کد خبر : 72975
/ 10:19
محمدسرور رجایی

زائران نور

زائران نور

دوکوهه، شلمچه، نهر خیّن، طلائیه، هویزه، دهلـاویه و میش‏داغ مناطقی بودند که در چند روز گذشته با جمعی از دوستانم توفیق حضور در آن‌ها را یافتم. افزون بر این مناطق معنوی، به مقام یادمان شهدای «فتح‌‏المبین» در شوش دانیال و یادمان شهدای «والفجر ٨» در اروندکنار نیز رفتیم و رسم احترام را به‌جا آوردیم.
پیش از این، نام‏‌های این مناطق عملیاتی را بارها شنیده بودم و برای هرکدامش هم تصویری در ذهنم ساخته بودم. هر بار با هم‌وطنان رزمنده‏‌ام که در دفاع مقدس حضور داشته‌‏اند صحبت می‏‌کردم، بر اساس روایت‏‌های آن‏‌ها، تصویری بر داشته‌‏های تصاویر تخیلی‏‌ام افزوده می‏‌شد؛ مثلا «سه‌راهی شهادت» طلائیۀ ذهنی من بدون آب و خاک بود؛ دشتی خشک و پر از سنگ‌‏های ریز بود، درست در زیر نگین تک‌‏تیراندازان بعثی.بگذریم که تصویر ذهنی من از دیگر مناطق چه شکلی بود؛ حالا که این یادداشت را می‌‏نویسم ذهنم سرشار از تصویرهای واقعی مناطقی است که با مقاومت و آزادی و شهدا گره خورده است.این تصاویر یادآور ایستادگی دلاورمردانی است که با گذشتن از نام و جانشان نام و عظمت اسلام را جهانی ساختند. سال‏‌هاست که جنگ تمام شده، اما دوکوهه، شلمچه، نهر خیّن و ... با نام شهدا هر روز احترام بیشتری می‏‌یابند؛ ظرفیت بیشتری برای یگانگی ملت‏‌ها فراهم می‌‏سازند.روز جمعه، بیستم اسفند‌ماه، بود. عصر کنار نهر خیّن بودیم. حاج‌حسین یکتا از خاطرات و دلبری شهدا می‏‌گفت. زائران و راهیان نوری که از شهرهای مختلف ایران و حتی از کشورهای دیگر گرد هم آمده بودند بی‌صدا اشک می‏‌ریختند. شب به شلمچه رفتیم. باد از سمت خاک عراق می‏‌وزید؛ این را از حرکت آرام پرچم‏‌های «یا زهرا» فهمیدم. شاید هم از جانب کربلابر که چنان بوی خوشی داشت.حاج‏‌حسین این‌‏بار بزرگی کرد. از شهدای افغانستانی دفاع مقدس یادآوری کرد و گفت: «آن‏‌هایی را که ما اتباع بیگانه‌‏ می‌‏دانیم حالا آن‌ها آشنای شهادت شده‏‌اند. این ماییم که بیگانه‌‏ایم.».
 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی