کد خبر : 72884
/ 08:34
حسن احمدی‌فرد

مانایی

مانایی

در شمارۀ پیشین این ستون نوشتم که درخت در باور کهن ایرانی نماد نامیرایی و جلوه‌ای از حیات دوباره است. البته این باور در دو گونه از درختان تجلی بیشتری پیدا کرده است، نخست سرو و سپس چنار.
سرو، همچنان‌که سمبل اعتدال است، نماد مانایی هم هست. عمر طولانی این درخت‌ها باعث شده که به نماد نامیرایی هم بدل شود. در بسیاری از مساجد اسلامی می‌توان نقش سرو را بر کاشی‌ها دید که علاوه بر القای مفهوم اعتدال نماد جاودانگی هم هست. درخت سرو، درست از همین منظر، حتی بر پایه‌های ضریح مطهر حضرت رضا (ع) نیز نقش شده است. همین جلوۀ جاودانگی جنبه‌ای از تقدس هم به سرو، به‌ویژه سرو کوهی، بخشیده است. سرو کوهی یا «اُرس» درخت کند‌رشد و همیشه‌سبزی است که عموماً در ارتفاعات دیده می‌شود. در شماری از روستاهای خراسان درخت سروی بر گورستان سایه انداخته است. دور نیست که دفن مردگان در سایۀ سرو نمادی از باور جاودانه بودن انسان باشد. در روستاهای کاهو و اندرخ سروهای کهن‌سالی وجود دارد که در وسط گورستان قرار گرفته‌اند و درگذشتگان روستا در پناه این درخت‌ها آرمیده‌اند.
علاوه بر این، درخت چنار هم به‌دلیل تنومندی و عمر طولانی جلوه‌ای از حیات جاویدان است. در شکل قدیم روستاها، هرجا که آب روانی وجود دارد، حتماً در کنار آن درخت چناری هم کاشته شده است. هنوز در بسیاری از روستاها چنار‌های تنومندی را می‌توان دید که سایه‌گاه آن محل نشیمن اهالی است. اگرچه در نگاه اول به‌نظر می‌آید که نیاز فراوان این درخت به آب موجد این وضعیت شده، اما دور نیست که این پیوند بین آب و چنار هم ریشه در باورهای کهن ایرانی داشته باشد.
چنار همچنین به‌دلیل نوع برگ‌هایش که تداعی‌کنندۀ پنج پنجۀ دست است به آدمی هم تشبیه شده است، آن هم آدمی که در حال دست زدن است. مولوی، به‌عنوان یکی از خراسانی‌ترین شاعران کهن، در بیت‌های فراوانی به این تشبیه پرداخته است؛ مثلا:
در هوس این سماع از پس بستان عشق
سروقدان چون چنار دست‌زنان آمدند
یا
شاه نشسته به تخت عشق گرو کرده رخت
رقص‌کنان هر درخت دست‌زنان هر چنار
 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی