کد خبر : 72998
/ 23:50
دکتر حسین اکبری، جامعه‌شناس و عضو هیئت‌علمی دانشگاه فردوسی مشهد از پیامدهای اجتماعی تجمل، اشرافیگیری و ریخت‌وپاش در ایران می‌گوید؛

تجمل گرایی، ضربه آخر به نظام اجتماعی

با نگاهی به آمارهای مصرف در کشورمان متوجه می‌شویم که ما کشوری هستیم که در حوزه مصرف مشکل داریم ...

تجمل گرایی، ضربه آخر به نظام اجتماعی

گفتگوی شهرآرا آنلاین

خبرنگار: نیک نژاد

ایران سومین کشور بعد از چین و هند است که در آن طلا مصرف می‌شود. هفتمین کشور در زمینه مصرف لوازم آرایشی است. درزمینه مصرف دارو، رتبه دوم مصرف آسیا را بعد از چین داریم و چهاربرابر آمار جهانی دارو مصرف می‌کنیم. نابرابری در جامعه تا حدی لازم است؛ چراکه برای افراد انگیزه برای تلاش بیشتر ایجاد می‌کند، ولی چیزی که درحال‌حاضر در جامعه مشاهده می‌کنیم، نوعی اشرافیگری است که آثار مخربی بر جامعه دارد و متاسفانه ازسوی مسئولان نیز به‌شدت دامن‌زده می‌شود. دکتر حسین اکبری، جامعه‌شناس و عضو هیئت‌علمی دانشگاه فردوسی مشهد در نشستی که به‌همت بسیج دانشجویی دانشکده ادبیات این دانشگاه برگزار شد، به بررسی پیامدهای اجتماعی تجمل، اشرافیگری و ریخت‌وپاش در ایران پرداخته است که این نظرات را در ادامه می‌خوانید. 

 

از چه زمانی تجمل‌گرایی در ایران رشد پیدا کرد؟

واقعیت این است که ما وقتی بعد از جنگ با آن روحیه انقلابی، وارد دوران سازندگی شدیم، برخلاف آن نوعی از الگوی توسعه برمبنای الگوی توسعه سرمایه‌داری را در ایران پیاده کردیم. در آن دوره همه واردکننده بودند؛ حتی من شنیدم وزارت ارشاد هم گوشت وارد می‌کرده است. این باعث شد که ما خیلی سریع آن آرمان‌ها و روحیه ایثارگرانه انقلابی خودمان را از دست بدهیم؛ چون فاقد یک الگوی توسعه درون‌زا بودیم. متفکرین و تئوریسین‌ها و اقتصاد‌دان‌های توسعه ما نتوانستند یک الگوی توسعه درون‌زای خوب برای ما ایجاد کنند که بتوانیم از آن ظرفیت انقلابی که جنگ در افراد ایجاد کرده بود، استفاده کنیم. یک الگو را ازآن‌طرف گرفتیم و آوردیم و از روی آن شروع کردیم به کارکردن. این الگو تقریبا در عرض پنج‌شش سال این روحیه را از بین برد. همه وارد رقابتی شدند که در نظام سرمایه‌داری وجود دارد. از آنجا رشد این مظاهر را در ایران می‌بینیم و بعد هم تداوم پیدا کرد.

 

مصرف‌گرایی چه تاثیری بر شکاف طبقاتی در جامعه دارد؟

مصرف‌گرایی نمود بارزی به شکاف طبقاتی می‌دهد و آن را خیلی نمایان می‌کند. شکاف طبقاتی همیشه هست؛ یعنی عده‌‌ای دارند و عده‌ای ندارند، ولی مصرف نمایشی باعث می‌شود این شکاف خودش را بروز بدهد. در شهر مشهد برج‌های بلندمرتبه را با واحدهای هزارمتری و پانصدمتری می‌بینید که توی چشم همه است. ماشین دومیلیاردی می‌گیرند و با آن در شهر دوردور می‌کنند. این شکاف‌ها را بروز می‌دهد. بروید ببینید در کشور آلمان چند پورشه وجود دارد؟ تقریبا وجود ندارد. اگر هم باشد، مال عده‌ای خاص مثل بازیگرها و فوتبالیست‌هاست که مردم هم آن را پذیرفته‌اند. ولی یک ثروتمند معمولی‌ نمی‌تواند پورشه بخرد. اصلا نظام اجتماعی این اجازه را به او نمی‌دهد. بیش از نیمی از پورشه‌هایی که در آلمان تولید می‌شوند، به خاورمیانه و ایران وارد می‌شوند. در کشورهای اسکاندیناوی شمال اروپا اصلا ماشین‌های گران‌قیمت نمی‌بینید؛ چون اجازه نمی‌دهند، چون این‌چیزها تبدیل به نمادهایی می‌شوند که شکاف‌های طبقاتی را به‌شدت افزایش می‌دهند. احساس محرومیت نسبی و احساس نابرابری اجتماعی را در جامعه افزایش می‌دهند و به‌شدت مشکل‌ساز می‌شوند. آن‌ها جلوی این مشکلات را می‌گیرند، ما نه.

 

این آگاهی در بین مسئولان وجود دارد که بخواهند جلوی آن را بگیرند یا اینکه اصلا چنین‌سیاستی ندارند؟

نمی‌دانم سیاست‌مداران ما دارند چه‌کار می‌کنند. آن دوسه خانواده‌ای که این ماشین‌های گران‌قیمت را وارد می‌کنند، چه هدفی دارند؟ ولی کاملا مطمئنم که به‌شدت به نظام اجتماعی ما لطمه می‌زند. به‌شدت احساس محرومیت نسبی را افزایش می‌دهد. شما در چه جامعه‌ای خودروی دوسه‌میلیاردی وارد می‌کنید؟ در جامعه‌ای که به گفته وزیر رفاه، ۳۰درصدش گرسنه‌اند، یعنی زیر خط فقرند و شب گرسنه می‌خوابند. بررسی خود ما نشان داد این آمار در شهر مشهد حدود ۳۵درصد است. در جامعه‌ای که بیش از ۵۰درصد مردمش نمی‌توانند از خدمات بهداشتی کافی استفاده کنند. در شهری که بیش از یک‌سوم جمعیتش حاشیه‌نشین‌اند و خانه معمولی و استاندارد برای زندگی ندارند. شما می‌آیید در این شهر برج بلندمرتبه با پنت هوس هزارمتری می‌زنید که همه ببینند. آن حاشیه شهری از آنجا دارد می‌بیند. چه حسی به او دست می‌دهد؟ ماشین‌های آن‌چنانی را به جامعه‌ای می‌آورید که مردمش مجبورند ده دقیقه در خیابان در فشار و گرما و سرما بایستند که بتوانند سوار اتوبوس شوند. این‌ها اثرات اجتماعی خیلی زیادی ایجاد می‌کنند. من نمی‌دانم سیاست‌مداران ما اصلا این قضیه را می‌فهمند یا نه. چرا در مشهد نزاع و درگیری زیاد شده است؟ الان نزاع و درگیری در مشهد رتبه اول آسیب‌ها را دارد؛ یعنی تعداد پرونده‌های ناشی از نزاع و درگیری بیشتر از پرونده‌های موادمخدر است. وقتی فشارها و احساس‌های ناکامی بر افراد زیاد می‌شود، انواع آسیب‌ها و خشونت‌ها ازجمله خشونت سیاسی رشد پیدا می‌کند. «تد ادگار گر» در کتاب «چرا انسان‌ها شورش می‌کنند؟» می‌گوید دلیل اصلی آن احساس محرومیت نسبی است.

 

احساس محرومیت نسبی چگونه به وجود می‌آید؟

ما شعار می‌دهیم که می‌خواهیم وضع شما را خوب کنیم و انتظاراتی ایجاد می‌کنیم؛ ولی بعد نمی‌توانیم به این انتظارات جواب دهیم. مردم تفاوت‌ها را می‌بینند و دچار احساس محرومیت نسبی می‌شوند. این به‌شدت مخرب است. تحقیقات نشان داده است جامعه‌ای که نتواند این محرومیت‌های نسبی را کنترل کند، به‌شدت مستعد آشوب‌های سیاسی است. این روندها اگر ادامه داشته باشد، حاشیه شهر روزی تهدیدی برای هسته شهر خواهد بود؛ یعنی باید بدانیم این مصرف‌گرایی‌ها درنهایت دامن ما را خواهد گرفت، یعنی مردم احساس کنند که چرا عده‌ای دارند و ما نداشته باشیم؟ مخصوصا وقتی این احساس محرومیت نسبی نامشروع باشد، یعنی شما نسبت بدهید که دارندگان یا آن را دزدیده‌اند یا به‌ناحق گرفته‌اند. شما می‌بینید در آمریکا هم این نابرابری‌ها هست، ولی آنجا توجیه می‌شود. چون یک رؤیای آمریکایی دارند که می‌گوید در این جامعه اگر کسی دارد لایقش بوده و اگر ندارد لایقش نبوده که به آن نرسیده است. ولی در جامعه ما از هر کسی بپرسید که از وضعیتت راضی هستی، می‌گوید: نه، حق من را خورده‌اند. من می‌توانستم بروم بالا، نگذاشتند. آن فرد بالایی که دارد، آن را از جای دیگر گرفته‌، پارتی‌بازی و اختلاس کرده است. وقتی اختلاس‌ها و حقوق‌های نجومی زیاد می‌شوند، باعث می‌شود مردم تفاوت‌ها را ‌ببینند و آن را نامشروع ارزیابی کنند. آدم‌ها در این وضعیت به‌شدت مستعد انواع خشونت‌های انتشاری‌اند که ممکن است به خشونت‌های سیاسی هم برسد. اصلا این قضیه یک پاشنه‌آشیل است. چیزی نیست که بگوییم مربوط به زندگی معمولی است. می‌تواند مشکلاتی ایجاد کند. 

 

پس باید حاکمانی را سرکار بگذاریم که خوی اشرافیگری نداشته باشند و به نابرابری‌ها دامن نزنند.

قاعدتا همین‌طور است. فکر می‌کنم این گفته حضرت‌علی(ع) است که می‌گویند مردم به حاکمانشان شبیه‌ترند تا به پدرانشان. حدود ۱۴هزار پست مدیریتی در کشورمان داریم. مردم نگاه خاصی به این‌ها دارند. الگوهای رفتاری مدیران به‌شدت روی مردم تاثیر می‌گذارد. اگر مردم ببینند آن‌ها اختلاس می‌کنند، می‌گویند ما هم اختلاس می‌کنیم. اگر آن‌ها خوب باشند، مردم هم خوب رفتار می‌کنند. باز هم فکر می‌کنم از حضرت‌علی(ع) است که می‌فرمایند خیر و صلاح هر ملتی به رهبران آن است. نه رهبر به‌معنای یک فرد بلکه به‌معنی هیئت حاکمه؛ یعنی هرطور که نگاه کنیم، مدیران مهم‌اند. اینکه چه افرادی را با چه مکانیزمی روی‌کار می‌آوریم، خیلی مهم است که تجارب سال‌های گذشته نشان داده مکانیزم‌های خوبی نبوده و یک جاهایی خطا رفته‌ایم. مدیران وارسته و خوب هم زیاد در کشور داریم؛ ولی همان چندتایی هم که این کارها را انجام می‌دهند، اثرات اجتماعی بسیار مخربی می‌گذارند. 

 

چرا نابرابری‌ها در جامعه ما تا‌به‌این‌اندازه مشکل‌ساز می‌شوند، ولی در بسیاری از کشورها این‌چنین نیست؟

این مشکل به این دلیل است که ما شفافیت نداریم. در خیلی از کشورهای اروپایی حقوق‌های مقامات مشخص است. شما در کشورهای اسکاندیناوی به اداره مالیات بروید و کد ملی هر فردی را بزنید، لیست تمام دارایی‌ها و درآمدهای او را می‌توانید ببینید. در ایران کجا می‌توانید چنین‌چیزی را ببینید؟ بانک مرکزی می‌گوید این جزو حقوق شهروندی است و باید محرمانه باشد، درحالی‌که در دنیا محرمانه نیست و باید آشکار باشد. من باید بدانم که فلان‌وزیر و مسئول چقدر گرفته‌ است. هم دریافت‌های واقعی‌ و هم غیرمستقیمشان؛ چون اکثرا عضو هیئت‌مدیره چندین شرکت هستند و از هر کدام دریافتی دارند. شفافیت مهم‌ترین مسئله‌ای است که می‌تواند مدیران را کنترل کند. هر چه فضا کدرتر و تاریک‌تر باشد، فسادها و نابرابری‌ها افزایش پیدا می‌کنند.

..........................................

 

  • مصرفِ نمایشی در جامعه ما رواج پیدا کرده است

 

مصرف‌گرایی در جامعه ما ناشی از چیست؟

در جامعه‌شناسی معتقدیم هیچ چیز بیخود به وجود نمی‌آید. تحقیقات در دنیا نشان می‌دهند که مصرف غیرواقعی بیشتر به دو دلیل به وجود می‌آید؛ یکی اینکه مصرف به‌عنوان نمادی از طبقه اجتماعی مطرح می‌شود و دیگر اینکه مصرف به‌عنوان نمادی از خود مطرح می‌شود. 

ما یک ساختار طبقاتی در دنیا شامل طبقه بالا، متوسط و پایین داریم که در کشور ما خیلی مشخص نیست. کشورهایی مثل آلمان یا فرانسه یک ساختار طبقاتی مشخص دارند و معلوم است که هر کسی مربوط به چه طبقه‌ای است. 

در هر طبقه حدود مصرف هم مشخص است؛ بنابراین کسانی می‌توانند به‌زعم ما اشرافیگری داشته باشند که جزو طبقه بالا باشند و اصلا باید این کار را بکنند. یعنی این مصرف نمادی از طبقه اجتماعی بالاست. بنابراین آن‌ها می‌توانند لباس گران‌قیمت و مارک بپوشند و ماشین گران‌قیمت داشته باشند؛ ولی طبقه متوسط و پایین این کار را نمی‌کند، چون نمی‌تواند. این وضوح طبقاتی در جامعه‌ای مثل ایران وجود ندارد. می‌بینید کسی که هیچی ندارد، یک ماشین گران‌قیمت می‌خرد و سعی می‌کند از نمادهای طبقه بالا استفاده کند؛ بنابراین یک بحث نمودی از طبقه اجتماعی است، اما در کشور ما مصرف‌گرایی بیشتر کارکرد نمود خود را دارد. یعنی افراد می‌خواهند به‌واسطه مصرف خودشان را نشان بدهند. در اینجا مصرف دیگر جنبه کارکردی ندارد، بلکه جنبه اجتماعی دارد؛ یعنی برای این مصرف می‌کنیم که خودمان را نشان بدهیم و بگوییم ما هم جزو طبقه بالا هستیم. بنابراین افراد وقتی مصرف نمی‌کنند، احساس خود‌کم‌بینی می‌کنند. حاضرند وام بگیرند و صرفه‌جویی‌های مختلف انجام دهند، ولی هر یکی‌دو سال یک‌بار پرده‌هایشان را عوض کنند. بعد هم حتما یک روضه‌ای یا مهمانی بگیرند که بقیه بیایند و ببینند. 

در اینجا مصرف کارکردی تبدیل به مصرف نمایشی می‌شود؛ یعنی خرید و مصرف برای نمایش‌دادن است. در این حالت ما می‌رویم یک تلویزیون ۵۶اینچ برای یک اتاق سه‌درچهار می‌خریم که استاندارد آن تلویزیون ۲۴اینچ است. مصرف نمایشی در جامعه به‌شدت رشد پیدا کرده است. کلی جهیزیه می‌خریم فقط برای اینکه یک بار اقوام و خویشان بیایند ببینند. بسیاری از این وسایل اصلا استفاده نمی‌شوند. آن‌ها را توی کابینت می‌گذاریم و وقتی به‌مرورزمان پوسیده شدند، دوباره می‌خریم. این‌ها رفتارهایی است که در حوزه اجتماعی تعریف می‌شوند. بعد با پدیده‌ای به‌نام مصرف رقابتی مواجه می‌شویم. عرصه اجتماعی تبدیل می‌شود به عرصه رقابت برای مصرف‌کردن. افراد داخل رقابتی می‌افتند که دائما می‌خواهند چیزهای جدیدی بگیرند و اصلا هم به کارکرد آن توجه نمی‌کنند. 

در استانداردها می‌گویند اگر وسیله‌ای در طی سال حداقل پانزده بار استفاده نمی‌شود، غیرکارکردی است؛ یعنی به درد نمی‌خورد و نباید آن را خرید. ولی ما می‌خریم، چون فلانی هم خریده است. این رقابت آسیب‌زاست.

 

اشرافیگری را در کشورهای غربی هم می‌توانیم ببینیم، اما چرا در آنجا خیلی مشکل ایجاد نمی‌کند؟

چون طبقه پایین این را پذیرفته که نباید این وسیله را بخرد و نمی‌آید از این نمادها استفاده کند برای اینکه خودش را نشان بدهد. وضوح طبقاتی وجود دارد، ولی در جامعه ما که این وضوح طبقاتی وجود ندارد، رقابت مصرفی به‌شدت مسئله‌ساز می‌شود و از دل آن آسیب‌های بسیار زیادی بروز پیدا می‌کند. بسیاری از اختلافات خانوادگی و اختلال‌های رابطه‌ای ریشه در این مسئله دارد. بچه می‌گوید دوستم این وسیله را خرید، پدر نمی‌تواند بخرد، بینشان مشکل پیش می‌آید. زن می‌گوید فلانی این را خریده، همسرش نمی‌تواند بخرد. شوهر مجبور است دو شیفت کار کند، مجبور است اختلاس کند، مجبور است کلاهبرداری کند، کم‌کاری کند که کار دیگری را بتواند انجام دهد.

 

101930.jpg

 

..........................................

 

دیدگاه/ پژمان کیایی فر، کارشناس مسائل اجتماعی

  • همه در‌معرض اشرافیگری هستیم

 

تجمل‌ و اسراف‌گرایی پدیده‌ای چندبعدی است. بعد روان‌شناختی، تربیتی، خانوادگی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دارد. تجمل‌گرایی مخصوص افراد خاص یا زمان و دولت خاصی نیست. این پدیده در همه طبقات و گروه‌ها وجود دارد و حتی ویژه یک فرهنگ و دین خاص هم نیست. یک پدیده انسانی است که بنیاد آن فرهنگی و تربیتی است. 

معنای روان‌شناسی تجمل و مصرف‌گرایی، این است که ما در هدف و نحوه استفاده دچار اشتباه شده‌ایم. هیچ کس عقلا و منطقا، با نیازهای انسان مخالف نیست. نیازهای زیستی، روان‌شناختی اجتماعی و معنوی حتما به ابزارها و فرصت‌ها نیاز دارند؛ اما اینکه تاچه‌اندازه و با چه هدفی آن‌ها را فراهم کنیم، نقطه تمایز تجمل‌گرایی است.

 

هویتی برمبنای انباشتن 

آنچه ما در اسراف‌گرایی می‌بینیم، این است که ابزارها و فرصت‌ها به هدف تبدیل شده‌‌اند؛ درحالی‌که شکوفایی انسانیت و معنویت هدف‌های اصلی هستند. در تجمل‌گرایی انباشتن هدف اصلی شده و نحوه استفاده و چرایی آن از بین رفته است. ما این پدیده را ناشی از بی‌هویتی افراد می‌دانیم؛ یعنی با انباشتن و جمع‌کردن، هویت پیدا می‌کنیم. این یک آسیب فردی است که به تبع آن آسیب‌های اقتصادی، اجتماعی و... را به‌همراه دارد و همه درگیر آن هستیم. شاید خیلی از ما بگوییم اشرافیگری مال کسی است که دارایی زیاد دارد. درحالی‌که این مسئله نسبی است. هر کسی همان چیزی را که دارد، باید ببیند چرا دارد و چگونه از آن استفاده می‌کند. ممکن است در ساده‌ترین سطح‌های اقتصادی هم تجمل داشته باشیم. می‌بینیم افراد هزینه‌هایی می‌کنند که اصلا لازمه زندگی‌شان نیست. ما لباسی می‌پوشیم که دیگران به‌خاطر آن به ما ارزش اجتماعی بدهند. ارزش واقعی باید در منش ما باشد. 

 

نحوه به دست آوردن ثروت محل تامل است

خیلی از مسائل خانوادگی به‌خاطر مصرف‌گرایی و تجمل‌گرایی پیش می‌آید. اسلام با افزایش ثروت مخالف نیست. در نحوه به‌دست‌آوردن و هزینه‌‌کردن آن تامل دارد. مخصوصا در این زمان هرکس بتواند برای خودش و دیگران ثروتی فراهم کرده و از آن به‌خوبی استفاده کند، به تعبیر مقام معظم رهبری جهاد اقتصادی کرده‌ است. ثروتمندان و برخورداران الزاما افراد تجمل‌گرایی نیستند؛ ولی درمعرض تجمل‌گرایی هستند. 

بسیاری از فعالیت‌های خیر و نیک در جامعه ما توسط افراد برخوردار انجام می‌شود. آنچه وجه‌تمایز است، وابستگی و مشغولیت افراد به آنچه دارند و ارزش‌گذاری آن‌ها و خودشان را با آن‌هاسنجیدن است. آزمون آن‌ها وقتی شروع می‌شود که لازم است از ثروت خود بگذرند یا آن را درراستای اهداف متعالی فردی خانوادگی اجتماعی هزینه کنند.

 

مراقب مسابقه خودشیفتگی باشیم

افرادی که به مسابقه جمع‌کردن می‌پردازند، خود‌شیفته‌اند. باید مراقب باشیم وارد این مسابقه نشویم. هر کسی باید از خودش شروع کند؛ البته پیگیری‌های اجتماعی و فرهنگی فارغ از بازی‌های سیاسی واقعا لازم است. 

نقطه اشتراک همه ما این است که ملیت، کشور و انقلابمان‌ را دوست داریم و دوست داریم روزبه‌روز شکوفاتر شود. ما این مشکل فرهنگی را از قدیم داشتیم. مثلا همیشه یک اتاق را به‌عنوان مهمان‌خانه آماده نگه می‌داشتیم و فقط در ایام عید و مهمانی‌ها از آن استفاده می‌کردیم. در فرهنگ قدیم شاه‌نشین و ارباب‌نشین داشتیم. مهمان‌دوستی بحث دیگری است. ما وسایل را دپو می‌کنیم و استفاده نمی‌کنیم. 

..........................................

 

دریچه/ دکتر سیدمحسن اصغری‌نکاح، استادیار دانشگاه فردوسی مشهد

  • مسئولان، بزر‌گ‌ترین عوامل ایجاد شکاف طبقاتی هستند

 

دکتر سیدمحسن اصغری‌نکاح، استادیار دانشگاه فردوسی مشهد معتقد است عادت مصرف‌گرایی خودش یک اعتیاد است؛ یعنی اگر فرد به اقدام دست نزند، احساس کمبود روان‌شناختی (و فیزیولوژی دراعتیاد به موادمخدر) می‌کند. دچار افسردگی، اضطراب و خودشیفتگی می‌شود. مرکز کنترلش از درون به بیرون منتقل می‌شود. رقابت‌گرا می‌شود. به میزانی دچار وسواس می‌شود. هر لحظه ممکن است کسی را ببیند که داشته‌اش از او بیشتر باشد و کمبود به نظرش بیاید.

 

به نظر شما آیا امکان دارد افراد به‌دلیل کمبودها در روابط خانوادگی یا فشارهای سیاسی، اقتصادی و... به مصرف‌گرایی روی بیاورند برای اینکه آن فشارها را کم کنند؟

از نظر روان‌شناختی مکانیزم‌های جابه‌جایی داریم که وقتی افراد هدفشان از یک مسیر تامین نمی‌شود، به مسیرهای دیگر روی می‌آورند؛ یعنی یک‌نوع جابه‌جایی در استفاده‌کردن داریم، ولی چون مصرف‌کردن و خریدن خودش یک تقویت‌کننده بنیادی است و بعد تاییدهای اجتماعی هم از دیگران می‌گیرد یا یکسری نیازهای روانی مثل نیاز به برتربودن را پر می‌کند، خودش بزرگ‌ترین تقویت‌کننده است. ممکن است درصد بسیار کمی از افراد به‌خاطر اینکه نمی‌توانند مثلا تفریح کافی داشته باشند یا فعالیت دیگری انجام بدهند، به خرید روی بیاورند.

 

چه راه‌حل‌هایی برای کاهش این آسیب از نظر روان‌شناسی وجود دارد؟

باید چهارچوب ذهنی‌مان را تغییر بدهیم. اگر در مسائل مادی خودمان را با کسانی مقایسه کنیم که کمتر از ما برخوردار هستند، کمتر به خودمان اجازه تجمل‌گرایی می‌دهیم. ما خودمان را ازلحاظ مادی با دیگرانی مقایسه می‌کنیم که از ما برخوردارترند و این موضوع ما را به دردسر و اضطراب و رقابت‌گرایی می‌اندازد. از طرفی باید تقوا و معنویت‌گرایی را هم در بعد فردی و هم در بعد اجتماعی و سیاسی افزایش دهیم. خوشبختانه گروه‌های دانشجویی یاوری و جهادی سمبل‌های خوبی هستند و می‌توانند تاثیرات اجتماعی خیلی خوبی بگذارند.

 

مظاهر تجمل‌گرایی شهری نیز می‌توانند بر افراد تاثیر بگذارند و فرهنگ‌سازی منفی کنند؟

بله، مطمئنا مظاهر شهری عامل آشکاری هستند که اثراتی روی تغییر ذائقه و ناکامی‌های مردم می‌گذارند. یک قسمت مربوط به تربیت فردی و خانوادگی است. ما تربیت اقتصادی در خانواده‌ها نداریم. ازآن‌طرف ساخت و ‌سازها و متولیان هم باید مدیریت شوند و توسط مجاری قانونی حدگذاری شوند. در بسیاری از کشورها برای نمای ساختمان قواعدی وجود دارد؛ چون آن را حق جامعه می‌دانند. در یکی از مناطق تهران طرف جلوی خانه‌اش طاووس زنده با نگهبان گذاشته بود که آدم‌ یاد کاخ‌های مهاراجه هند می‌افتاد. چه کسی این اجازه را به او داده است؟ این فرهنگ چگونه ایجاد شده است؟

 

رفتار و زندگی مسئولان چه تاثیری در بروز اشرافیگری در جامعه دارد؟

مسئولان، بزرگ‌ترین عوامل ایجاد شکاف طبقاتی هستند؛ چه در تصمیم‌گیری‌هایشان و چه در زیستنشان. امام(ره)، هم در دوران حیات و هم در وصیت‌نامه‌شان بارها تاکید می‌کردند که تحریف انقلاب و آرمان‌ها و ارزش‌های آن مسئله‌ای است که دائما با آن مواجه هستیم و چاره آن را مطالبه‌گری جوانان، دانشجویان و فرهیختگان مطالبه‌گر می‌دانند. ما از ملی‌گرایی حرف می‌زنیم؛ ولی عمل نمی‌کنیم. برای خود، خانواده، ملیت و انقلابمان باید به فکر باشیم. اسراف و تجمل‌گرایی به نفع هیچ‌کس نیست.

 ..........................................

 

فیلم / تفریح عجیب بچه پولدارهای مشهد

 

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی