کد خبر : 73193
/ 22:26
مهدی صیاد شیرازی در سالگرد شهادت پدر از جولان منافقین تا مجاهدت‌ها و زحمات بی‌دریغ او برای حرکت در مسیر انقلاب می‌گوید؛

اخلاص صیاد مثال زدنی بود

امسال، سالگرد شهادت سپهبد علی صیاد شیرازی برابر شد با شب میلاد بزرگ‌ترین مرد تاریخ دنیا، امیری که عاشقان و نوکرانش نیز در بین مردم چهره‌ای نورانی پیدا کردند.

اخلاص صیاد مثال زدنی بود

گفتگوی شهرآرا آنلاین

خبرنگار: حمیده وحیدی

علی صیاد شیرازی کسی است که خیلی‌ها او را با محبت امیرالمومنین(ع) می‌شناختند، مردی که وجب به وجب خاک ایران مدیون رشادت‌ها و مدیریت او در هشت سال دفاع مقدس است نشریه مالین چاپ فرانسه در سال‌۱۳۶۲ امیر سرافراز ارتش را این‌گونه توصیف می‌کند: «برای صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش ایران، کلید پیروزی به تانک و موشک بستگی ندارد؛‌ بلکه تنها به اعتقاد به خدا بستگی 

دارد. قدی کوتاه، نگاهی روشن و دست‌هایی که با انگشتر عقیق صاف روی میز ستاد مشترک روی هم قرار گرفته‌اند. این متخصص توپخانه که دوره تخصصی خود را در آمریکا گذرانده و امروزه فرماندهی نیروی زمینی ارتش ایران را هدایت می‌کند، از فرمول‌ها نمی‌ترسد. او با سادگی می‌گوید:‌ «من یک سرباز اسلام هستم.» هدف او بر سر جای خود نشاندن رژیم مزدور صدام حسین‌ است. 

به همین بهانه مصاحبه‌ای داشتیم با مهدی صیاد شیرازی( فرزند شهید) که در لحظه ترور همراه با پدر بوده است.

 

با توجه به اینکه شهید بر اساس رسالتی که به عهده داشتند، به طور مداوم در مناطق عملیاتی بودند، چقدر در دوران کودکی از حضور ایشان استفاده بردید؟

تا جایی که امکانش بود و فرصت می‌یافتیم، سعی می‌کردیم از حضور ایشان استفاده ببریم؛ هر چند در سال‌های دفاع مقدس شهید کمتر در منزل بودند و به گفته مادرم حتی در زمان تولد بنده نیز داخل جبهه خبر پدر شدنشان را شنیدند. کمی که بزرگ‌تر شدیم حضور ایشان برایمان غنیمت بود و سعی می‌کردیم همین که ایشان را می‌بینیم از حضور معنوی‌شان استفاده ببریم. من کودکی‌ام را در محله جماران گذراندم، جایی که تمامش خاطره است و عطر حضور حضرت امام(ره) و مردم خونگرم و متدین جماران هیچ گاه از خاطرم نمی‌رود.

 

وقتی اسم شهید صیاد شیرازی برده می‌شود ، ناخود‌آگاه ابهت یک فرمانده به یاد انسان می‌افتد ارتباط شما با پدر چگونه بود؟

ایشان مقتدر بودند اما این مسئله به این معنا نبودکه با هم ارتباط نداشته باشیم؛ بلکه بر روابط صمیمانه پدر و فرزندی بسیار مدیریت داشتند. ایشان امیر و فرمانده توانمندی بودند ولی در منزل پدر و مشاوری خوب برای تمام بچه‌ها محسوب می‌شدند. نصیحت و راهنمایی همیشگی‌شان برای ما این بود: «در تمام برنامه‌هایتان جهت‌دهی الهی داشته باشید.» یادم هست می‌گفتند: «نمازتان را اول وقت بخوانید و تمام برنامه‌های کاری و علمی‌تان را با اذان تعیین وقت کنید؛ چرا‌که کلید موفقیت‌ها در ارتباط با خدا و نماز است.» از جمله ویژگی‌های شهید چند‌بعدی بودن رفتارشان بود یعنی مثلا این‌طور نبود که فقط دنبال برنامه‌های کاری باشند یا به مسائل خانواده توجه نکنند هر چند مادرمان هم در این سال‌ها چه قبل و چه بعد از شهادت ایشان زحمات بسیار زیادی برای ما کشیدند اما وقتی پدر در خانه بودند، سعی می‌کردند هر کاری را به نحو احسن انجام دهند؛ از جمله در فضای خانه در نظافت منزل تعامل داشتند، گاهی جارو دست می‌گرفتند و به مادر کمک می‌کردند. در هدایت کردن ما به مسیر درست و روابط صمیمی و مهربانانه با خواهر و برادرها و خویشاوندان بسیار تاثیر‌گذار بودند. به ورزش بسیار اهمیت می‌دادند و هفته‌ای یک مرتبه حتما به سالن ورزشی می‌رفتیم و تمرین داشتیم. به فرزندان و همسرشان کادو و هدیه می‌دادند. اهل سفر بودند و حتی‌المقدور ما را به استان‌های مختلف می‌بردند. می‌دانید که ایشان یکی از پیشگامان راهیان نور نیز بودند و تاکید داشتند که خانواده با هم به این سفرها بروند.

 

مردم برای تمام شهدا احترام قائل هستند اما به نظر شما چه می‌شود که برخی شهیدان به طور ویژه همچون صیاد شیرازی بر دل‌ها می‌نشینند، بدون اینکه رسانه‌های جمعی نقش بسزایی داشته باشند؟

به نظرم محور اصلی «اخلاص» شهید صیاد شیرازی بود. اینکه ایشان خالصانه و صادقانه کار را برای خدا انجام می‌دادند، باعث شد تا خداوند متعال هم محبت این شهید را در دل‌ها بیندازد و این مسئله سرچشمه عزت و بزرگی شهید است. خداوند همیشه از بندگان خالص خودش تشکر می‌کند. 

در مرحله بعدی مجاهدت‌ها و زحمات بی‌دریغی که ایشان بدون هیچ چشمداشت مادی کشیدند نیز به ارتباطشان با خدای متعال بر می‌گردد. غالبا شخصیت‌های بزرگ و بندگان صالح در زمان حیاتشان گمنام‌تر هستند و همه اطرافیان نزدیک به ویژگی‌های منحصر به فرد شهید آگاه هستند.

 

شخصیت ویژه پدر تا چه اندازه برای شما و برادرتان مسئولیت ایجاد کرده است؟

هر دوی ما بعد از شهادت ایشان احساس کردیم که رسالتی داریم. من خودم در صحنه شهادت ایشان بودم و شاید توفیق نداشتم که شهید بشوم پس حالا باید در جایی قدم بردارم که راه و اندیشه پدر از آن عبور کرده است.

 

در صبح حادثه شما کاملا در کنار ایشان بودید درست است‌؟ کمی از آن روز برایمان بگویید؟

من در سال‌۷۸، ۱۸ساله بودم. پدرم هرروز صبح من و برادر کوچک‌ترم محمد را به مدرسه می‌بردند. حول و حوش ساعت شش و نیم صبح بود که ایشان ماشین را از پارکینگ در آوردند و به من گفتند که در پارگینگ را ببندم؛ چرا که خودشان پشت فرمان بودند. دیدم که از کوچه‌‌ بالایی یک نفر با لباس رفتگر به همراه یک جارو درحالی‌که صورتش را ماسک زده بود، به سمت ماشین آمد. به سمت در پارکینگ رفتم تا آن را ببندم. در این فاصله دیدم آن فرد دارد اطراف ماشین پدر را جارو می‌کند و بعد یک پاکت نامه را به پدر داد ایشان شیشه‌‌ ماشین را پایین کشید و پاکت را گرفت. در همین فاصله آن فرد از جیب خودش کلتی را درآورد و به سمت صورت پدر تیراندازی کرد و بلافاصله به سمت کوچه‌‌ پایین فرار کرد، من درآن زمان نمی‌دانستم باید چکار کنم دنبال این فرد بدوم یا به سمت پدرم بروم و ایشان را به بیمارستان ببرم. دیگر افراد خانواده صدای تیراندازی را شنیده و آمدند به سمت در. پیش همسایه بالایی رفته و ایشان را خبر کردم، ایشان هم بلافاصله‌ آمدند و ماشین را آماده کردند و پدر را از ماشین خودمان منتقل کردیم به ماشین ایشان و رفتیم به سمت بیمارستان فرهنگیان که در واقع نزدیک‌ترین بیمارستان به منزلمان بود؛ امید داشتم که ایشان زنده بماند اما خون‌ زیادی از ایشان رفته بود و بسیاری از گلوله‌ها به صورت ایشان برخورد کرده بود و پزشکان گفتند شهید شده‌اند.

 

مقام معظم رهبری در مورد شهید صیاد شیرازی گفتند: «صیاد، شایسته‌‌ شهادت بود؛ حقش بود؛ حیف بود صیاد بمیرد» و می‌دانیم علاقه دو طرفه زیادی بین ایشان و شهید صیاد برقرار بوده است، لطفا در این باره برایمان توضیح دهید؟

من قبل از شهادت پدرم، هیچ دیداری با مقام معظم رهبری نداشتم، اولین دیدار من با ایشان سر مزار شهید بود، یک مراسم رسمی گرفته بودند در همان ستاد کل، آقا هم بالا سر تابوت شهید بودند، من آن زمان بوسه‌‌ آقا بر تابوت پدر را ندیدم‌ ولی بعد از آن در تلویزیون مشاهده کردم و استنباطم از این صحنه ارادت به صورت دو طرفه بود. قبل از شهادت، پدرم ارادت خیلی زیادی به رهبری داشتند و سعی می‌کردند مطیع محض ایشان باشند و تا آنجا که می‌توانند بسیاری از مسائل که پیش می‌آمد و راهکارهایی را که داشتند، خدمت مقام معظم رهبری عنوان کنند. 

قرار بود صبح روز عید غدیر خدمت آقا بروند و درجه سرلشکری‌شان را بگیرند. همه تبریک گفتند خودشان می‌گفتند: «درجه گرفتن فقط ارتقای سازمانی نیست وقتی آقا درجه را روی دوشم بگذارند، حس می‌کنم از من راضی هستند. وقتی ایشان راضی باشد امام عصر‌(عج) هم راضی‌اند. همین برایم بس است. انگار مزد تمام سال‌های جنگ را یک جا بهم داده‌اند.» صبح روز بعد از خاک‌سپاری، خانواده نماز صبح را خواندند و به بهشت زهرا(س) رفتیم اما پیش از ما حضرت آقا رفته بودند و گفتند: «دلم برای صیادم تنگ شده، مدتی است از او دور شده‌ام.»

 

تا چه اندازه ذره‌بین مردم روی رفتارهای شخص شما به عنوان فرزند ارشد شهید صیاد شیرازی وجود دارد‌؟

این مسئله‌ای‌ است که همه فرزندان شهید باید دقت کنند. از مسائل شخصی تا خانوادگی و ارتباطات اجتماعی باید مراقبت و مواظبت داشته باشیم و همه موارد در مسیری درست و هدفمند باشند. همان گونه که ممکن است مورد عزت و احترام قرار بگیریم و سهمیه‌هایی به واسطه پدران عزیزمان برایمان قائل باشند قاعدتا مسئولیت و توقعات از ما نیز متفاوت خواهد بود، ضمن اینکه این مسئله‌ای معمول است و فراتر از آن بحث وجدانی قضیه است. بالاخره خود بنده شاهد مجاهدت‌ها و شخصیت الهی صیاد شیرازی بودم. می‌دیدم که چطور برای اهداف نظام و ملی جان خودش را فدا می‌کرد. پس وقتی ایشان را می‌بینم، سعی می‌کنم قدم و توشه‌ای بردارم و از عمری که خدای متعال به من عنایت کرده، استفاده کنم. این مسئله فراتر از تکلیف می‌شود. جامعه ما امروز به چنین مجاهدت‌ها و روحیه‌هایی نیاز دارد تا باعث پیشرفت علمی و عملی  شود.

 

یک زمانی منافقین اسلحه به دست روبه‌روی انقلابیون می‌ایستادند، حالا با سلاح جنگ نرم وارد این مبارزه شده‌اند، آیا تا به حال برای شما هم شایعه درست شده است؟

حقیقتا تا به امروز اجازه نداده‌ام که این اتفاق بیفتد و روزنه‌ها را بسته‌ام. البته اگر چنین تهمت‌هایی بزنند حتما با آن‌ها مبارزه خواهم کرد. آن‌ها از ابزارهای گوناگونی برای خراب کردن چهره انقلاب استفاده می‌کنند و اگر امروز دستشان به امثال بنده نرسد، سعی می‌کنند با ترور شخصیتی و فرهنگی، ما را از بین ببرند. یعنی دشمن همیشه بیدار است و سعی می‌کند از هر منفذی برای دشمنی خودش به نظام حمله کند. برایش فرزندان شهید هم بهترین موقعیت است.

 

102219.jpg

 

..........................................

 

فضای بین الملل به گونه ای نیست که کسی دنبال به نتیجه رسیدن ترورهای منافقان بر علیه مردم کشورمان باشد

  • پیگیری حقوقی ترور شهید صیاد را تا دادگاه پاریس دنبال کردیم

 

شنیده‌ام بعد از شهادت پدر و پذیرش ترور ایشان توسط منافقین، خیلی تلاش کردید تا منافقین را به پای محاکمه بکشانید، نتیجه این همه سال پیگیری چه شد؟

بخشی از کار ما در فضای داخلی بود که با عنایت خدا به نتیجه رسید و مسئولان امنیتی در داخل کشور تمام تلاش خودشان را چه برای این شهید؛ بلکه دیگر شهدای ترور کردند. در این سال‌ها تلاش زیادی در حوزه دیپلماتیک در فضای بین‌المللی صورت گرفت. 

این نشان از این دارد که توان ما بالاست اما متاسفانه برخی کشورهای خارجی با دلسوزی با ما رفتار نمی‌کنند و توجهی به این مسئله ندارند. البته با پیگیری و خنثی‌نبودن می‌توان در جامعه بین‌الملل تکانی صورت داد تا همه کسانی که حتی ممکن است بر اثر تبلیغات سوء پیش‌زمینه خوبی هم نسبت به ما داشته باشند، فعال شوند. 

درباره شخص شهید صیاد پیگیری‌ها را تا دادگاه پاریس رساندیم و به همراه هیئتی از وکلا در دادگاه شرکت کردیم؛ خود بنده به عنوان شاهد عینی حضور داشتم. البته دادگاه به آن شکل مرسوم نبود؛ بلکه فضایی شبیه بازجویی سوال و جواب بود. بنده حرف و دفاع لازم از مظلومیت شهید را انجام دادم اما نتیجه کار کماکان مبهم است و هنوز پاسخی دریافت نکرده‌ایم.

 

شما چند سال بعد از شهادت اقدام به حق‌خواهی خون شهید کردید؟

از همان ابتدا در داخل کشور پیام‌مان را به تمام دنیا رساندیم اما بعد از گذشت تقریبا یک دهه این مسئله علنا به گوش پاریس رسید. البته این روزها مراکزی شبیه بنیاد ‌هابیلیان و پایگاه قربانیان ترور کارها را دنبال کرده‌اند اما فضای دیپلماتیک ما طوری نیست که آن‌ها متمایل به دنبال کردن نتیجه باشند، حتی در بحث ترور و در برخی جاها اما و اگر هم می‌آورند.

 

چرا اما و اگر؟ مگر منافقین خود مسئولیت ترور را نپذیرفتند؟

بله. حتی آن‌ها برای شهادت ایشان جشن گرفتند و فیلم آن را هم منتشر کردند اما چون این جوامع بین‌الملل خود با منافقین ارتباط دارند، خودشان را در بازی آن‌ها قرار می‌دهند. خوشبختانه یک زمانی رسید که دست منافقین جلوی همه دنیا رو شد و عملا این روزها می‌بینیم که آن‌ها مهره‌ای سوخته به حساب می‌آیند. با همه این صحبت‌ها فضای بین‌الملل حرف‌های ضد و نقیضی می‌زند، گاهی به سمت ما می‌آیند و گاهی به سمت آن‌ها می‌روند. آن‌ها بیشتر منافع خودشان را دنبال می‌کنند و ما کماکان پیگیر هستیم تا این روند را به نتیجه برسانیم.

 

آیا نتوانستید زهره قائمی که مسئولیت ترور شهید صیاد شیرازی را به عهده داشت، دستگیر کنید؟

متاسفانه نه ولی او در پادگان اشرف کشته شد و فردی که مستقیما در شهادت پدر نقش داشت، این روزها وضعیت مبهمی دارد. خبرهایی از کشته شدنش رسیده است اما برخی‌ها هنوز می‌گویند زنده و متواری است.

 

آیا شهید صیاد شیرازی خودشان از بغض و کینه منافقین به خودشان برایتان گفته بودند؟

در زمان شهادت شهید لاجوردی ایشان می‌گفتند تا این اندازه که من در کشتن این منافقین نقش داشتم شهید لاجوردی تاثیر گذار نبود و بغض و کینه آن‌ها خیلی نسبت به من زیاد است.

 

فکر می‌کنید اگر روزی در برابر کسی که هجده سال پیش پدر شما را مقابل چشمتان ترور کرد قرار بگیرید، چه خواهید کرد؟

قاعدتا اگر روزی این اتفاق بیفتد، شاهد شرمندگی آن فرد خواهیم بود و او احساس ضعف و ضلالت خواهد کرد. البته نه تنها من؛ بلکه تمام ملت و مردمی که از دست دادن شهید صیاد شیرازی برایشان سخت بود، ساکت نخواهند نشست. حال چه در این دنیا و چه آخرت این اتفاق بیفتد این افراد پاسخ جنایتشان را خواهند داد و می‌دانم که این افراد هرگز روی آرامش را بعد از شهادت ایشان ندیده‌اند.

..........................................

 

دیدگاه یک

  • کینه ۱۱ساله منافقین

 

صیاد شیرازی از فرماندهان موفق جنگ هشت ‌ساله تحمیلی و فرمانده عملیات «مرصاد» بود که به شکست سنگین مجاهدین خلق انجامید. بی‌شک دلایل ترور او توسط مجاهدین خلق را باید در این حوزه‌ها جستجو کرد. به عبارت دقیق‌تر برای پی بردن به دلیل ترور صیاد باید نقش ایشان را در طول جنگ تحمیلی و سرکوب حمله ارتش آزادی بخش مجاهدین خلق را بیشتر مورد واکاوی قرار داد.

یکی از مهم‌ترین نقش‌های صیاد در جنگ تحمیلی هماهنگ‌سازی میان بسیج، سپاه و ارتش بود. فتح جبهه‌‏های حق علیه باطل در عملیات‏‌های ثامن‌الائمه، طریق‌القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس و دیگر عملیات‏‌های پیروزمند تا مرصاد و دفاع از حد و مرز کشور بر کسی پوشیده نیست و کینه گروهک مجاهدین خلق از صیاد به عملیات مرصاد بر می‌گردد. این گروهک در جریان جنگ تحمیلی از عوامل اطلاعاتی خویش به نفع ارتش بعث استفاده می‌کرد. آن‌ها با کمک خبرچین ‌های خود در داخل جبهه‌ها‌، اطلاعات زیادی از تحرکات رزمندگان را در اختیار فرماندهان ارتش عراق می‌گذاشتند اما هشت سال جنگ هیچ دستاوردی برای صدام و رجوی به همراه نداشت.

 

خیال فتح ایران توسط منافقین

تنها لکه ننگ خیانت به کشور بر پیشانی رجوی ماندگار شد. او و همراهانش با پذیرش قطعنامه از سوی ایران و پایان جنگ عملا از صدام نا‌امید شده بودند با تحلیل سطحی‌انگارانه و برداشت‌های توهم‌انگیز طرح حمله «فروغ جاویدان» را ریختند. مسعود رجوی و شورای فرماندهی مجاهدین خلق با حمله به کشور، قصد داشتند کاری را که صدام نتوانست با حمایت بیش از ۲۰‌کشور به سرانجام برساند، به تنهایی و با ارتش پنج هزار نفری‌شان تمام کنند. آن‌ها با خوش‌خیالی کودکانه می‌خواستند کشور را اشغال کنند. مجاهدین خلق به غلط فکر می‌کردند مردم در نتیجه طولانی شدن جنگ با عراق، خسته شده‌اند و با توجه به آسیب‌های مادی و معنوی جنگ، از مجاهدین خلق استقبال کرده و از حمایت از نظام جمهوری اسلامی ایران دست خواهند کشید. این مورد را می‌توان یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات مجاهدین خلق و استراتژی‌های آن محسوب کرد. 

 

نقش محوری شهید صیاد شیرازی در شکست منافقین

فرماندهان مجاهدین خلق در این اندیشه بودند که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جبهه جنوب زمین‌گیر شده و توان عملیات مضاعف گسترده را نخواهد داشت. با همین تحلیل‌های غلط بود که مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین خلق با تحلیل‌های احساسی درباره نظام جمهوری اسلامی ایران مدعی شده بود: «طلسم جنگ در حال شکستن است. رژیم شل شده، باید ضربه کاری را بزنیم.» اما واقعیت آن‌گونه نبود که رجوی فکر می‌کرد. آن‌ها در عملیاتی علیه کشورمان که از آن به نام «فروغ جاویدان» یاد می‌کردند، به سختی شکست خوردند.

نقش صیاد شیرازی در این عملیات محوری بود. صیاد شیرازی فرماندهی نیروهای ایران را در این عملیات برعهده داشت. وی در خاطرات خود درباره عملیات مرصاد می‌گوید: «شبانه خودم را با یک فروند هواپیمای فالکون، به کرمانشاه رساندم و صحنه پیشروی دشمن را از نزدیک مشاهده کردم و متوجه اوضاع شدم. نیمه شب چهارم تیرماه بود و تا ساعت یک و نیم نتوانستیم ماهیت دشمن را به دست آوریم. ساعت پنج به پایگاه رفتم. یک تیم ارتش آماده شد ابتدا خودم با هلی‌کوپتر ۲۱۴ برای شناسایی دقیق و هماهنگی به سمت مواضع حرکت کردم و به این ترتیب اولین عملیات را علیه نیروهای مهاجم و منافق آغاز کردیم.» در این نبرد حدود دو هزار نفر از اعضای مجاهدین خلق کشته شدند. این آمار از سوی خود مجاهدین خلق ۱۲۶۳نفر اعلام شد.

..........................................

 

دیدگاه دو 

  • بخشی از بیانات مقام معظم رهبری درباره شهید صیاد شیرازی

 

او را از اوایل پیروزی انقلاب می‌شناختم

من تقریبا از اوّلین روزهای پیروزی انقلاب این شهید را شناختم. از اصفهان پیش ما می‌آمد، گزارش می‌داد و کمک می‌خواست؛ از آن وقت ما با ایشان آشنا شدیم. او سپس به کردستان رفت و بعد هم در دوران جنگ تحمیلی فعالیت کرد، بعد از جنگ هم که معلوم است. اینکه شما می‌بینید یک ملت، بزرگش، کوچکش، زن و مردش، جوانش، پیرش، امروزی‌اش، دیروزی‌‌اش، برای ابراز احترام به پیکر این شهید، یک اجتماع عظیم را به وجود می‌آورند‌- که جزو تشییع‌های کم‌نظیر در دوران انقلاب بود‌- به‌خاطر همین اخلاص و همین صفاست. خدای متعال دلها را متوجه می‌کند. ما این را لازم داریم و الحمدا... امروز هم افرادِ این‌گونه داریم.

 

نبوغ نظامی

شاید امروز هم بعضی خیال کنند عملیاتی مثل عملیات بیت‌المقدس، فقط یک هجوم انبوه انسانی بود! این‌ها سخت در اشتباهند. هیچ امواج انسانی، بدون فرماندهیِ قادرِ قاطعِ هوشیار، نمی‌تواند هیچ عملی را انجام دهد. در جنگ نظامی، سازمان‌دهی و عملیات و فرماندهی و تاکتیک و دقت نظر و موقع‌شناسی و ده‌ها عامل در کنار هم، دانش نظامی را به وجود می‌آورد و استعداد و نبوغ نظامی را نشان می‌دهد. این اتفاق، در عملیات فتح خرمشهر‌- یعنی همان عملیات بیت‌المقدس‌- روی داد  که همین شهید عزیزِ اخیرِ ما‌- شهید صیاد شیرازی‌- یکی از کارگردانان اصلی این عملیات بود و خودِ او مثل ظهر چنین روزی، از آنجا با تلفن با بنده تماس گرفت و مژده پیروزی را داد و گفت سربازان عراقی صف طولانی کشیده‌اند تا بیایند اسیر شوند! ببینید این عملیات چقدر هوشمندانه و قوی و همه‌جانبه بود که نیروهای دشمن احساس اضطرار می‌کردند که برای حفظ جان خودشان بیایند خود را تسلیم اسارت کنند! که در آن روز هزاران نفر از نیروهای دشمن متجاوز‌- که آن همه با غرور و تکبر، فریاد سر داده بودند‌- آمدند دودستی خودشان را تسلیم رزمندگان اسلام کردند!

 

خون شهید برکتی برای انقلاب

کشتن کسی مثل «صیاد شیرازی» خیلی هنر و توانایی و پیچیدگی تشکیلاتی نمی‌خواهد. آدمی که از خانه‌اش بیرون می‌آید، سوار اتومبیلش می‌شود و بدون محافظ راه می‌افتد و می‌رود. در این میان اگر دو نفر آدم، نامردانه و مخفیانه و با فریب‌کاری تصمیم بگیرند او را به قتل برسانند، کار ساده‌ای است، والا اگر می‌خواستند مردانه جلو بیایند، صیاد شیرازی یک نفری جواب امثال آن ها را می‌داد.کسی مثل امیرالمومنین (ع) را هم یک نفر آدم با یک همدست می‌تواند بکشد؛ چون او شیر همه‌ی بیشه‌های مردانگی و شجاعت بود. بنابراین کشتن کسی مثل صیاد شیرازی، نه دلیل قوت سازمانی و نه دلیل طرفدار داشتن کسی است. این کار جز خباثت و شقاوت و دوری روزافزون آن ها از مردم و ارزش‌ها، چیز دیگری را نشان نمی‌دهد.وقتی مردم به این حادثه، این طور جواب می‌دهند، خیلی چیزهای بزرگ به دست ملت می‌آید. خون شهید حقیقتا چیز مبارک و عجیبی است. شما ببینید در تشییع شهید صیاد شیرازی چه اجتماعی تشکیل شد! همه متاثر بودند و گریه می‌کردند. هیچ‌کس به خاطر رودربایستی و برای نشان دادن خود نیامده بود؛ همه با یک انگیزه‌‌ قلبی آمده بودند.

 

معجزه اخلاص

بنده وقتی به تلویزیون نگاه می‌کردم، سیل عظیم و خروشان جمعیت را می‌دیدم. من چند جا این حالت را دیده‌ام که یکی از آن‌ها اینجا بود. دیدم یک عامل معنوی اثر می‌گذارد و آن، اخلاص است.برادران عزیز! اخلاص چیز عجیبی است؛ یعنی کار را برای خدا کردن و همان چیزی که مضمون عامیانه‌اش در شعری آمده است: «تو نیکی می‌کن و در دجله انداز».

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی