کد خبر : 72927
/ 15:21
محمدجواد حقیقت

دلیل و چگونگی به‌توپ بسته شدن حرم مطهر

دلیل و چگونگی به‌توپ بسته شدن حرم مطهر

 بخش سوم- در قسمت پیش اشاره کردیم که حرم مطهر، در اواخر سال 1290 خورشیدی، به اشغال شورشیان مخالف  مشروطه درآمد و به این ترتیب بر بحران موجود در شهر مشهد که به‌واسطۀ حضور نیروهای نظامی روس اوج گرفته بود دامن زد. افتادن مشهد به‌دست شورشیان ناامنی عجیبی در شهر ایجاد کرده‌ بود.
حسین اولیاء بافقی، یکی از شاهدان این وقایع، در مقالۀ «آشوب آخرالزمان» می‌نویسد: «ناامنی بود، خصوص در شب‌ها که دزدی زیاد شیوع داشت. با وجودی که مردم خانه‌های خود را حفظ می‌نمودند
و هر ده خانه یا بیست خانه تفنگچی گرفته بودند که از سر شب تا صبح جز صدای تفنگ چیزی شنیده نمی‌شد، مگر بیدارباش یا از همین قبیل الفاظ، و مع ذلک، خانۀ امام‌جمعه و یک آقای دیگر، حاج سیدعلی عطار، و مغازۀ خباز شیروانی را بردند
و یک شب هم بعضی از سارقین یا غیرسارقین رفتند در خانۀ یکی که مشهور به استبداد بود و طالب محمدعلی‌شاه و، اگر مالی داشته‌ بود، بردند و عیالش را هم کشتند و بعضی هم گفتند مُثله کردند ... . این نحو از ظلم و ستم بسار [در جریان] بود و یوسف‌خان هر روز در نطق خود می‌گفت این‌ها همه زیر سر اهل شورا و این‌هایی که ادعای مشروطیت دارند می‌باشد.».
ظاهراً بخشی از این وضعیت ناشی از سوءتدبیر رکن‌الدوله، حاکم خراسان، بود که هم با روس‌ها و هم با شورشیان سر و سرّی داشت.
با اینکه دولت از رکن‌الدوله خواسته بود تا شورش را سرکوب کند، اما او پاسخ داده بود: «من استعداد [تجهیزات و نیرو] ندارم. پلیس و ژاندارم هم مواجب می‌خواهند. مواجب بدهید تا در حفظ نظم
بکوشند.»... 
... تا اوایل سال 1291 خورشیدی نیروی‌های یوسف‌خان هراتی، گاه و بیگاه، متعرض مشروطه‌خواهان و اماکن دولتی می‌شدند. با فرارسیدن نوروز، با دستور یوسف‌خان، درگیری‌ها موقتاً برای دید و بازدید نوروزی موقوف شد، اما با کشته شدن نایب حبیب تُرک، رئیس کمیسری (کلانتری) نوغان، در نزدیکی کوچۀ «آب‌میرزا» (واقع در خیابان شیرازی فعلی)، مقابل «سرای ملک»، شرایط به‌سرعت تغییر کرد.
اولیاء بافقی که خود نظاره‌گر این حوادث بوده
‌ می‌نویسد: «[نیروی‌های یوسف‌خان پس از کشتن نایب حبیب] فوری معاودت [= بازگشت] نمودند به صحن جدید [صحن نو، صحن آزادی فعلی] و چون یوسف‌خان این مطلب بر او معلوم شد، اگر خیال جنگ هم نداشت، قهراً [= برای واکنش ناگزیر]
در این خیال رفت و امر کرد شیپور جنگ را زدند. بنده رفتم به حیال [= خانه و کاشانه] خود.
بعد که در خیابان آمدم، دیدم مشغول خراب کردن کمیسری خیابان سفلی [پایین‌خیابان، خیابان نواب صفوی فعلی] می‌باشند
و یک پلیس آنجا دیده نمی‌شد و، اگر چنانچه منع نشده بودند، به‌اعتقاد بنده، لجاره و غیره‌لجاره [= رجاله و غیر‌رجاله] تا روی زمین از کمیسری را خراب و صاف می‌کردند و هرچه بود می‌آوردند ... .
از قرار مسموع، دو سه نفر تیری شدند [= تیر خوردند] از پلیس‌ها و یک نفر آقای بزرگواری از سادات ذوی‌العزوالاحترام مقتول شدند و این مرحوم پسر جناب
سلاله‌السادات، آقاسید شاه، بودند که مشهور می‌باشند این جناب به سید حیدری.»
روس‌ها که تا پیش از این مدافع یوسف‌خان هراتی و عملکرد او بودند ناگاه تغییر رویه دادند. دقیقاً مشخص نیست که
این تغییر رویه برای چه رخ داد. برخی معتقدند که با گسترش کار شورشیان شرایط به‌گونه‌ای پیش رفت که موقعیت روس‌ها هم
به‌خطر افتاد.
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی