد

خبرنگار: فاطمی نسب

گفتگوی شهرآرا آنلاین / آیا اساسا اگر مشهد از شاه‌ر‌اه زیارت به‌عنوان منبع ارزشمند اخلاقی و رفتاری خارج نمی‌شد، گرفتار این بحران هویتی می‌شد؟ خوب است مروری بر رفتارهای خودمان در شهر مقدس مشهد داشته باشیم.

کدام یک از آن‌ها در شأن همسایگی حجت خداوند بر زمین است؟ اولین گزاره نجات‌بخش این است که بپذیریم اگرچه در بعد مکانی، در جوار ولی‌خدا هستیم اما درحقیقت فرسنگ‌ها در رفتارهای اقتصادی، در فرهنگ، در معماری و شهرسازی با این امام عزیز فاصله داریم. این دغدغه‌ها باعث شد تا به‌سراغ حجت‌الاسلام نظافت، خطیب مشهدی، مسئول حوزه‌های علمیه المهدی و عضو ناظر شورای راهبری پیوست فرهنگی برویم. او که خود از مجاوران حضرت‌رضا(ع) است، از ریشه‌های بحران هویتی مشهدمی‌گوید.

 

به نظر شما، چه عاملی بیشتر به بحران هویتی شهر دامن زده است؟

بحران هویتی شهر مقدس مشهد یا هر شهر دیگر به بحران هویتی انسان‌هایی که در آن شهر زندگی می‌کنند، برمی‌گردد؛ یعنی یا مربوط به تک‌تک انسان‌هاست یا بحران هویتی است که برنامه‌ریزان شهر پیدا کرده‌اند،چراکه شهر بدون انسان معنا ندارد. شهر بدون انسان مانند جسم بدون روح است. حتی اگر شهر، شهر مقدسی مثل مکه باشد بازهم قرآن می‌گوید ارزش ندارد. خداوند چه‌موقع به شهر مکه قسم می‌خورد؟

«لا اقسم بهذا البلد و انت حل بهذا البلد» (قسم به شهر مکه، حال آنکه تو در این شهر هستی)؛ یعنی مکه زمانی قداست پیدا می‌کند که انسان باارزش و معصوم و کاملی مثل پیامبر(ص) در آن باشد؛ انسانی که هویت انسانی خودش را دارد.

اگر انسان‌ها خود را فراموش کنند و اگر معنویتشان کم شود، خودبه‌خود این گمگشتگی و ازدست‌دادن هویت در محیط زندگی آن‌ها اثر می‌گذارد. امیرالمومنین‌ علی(ع) در باب فضیلت‌های متقین می‌فرمایند: «محل سکونت متقین فضیلت دارد؛ چون انسان واقعی و باهویت هستند و برای انسانیت خودشان ارزش قائل‌اند».

 

خب، این بحران هویت فردی چگونه در شهرسازی و معماری تاثیر می‌گذارد؟

اگر کسی برای انسانیتش ارزش قائل نباشد و یادش برود انسان است و دنیا را مثل یک طویله مدرن بداند، این سبک، مهندسی مناظر و خیابان‌هایش متفاوت می‌شود. از آن‌طرف اگر دیانت در تمام شئون زندگی ما جاری و ساری باشد، سبک مهندسی شهر، خیابان‌ها، مناظر و محیط زندگی متفاوت می‌شود.

اگر بخش‌هایی از دینداری باشد و بخش‌هایی نباشد، بازهم سبک زندگی، مهندسی و معماری فرق می‌کند. فرض کنید مردم یک شهر برای حیا و عفاف ارزش قائل باشند؛ همه‌چیز متفاوت می‌شود، مثلا نوع ساختمان‌سازی، ساخت پیاده‌رو و راه‌پله، در همه‌جا نمودش دیده می‌شود.

اگر اهل سخاوت و میهمان‌دوستی باشند و وسعت و امکانات باشد، سبک خانه‌سازی طوری می‌شود که میهمان بیاید و مزاحم خانواده هم نباشد.

اگر جوانمرد باشند، نمای برخی رستوران‌ها را که تمام شیشه است و همه می‌بینند، این‌گونه نمی‌سازند درحالی‌که وقتی امام‌حسن‌مجتبی(ع) غذا می‌خوردند، حتی برای سگ لقمه می‌انداختند. این خیلی مهم است که ما به هویت اصلی انسان‌ها و هدف زندگی توجه کنیم؛ چراکه دنیا قرار است محل رشد روح انسان‌ها باشد.

شخصی در مذمت دنیا می‌گفت. امیرالمومنین علی(ع) با او برخورد کردند و از خوبی‌های دنیا گفتند و فرمودند «اینجا محل تجارت اولیای خداست؛ محل نماز و نزول وحی و عبرت و پندگرفتن است. خوبی دنیا به همین چیزهاست. ارزش این زندگی با تمام غصه‌ها و دردها و رنج‌ها و فرازوفرودهایش برای این است که ما آماده می‌شویم برای ورود به بهشت».

اگر ما دنیا را محل رشد دانستیم، سبک شهرسازی ما هم طوری باید باشد که انسان این هدف را گم نکند، خودش را فراموش نکند و بی‌هویت نشود.

هویت دینی و مذهبی زمانی از بین می‌رود که این هویت در مقام برنامه‌ریزی و مهندسی برای شهر غایب است. ممکن است مدیران متدین باشند، اما از این نکته در نگاهی خوش‌بینانه باید بگوییم غافل شده‌اند یا خدای‌ناکرده دین را جامع ندانسته‌اند.

 

آیا این هویت دینی در شهر مشهد متفاوت‌تر از سایر شهرهاست؟

شهر مشهد مقدس به‌طورویژه با شهرهای دیگر متفاوت است. هویت مشهد به حرم امام‌رضا(ع) برمی‌گردد؛ چون قبر مطهر امام‌رضا(ع) اینجا بوده است. خیلی‌ها به احترام حضرت اینجا آمده‌ و مسکن گزیده‌اند. ارزش مشهد به ارزش امام‌رضا(ع) است، چنانچه امام‌خمینی(ره) فرمودند «آستان قدس، مرکز ایران است».

حال نزدیک حرم امام‌رضا(ع) طوری خیابان‌کشی و ساختمان‌سازی شده که این هویت از چشم‌ها پنهان می‌شود.

زمانی مشهدی‌ها در خیابان چشمشان به گنبد امام(ع) می‌افتاد و انرژی معنوی می‌گرفتند. اما زمانی‌که خواستند اطراف حرم‌مطهر را توسعه دهند متاسفانه مردم اصیل مشهد را کوچ اجباری دادند.

 

رسیدیم به اطراف حرم‌مطهر. به نظر شما، بهسازی اطراف حرم چقدر در این بحران هویتی نقد داشته است؟

اگر نگاهی به طرح اطراف حرم‌مطهر بیندازید، می‌بینید که این طرح چه آسیب‌هایی داشته است. یکی همین بود که مردم را مجبور به کوچ اجباری کردند؛ البته نه مثل دشمنی که همه را بیرون می‌کند بلکه با روش‌های غلط اجرایی باعث شدند که مردم کوچ کنند. به‌قول معروف، به مرگ می‌گیرند تا به تب راضی شوند!

زمانی به‌خاطر تخریب منازل، مدت‌ها بود در اطراف حرم امام‌رضا(ع) سالَک شیوع داشت و مردم اصیل مجبور بودند آنجا را ترک کنند.

ریشه شهر، امام‌رضا(ع) است. ما آمدیم بهسازی کنیم و بافت‌های فرسوده را درست کنیم، هویت را گرفتیم. طوری شده که اطراف حرم امام‌رضا(ع) در ایام نبود زائر، شهر ارواح شده چون دیگر مردمان اصیلی که سرمایه این منطقه بودند، نیستند.

ساختمان‌هایی ساختیم که ظاهرش هیچ سنخیتی با امام‌رضا(ع) ندارد؛ حتی گاهی هم ضد آن است.

کسی که وارد شهر امام‌رضا(ع) می‌شود، باید درودیوار با او حرف بزنند، باید تفاوت را ببیند، باید معنویت و فرهنگ به او تزریق شود. حتی این شخص باید سوغاتش متفاوت باشد. زمانی رسید که مشهد مشهور شد به «پدیده» و «موج‌های آبی»؛ یعنی نه‌تنها آن هویت مذهبی را تقویت نکردیم بلکه رقیب‌هایی هم درست کردیم.

 

102543.jpg

 

در این بین، جایگاه تفریح هدف‌دار یا بهتر بگویم، نشاط اسلامی ‌چه می‌شود؟

من نمی‌گویم زائر امام‌رضا(ع) همیشه باید در حرم باشد، ولی می‌شود که تفریحاتش تفریحات خنثایی نباشد؛ یعنی تفریحات جهت‌داری داشته باشد. مشهد می‌توانست مرکز نشر خاورمیانه و دنیای اسلام برای سنین مختلف باشد و کتاب‌های نایاب اینجا پیدا شود.

می‌توانست مرکز سوغاتی‌های مذهبی، اینجا باشد. می‌توانست جای بهترین موزه‌های مذهبی، اینجا باشد.

ما هنوز در مشهد موزه‌ای برای جنگ نداریم و از ظرفیتی که در هشت سال دفاع‌مقدس ایجاد شد، استفاده نکردیم.

همین «مشهد دوست‌داشتنی» که ابتکار دوستان در شهرداری بود، دیدید که چقدر جذبه ایجاد کرد؛ البته بی‌اشکال هم نبود اما به‌عنوان قدم اول، خیلی قشنگ بود. بحران هویتی علتش بی‌برنامه‌بودن است و باید پاسخ این خسارت را مسئولان گذشته شهری بدهند و بگویند معماری و ظاهر این شهر چه سنخیتی با شهر مذهبی و معنوی داشته است؟

 

آیا این بحران در عرصه اجتماعی هم رخنه کرده است؟ این مسئله را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بحث دیگر هویت، بحران هویت در روابط است. این شهر، شهری معنوی است. مسئولان متولی فرهنگ هم دارد؛ همان‌طورکه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی‌ دارد، دفتر تبلیغات و سازمان تبلیغات دارد، صداوسیما دارد و مهم‌تر از این ظواهر، فرهنگ انسانی در این شهر، مذهبی است.

در یک شهر مذهبی، مردم باید قانون‌مدارتر، منصف‌تر و خوش‌اخلاق‌تر از جاهای دیگر باشند. هم شهر تمیز و زیبا و جذاب باشد و هم مردمش. هم شهر و درودیوارش معنویت تزریق کند و هم رفتار مردمش. متاسفانه ما از این جهت کمبود داریم. وقتی قرآن می‌خواهد از یک شهر نمونه نام ببرد که البته بعد می‌گوید مردمش ناسپاسی کردند و مبتلا به بلا شدند، می‌فرماید «برای قوم سبا در محل سکونتشان نشانه‌ای از قدرت و رحمت خدا بود. آن نشانه وجود دو باغ و بوستان در راست و چپ بود و خداوند به این‌ها خطاب کرد، از روزی پروردگارتان بخورید و شاکر باشید که شهری پاک و پروردگاری آمرزنده دارید».

ببینید چه تصویر قشنگی است! خانه‌ها و خیابان‌ها محصور در باغ و پراز سرسبزی باشد.

ما چگونه خیابان‌سازی کردیم؟ در روایت داریم «خداوند دوست دارد در هر کاری همت‌ها بلند باشد». اطراف حرم را توسعه دادند و الان ترافیک درست شده است؛ پنجاه سال بعد چه خواهد شد؟

از نظر روابط هم دچار مشکل هستیم؛ البته بخشی از این مشکلات به این برمی‌گردد که شهرهای مذهبی مهاجرپذیر هستند اما وقتی مردم اصیل را از اطراف حرم هجرت دهیم، طبیعتا عده‌ای دیگر می‌آیند و جایگزین می‌شوند. از این طرف هم روی فرهنگ اصیل یک منطقه کار نمی‌کنیم و این باعث می‌شود که فرهنگ‌های گوناگون می‌آید و معجونی از فرهنگ‌ها درست می‌شود که از نظر اجتماعی آسیب‌زاست.

تا دیر نشده، باید به فکر باشیم تا وضع از این بدتر نشود.

 

برویم سراغ حوزه‌های علمیه و هویت. یکی از هویت‌های فرهنگی و تاریخی این شهر هویت حوزه‌های علمیه آن است. به نظر شما، نقش حوزه‌های علمیه در عبور از این بحران هویتی چیست؟

حوزه بر مبنای امام‌رضا(ع) شکل گرفته است؛ همان‌طورکه در قم، حضرت‌معصومه(س) محور حوزه است.

در قدیم، هم معماری شهرمان مذهبی بوده و هم حوزه‌ها و مساجد شکل مذهبی داشته‌اند.

الان جمعیت ما زیاد شده و نیاز به حوزه‌ها چندین‌برابر افزایش پیدا کرده است؛ چراکه ما حکومت اسلامی ‌داریم و همه بخش‌های این نظام نیاز به روحانی دارند؛ مدارس، دانشگاه‌ها، قوه‌قضائیه، سپاه، ارتش، صداوسیما و... . بااین‌حال ما به‌شدت کمبود حوزه‌علمیه داریم.

در برنامه‌ریزی‌ها باید طلاب فاضل حضور داشته باشند؛ چراکه می‌خواهیم اسلامی ‌زندگی کنیم و طراحی اسلامی ‌داشته باشیم.

این طرف، ۳۰۰هکتار زمین در اختیار دانشگاه فردوسی مشهد است، دانشگاه اصفهان بیش‌از ۲هزارو۳۰۰ هکتار زمین در اختیار دارد. آن وقت این حوزه‌های علمیه‌ای هم که اینجا بوده است، تخریب کردند و بعد متناسب با نیازهای آینده مشهد که ام‌القری است، از ما توقع دارند!

ما که نمی‌توانیم از چین، عالم و روحانی بیاوریم! ما باید حوزه را توسعه می‌دادیم که ندادیم.

مسئله دیگر این است که در قدیم، مدارس در جوار حرم‌مطهر بود و مردم از نزدیک با علما در ارتباط بودند و شور و نشاط علمی‌ طلبه‌ها را می‌دیدند و هم زوار و هم مجاوران تحت تاثیر این شور و نشاط علمی ‌قرار می‌گرفتند.

ایده مقام‌معظم‌رهبری این بوده که حوزه‌ها دور حرم‌مطهر تجمیع شوند که متاسفانه این اقدام هم صورت نگرفت و نگاه‌های مادی و سودخواهانه حاکم شد. حوزه‌هایی که جدیدا بعداز انقلاب درست شد، در زمین‌های کوچکی بود و متاسفانه پراکنده بود. به همین جهت وقتی حوزه‌ها پراکنده باشد، آن شور و نشاط و هیجان نیست و حوزه نمود ندارد؛ درحالی‌که اینجا حوزه جهان تشیع است و کسی که وارد می‌شود اولین چیزی که باید برای او خیره‌کننده باشد، شور و نشاط علمی ‌طلاب است که نیست.

سبک علمی ‌حوزه‌ها یک سبک علمی ‌سنتی و درعین‌حال کاملا به‌روز است؛ یعنی با کمترین هزینه‌ها حوزه‌ها بیشترین فایده‌ها را دارند. اینکه مباحثه دارند و اینکه علم را برای خود علم می‌خواهند و دنبال مدرک و نمره نیستند. ازطرفی نظام آموزشی حوزه بر محور نماز است؛ یعنی نیم ساعت به نماز، تعطیل می‌شود. این‌ها خیلی الهام‌بخش است برای مسافران و توریست.

عده‌ای به روحانیت ایراد می‌گیرند اما باید بدانند که روحانیت هیچ امکانات ویژه‌ای به خودش اختصاص نداد، نه در زندگی شخصی و نه حتی برای امور علمی‌ و درسی خود.

که اگر برای امور علمی ‌و درسی خود کاری می‌کرد، سودش به مردم برمی‌گشت اما متاسفانه هیچ اقدامی‌ در این جهت صورت نگرفت.

بنده به‌عنوان شخصی که در این شهر طلبه تربیت می‌کند، اگر بخواهم ۲۰طلبه اضافه کنم باید پول قرض کنم و منزلی ۲۰۰متری بخرم و اضافه کنم.

متاسفانه این اقتضائات جدید و این انتظارات فراوانی که الان از روحانیت است، همخوانی ندارند.

 

حوزه‌ها در رفع این مسئله چه نقشی دارند؟

باید اعتراف کنیم حوزه‌های علمیه هم در اینجا نقش‌آفرینی لازم را نداشته‌اند. از قدیم حوزه‌ها القای معرفت و معنویت می‌کردند و این صفا و سادگی و صمیمیت را داشتند. مردم با روحانیت حشرونشر داشتند و سوالاتشان را می‌پرسیدند. حتی در قدیم برخی کسبه اول صبح به حوزه می‌رفتند و در کلاس درس می‌نشستند و بعد به مغازه می‌رفتند.

ازطرفی حوزه‌های تشیع افتخارشان این است که وابسته به حکومت نیستند، اما خودبه‌خود این معذوریت‌هایی را ایجاد کرده و امکانات ما را کم کرده است.

 

کمی ‌راجع به این قضیه توضیح می‌دهید؟

بله؛ بسیاری از کسبه قدیم در حوزه درس می‌خواندند. سر درس برخی آیات عظام آقای دکتری بود که می‌آمد درس می‌گرفت و می‌رفت؛ یا فلان بازاری می‌آمد درس می‌گرفت و می‌رفت.

خیلی از اساتید برتر رشته‌های علوم انسانی دانشگاه روحانی‌های غیرملبس بودند.

می‌شود روی این موضوع کار کرد. اما رفته‌رفته ظهور و بروز حوزه کم شد و بسیاری از حوزویان به‌دلیل اینکه از صحنه‌های اجتماعی و تصمیم‌سازی غایب شدند، نتوانستند نقش‌آفرینی کنند.

 

غایب کردندشان یا غایب شدند؟

مطالبه نکردند. یکی از نقش‌های حوزه‌ها باید مطالبه می‌بود؛ مثلا از شهردار مشهد بپرسد که چه کاری دارید انجام می‌دهید؟ در ساخت آینده حوزه چه سهمی ‌دارید؟ برنامه‌ریزی شما چگونه است؟

ما مطالبه نکردیم و عده‌ای هم از خدا خواستند. آیه‌ای در قرآن است که می‌گوید «هم کسی که می‌خواست و هم کسی که از او خواسته شد، هر دو ضعیف بودند». این وضعیت ما بود. مسئولان طلب نکردند، ما هم طلب نکردیم.

ما به خودمان اجازه دخالت ندادیم. سرمان در لاک خودمان بود، مسئولان هم احساس نیاز نکردند. حوزه‌ها از این جهت باید کوتاهی خود را بپذیرند.

حوزه درقبال اجتماع مسئولیت دارد. امیرالمومنین علی(ع)، پیامبر(ص) را این‌گونه توصیف می‌کنند: «پیامبر مثل طبیبی بود که مدام می‌چرخید و به فکر همه بود». حوزه باید خودش را مسئول این مسائل بداند؛ مسئول اقتصاد بداند، مسئول شهرسازی اسلامی ‌بداند و در این جهت تلاش کرده و مطالبه کند.

حوزه هم اگر با متن جامعه بیشتر درگیر باشد، همین است. یکی از ویژگی‌های امام(ره) این بود که با متن جامعه درگیر بودند. ضمن اینکه عمیقا درس می‌خواندند و در حوزه بودند، بر مشکلات اجتماع و اتفاقاتی که درحال رخ‌دادن بود، ناظر بودند.

وقتی امام(ره) فریاد زدند برای تصویب لایحه کاپیتولاسیون، خیلی‌ها اصلا متوجه نشده بودند که این‌چنین لایحه‌ای تصویب شده است؛ اما امام(ره) فهمیدند و فریاد زدند.

حوزه زنده و بالنده حوزه‌ای است که ناظر بر اجتماع، تحقیق و مطالعه کند، خودش را پاسخ‌گو ببیند و برای حال و آینده مفید باشد. خوشبختانه منابع ما (قرآن و روایات و سیره اهل‌بیت(ع)) بسیار غنی است. دریایی است که می‌توانند در آن غواصی کنند و دُرهای گران‌بها را بیرون بیاورند.

وقتی اسلام برای سرسبزی ارزش قائل است و می‌گوید «نگاه به سرسبزی‌ها نشاط‌آور است» درواقع به ما کد می‌دهد که شهر اسلامی‌ شهری است که سرسبز باشد.

در دعاها داریم «خدایا به تو پناه می‌برم از کسالت»؛ یعنی اسلام با کسالت مبارزه می‌کند. شهر اسلامی‌ باید شهری بانشاط باشد. رنگی که در شهر به کار می‌رود، نوع ساختمان‌ها و نوع خیابان‌ها باید طوری باشد که نشاط ایجاد کند. خیابان‌ها باید بزرگ باشد؛ چراکه در اسلام، زندگی در تنگنا مذمت شده است.

اسلام برای وقت ارزش بسیاری قائل است. در نهج‌البلاغه آمده است: «دنیا آزمایش‌خانه‌ای است که اگر کسی یک ثانیه را در آن هدر بدهد، روز قیامت غصه آن ثانیه را خواهد خورد». اگر این‌گونه باشد باید خیابان‌کشی‌هایمان طوری باشد که ترافیک کمتر باشد. باید فرهنگ‌سازی شود که مردم از وسیله حمل‌ونقل عمومی‌ استفاده کنند و امکانات حمل‌ونقل عمومی نیز ‌باید طوری فراهم شود که در رفت‌وآمد، عمر مردم کمتر هدر برود. شهر پرترافیک عمرها را هدر می‌دهد و اعصاب را تضعیف می‌کند.

همین‌طور یکی از مولفه‌های مهم شهر اسلامی، امنیت است. باید فکر کنیم که امنیت چگونه به دست می‌آید. زمانی که مهاجرت‌پذیری آسان باشد، کنترل سخت می‌شود. ازطرف دیگر مجبوریم روستاها را آباد کنیم تا روستاییان مجبور نشوند به شهرها مهاجرت کنند.

حتی در قدیم برخی کسبه اول صبح به حوزه می‌رفتند و در کلاس درس می‌نشستند و بعد به مغازه می‌رفتند. همین باغ رضوان در کنار حرم‌مطهر‌رضوی، قبرستان بود. یاد مرگ خودش ترمزی برای دزدی و فساد و طلاق و ظلم و خیلی مسائل است.

ناظر به کوه‌خواری‌ها باید گفت که وقتی قرآن دعوت می‌کند «چرا به آسمان نگاه نمی‌کنید؟ چرا به زمین مسطح نگاه نمی‌کنید؟ چرا به کوه نگاه نمی‌کنید؟» نباید بگذاریم این کوه‌خواری صورت بگیرد. چرا روی کوه‌ها ساخت‌وساز می‌شود؟ قرآن کد داده که مردم باید کوه‌ها و آسمان را ببینند.

دریایی از معارف و مطالب در اختیار ماست. باید باور کنیم که گنج در اختیار ماست.

شاخصه دیگر این است که شهروندان در یک کشور اسلامی‌ باید راضی باشند یکی از مسائلی که در برنامه‌ریزی باید مدنظر باشد، این است که رضایت مردم باید جلب شود. خیابانی دوطرفه است. مسئولان تصمیم می‌گیرند که یک‌طرفه کنند و وسط خیابان، میله می‌گذارند. ارزش آن خیابان از جهتی کاسته می‌شود و ارزش مغازه‌ها کم می‌شود؛ یعنی با این کار قیمت‌ها پایین می‌آید و ما باید بهای آن را بپردازیم و ایجاد نارضایتی نکنیم.

 

نقش مردم در این الگوی شهر اسلامی ‌چیست؟

مردم ما چون متدین بودند، همیشه از علما استفتاء می‌کردند و با سوالاتشان علما را به تکاپو می‌انداختند و جواب درمی‌آوردند. اینکه تا این حد فقه توسعه پیدا کرده، بخشی از آن برمی‌گردد به استفتائات و سوال‌ها؛ پس مردم باید از مراجع درخواست کنند.

در بحث پزشکی، نسبت‌به اوایل انقلاب خیلی مسائل حکمش آشکار شده است؛ چرا؟ چون سوال بیشتر شده است.

ما در عرصه‌های مختلف نیاز داریم به روحانی. در بحث هنر و اقتصاد و خانواده باید طلبه تربیت کنیم. کار زیاد است و تعدادمان کم و مسئولیت‌ها سنگین.

 

نقش زیارت و نسبت آن با هویت مشهد به‌عنوان محور اصلی چیست؟

حقیقت زیارت چیست؟ آیا زیارت صرفا برقراری یک ارتباط معنوی با امام است؟ یا زائر واقعی کسی است که عارف به حق امام باشد؟

معرفت یعنی پیروی از امام. خیلی‌ها زیارت می‌کنند اما فقط ارتباط عاطفی برقرار می‌کنند و خودشان را ملزم نمی‌دانند که از فرامین پیروی کنند. به همین جهت سبک زندگی‌شان را از امام‌رضا(ع) الهام نمی‌گیرند.

ما در توضیح مفهوم زیارت و پیوند زیارت با زندگی باید بیشتر از این‌ها کار می‌کردیم.

اگر زیارت آن‌گونه‌که ائمه‌معصومین(ع) خواسته‌اند باشد، زندگی را تحت تاثیر قرار می‌دهد ولی ما زیارت را تنزل داده‌ایم تا سرحد یک رابطه احساسی و عاطفی.

برخی خانم‌ها وقتی وارد حرم می‌شوند، چادر می‌گذارند و وقتی خارج می‌شوند، برمی‌دارند و حجابشان را هم رعایت نمی‌کنند. این شخص زائر واقعی نیست، هرچند موردمحبت امام‌رضا(ع) واقع می‌شود ولی ایشان نتوانسته انتظار امام‌رضا(ع) را برآورده سازد.

ما دقیقا باید توضیح دهیم که نقش زیارت در زندگی چیست؟ چرا مشهد در صدر آمار طلاق است؟ اگر زیارت، زیارت موثر و کاربردی باشد، آمار طلاق را باید کاهش دهد.

اصولا دین قرار است زندگی ما را تحت تاثیر قرار دهد و ویژگی دین اسلام این است که دینِ زندگی است. اسلام آیین بهترزندگی‌کردن است؛ آیین زندگی پاک و شاد است.

در زیارت امام‌رضا(ع) این مسائل آمده است. در این زمینه خیلی باید کار شود. عقب‌ماندگی‌ها زیاد است و باید بیش‌از این‌ها تلاش شود.

عمده اشکال هم نگاه تک‌بعدی به دین و زیارت و جدی‌نگرفتن منابع خود مانند قرآن، نهج‌البلاغه و روایات ائمه‌معصومین(ع) است.

این‌ها گنج‌های عظیمی‌ است که اگر می‌خواستیم این‌ها را به دست بیاوریم، محال بود رایگان در اختیار ما گذاشته شود؛ چون قدر نمی‌دانیم جدی هم نمی‌گیریم و طبیعتا استفاده هم نمی‌کنیم.

از امام‌رضا(ع) روایت است که می‌فرمایند «خدا رحمت کند کسی را که امر ما اهل‌بیت را زنده کند». سوال شد «چگونه می‌شود امر شما را زنده کرد؟» فرمودند «علوم ما را یاد بگیرند و به کسانی که با ما آشنا نیستند، یاد بدهند» و سپس فرمودند «اگر مردم دنیا با سخنان زیبای ما آشنا بشوند، از ما پیروی می‌کنند». اما ما فقط به ثواب و اشک و آه و حاجت‌گرفتن تاکید کردیم. نگفتیم این سخنان امام‌رضا(ع) چقدر گران‌بهاست و طبیعتا بهره‌ای هم نمی‌بریم.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی