کد خبر : 73213
/ 22:24
گفتگوی شهرآرا با کارگردان مستند «پرواز از حلب» به بهانه اکران آن در مشهد؛

یک عاشقانه حماسی

مستند پرواز از حلب، روایت دلاور‌مردی است که هم‌زمان با اوج‌گیری حرکات ضد‌شیعی گروه‌های معارض در منطقه، اوج گرفت و برای دفاع از مرزهای اسلام پا را فراتر از جغرافیای سیاسی مرسوم گذاشت.

یک عاشقانه حماسی

گفتگوی شهرآرا آنلاین

خبرنگار: حاتم مهجوری

این مستند سعی کرده از زندگی تا ازدواج و ازدواج تا شهادت حسین حریری را به تصویر بکشاند. روایتی که به گفته کارگردان اثر توامان و سرشار از عشق و جهاد است. محسن عقیلی، کارگردان این اثر درباره زاویه نگاه این مستند می‌گوید‌‌: نیت من این بود که سوژه من پدر و مادر شهید باشند تا خود شهید. من با این نگاه جلو رفتم تا مستندی از پدر و مادر شهید، از این دو سرو، از این دو کوه بسازم. جلوتر که رفتیم ابعاد گسترده‌تری برای من باز شد.

محسن عقیلی متولد سال ۱۳۶۸ و فارغ‌التحصیل رشته تدوین، کار فیلم‌سازی را در حدود هفت سال است که به طور جدی انجام می‌دهد. تخصص اصلی او تدوین است. خودش می گوید «آخرین کاری که تدوین کردم و دیده و مطرح شد و جایزه بهترین تدوین را در جشنواره سینما جوان و جایزه بهترین فیلم کوتاه مستند را در جشنواره فیلم حقیقت گرفت، مستند «پسرم» بود که در مجموعه شهرداری هم اکران شد. من تدوینگرآن مستند بودم و در چند جشنواره جایزه گرفت. مستند پسرم دومین مستندی بود که با موضوع شهدای مدافع حرم کار کردم. اولین کاری که انجام دادم، مستند «شهید فاتح» بود که در آن هم تدوینگربودم.»

گفتگوی ما با وی در ادامه آمده است.

 

چطور برای مستند شهید حریری وارد کار شدید و کارگردانی کردید؟

وقتی از شهادت حسین حریری با‌خبر شدم، قرار بود تیزر تبلیغاتی مراسم وداع و تشییع و تدفین این شهید را بسازم درحالی‌که هیچ شناختی از این شهید نداشتم. زمانی که فیلم خبر دادن شهادت این شهید به خانواده‌اش توسط خبرنگار روزنامه شهرآرا را که در فضای مجازی منتشر شده بود، دیدم، خیلی تکان‌دهنده بود. قاعدتا فیلم‌ساز از ابعاد دیگری به این مسائل نگاه می‌کند. این مسئله جرقه‌ای شد‌ برای اینکه تصمیم بگیرم کار را شروع کنم.

 

در همان نگاه اول چه چیزی برای شما تکان‌دهنده بود؟

اینکه عجب پدر و مادری، عجب استقامتی.

 

مشخصا چه چیز در این پدر و مادر جذاب بود؟

بازخورد اولیه‌ای که در برابر شنیدن خبر شهادت پسر داشتند. مادر اعلام می‌کند که من سه پسر دیگر دارم و در راه خدا می‌فرستم. پدر می‌گوید «الحمدا...». پیراهن مشکی خود را عوض می‌کند. این اتفاقات برای من جذاب بود.

 

این لحظه مربوط به چه زمانی است؟

۲۲آبان ماه ۹۵ که حسین حریری شهید می‌شود، یک هفته تا ده روز بعد این اتفاق می‌افتد و خبر را به خانواده‌اش می‌‌دهند. روزی که خبر را به خانواده‌اش دادند، از فردای آن روز فیلم‌برداری ما شروع شد. فیلم‌برداری ما از مراسم وداع و تشییع و تدوین آغاز شد.

 

یعنی آن تیزر اولیه شما تبدیل به فیلم شد؟

نه، ما تیزر را ساختیم. لحظه‌ای که خبر را به خانواده دادند ما در حال ساخت تیزر در دفتر بودیم.

 

قبلا فیلم‌برداری‌هایش را انجام داده بودید؟

خیر، تیزر تلویزیون شهری بود با عکس‌های شهید. یک تیزر ۱۲‌ثانیه‌ای ساختیم. از این تیزر ۱۲‌ثانیه‌ای به یک مستند ۴۲‌دقیقه‌ای رسیدیم. تیزر را که زدم بعد خبر شهرآرا و آن فیلم منتشر شد. اتفاقی بود که داشت می‌افتاد. وداع و تشییع و تدفین، شناسایی پیکر توسط خانواده و حضور حجت‌الاسلام علم‌الهدی در منزل شهید، اتفاقاتی بود که در حال رخ دادن بود و ما چون عملا فرصتی برای سناریو چیدن نداشتیم، به ناچار این اتفاقات را ضبط می‌کردیم که به صورت خام داشته باشیم. این اتفاقات را با صدا‌برداری کامل ضبط کردیم. در‌حالی‌که من هنوز شناخت کافی از حسین حریری نداشتم. چیزی که برای من جذاب بود، پدر و مادر شهید بود. هر‌چه جلو‌‌تر می‌رفتیم اتفاقات بیشتر پیش می‌آمد.

 

زمانی که خواستید این مستند را شروع کنید، با چه زاویه نگاهی قصد ورود داشتید؟

نیت من این بود که سوژه من پدر و مادر شهید باشند تا خود شهید. من با این نگاه جلو رفتم تا مستندی از پدر و مادر شهید، از این دو سرو، از این دو کوه بسازم. جلوتر که رفتیم ابعاد گسترده‌تری برای من باز شد.

 

از چه زمان سناریوی این مستند را نوشتید؟ اصلا طبق سناریو پیش رفتید یا گذاشتید شرایط متغیر باشد؟

ما تقریبا دو هفته بعد از مراسماتی که دیگر تمام شده بود و گذاشته بودم خانواده کمی به آرامش برسند، مصاحبه‌ها را شروع کردیم. به یک شناخت نسبی از شهید رسیده بودیم ولی هنوز هم داستان دقیق زندگی شهید را نمی‌دانستیم. در رابطه با زندگی دو شهید مستند ساخته بودیم که در دوتای قبلی من تدوینگر بودم. این اولین کار کارگردانی من در حوزه زندگی شهید مدافع بود. گرچه در حوزه‌های دیگر کارگرانی زیاد کرده بودم.

 

چه تعداد کار داشتید و بازخورد آن‌ها(کارهای تدوین) چگونه بود؟

حدودا ده تا پانزده تا در حوزه‌های مختلف در همین هفت سال کار کردم.به موفقیت مستندی که در رابطه با شهدای مدافع کار کردم، نبود.

 

به لحاظ تکنیکی یا به لحاظ نوع نگاه؟

به لحاظ بازخوردی که داشت. اولین مستندی که از شهید شوشتری در رسانه ملی منتشر شد، کار من بود. مستندی کوتاه بود. می‌خواهم بگویم بالطبع هم رشدی که در این هفت ساله اتفاق افتاده، هم تخصصی که من در حوزه تدوین به آن رسیدم و بالطبع کارهایی که برای شهدای مدافع حرم انجام داده بودیم، موفق‌تر بود. مستند پسرم آخرین نمونه‌ای بود که اتفاق افتاد.

 

خب برگردیم به پرواز از حلب. چه موقع شناخت شما درباره شهید و خانواده‌اش تکمیل شد؟

در پروسه ضبط مصاحبه‌ها شناختمان در حال کامل‌شدن بود. یعنی در خلال مراسمات که تمام شده بود و ما می‌خواستیم مصاحبه‌های خود را شروع کنیم، به یک شناخت نسبی رسیده بودیم و یک سناریوی حدودی در ذهنمان بود.

 

و بعد هدف شما از ساخت این مستند چه شد؟

هدف این شد که روایت زندگی حسین حریری به صورت یک قصه باشد. یعنی از تولد تا شهادت که در این مسیر است من شنیدم حسین حریری برای اولین بار با نام ایرانی خودش به منطقه اعزام می‌شود و ورود ایشان به سوریه مصادف می‌شود با عملیات آزاد‌سازی شهر «تدمر» که یکی از نقاط استراتژیک‌ و در دست داعش بود. بعد در آن عملیات و در همان شهر یکی از دوستانش را از دست می‌دهد و پیکر رفیق صمیمی‌اش می‌ماند و حسین این پیکر را برمی‌گرداند. بعد به واسطه انتشار عکس و فیلم‌های آن شهید که شهید مصطفی عارفی بود، حسین چهره‌اش در فضای مجازی می‌سوزد و عملا راهش برای رفتن بسته می‌شود. خیلی به این در و آن در می‌زند و خانواده در این بین از فرصت استفاده می‌کنند و به شدت پیگیر هستند که حسین را داماد کنند تا به نوعی پابندش کنند تا ماندگار شود. اولین شرط حسین برای ازدواج این است که همسر من و خانواده‌اش باید موافق رفتن من به نه فقط سوریه؛ بلکه هر جای دنیا که اتفاقی بیفتد، باشند. او شرط داشت که «برای جهاد باید بروم». هر چه شناخت بیشتری از این شهید پیدا می‌کردیم، جنبه‌های جذاب‌تری برای ما آشکار می‌شد. برای این مستند از پدر و مادر شهید شروع کردم و به همسر شهید رسیدم و این نتیجه را گرفتم: «بیان این سیر رفتن حسین و ازدواج و شهادتش و پروسه زندگی مشترکش خیلی جذاب‌تر بود برای من.» 

 

یعنی مستند به این سمت رفت که زندگی شهید و همسرش را روایت کنید؟

بله، در ابتدا قرار بود درباره پدر و مادر شهید باشد. رفتیم جلوتر گفتیم قصه حسین را تعریف کنیم. یعنی از تولد تا شهادتش. الان هم همین است، اما با برجسته‌تر کردن این زندگی عاشقانه که برای من جذابیت داشت. سلیقه خود فیلم‌ساز بود.

 

چه نقدی به نوع نگاهتان در این مستند وارد می‌دانید؟

یک نگاهی که به مستند است اینکه می‌گویند چرا این‌قدر نقش پدر و مادر شهید کمرنگ است. هرچند من این نقد را قبول ندارم. ما صحنه‌هایی از پدر و مادر شهید در فیلم داریم که به اندازه نیم ساعت صحبت‌کردن همسر حرف دارد برای گفتن. ما سعی کردیم از تولد حسین، رشد و تربیتش، آموزش‌هایی که دیده، ایدئولوژی این آدم، همه این‌ها را بگوییم؛ البته با برجسته‌تر کردن زندگی مشترک.

 

هدف و نگاهتان از اینکه بخواهید این مستند را با این شکل و شمایل کار کنید، چه بود؟

نیت من این بود که این مستند را از زاویه نگاه پدر شهید بسازم. چون مستند پسرم از معدود مستندهای فاخر حوزه شهدای مدافع حرم بود که از زاویه نگاه پدر و مادر است و نظرمن این بود که مستند بعدی از زاویه نگاه پدر باشد. اما این روند اتفاق نیفتاد.

 

خب ولی حتما عاملی در تغییر زاویه نگاه و روایت شما در این مستند دخیل بوده است.

این نکته را بگویم ما انتظاری که از یک همسر ۱۸، ۱۹ساله شهید داریم، انتظاری که از فن بیان و تسلطش داریم، از یک پدر نداریم. ما حتی در مصاحبه‌هایی که با پدر شهید داشتیم، خیلی سعی کردیم آن هدف قبلی را ادامه دهیم، باز هم تاکید ما در مصاحبه بر پدر بود اما نشد.

..........................................

 

  • وجه تمایز در خود سوژه است 

 

قبل از اینکه مستند پرواز از حلب را کار کنید، خودتان چقدر با حال و هوای فاطمیون آشنا بودید؟

به غیر از آن دو تا کار (مستندهای شهید فاتح و پسرم) چیز دیگری نبود.

 

می‌دانید، می‌خواهم این مسئله را به چالش بکشم که برای ساخت چنین مستندهایی در این حوزه‌ها، چقدر لازم است کارهایی در این سطح را دید و شناخت. به هر حال باید شما درباره این کارها صاحب نگاه باشید.

بله، خب من نمونه کار زیاد دیده‌ام. من از زمستان‌۹۴ درگیر این مباحث بودم.

 

این‌طور سوال خودم را ادامه می‌دهم که شهید حریری یک نفر بود. یک بار دیگر هم شاید تکرار نشود. هر کدام از این شهدا داستان خاص خودشان را ممکن است داشته باشند. ضمن هم‌پوشانی‌هایی که با سایر هم‌رزمانشان ممکن است داشته باشند. کار کردن با زندگی این شهید و مستند کردنش هم بالاخره می‌طلبید که کمی در این فضا حرکت کنیم.

قطعا در ابتدا با یک جذابیتی شروع شد. جدا از اینکه فیلم‌ساز باید درباره موضوع دغدغه داشته باشد تا سراغش برود. مستند قبلی مستند پسرم هم از زاویه نگاه مادر یک شهید بود.

 

در حوزه شهدای مدافع حرم ده‌ها مستند یا حتی ده‌ها مصاحبه کار شده است. وجه تمایز این مستند با یک مستند دیگری که من بخواهم نام ببرم، چیست؟ می‌خواهم از زاویه نگاه شما تمایز این کار را با کارهای قبلی بدانم. فکر می‌کنید اصولا چرا باید من مخاطب، این مستند را در کنار ده‌ها مستند دیگر انتخاب کنم؟

وجه تمایز در خود سوژه هست. شهید حسین حریری خودش وجوهی دارد که ما در دل کار آن را نشان می‌دهیم. وجه تمایز دیگر همسر حسین است. یکی دیگر از وجوه متفاوت این سوژه است. اگر ما بخواهیم سن همسران شهدا را رده‌بندی کنیم، همسر شهید جزو جوان‌تر‌هاست. متولد ۷۶ است. این خودش خیلی جذاب است. همسر شهید در جایی از این مستند می‌گوید خود حسین آقا به من می‌گفت من به عنوان دهه شصتی نمی‌توانم قبول کنم که تو دختر دهه هفتادی به این شرط و شروط من جواب مثبت می‌دهی و قبول می‌کنی.

مجموعه مستند ملازمان حرم که حالا همه اهل فن دیده‌اند و اوصافش برای همه روشن است، شاید بشود گفت نزدیک‌ترین چیزی که به مستند ما می‌آید همین مجموعه ملازمان است. با این تفاوت که ملازمان صرفا از نگاه همسر است و همچنین مجموعه سریالی است و تمایز کار ما این است که درام و حماسه را توامان با هم دارد. صرفا به حس نپرداختیم و صرفا نخواستیم اشک از مخاطب بگیریم.

 

من این سوال را با دغدغه شخصی خودم می‌پرسم، آیا فکر می‌کنید توانسته‌اید این ویژگی درام توامان حماسه را در مستند به اصطلاح در بیاورید؟

بله، فکر می‌کنم با راوی قرار دادن همسر و اتفاقاتی که از خواستگاری تا شهادت می‌افتد، سعی‌مان این بوده که این وجه تمایز را اعم از ویژگی شخصیت همسر و خود حسین را در این مسیر دنبال کنیم.

 

102251.jpg

 

..........................................

 

دیدگاه یک

مستند ، ازحسین تعریف و تمجید نمی کند

 

منابع این آرشیو کجا بود؟

از رفقا. مثلا آقایی می‌آمد می‌دیدم فیلمی دارد فیلم را دقیق نگاه می‌کردیم. بعد در داخل این فیلم می‌دیدم یک نفر دیگر در حال فیلم گرفتن با گوشی است. با شخصی که فیلم را از او گرفته بود، تماس می‌گرفتم و می‌پرسیدم شخصی که در فیلم مشغول تصویر‌برداری است، کیست و همین‌طور پیگیری می‌کردم تا به آن فیلم دست پیدا کنم. این‌گونه آرشیو را گردآوری کردیم. بخش دیگری که حجم زیادی از فیلم‌های آرشیوی ماست، زحمت بچه‌های رسانه گروه فاطمیون است. 

بخش اندکی هم تصاویری است که خودم در سوریه گرفتم. این سفر را هم خود این شهید برای ما ترتیب داد. یعنی زمانی که مصاحبه‌هایمان به پایان رسید، خبر موفقیت‌ها‌ی فیلم پسرم باعث شد بچه‌های فاطمیون این لطف را در حق ما داشته باشند که طی درخواست‌هایی که از قبل از آن‌ها داشتیم این فرصت را به ما بدهند تا در سوریه حضور کوتاهی داشته باشیم. هم زیارت کنیم و هم کارمان را انجام دهیم.

همچنین در اتفاقی کاملا نادر سپاه برای ساخت مستند با یک مجموعه همکاری می‌کند و فیلم را در اختیار ما قرار داد. از زمانی که حسین در حال آموزش تخریب است. کاملا آرشیو را در اختیار ما قرار دادند و همان رفقای شهید که فرماندهان لشکر پنج نصر هستند تصاویر خیلی ناب از آموزش‌هایی که حسین آقا در مشهد دیدند و رزمایش‌هایی که در جاهای مختلف شرکت کردند، سپاه هم در تکمیل آرشیو به من کمک کردند. اگر آن اتفاق نمی‌افتاد ما برای بخشی از کار که جوانی حسین و دوران آموزش اوست، ناچار بودیم به بازسازی روی بیاوریم.

 

و صحنه‌هایی را که نیاز داشتید، بگیرید؟

بله. من چون کاملا به آرشیو مسلط شده بودم، می‌دانستم که در سوریه چه چیزی کم داریم. این را یقین می‌دانم که خود شهید این باب را برای ما باز کرد. در غیر این صورت رفتن در این مسیر کار دشواری بود. خیلی ناگهانی تماس گرفتند که برای پس فردا آماده باشید اعزام است.

 

فکر می‌کنید مخاطب اگر این مستند را ببیند، چه چیزی باید دستگیرش بشود؟

سعی ما بر این بوده که پدر و همسر و خود حسین را تعریف و تمجید نکنیم. ما تعریف نکردیم که بچه خوب و مخلصی بود و نماز شب می‌خواند. پدر حسین، همسرش و ایدئولوژی‌های این آدم را گفتیم تا از طریق نگاه آن‌ها به زندگی و دنیا، آن‌ها شناخته شوند. 

وقتی شما یک شهید و خانواده‌اش را نشان بدهی، یک سفره‌ای پهن می‌شود و هر کسی از این سفره سهم خودش را بر می‌دارد. چه ایدئولوژی چپ چه راست. رزق خودش را بر می‌دارد. ولی اینکه بخواهی شما از سوژه تعریف و تمجید کنی، شاید الان دیگر مخاطب حوصله ندارد و پس می‌زند. 

ما در مصاحبه‌مان سعی کردیم کمترین لحظات را از مصاحبه‌های رو به دوربین استفاده کنیم. یعنی در طول این مستند شاید کمتر از دو دقیقه مصاحبه رو به دوربین ببینید.

 

فکر می‌کنم با توجه به تاکیدی که روی ازدواج حسین صورت می‌گیرد، شاید بتوان گفت از اینجا به بعد فصل جدیدی در زندگی و حتی در فیلم شما می‌بایست شروع می‌شد.

بله، از زمانی که حسین ازدواج می‌کند ما به دو روایت می‌رسیم. یک سوریه، دو همسر؛ حماسه و درام را با هم داریم.

 

بازخوردهای این کار را میان دوستان و همکاران چطور دیده‌اید؟

تا الان طی نظر‌سنجی که من می‌کردم، بازخوردها از همه طیف تا الان مثبت بوده است. امروز هم که به اکران رسیده‌ایم.

..........................................

 

دیدگاه دو 

  • در جاهایی از مستند حسین روایت می کند

 

مستند از زاویه نگاه کیست؟

از زاویه نگاه همسر. از زمانی که ازدواج می‌کنند. مستند از تولد تا ازدواج و از ازدواج تا شهادت است. راوی همسر است. این کار چهار راوی دارد. پدر شهید، همسر شهید، فرمانده شهید و رفیق ۲۰ساله شهید. این چهار نفر چهار راوی هستند. البته از خود شهید صوتی به دستمان رسید. حسین آقا در بین دو اعزامش که در اعزام اول مجرد بوده و در اعزام دوم متاهل و اعزام اول «تدمر» بوده و اعزام دوم «حلب»؛ در بین این دو اعزام حسین چند جا به عنوان رزمنده مدافع حرم دعوت می‌شود. صوتی به دست ما رسید که حسین آقا در یک جمع خصوصی آنچه در اعزام اول برایش اتفاق می‌افتد، تعریف می‌کند. هر چند کیفیت خوبی نداشت و جاهایی را که حسین صحبت کرده، زیرنویس کردیم ولی خیلی کمک کرد تا داستان از زبان خود سوژه هم روایت شود. ساختن مستند از افراد فقید این محدودیت را دارد؛ چرا‌که به شخص دسترسی نداریم تا مصاحبه را بگیریم. اما در اینجا حسین از سیر تا پیاز آنچه در اعزام اول برایش اتفاق می‌افتد، تعریف می‌کند که چطور پیکر رفیقم را برگرداندم، کجا عملیات کردیم، در‌حالی‌که خودش خبر ندارد که در آن جمع صدایش ضبط می‌شود.

 

همه این مستند در ایران ضبط شده است؟

در رابطه با تصاویر مستند ما در مرحله تحقیق به این نتیجه رسیدیم که بچه‌های گروه «رسانه فاطمیون» بچه‌های افغانستانی هستند که در حوزه رسانه کار می‌کنند، فیلم‌برداری و عکاسی می‌کنند، خبر‌دار شدم که از حسین و آن رفیق شهیدش که در اعزام اول با هم بودند، تصاویر خیلی خوبی دارند. سراغشان رفتیم و آن‌ها هم همکاری کردند. تصاویر را دادند. تصاویر فوق‌العاده عالی بود. تصاویر آرشیو ما چند دسته بود. فیلم‌هایی که خود شهید یا هم‌رزمانش که در منطقه گرفتند. ما زمان خیلی زیادی صرف کردیم که یک آرشیو خیلی غنی جمع کنیم.

 

بحث‌های مالی پروژه را به چه صورت تامین می‌کردید؟

اوایل کار، کاملا شخصی جلو می‌رفتیم و همه هزینه‌ها به نحوی بود که احساس می‌کردیم وظیفه ما این است که کار ساخته شود. اما دو ماه از پروژه که جلو رفتیم، یکی از دوستان تهیه‌کنندگی کار را متقبل شدند و پیگیری‌های پخش و مسائل مالی را انجام می‌دهند.

 

برنامه اکران را به چه صورت دیده‌اید؟

مجموعه ای از دوستان آستان قدس برای اکران پای کار آمده‌اند و همچنین قرارگاه ولی امر و به ویژه ستاد مردمی یادواره شهید حریری که شامل رفقای شهید هستند؛ همان جمعی که مراسم وداع تشییع و تدفین را برگزار کردند، پای کار آمدند. کار کاملا مردمی جلو می‌رود. همان‌طور که خود شهید حریری آدم مردمی بود.

 

در پایان نکته‌ای درباره این مستند دارید که بخواهید بگویید؟

مسئله‌ای که هست و باید به آن اشاره کنم اینکه چون برای برخی مستند‌ها به دلیل اینکه زمان برای فیلم‌برداری و تهیه مستند از بین رفته، مجبورند خیلی از صحنه‌ها را بازسازی کنند. در حالی‌که خود ما وقتی تصویر‌برداری کرده‌ایم، اصلا از این بازسازی‌ها نداشتیم. همه چیز در همان لحظه به همان صورتی که اتفاق افتاده بود، تصویر‌برداری کردیم. چون در صحنه بودیم. یعنی فردای روزی که خبر شهادت را دادند من صبح با کسی که نمونه پوستر شهید را زده بود، به خانه پدر شهید رفتیم و همان لحظه‌ای که پدر شهید پوستر را می‌بیند، فیلم‌برداری کرده‌ام. هیچ بازی نشده و آنجا خیلی جالب است که پدر شهید حدود ۴۰‌دقیقه با یک عکس صحبت می‌کند. بدون اینکه حواسش به دوربین باشد. هیچ کدام از تصاویر بازسازی نشده است.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی