کد خبر : 72973
/ 10:15
دکتر علیرضا رضاخواه

اردوغان و تبعات کوتاه‌بینی دیپلماتیک

اردوغان و تبعات کوتاه‌بینی دیپلماتیک

پیوستن به اروپا و اروپایی شدن همواره بخشی از آرزوها و ایدئال‌های سیاست‌مداران ترکیه، فارغ از پایگاه حزبی یا ایدئولوژیک آن‌ها، بوده است، به‌گونه‌ای که اردوغان زمانی با توجه به همین اتفاق‌نظر موجود میان سیاست‌مداران ترک گفته بود: «اتحادیۀ اروپا دغدغه و وسواس ذهنی ماست و همین دغدغه، با وجود تفاوت برداشت‌هایمان از عضویت در آن، ما را متحد می‌سازد.». اردوغان معتقد بود که «عضویت ترکیه در اتحادیۀ اروپایی بزرگ‌ترین پروژۀ دموکراتیزاسیون پس از اعلام جمهوری در ترکیه است.». اما این روزها روابط میان آنکارا و اتحادیۀ اروپا در بدترین دوران خود قرار دارد. جنگ لفظی میان رهبران اروپا و سیاست‌مداران ترکیه هر روز بُعد جدیدی به خود می‌گیرد.
ماجرا از آنجا شروع شد که مقامات شهر کوچک بادِن‌-‌وورتمبرگِ آلمان یک همایش ‌انتخاباتی را که برای وزیر دادگستری ترکیه و دربارۀ رفراندوم مناقشه‌برانگیز تغییر قانون اساسی در ترکیه ترتیب داده بودند به‌دلایل امنیتی و لجستیکی لغو کردند. به‌دنبال این واقعه رئیس‌جمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، دولت آلمان را به «رفتاری همچون نازی‌ها» متهم کرد. موجی که از آلمان شروع شده بود در هلند به اوج رسید و سپس به سوئد و دانمارک کشید. آمستردام به هواپیمای وزیر خارجۀ ترکیه اجازۀ فرود نداد و سخنرانی محمد مهدی اِکِر، عضو حزب «عدالت و توسعه»، حزب حاکم ترکیه، در یکی از سالن‌های اجتماعاتِ استکهلم لغو شد. هم‌زمان، لارس راسموسن، نخست‌وزیر دانمارک، به همتای ترکیه‌ای خود توصیه کرد که به‌دلیل تشدید تنش در مناسبات ترکیه و هلند فعلا به دانمارک سفر نکند. به‌گفتۀ راسموسن، دیدار بینالی ییلدیریم در شرایط عادی اشکالی نداشت، اما بعد از اتفاقی که میان ترکیه و هلند افتاده این موضوع دیگر عادی تلقی نمی‌شود.این روزها با توجه به بحران به‌وجود‌آمده در روابط میان آنکارا و پایتخت‌های اروپایی خیلی‌ها پروژۀ پیوستن ترکیه به اروپا را یک رؤیای ازدست‌رفته می‌خوانند، اما اردوغان جور دیگری به مسئله نگاه می‌کند. سیاست خارجی برای اردوغان همواره به‌مثابۀ «پروژه‌های کوتاه‌مدت» و نوعی «کسب و کار زود‌بازده» بوده است، امری که ناشی از نداشتن تحصیلات آکادمیک و درک محدود او نسبت به عرصۀ دیپلماسی است.سال ٢٠١١، زمانی که رجب طیب اردوغان، نخست‌وزیر وقت ترکیه، همانند یک ستارۀ موسیقی وارد پایتخت‌های جهان عرب می‌شد و از الگوی حکمرانی ترکیه برای منطقه سخن می‌گفت، به‌نظر می‌رسید چیزی نمی‌تواند سیاست خارجی ترکیه را متوقف کند. اردوغان در دیداری که از لیبی داشت در حالی در جمع نمازگزاران نماز جمعۀ طرابلس حاضر شد که پرچم‌های ترکیه سرتاسر میدان شهدای این شهر را پر کرده بود. استقبال از اردوغان در سفرش به مصر هم کمتر از لیبی نبود، هرچند طرح الگوی لائیک ترکیه خیلی به مذاق اخوانی‌های مصر خوش نیامد.
اما ظاهراً محاسبات دستگاه دیپلماسی حزب «عدالت و توسعه» درست از آب در‌نیامد: این روزها دیگر کسی برای اردوغان و الگوی حکمرانی‌اش فرش قرمز پهن نمی‌کند؛ قاهره و آنکارا مدت‌هاست که هیچ رابطه‌ای با یکدیگر ندارند؛ از سرمایه‌گذاری‌های ترکیه در لیبی چیزی باقی نمانده است؛ روابط ترکیه با همسایگانش هم دچار بحران شده است. بیش‌فعالی دیپلماتیک آنکارا این روزها تبدیل به افسردگی دیپلماتیک شده است. انزوای بین‌المللی و بی‌ثباتی داخلی آن‌چیزی است که در میان‌مدت نصیب ترکیه از «زمین حاصلخیز بهار عربی» شده است.نمونۀ دیگری از این کوتاه‌بینی دیپلماتیک را می‌توان در تنش میان روسیه و ترکیه دید. هنگامی که جنگنده‌های ترکیه یک هواپیمای روسی را هدف قرار دادند اقدامات تنبیهی مسکو خیلی زود آنکارا را بر سر عقل آورد و اردوغان به‌صورت رسمی برای پوتین ندامت‌نامه نوشت.
ماجرای تنش اخیر در روابط اروپا و ترکیه نیز ماهیتی مشابهِ دو مثال قبلی دارد. کوتاه‌بینی دیپلماتیک باعث شده که اردوغان تلاش کند، به‌جای کنترل بحران اخیر، در آتش آن بدمد تا شاید بتواند با تحریک روحیۀ ملی‌گرایی از برگۀ ناسیونالیسم در همه‌پرسی تغییر قانون اساسی بهره بگیرد.
اما این رفتار باعث می‌شود رؤیای اروپایی شدن ترکیه در بلند‌مدت با چالش مواجه شود، رؤیایی که وسواس ذهنی بسیاری کسان در آنکاراست و اردوغان نمی‌تواند به‌تنهایی آن را بر باد دهد؛ لذا برخی می‌گویند که به‌زودی شاهد ندامت‌نامه‌ای دیگر از رئیس‌جمهور ترکیه خواهیم بود.
 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی