کد خبر : 72981
/ 11:45
محمد حسین جعفریان

در حاشیۀ چهارشنبه‌سوری و یاد آتش‌نشان‌های شهید

در حاشیۀ چهارشنبه‌سوری و یاد آتش‌نشان‌های شهید

در ادبیات فارسی ضرب‌المثل‌های زیادی به کلام و علمِ بی‌عمل اختصاص یافته و این نشان می‌دهد که از دیرباز در جامعۀ ما اغلبِ گفتارها با رفتارها سنخیتی نداشته است. همین چند روز پیش چهلم شهادت دلیرمردان آتش‌نشان بود. حال و هوای آن روزهای فضای مجازی یادتان هست؟ چه فراوان بودند آ‌ن‌هایی که جوگیر شد بودند و هر لحظه عکس و خبری از ساختمان پلاسکو می‌گذاشتند، تقاضای دعا و نیایش می‌کردند، و به این و آن نفرین می‌فرستادند که چرا این آتش‌نشان‌ها امکانات ندارند و حقوقشان کم است و امثالهم ... . در همان حال اخبار میدانی حاکی از آن بود که آتش‌نشان‌ها در مواردی برای انجام وظیفۀ‌شان مجبور شده‌اند با انبوه جمعیت گوشی‌به‌دست درگیر شوند، کسانی که راه را بر کاروان کمک‌های امدادی بسته بودند و حتی در مواردی با بالا رفتن از ماشین‌های آتش‌نشانی به گرفتن عکس و فیلم سرگرم بودند.
بسیاری از همین‌ها بعد آن فاجعه یا در همان اثنا تصاویرشان را در گروه‌های مختلف به‌اشتراک می‌گذاشتند و سنگ آتش‌نشان‌ها را به سینه می‌زدند! باری چهارشنبه‌سوری رسید و دیدیم چه شد! اما باید پذیرفت که امسال، نه آن‌چنان‌که انتظارش می‌رفت، اما به‌طرز محسوسی ترقه ترکاندن‌ها و آزار مردم کوچه و خیابان و بیش از آن‌ها ایجاد دردسر برای همان جوانمردان آتش‌نشانی که پیشتر سنگشان را به سینه می‌زدیم کمتر شده بود.
از چند هفتۀ پیشتر در فضای مجازی حرکت تحسین‌برانگیزی آغاز شده بود که از همه می‌خواست کاری کنند که امسال بروبچه‌های آتش‌نشان که داغ‌دار همکاران شجاع خویش‌اند کمتر آزار ببینند و به‌بهانۀ شادی ما مجبور نباشند از مدت‌ها پیش از چهارشنبه‌سوری تا مدت‌ها پس از آن در آماده‌باش به‌سر ببرند. باری، این درخواست‌ها تا حدی اجابت شد و از شدت رفتارهای تأسف‌بار هرساله کاست، اما با کمال تعجب این رفتارها خاتمه نیافت.
چه بسیار از آن‌هایی که در هنگام فاجعۀ پلاسکو شعار حمایت از آتش‌نشان‌ها را سر می‌دادند و تصاویر آن‌ها را دست‌به‌دست می‌کردند در چهارشنبه‌سوری کلی دردسر ساختند. همیشه در نوع عقل و فکر و اندیشۀ چنین انسان‌هایی حیران مانده‌ام. چرا ترساندن و آزار دیگران و صدمه زدن به آن‌ها باعث شادمانی این‌ها می‌شود؟! چرا اغلبِ این‌ها هنگام حرف زدن مخالف این حرکات‌اند و صدها پیام در حمایت از آتش‌نشان‌ها برای صدها نفر ارسال می‌کنند، اما باز در وقت عمل خلاف عقل رفتار می‌کنند؟!
بگذریم. هر‌چقدر رفتار این عده خجالت‌آور بود رفتار آن‌ها که امسال توانستند به‌احترام شهدای آتش‌نشان بر ماجراجویی‌های جاهلانۀ خود فائق آیند و این رفتار نادرست اجتماعی خود را تصحیح کنند تحسین‌برانگیز بود. این ماجرا ثابت کرد، اگر جامعۀ ایرانی همت کند، می‌تواند از همین‌جا شروع کند و بسیاری از رفتارهای غلطی را که نهادینه شده تغییر دهد. شاید این روند در آغاز کمی ناامید‌کننده به‌نظر برسد، اما شک نکنید که نسل جدید آن‌قدر باهوش و توانا هست که این اشتباهات را تصحیح کند.
باری، شاید این آخرین یادداشت امسال این قلم باشد. چه بسیار گفتنی‌ها که مانده است. به‌قول قیصر عزیز «ناگهان چقدر زود دیر می‌شود». می‌خواستم از درگذشت تأسف‌بار علی معلم هم برایتان بنویسم که نشد. به‌راستی که مرگ با زندگی ما آمیخته است. قدر حیات و داشته‌هایمان را بدانیم و با هم مهربان‌تر باشیم! بر سر سفره‌های هفت‌سین و در لحظۀ تحویل سال از دعا برای این کمترین و بروبچه‌های شهرآرا نیز فراموش نکنید!
 
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی