کد خبر : 73307
/ 22:36
مینو اصلانی، رئیس بسیج جامعه زنان کشور می‌گوید: ظرفیت مردمی بسیج می‌تواند در حل بسیاری از آسیب‌های اجتماعی حوزه زنان و خانواده راهگشا باشد؛

نجات خانواده؛ سخت اما شدنی

آسیب‌های زنان و خانواده در چند بعد قابل بررسی هستند. برخی ریشه‌ای‌ترند و برخی تبعی هستند و به‌واسطه تغییراتی که در سبک زندگی اتفاق افتاده، به وجود آمده‌اند؛ اما به نظر می‌رسد مهم‌ترین موضوع دراین‌خصوص به تغییر در سبک زندگی برمی‌گردد.

نجات خانواده؛ سخت اما شدنی

گفتگوی شهرآرا آنلاین

خبرنگار: ظریفیان

سبک زندگی به هر گونه‌ای رقم بخورد، سرنوشت جامعه را تغییر می‌دهد؛ چنان‌که اگر درجهت استحکام خانواده‌ها باشد، به همان نسبت از میزان آسیب‌ها نیز کاسته می‌شود. با مینو اصلانی، رئیس بسیج جامعه زنان کشور درخصوص مهم‌ترین آسیب‌های اجتماعی که امروز نهاد خانواده و به‌ویژه زنان را تهدید می‌کند، به گفتگو نشسته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

 

ما در سبک زندگی گذشته خود در سال‌های نه‌چندان‌دور، بحثی به‌نام مسجدمحوری داشتیم که درحال‌حاضر تا حدودی کم‌رنگ شده‌ است. این موضوع می‌تواند به‌عنوان یک عامل در بروز آسیب‌های اجتماعی موثر باشد؟

102400.pngقطعا. مسجد در طول تاریخ محل امنی برای رفع مشکلات و گرفتاری‌های مردم وارتباط بیشتر مردم یک محل با هم بوده‌ است. فاصله‌گرفتن از مسجدمحوری یکی از موضوعاتی است که به‌شدت دراین‌خصوص تاثیرگذار است. زمانی امام جماعت مسجد محور محله بود و حتی برای رفع مشکلات خانوادگی و اختلافاتی که بین اقوام و فامیل‌ها به وجود می‌آمد، گرفتاری‌های مالی، تسهیل در ازدواج جوانان و بسیاری از موارد مرتبط با زندگی مردم شخصا اقدام می‌کرد. خیرین یک محل را می‌شناخت و برای رفع مشکلات مالی افراد محل و مخصوصا تسهیل در ازدواج کمک می‌گرفت. مسجد پایگاهی بود که این مسائل را رتق‌وفتق می‌کرد. با مسجدمحوری خیلی از مسائل رفع می‌شد. من چند سال پیش تحقیقی از محققان انگلیسی دیدم که بررسی کرده بود چرا خانم‌های ایرانی دچار افسردگی نمی‌شوند؛ با اینکه به‌زعم آن‌ها درصد شغل در ایران برای خانم‌ها کمتر است. به این نتیجه رسیده بود که چون خانم‌های ایرانی مأمن و پناهگاهی به نام مسجد دارند، این مشکلات در آن‌ها کمتر است. وقتی به مسجد می‌روند، با بقیه ارتباط برقرار می‌کنند، برای دخترانشان همسران خوبی پیدا می‌شود و برای پسرانشان می‌توانند همسران خوبی را انتخاب کنند، با بیان مسائل روحی‌شان از نظر روان‌شناسی تخلیه می‌شوند و ارتباطی که آنجا با خدا برقرار می‌کنند، بر نشاطشان می‌افزاید. بسیاری از آسیب‌هایی که امروز متوجه زن و خانواده است، به این دلیل است که مسجدمحوری به حاشیه رفته است.

 

مقایسه نظام خانواده درحال‌حاضر با سال‌های نه‌چندان‌دور تفاوت‌های فاحشی را در حوزه سبک زندگی، صله‌رحم و حتی تعداد فرزندان نشان می‌دهد که البته متاثر از سیاست‌های کنترل جمعیت در دهه‌های پیش است. این تغییرات چه تاثیراتی را بر زندگی زنان امروز گذاشته است؟

بیش‌از بیست سال با فرزندآوری در این کشور مبارزه شد و به‌زور خانواده‌ها را مجبور کردند که به‌دنبال فرزندآوری نباشند. از طرفی، سازمان‌های‌ بین‌المللی بارها به‌خاطر این کنترل جمعیت به کشور ما هدیه دادند و مسئولان سرمست از این هدیه‌ها، سیاست‌های کنترل جمعیت را بیشتر تشدید کردند. تک‌فرزندی و فرزندان کم باعث شده که اتفاقا آسیب‌ها خیلی بیشتر شود. وقتی یک خانواده پرجمعیت و کم‌جمعیت را مقایسه می‌کنیم، می‌بینیم آسیب‌هایی که متوجه خانواده کم‌جمعیت است، چندبرابر آسیب‌هایی است که متوجه خانواده پرجمعیت است. بسیاری از خانواده‌هایی که تک‌فرزند هستند، بعد از اینکه فرزندانشان به سن بلوغ می‌رسند، واقعا اظهار پشیمانی می‌کنند. نمونه‌های بسیار زیادی به خود ما مراجعه می‌کنند که فرزند هجده‌نوزده‌ساله دارند و الان پشیمان‌اند. آن فرزند هم شاکی است. تنهایی اذیتش می‌کند و به فضای مجازی و دوستان بعضا ناباب پناه می‌برد. خود خانواده‌ها هم از اینکه خیلی زود تنها می‌شوند، دچار سرخوردگی می‌شوند. ازآن‌طرف هم خانه‌های سالمندان باید اضافه شوند. همه این‌ها آسیب‌هایی بسیار جدی هستند که متاسفانه شاهد اقدامات خیلی مهم و سرنوشت‌‌سازی نیز در این حوزه نیستیم. همچنان در بعضی بیمارستان‌ها افراد برای کمترفرزندآوری ترغیب می‌شوند؛ حتی هنوز شعار «فرزند کمتر، زندگی بهتر» را علی‌رغم اینکه سیاست‌های جمعیتی ابلاغ شده‌اند، روی بعضی بسته‌های مصرفی مثل آب‌معدنی می‌بینیم.

 

بسیج جامعه زنان به‌عنوان نهادی که با بخش زیادی از زنان سروکار دارد، چقدر می‌تواند در بهبود این مسائل نقش داشته باشد؟

با توجه به اینکه امروز نفوذ و هجمه فرهنگی دشمن به‌شدت روی کشور ما تمرکز پیدا کرده و آسیب‌های اجتماعی خطری برای انقلاب اسلامی است، ما برنامه‌هایمان را دقیقا متناسب با این مسائل طراحی کرده‌ایم. در بیش از پانزده‌هزار پایگاه بسیج برنامه‌ای تحت‌عنوان «دخترانه» برای مهارت‌افزایی و آموزش مهارت‌های زندگی به دختران جوان و در آستانه ازدواج داریم. بیش از پانزده‌هزار حلقه تربیتی با استفاده از ظرفیت حوزه‌های علمیه خواهران درخصوص مهارت‌های زندگی، دانش رسانه‌ای و مسائل اعتقادی تشکیل داده‌ایم. قریب به سه‌هزار مهد قرآنی در مساجد راه‌اندازی کرده‌ایم که در تربیت نسل صالح به خانواده‌ها کمک می‌کنند. مشاوره‌های گروهی زیادی برای خانواده‌ها داریم. عفاف و حجاب یکی از بحث‌های جدی ماست؛ چون هر چه جامعه‌ عفیف‌تر باشد و رفتارهای عفت‌مدارانه در آن تقویت شود، آسیب‌ها خیلی کمتر می‌شوند. یک شبکه بزرگ ۵۱هزارنفری داریم که درزمینه عفاف و حجاب تلاش می‌کنند. در سه سال گذشته با بیش از هشتادهزار نفر از دختران جوان که خودشان چادر را به‌عنوان حجاب برتر انتخاب کرده بودند، تعامل داشتیم و به آن‌ها کمک کردیم هویت اسلامی‌ایرانی خود را به دست بیاورند و به آن ببالند. بسیاری از پایگاه‌های بسیج صندوق‌های قرض‌الحسنه کوچکی برای کمک به نیازمندان و زمینه‌سازی برای ازدواج آسان راه‌اندازی کرده‌اند.

 

ارزیابی تاثیرات این اقدامات را تاچه‌حد بررسی کرده‌اید؟ با توجه به اینکه نهادهای مختلفی این برنامه‌ها را در دستورکار خود قرار داده‌اند، ولی نتیجه‌ای که در جامعه وجود دارد، نشان از هم‌گرایی دراین‌خصوص ندارد.

اتفاقا یکی از بخش‌های بسیار مهم کارمان، ارزیابی اثربخشی است. ما هر برنامه‌ای را اجرا می‌کنیم، در فاصله کوتاهی پس از آن ارزیابی اثربخشی آن را در دستورکار قرار می‌دهیم و اگر ببینیم برنامه‌‌ای آن اثربخشی را که انتظار می‌رود، نداشته است، آن را متوقف می‌کنیم. بسیاری از آن‌ها اثربخشی خوبی در آگاه‌سازی و بصیرت‌افزایی خانواده‌ها داشته‌اند. خانواده‌های زیادی به ما مراجعه می‌کنند و می‌گویند از وقتی فرزندان ما در بسیج ثبت‌نام کرده‌اند، رفتار و منششان خیلی تغییر کرده و افراد پرکار، پرتلاش، مؤدب و باشخصیتی شده‌اند. بسیاری از مشاوره‌های گروهی ما توانسته‌اند خانواده‌هایی را که در آستانه طلاق قرار داشتند، راهنمایی کنند.

 

بخش‌ زیادی از زنان امروز جامعه،زنان سرپرست خانوار هستند که مشکلات فراوان اقتصادی‌، اجتماعی و فرهنگی دارند و در برنامه ششم توسعه نیز بر حمایت اقتصادی از این زنان تاکید شده است. نهادهایی مثل بسیج که از بدنه خود مردم تشکیل شده‌اند، چقدر می‌توانند در حل مشکلات اجتماعی و فرهنگی این زنان موثر باشند؟

ما با هماهنگی که با بسیج سازندگی داریم، اشتغال‌آفرینی زنان سرپرست خانواده را دنبال می‌کنیم. وام‌هایی را برای اشتغال خانگی داریم که بخش عمده آن برای زنان سرپرست خانوار هزینه می‌شود. ضمن اینکه اولویت گروه‌های جهادی که به مناطق محروم برای تعمیر و ساخت منازل می‌روند، زنان سرپرست خانواده است. ازسویی زنان سرپرست خانوار متاسفانه مورد طمع و سوءاستفاده سودجویان قرار می‌گیرند. ما بخش اعظمی از حلقه‌های تربیتی و تبیینی و بصیرت‌افزایی را به این عزیزان اختصاص داده‌ایم. نمی‌خواهم بگویم در پایگاه‌های بسیج این زنان را جدا کرده‌ایم و برایشان کلاس‌های تربیتی جدا گذاشته‌ایم، ولی آن‌ها را شناسایی می‌کنیم و از آن‌ها برای حضور در حلقه‌های تربیتی و اردوهای راهیان نور دعوت می‌کنیم.

 

آیا درزمینه سیاست‌گذاری فرهنگی و اجتماعی جامعه در استفاده از ظرفیت بسیج فکری شده است؟ مثل اقدامی که بعضی نهادها انجام دادند و طرح‌هایی را برای تصویب در برنامه ششم توسعه ارائه دادند، یا اینکه به همین اقدامات پراکنده و برنامه‌های روتین سالیانه بسیج بسنده شده است؟

ما در دولت‌های مختلف برای انجام کارهایی که به استفاده از ظرفیت مردمی نیاز دارد، اعلام‌آمادگی کرده‌ایم؛ ولی متاسفانه تا الان هیچ برنامه‌ای به ما ارجاع داده نشده که به‌صورت هماهنگ با قوه‌مجریه انجام بدهیم. یک زمان دولت در قضیه فلج اطفال بسیج را آزمایش کرد و دید که چگونه بسیج با تمام ظرفیت آمد و توانست یک مسئله مهم کشور را حل کند و افتخاری برای نظام جمهوری اسلامی رقم بزند؛ چنان‌که فلج اطفال در کشور ریشه‌کن شد. هر زمان دولت از بسیج خواسته در یک کار بزرگ کمک کند، ما تمام ظرفیت‌های مردمی را برای حل مسائل پای‌کار آورده‌ایم؛ ولی تا الان درخواستی نبوده است. درحالی‌که در ابتدای فعالیت دولت‌ها، برنامه‌ها و امکانات و ظرفیت‌هایی را که داریم، اعلام کرده‌ایم. در دولت یازدهم نیز که ابتدا کارگروه زنان تشکیل شد و بعد معاونت زنان ریاست‌جمهوری، ما نامه نوشتیم و یک کار تحلیل‌محتوایی عمیق را که درباره زن و خانواده انجام دادیم، ارائه کردیم. ظرفیت‌هایمان را هم اعلام و اذعان کردیم که برای انجام کارهای مشترک و نیازهایی که در حوزه مشکلات زنان و خانواده وجود دارد، آماده همکاری هستیم؛ ولی پاسخ جدی دریافت نکردیم.

..........................................

 

  • اراده‌ای برای پیاده‌کردن سند تحول آموزش‌وپرورش وجود ندارد

 

طبق آمارهایی که پلیس فتا ارائه می‌دهد، عمده‌تهدیدات فضای مجازی متوجه زنان و دختران است و آن‌ها بیشتر از همه در این شبکه‌های مجازی دچار آسیب می‌شوند. با توجه به نقش زنان در حفظ چارچوب خانواده، این موضوع چه تاثیراتی ممکن است در نظام اجتماعی جامعه داشته باشد؟

امروز آسیب‌های فضای مجازی که متاسفانه بیشتر آن‌ها متوجه زن و خانواده است، آن قدر زیاد است که مقام معظم رهبری آن را به قتلگاه جوانان تعبیر کردند. زنان و دختران به‌راحتی مقهور یکسری لفاظی‌های افراد مجازی می‌شوند و خیلی زود دل می‌بندند؛ درحالی‌که طرف مقابل گرگی در لباس میش است. آمارها از سوءاستفاده‌های مالی و اخلاقی از زنان و دختران در ارتباطات فضای مجازی بسیار وحشتناک حکایت دارد. این موضوع، هشداری جدی برای خانواده‌هاست. خانواده‌ها با افزایش دانش رسانه‌ای خودشان باید در این فضاها در کنار فرزندشان باشند. دختران خیلی بیشتر در این فضای آلوده آسیب می‌بینند؛ چون تابع احساسات هستند و از احساسات پاکشان سوءاستفاده می‌شود. این موضوع واقعا مراقبت‌های بسیار زیادی را می‌طلبد. مابدون هیچ مراقبتی برای بچه‌های کوچک گوشی‌ هوشمند تهیه می‌کنیم و بی‌رحمانه بچه‌ها را در این فضای بسیار خطرناک و آلوده رها می‌کنیم.

 

مراقبت دراین‌خصوص فقط متوجه خانواده است یا اینکه سیاست‌گذاری‌های کلان نیز در آن تاثیرگذار است؟

مسلما یک بخش از مراقبت متوجه خانواده‌هاست؛ ولی بخش دیگر متوجه دست‌اندرکاران و مسئولان است که باید از نوجوانان و جوانان در این فضاها مراقبت کنند. مردم دراین‌خصوص مطالبه جدی دارند. چرا شبکه ملی اطلاعات راه نمی‌افتد؟ چرا به شبکه‌های اجتماعی ملی بها داده نمی‌شود؟ این‌ها سوالات جدی مردم هستند. پهنای باند اینترنت اضافه می‌شود؛ بدون اینکه دانش رسانه‌ای تقویت شود و فناوری‌های آن در داخل کشور تعریف شوند. سرورهای شبکه‌های مجازی در خارج از کشور، ابزاری هستند که به‌راحتی در دست دشمن مخصوصا صهیونیست‌ها قرار دارند. این به مراقبت مسئولان برمی‌گردد که زیرساخت‌های ملی را برای این مسئله فراهم کنند. آموزش‌وپرورش خیلی دراین‌زمینه باید کار کند. از ظرفیت عظیم انجمن اولیا و مربیان چه استفاده‌ای برای آگاه‌سازی خانواده‌ها صورت می‌گیرد؟ این‌ها ظرفیت‌هایی هستند که ما داریم، ولی از آن‌ها استفاده نمی‌شود. مردم ما، مردم غیرت‌مندی هستند و به‌لحاظ عاطفی و غیرتی آسیب می‌بینند. خانواده‌ها واقعا در فرایند این اتفاقات نابود می‌شوند. برون‌رفت از این آسیب‌ها، امکان‌پذیر، اما سخت است. اراده‌ای قوی از‌سوی مسئولان باید وجود داشته باشد که خانواده‌ها را در مدیریت‌کردن این فضا کمک کند.

 

به نقش آموزش‌وپرورش اشاره کردید. بسیاری معتقدند بی‌توجهی به تفاوت‌های دختر و پسر و آموزش یکسان به آن‌ها می‌تواند در آینده آسیب‌هایی را متوجه نظام خانواده و اجتماع کند.

بله، دقیقا. این ناشی از بی‌توجهی به تفاوت‌های تکریمی و تشریعی بین انسان‌هاست. وقتی تمام تعلیمات و آموزش‌های ما بدون درنظر‌گرفتن تفاوت‌ها، برای دختر و پسر یکسان است، این دختر و پسر مکمل هم بار نمی‌آیند؛ بلکه نوعی رقابت‌های غیرمنطقی و مخرب بینشان به وجود می‌آید. درحالی‌که دختر باید برای آینده‌ای تربیت شود که می‌خواهد یک مادر باشد و پسر برای آینده‌ای که می‌خواهد یک پدر باشد و مسئولیت خانواده را عهده‌دار شود. وقتی این تفاوت‌ها در سیستم‌های آموزش‌های رسمی و غیررسمی ما لحاظ نمی‌شوند، بزرگ‌ترین آسیب به جوانان وارد می‌شود. وقتی آن‌ها وارد نظام خانواده می‌شوند، چون هیچ مهارتی درخصوص اینکه چه نقشی در این خانواده دارند پیدا نکرده‌اند، به مشکلات زیادی برخورد می‌کنند. یکی از مطالبات مردمی پیاده‌کردن سند تحول آموزش‌وپرورش است که چند سال پیش توسط مقام معظم رهبری هم ابلاغ شد. در این سند دقیقا به بحث تربیت و تفاوت‌ها توجه شده است؛ ولی متاسفانه الان اراده‌ای برای پیاده‌کردن این سند در آموزش‌وپرورش نمی‌بینیم. نگاه‌های سیاسی باعث شده که اسناد بالادستی که تااین‌حد متقن و کارساز هستند، به حاشیه بروند.

 

102401.jpg

 

..........................................

 

دیدگاه یک/ *استادیار دانشگاه فردوسی مشهد، دکتر حسین اکبری*

  • زنگ خطر در خانواده‌های مذهبی

 

مصرف‌گرایی یکی از موضوعاتی است که امروز به سبک زندگی غالب خانواده‌های شهری متوسط تبدیل شده است. با نگاهی به آمارهای مصرف در کشورمان متوجه می‌شویم که ما کشوری هستیم که در حوزه مصرف مشکل داریم. ایران سومین کشور بعد از چین و هند است که در آن طلا مصرف می‌شود. هفتمین کشور درزمینه مصرف لوازم آرایشی است که البته ۱۵درصدش را آقایان مصرف می‌کنند. درزمینه مصرف دارو، رتبه دوم مصرف آسیا را بعد از چین داریم و چهاربرابر آمار جهانی دارو مصرف می‌کنیم.

 

مصرف‌گرایی، تهدید خانواده‌ها

مصرف بهینه، مصرفی است که درجهت برآورده‌کردن نیازهای اساسی انسان است. یکسری استانداردها در هر کشوری وجود دارد که البته نسبی است. ما هیچ‌وقت نمی‌توانیم ادعا کنیم که می‌توانیم کشوری برابر داشته باشیم؛ حتی در دین هم برابری پذیرفته‌شده نیست. حضرت‌علی(ع) در نهج‌البلاغه می‌فرمایند اگر خدا انسان‌ها را برابر می‌آفرید، انسان‌ها هلاک می‌شدند. نابرابری تا حدی که انگیزه ایجاد برای کار و تلاش بیشتر کند، لازم است؛ ولی از یک حدی بیشتر، مشکل‌ساز است. ما با مصرف بهینه مشکلی نداریم، اما مصرف‌گرایی در جامعه‌شناسی به‌عنوان یک مسئله موردبررسی قرار می‌گیرد. مصرف‌گرایی تمایل به مصرف بیش‌از‌اندازه است که خودش چند بعد دارد. مصرف تجملی یکی از ابعاد مصرف‌گرایی است که ما عموما اشرافیگری را با این معنا می‌شناسیم؛ یعنی خانه‌های آن‌چنانی، وسایل آن‌چنانی، عروسی‌های آن‌چنانی  و... . یکی از ابعاد مصرف‌گرایی، مصرف افراطی است؛ یعنی زیاده‌روی در مصرف مثل مصرف دارو. بُعد دیگر آن لذت‌گرایی است؛ یعنی مصرف نه برای یک کارکرد خاص، بلکه برای ایجاد یک حس و لذت است و فقط بحث برطرف‌‌کردن نیازها نیست. بعد دیگر مصرف‌ جهان‌وطنی است؛ یعنی تمایل به مصرف کالاهای خارجی. تحقیقاتی که در ایران انجام شده و خود ما هم تحقیقاتی داشتیم، نشان می‌دهد در ایران تمایل زیادی به مصرف کالاهای خارجی وجود دارد. یک بُعد دیگر اشتیاق مصرف است؛ یعنی افراد به‌شدت تمایل دارند که مدام بخرند، معتاد خرید هستند و دائما دوست دارند به پاساژها بروند.

 

ریشه بسیاری از اختلال‌های رابطه‌ای

اشرافیگری را در کشورهای غربی هم می‌توانیم ببینیم، اما در آنجا خیلی مشکل ایجاد نمی‌کند؛ چون طبقه پایین این را پذیرفته است که نباید این وسیله را بخرد و نمی‌آید از این نمادها استفاده کند برای اینکه خودش را نشان بدهد. وضوح طبقاتی وجود دارد؛ ولی در جامعه ما که این وضوح طبقاتی وجود ندارد، رقابت مصرفی به‌شدت مسئله‌ساز می‌شود و از دل آن آسیب‌های بسیار زیادی بروز پیدا می‌کند. بسیاری از اختلافات خانوادگی و اختلال‌های رابطه‌ای ریشه در این مسئله دارد. بچه می‌گوید دوستم این وسیله را خرید، پدر نمی‌تواند بخرد، بینشان مشکل پیش می‌آید. زن می‌گوید فلانی این را خریده، همسرش نمی‌تواند بخرد. شوهر مجبور است دو شیفت کار کند، مجبور است اختلاس کند، مجبور است کلاهبرداری و کم‌کاری کند که کار دیگری را بتواند انجام دهد.

 

خطر مصرف‌گرایی در خانواده‌های مذهبی

متاسفانه مصرف‌گرایی و مصرف نمایشی آن‌قدر در جامعه قوی شده که خانواده‌های مذهبی را هم به‌شدت تحت‌تاثیر قرار داده‌ است. این یک زنگ‌خطر برای حوزه دین در جامعه ماست و به‌شدت تقویت می‌شود. این موضوع مذهب را از یکی از محتواهای مهم خودش که ساده‌زیستی است، خارج می‌کند. 

..........................................

 

دیدگاه دو / *عضو هيئت علمي گروه علوم اجتماعي دانشگاه فردوسي مشهد، دکتر غلامرضا حسنی*

باید به فرهنگ ایرانی و اسلامی خودمان برگردیم

 

زنان نقش مهمی در توسعه یک کشور دارند و آسیب‌هایی که آنان را تهدید می‌کند، می‌تواند در روند توسعه، آثار نامطلوبی بر جا بگذارد. نظام حمایتی کشور ما برمبنای مردم است. ما ظرفیت‌های اجتماعی بالایی در کشور داریم که بالقوه هستند و اگر سازمان پیدا کنند و مدیریت مردمی شوند، می‌توانند موثر با‌شند. ما نظام‌های حمایتی را در بطن اجتماعی خودمان داریم. قوانین می‌توانند مدافع این سیستم‌های اجتماعی باشند که در گذشته وجود داشته‌اند و آ‌‌‌ن‌ها را بازسازی کنند. قوانین اسلامی ما اگر درست اجرا شوند، زن سرپرست خانواری که مشکل داشته باشد، نداریم. ما باید دراین‌زمینه‌ها به فرهنگ ایرانی و اسلامی خودمان برگردیم. در روایت داریم که اگر مسلمان شب بخوابد و از همسایه‌اش خبر نداشته باشد، مسلمان نیست. در سیره ائمه(ع) این نظام حمایتی است که چگونه به خانواده‌های بی‌سرپرست کمک می‌کردند. آمدن بچه‌های بی‌سرپرست کاسه‌شیربه‌دست به درِ خانۀ حضرت علی(ع) وقتی که ایشان شمشیر می‌خورند، نشان می‌دهد که نظام‌های حمایتی را در سطح جامعه باید پایدار کنیم نه فقط در قانون‌ها. باید سرمایه‌های اجتماعی را تقویت کنیم.

 

**نظام حمایتی از خانواده فقط با قانون ایجاد نمی‌شود

دولت در مواجهه با آسیب‌های اجتماعی حوزه زنان و خانواده، باید نظام حمایتی از تشکل‌ها را تقویت کند نه اینکه خودش مستقیما وارد شود. مهارت‌های حمایت باید به‌درستی آموزش داده شوند؛ به‌گونه‌ای که برای عده‌ای شغل نشود. مثلا ممکن است بازنشستگان این تشکل‌ها را راه ببرند که اصلا دنبال دریافت حقوق نیستند. این‌طور نظام حمایتی ماندگارتر است تا اینکه صرف قانون باشد. قوانین هم باید وضع شوند؛ اما کفایتش این است که شرایطی ایجاد کنیم که استحکام خانواده را بالا ببریم. همین الان حدود ۴۰درصد از زنان بیش‌از شصت‌سال که تنها زندگی می‌کنند، فاقد نظام حمایتی بیمه‌ای هستند. آن‌هایی که بیمه دارند، اکثرا تحت نظام حمایتی مرد هستند و شاید ۱۰درصد خودشان حقوق بازنشستگی داشته باشند. الان در زنان سی تا چهل سال ما حدود ۱۸درصد زنانی هستند که هرگز ازدواج نکردند. این آمار رسمی است. یکی از گروه‌های هدف این‌ها هستند. این‌ها را به‌عنوان آینده‌پژوهی باید ببینیم و از هم‌اکنون آن‌ها را از نظر سلامت جسمانی و داشتن توانمندی‌های لازم برای یک زندگی تقویت کنیم. زن سرپرست خانوار جوان، سالمند، میان‌سال، بافرزند، بی‌فررزند، بامعلویت، دارای فرزند معلول و... هر کدام توانمندی‌های خاص خود را می‌طلبند. بسیار مهم است که بانک اطلاعاتی چه داده‌هایی داشته باشد. نوع حمایت‌ها مهم است که به چه شکل باشد و به‌گونه‌ای باشد که کرامت انسانی زن حفظ شود. 

 

زنان و ترس از امنیت شغلی

خانواده با خانوار متفاوت است. خانمی که تنها زندگی می‌کند هم خانوار است. آمار دختران مجردی که تنها زندگی می‌کنند، رو به افزایش است. در جامعه ما دختران وقتی ازدواج می‌‌کردند، از خانواده منشأ خود جدا می‌شدند؛ اما الان قبل از اینکه ازدواج کنند، جدا می‌شوند. این پدیده جدیدی است که مخصوصا در تهران خیلی رواج دارد و قبلا بیشتر پسرانه بود؛ بنابراین نگاه ما باید اجتماعی‌اقتصادی باشد، نه صرفا اقتصادی. الان رویکردمان به حل مسائل، خیلی اقتصادی شده است. فکر می‌کنیم با اقتصاد می‌توانیم آن را حل کنیم؛ ولی مسائل عاطفی هم هستند. ایجاد امنیت شغلی برای زنان مهم‌تر است.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی