کد خبر : 72942
/ 09:05
محمدحسین جعفریان

مشت بر سندان / از سوزن زدن به خود یادمان نرود!

مشت بر سندان / از سوزن زدن به خود یادمان نرود!

امسال هم دارد تمام می‌شود، با تمام شادمانی‌ها و غم‌هایش. اغلب، مراکز خیریه در این ایام به‌صرافت می‌افتند که حال خوش مردم را با طرح‌هایی برای کمک به نیازمندان خوش‌تر کنند.
بخشیدن دو خشنودی در پی دارد؛ هم آن‌که نیاز دارد و کمک را دریافت می‌کند شادمان و دعاگو می‌شود و هم، بیش از او، آن‌که دست‌به‌جیب شده و کمک کرده. او خدا را شاکر است، برای این تنعم و امکان، برای همین توانایی و کمک کردن به دیگران که حاصل عطای پروردگار اوست.
شمایی که این سطور را می‌خوانید بهتر از من می‌دانید که مناسبت‌ها بهانه‌اند؛ باید یاد بگیریم با هم مهربان‌تر باشیم. اگر هرکدامِ ما یک‌درصد توقعی را که از دوست و نظام و مدیران مربوطه داریم از خودمان می‌داشتیم و عامل آن می‌بودیم، به‌خدا، سرزمینمان گلستان می‌شد! اغلب یادمان می‌رود که ما هم در ادارۀ امور و پیشرفت محیطی که در آن زندگی می‌کنیم سهمی‌ داریم.
سال در حال تازه شدن است و به‌دنبال آن جهان در حال انقلاب و عوض شدن. ای کاش خداوند به ما هم کمک کند تا عوض شویم!
نمی‌خواهم مثل مجری‌های تلویزیون حرف‌های صد‌تا‌یک‌غاز تحویلتان بدهم، اگرچه، از حق نگذریم، همان مجری‌ها را نیز نباید با یک چوب راند؛ بعضی‌هایشان با‌سوادند و معلم مردم، و باید قدرشان را دانست.
اما بعد، عرض می‌کردم که قصد نقل حرف‌های تکراری را ندارم، ولی، اگر هرکدامِ ما اندکی دیگران را هم در شادمانی‌های خویش شریک کنیم، خیلی از مشکلات این سرزمین به‌خودی‌خود حل می‌شود.
در سالی که گذشت رکود کمر اقتصاد و صنعت ما را شکست. بسیاری از هم‌وطنانم داروندارشان بر باد رفت. در حوزه‌های اقتصاد، محیط زیست حمل‌و‌نقل، بهداشت و درمان، اشتغال و ... خیلی از حوزه‌های دیگر دولتمردان چنان‌که استحقاق این مردم بود با آنان تا نکردند. اما، جز نارسایی‌هایی که ذکرش آمد، نارسایی‌های دیگری هم هست که به خود ما بر‌می‌گردد. تکلیف آن‌ها چه می‌شود؟
ببینید! اگر خبر اختلاس‌های آن‌چنانی،‌ قاچاق کالا، رانت‌خواری، مشکلات زیست‌محیطی، زیر‌میزی پزشکان، تأخیر هواپیماها و ... را می‌شنویم، به‌معنی آن است که یک یا چند نفر امروز و دیروز و پریروز و پیشتر از آن به وظیفۀ‌شان عمل نکرده‌اند که نتیجۀ آن حالا دامن ما و شما و فرزندانمان را گرفته است؛ یعنی باز می‌رسیم به آن ضرب‌المثل مشهور ژاپنی که اساس توسعۀ این کشور است: «برای میخی نعلی افتاد، برای نعلی اسبی، برای اسبی سواری؛ برای سواری جنگی به‌شکست انجامید و برای آن شکست مملکتی نابود شد، و تمام این‌ها به‌دلیل بی‌مبالاتی آن‌کسی بود که آن میخ را درست نکوبیده بود!».
حالا همین حکایت ماست. هرکدام ما، هرچه و هرکه و در هر جایی هستیم، اگر کارمان را درست انجام دهیم، حتی، اگر به‌اندازۀ کوفتن میخ نعل ساده و پیش‌پا‌افتاده به‌نظر می‌آید، شک نکنید که اوضاع همۀ بهبودی می‌یابد.
اگر آن رانندۀ تاکسی، آن پزشک، آن فروشنده، آن روزنامه‌نگار، آن وزیر، آن خلبان، آن نمایندۀ مجلس، آن معلم و ... هرکدام وجدان خود قاضی کند و کمی‌ ایثار و از‌خود‌گذشتگی به‌خرج دهد، یعنی، اگر هم دید که برخی به او جفا می‌کنند و کار خود را به‌درستی انجام نمی‌دهند یا از عملکرد بخش‌هایی از دولت ناراضی بود و یا هر‌چه، و باز کار خودش را دقیق و درست انجام داد و قدر رضایت هم‌وطنانش را دانست، تردید نکنید که کم‌کم این موهبت فراگیر می‌شود. بیایید نقد و اصلاح را از خودمان شروع کنیم!
 
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی