کد خبر : 73350
/ 20:13

فصل انتخابات را توصیف کنید!

در فصل بهار همان‌طور که درخت‌ها شکوفه می‌دهند پروژه‌ها هم به‌بار می‌نشینند و خیلی اتفاقی هم‌زمان با ایام انتخابات فرت‌و‌فرت افتتاح می‌شوند.

فصل انتخابات را توصیف کنید!

طنز سرسره در شهرآرا آنلاین

نویسنده: مهدی محمدی

در فصل بهار همان‌طور که درخت‌ها شکوفه می‌دهند پروژه‌ها هم به‌بار می‌نشینند و خیلی اتفاقی هم‌زمان با ایام انتخابات فرت‌و‌فرت افتتاح می‌شوند.

این روزها هروقت تلویزیون را روشن می‌کنم می‌بینم هر وزیری یک قیچی دستش دارد و با آن روبان افتتاح پاره می‌کند. البته خبرنگاران باید مواظب خود باشند، چون قبلا میکروفن دم دست وزیر بود و فقط همان بود که به طرف خبرنگار پرت می‌شد، ولی حالا ممکن است قیچی و یا کلنگ به طرفشان پرت شود.

 

در هر فصلی هر کسی ممکن است به یک چیزی حساسیت داشته باشد؛ مثلا بعضی‌ها در فصل بهار به گل‌افشانی گل‌ها حساسیت دارند و بعضی‌ها در فصل انتخابات به زنده بودن مناظرات آلرژی دارند که برای هر دو گروه آرزوی سلامتی و بهبودی دارم.

 

می‌گویند قرار است در بعضی شهرها انتخابات را الکترونیکی برگزار کنند. به‌نظر من خیلی خوب است که انتخابات به‌صورت الکترونیک برگزار شود؛ مثلا به‌جای اینکه تعداد آرای مأخوذه از صندوق‌ها شمرده شوند تعداد لایک‌ها شمرده شود و کسی که توانسته از کل لایک‌های مأخوذه لایک بیشتری را کسب کند به‌عنوان منتخب نهایی اعلام شود.

 

بعضی از کاندیداها پوششی هستند. من اول فکر کردم این را به کاندیدایی می‌گویند که به سینوزیت مبتلاست و از همه بیشتر پوشش و لباس دارد، ولی پوریا جعفری گفت: «به کاندیدایی پوششی می‌گویند که توی مناظره‌ها پوشه‌اش همراهش باشد و فقط باید از روی کاغذ حرف‌هایش را بزند.». شهریار فدایی هم می‌گوید: «کاندیدای پوششی کاندیدایی است که پوشش او مثل بعضی مانتوها نوشته داشته باشد؛ مثلا روی لباسش نوشته شده باشد: 

I Am President.».

 

پدرم می‌گوید: «در زمان انتخابات می‌توان مناظره‌ها را دید. بعضی وقت‌ها آن‌قدر مناظره‌ها جذاب است که آدم می‌تواند یک ظرف تخمه را، حتی اگر تخمۀ هندوانه (تنها بازماندۀ آجیل عید) هم باشد، بشکند.».

او وقتی شنید که قرار است مناظره‌ها زنده نباشد خیلی ناراحت شد و گفت: «این مثل آن است که بازی ایران-استرالیا در سال ۷۶ را امسال پخش کنند.».

مادرم در جواب پدرم می‌گوید: «همچنین مثل این مانتویی است که پنج سال پیش برایم خریده بودی و دیروز از خشکشویی گرفتی و گفتی: چقدر این مانتو نو است!».

 

برخی کاندیدا‌ها خیلی خوب نقاشی می‌کشند. به این نقاشی‌ها «آمار» گفته می‌شود. توی این نقاشی‌ها نرخ تورم و نرخ بیکاران پایین است. من از اینکه گرانی کم شده است خوشحال می‌شوم. پدرم هم خوشحال می‌شود و به من دوهزار تومان می‌دهد تا یک کیلو گوجه‌فرنگی بخرم. آقای فروشنده توی مغازه‌اش تلویزیون ندارد تا بفهمد تورم پایین است؛ برای همین گوجه را به‌قیمت کیلویی چهار‌هزار تومان می‌فروشد. مثل اینکه بقیۀ مغازه‌داران هم تلویزیون ندارند تا بفهمند تورم پایین آمده است. بالأخره به یک میوه‌فروش یک اسکناس دو‌هزار‌تومانی می‌دهم و به‌جای یک کیلو نیم کیلو گوجه می‌خرم.

 

در ایام انتخابات هرکسی رفتارش تغییر می‌کند و اصلا ممکن مثل قسمت آخر سریال‌ها متحول شود؛ مثلا عموی من که دورۀ قبل برای انتخابات شورای ده خودشان کاندیدا شده بود قبل از انتخابات پسرش را یک فصل کتک می‌زد، اما در ایام انتخابات فرزندش به‌جای یک فصل کتک فقط دو ماه کتک می‌خورد.

 

ما از این انشا نتیجه می‌گیریم انتخابات زمانی است که در آن کاندیداها حرف‌های قشنگ می‌زنند تا به دل واجدین شرایط چنگ بزنند، هرچند برخی کاندیداها برای خدمت به مردم حاضرند هر کاری بکنند و بعضی از کاندیداها به‌خاطر عشق به مردم بعضی دیگر از کاندیداها را تخریب می‌کنند.

 

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی