کد خبر : 73272
/ 22:50

خجالت‌دادن طلای سرخ!

بعد از طلای زرد که این روزها نمودار نرخ تورمش کم کم از کادر دوربین خارج می‌شود، چشممان به جمال طلای سرخ هم روشن شد ولی نه به‌خاطر گرانی ...

خجالت‌دادن طلای سرخ!

طنز سرسره در شهرآرا آنلاین

نویسنده: مجتبی نخعی‌راد

بعد از طلای زرد که این روزها نمودار نرخ تورمش کم کم از کادر دوربین خارج می‌شود، چشممان به جمال طلای سرخ هم روشن شد ولی نه به‌خاطر گرانی، بلکه به خاطر در راه بودن رقیب چینی! رئیس اتحادیه صادرکنندگان گیاهان دارویی اظهار کرد: «چند سالی است چین اقدام به کاشت زعفران کرده که اگر محصول این کشور به دست آید، باید فاتحه بازار زعفران ایران را خواند.» در همین راستا:

ضمن تشکر از صادرکنندگان گرامی که بعد از صادرات خاک ایران به کشورهای دوست و بردار هم‌جوار، صادرات پیاز زعفران را هم به چین در دستورکار قرار دادند، تقاضا می‌کنیم لااقل چند نفر از مدیران زحمت‌کش این حوزه را هم به چین صادر کنند تا فاتحه زعفران آن‌ها را هم بخوانند.

اگر فردا روزی در مهمانی‌ها یا رستوران‌ها دیدید که به‌جای ته دیگ زعفرانی زرد زنگ، برای شما ته دیگ بنفش یا سبز خال خالی آورده‌اند تعجب نکنید، احتمالا از زعفران چینی استفاده شده است.

البته خیلی هم بد نشد، چرا که با ورود زعفران چینی به بازار، اولا طلای سرخ ما کمی خجالت کشیده و سرخ‌تر می‌شود و درجه کیفی‌اش بالاتر می‌رود، ثانیا ممکن است قیمتش‌ هم قلقلک شود و کم کم سر و کله‌اش در سفره‌ ما نیز پیدا شود. 

   ..........................................

 

رابطه شله و احساس تکلیف

نمی‌دانیم جلوی وزارت کشور چه اسانسی به هوا می‌زنند که «احساس خودتکلیف‌پنداری» در تمام اقشار جامعه، از پیر و جوان گرفته تا خردسالان و حتی نوزادان یکهو بالا می‌زند و به ناچار مسیرشان را کج کرده و خودشان را به خیل احساس تکلیف‌داران می‌رساندند. در همین راستا پیشنهاد می‌شود:

برای اینکه زحمت ثبت‌نام از مدیران مدبر و احساس تکلیف‌داران عزیز کم شود، مرکز آمار ایران اسامی تمام ۸۰میلیون جمعیت کشور را در سامانه ثبت‌نام وزارت کشور کپی پیست کند، بعد هر کس تمایل نداشت به وزارت کشور مراجعه کند و انصراف بدهد! احتمالا این‌جوری شاهد مراجعه‌کنندگان کمتری خواهیم بود.

هنگام ثبت‌نام، چند مسئول رده بالا، بازیکن مطرح فوتبال و ستاره سینما را بیاورند جلوی وزارت کشور که مردم سلفی مورد نظرشان را همانجا بگیرند و بروند تا پرسنل وزارت کشور هم به کار خودشان برسند.

راه‌حل ساده مشهدی‌ها هم برای چنین مواردی کارساز است، اعلام کنند پشت وزارت کشور شله می‌دهند! البته قبلش مسئولان ثبت‌نام را توجیه کنند که شله‌ آن‌ها محفوظ است تا کسی باشد که نامزدهای اصلی را ثبت‌نام کند!

   ..........................................

 

شب بخیر کوچولو!

یکی بود، یکی نبود، زیر گنبد کبود، یکی از روزها که نه اون‌قدر«آفتاب تابان» بود که پوست همه رو بسوزونه، نه اون‌قدر «ابری» بود که بخواد «باران» بیاد، وسط یک «باغ» که درختان عجیبش تصمیم گرفته‌ بودند دیرتر از همیشه «گلابی» بدهند، این‌قدر دیر که دیگه هیچ‌کس یادش نمی‌اومد گلابی چیه و چه مزه‌ای داره، یک «نوزاد بد سرپرست» به حال خودش رها شده بود، از اون نوزادهایی که هیچ‌کس دیگه اون‌رو نمی‌خواست و مسئولیتش رو به عهده نمی‌گرفت، این‌طوری که حتی خود راوی داستان هم گفت: «هووهایی که بارها به قصد کشتن این نوزاد (یعنی برجام) تصمیم گرفته بودند، نمی‌توانند سرپرست خوبی برای این فرزند باشند.» حتما می‌پرسین این نوزاد وسط قصه از کجا پیداش شد و هووها اصلا چنین نوزادی رو وسط باغ گلابی برای چی می‌خوان؟ بله بچه‌های گلم، بهتره شب‌های بعد هم با برنامه «شب بخیر کوچولو» همراه ما باشین تا ببینیم ادامه این داستان چیه و نوزاد سرانجامش چی می‌شه؟ گنجشک لالا، سنجاب لالا....آمد دوباره مهتاب بالا...لالالا لایی لا لالایی!

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی