کد خبر : 73244
/ 20:04

می‌خواهید در آینده چه‌کاره شوید؟

این اولین انشایی است که خودم تنهایی دارم آن را می‌نویسم، قبلا پدرم (که با تاخیری چندروزه، روزپدر را به او تبریک می‌گویم) در نوشتن انشا به من کمک می‌کرد، ولی ...

می‌خواهید در آینده چه‌کاره شوید؟

طنز سرسره در شهرآرا آنلاین

نویسنده:مهدی محمدی

این اولین انشایی است که خودم تنهایی دارم آن را می‌نویسم، قبلا پدرم (که با تاخیری چندروزه، روزپدر را به او تبریک می‌گویم) در نوشتن انشا به من کمک می‌کرد، ولی از وقتی خانم معلم به انشای قبلی من نمره پایین داد و گفت:« این اراجیف و خزعبلات چیه نوشتی؟» و دفترم را مثل میکروفن به طرفم پرت کرد، پدرم هم قهر کرده است و تمایلی برای تداوم همکاری‌ها در نگارش ندارد.

من اول می‌خواستم در آینده دکتر شوم، ولی چون یکشنبه‌ها ساعت دو تا چهار به کلاس خوش‌نویسی می‌روم، منصرف شدم. تازه برای دکترشدن آدم باید همیشه چراغ مطالعه‌اش روشن باشد.

بعدا خواستم مغازه‌دار شوم و یک مغازه اجاره کنم، ولی دیدم برای آن باید یک بیست میلیونی اندوخته باشم، بعد خواستم تعمیر لوازم خانگی راه بیندازم، ولی دیدم آن هم مهارت لازم دارد.

برای همین می‌خواهم در آینده کاندیدای ریاست جمهوری شوم، چون نه سرمایه لازم دارد، نه تحصیل و نه مهارت، فقط یک شناسنامه لازم دارد. برای همین من در حفظ و نگهداری شناسنامه خود کوشا هستم. اما هم‌نیمکتی من، پوریا جعفری در نگهداری شناسنامه خودش کوشا نبوده است و آن را گم و گور کرده است وبرای همین شانس رئیس جمهور بودن را از دست داده است.

همگی می‌دانیم که اولین کاری که یک رئیس جمهور باید انجام دهد، تشکیل کابینت است. من می‌خواهم تابستان امسال پیش عمویم که یک کابینت‌ساز و توی کار ام‌دی‌اف است بروم تا کابینت‌سازی را یاد بگیرم.

کابینت جایی است که من و وزیرانم که همگی بر و بچه‌های کلاس خودمان و کلاس سوم الف هستند، آنجا تشکیل جلسه می‌دهیم. اما از آنجا که داخل کابینت تاریک است، باید داخل آن را سیم‌کشی کنیم تا آن تو نور داشته باشد.

من از وزیر زن هم استفاده می‌کنم و هم‌اکنون فرصت را مغتنم می‌شمارم و از خانم معلم دعوت به همکاری می‌کنم.

امیدوارم نمایندگان صادقانه و به دور از گرایش‌های جناحی و سلیقه‌ای به ایشان رای اعتماد بدهند، چون من هیچ‌کس را از ایشان شایسته‌تر نمی‌بینم.

شهریار فدایی، شاگرد اول کلاس، با اینکه قرار گذاشته بودیم، از بیستم اسفند کسی در کلاس‌ها حضور به هم نرساند، ولی او تا زنگ آخر آخرین روز تقویم آموزش و پرورش در کلاس‌ها حاضر شد و باعث شد، مدیریت محترم مدرسه، معاون، ناظم و سرایدار مجبور شوند به جای خانه تکانی، به خاطر همین یک الف بچه در مدرسه بمانند. من ایشان را که این‌قدر به درس و مشق علاقه دارد و چندبار زحمت نوشتن مشق‌های من را کشید، به عنوان وزیر آموزش و پرورش کابینتم به مجلس محترم معرفی می‌نمایم.

من خیلی دوست داشتم تا علاوه بر خانم معلم، یک وزیر زن دیگر هم داشته باشم و می‌خواستم خانم بهداشت را به عنوان وزیر بهداشت معرفی کنم ولی از آنجا که متاسفانه ایشان با چیپس، پفک و کالباس سه‌نونه با خیارشور مخالف هستند، این فرصت مغتنم برای وزیرشدن را از دست می‌دهند، چون قرار است، به جای میوه با این‌جور چیزها از اعضای کابینت پذیرایی کنیم.

برای همین یک وزیر زن دیگر، که همان زن دایی بزرگ خودم است و امسال ۱۰ هزار تومان عیدی داد، به عنوان وزیر بهداشت معرفی می‌کنم. او اگر داعش بخواهد توی پرتقال خونی‌ها با سرنگ سم قرمز وارد کند، زودتر از همه می‌فهمد و از طریق تلگرام به همه خبر می‌دهد. همچنین او معتقد است با عرق چهل گیاه می‌توان سرطان، بالا بودن فشار خون، پایین بودن فشار خون، لاغری، چاقی و همچنین قطع شدن عضو بدن را درمان نمود، به خاطر اطلاعات پزشکی او، وی را به عنوان وزیر بهداشت معرفی خواهم کرد.

انشای من در همین جا به پایان می‌رسد، چون بابایم می‌خواهد جدول حل کند و خودکارش دست من است.

 

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی