کد خبر : 72878
/ 22:31
گفتگو با عباس آرانیا، مدیر اجرایی و عضو هیئت‌مدیره «انجمن راویان فتح رضوی» در آستانه روز راهیان نور؛

رزمندگان دیروز، راویان امروز

سابقه راهیان نور به همان سال‌های ابتدایی جنگ بازمی‌گردد. پس از آزادسازی اولین مناطق در شمال خوزستان عده‌ای به‌طور خودجوش چراغ این سفر زیارتی را روشن کردند و بیشتر این مسافران از خانواده‌های شهدا به‌شمار می‌رفتند.

رزمندگان دیروز، راویان امروز

گفتگوی شهرآرا آنلاین

خبرنگار: حمیده وحیدی

در دو دهه گذشته هر سال بیش از قبل شاهد استقبال مردم از کاروان‌های «راهیان نور» هستیم. یک زمانی شاید خیلی‌ها فکر می‌کردند کاروان‌های اعزامی به مناطق جنگی فقط برای دانشجویان و دانش‌آموزان تدارک دیده شده، اما به‌مرور زمان با همت آنان‌که رسالت خود را نگهداری از روزهای ماندگار هشت سال دفاع مقدس می‌دانند رشد چشمگیری را در بازدید از این مناطق دیده‌ایم. در واقع سابقه راهیان نور به همان سال‌های ابتدایی جنگ بازمی‌گردد. پس از آزادسازی اولین مناطق در شمال خوزستان عده‌ای به‌طور خودجوش چراغ این سفر زیارتی را روشن کردند و بیشتر این مسافران از خانواده‌های شهدا به‌شمار می‌رفتند. این حرکت به‌تدریج رشد کرد تا اینکه پس از سال ۷۶ بسیج دانشجویی از ظرفیت‌های اردوهای «راهیان نور» استفاده کرد و اعزام کاروان‌های دانشجویی شروع شد. سپس بسیج محلات نیز اعزام کاروان‌های «راهیان نور» را آغاز کرد. سفر مقام معظم رهبری در سال ۷۸ به «یادمان شلمچه» و حضور در میان زائران «راهیان نور» باعث شد توجه ویژه‌ای به این موضوع ایجاد شود. بازدید معنوی مقام معظم رهبری از«یادمان دوکوهه» نشان از تاکید ویژه ایشان بر گسترش و توسعه «راهیان نور» داشت. در سال‌های بعد تاثیرات فرهنگی «راهیان نور» بر نسل جوان کشور و آشنایی آن‌ها با ارزش‌های والای انقلاب اسلامی باعث شد تا اردوهای آن از سال ۱۳۹۰ در قالب محتوای آموزشی وارد مدارس کشور شود و به‌‌مثابه دوره عملی درس آمادگی دفاعی دبیرستان قرار گیرد.

 

چه شد که تصمیم گرفتید انجمن مردمی «راویان فتح رضوی» را راه‌اندازی کنید؟

هم‌اکنون در استان خراسان مجموعه رسمی «حفظ آثار سپاه امام رضا (ع)» در مجموعه آیه‌ها فعالیت‌های مستمری در زمینه تربیت راوی و کمک به کاروان‌ها به‌طور خودجوش و مردمی به راه انداخته است. اما کمیته «راویان فتح رضوی» سابقه‌ای ۱۵‌ساله دارد. در سال ۹۰ این کمیته ثبت شده است. البته کارهای ما کاملا هماهنگ و همراه با مرکز حفظ آثار سپاه امام رضا (ع) است و اصلا قصد موازی‌کاری نداریم. در طول سال هر نهاد دولتی یا غیر‌دولتی‌ای درخواست راوی داشته باشد انجام خواهیم داد. برای مثال در بهمن‌ماه سال جاری بالغ بر ۳۰۰ مورد اعزام راوی در سطح شهر داشته‌ایم که تعداد روایتگری در دهه فجر ۱۰۰ مورد فقط برای فرهنگ‌سرای پایداری و ۲۰۰ مورد دیگر برای مساجد، پایگاه‌ها و دانشگاه‌ها بوده است. در بخش خارج استانی به‌دلیل الزام صدور حکم فقط راوی را در اختیار کاروان‌ها قرار داده‌ایم تا خودشان دیگر کارها را هماهنگ و تنظیم کنند.

 

چه تعداد راوی با شما ارتباط دارند؟

به‌طور مستمر ۲۰۰ نفر با ما ارتباط دارند، اما این انجمن تا کنون بیش از ۷۰۰ روای پیشکسوت را جذب و تربیت کرده است. با توجه به اهمیت بحث روایتگری و انتقال صحیح آن از سویی و گذر زمان و از دست دادن منابع انسانی از سوی دیگر، کمیته راویان از همان ابتدای روزهای تاسیس به پرورش و تربیت راویان جوان از بین دانشجویان و طلاب نیز اهمیت داد تا در کنار راویان پیشکسوت به کسب تجربه پرداخته و با تاریخ و فرهنگ دفاع مقدس به‌صورت چهره‌به‌چهره آشنا شوند.

 

پس چرا با توجه به تعداد چشمگیر تربیت راوی توسط این انجمن باز هم مردم عادی فقط تعداد انگشت‌شماری از راویان هشت سال دفاع مقدس را می‌شناسند؟

در مانور خبری برای حوزه فعالیت‌های دفاع مقدس در استان خراسان به دو دلیل ضعیف دیده می‌شود: ابتدا کم‌کاری رسانه‌ها و دوم غفلت متولیان در حوزه تبلیغات. همگی ما شاهد هستیم که برخی از شهر‌های کشور روی کوچک‌ترین کارشان مانور بالایی دارند، اما متاسفانه با وجود اینکه نیروهای سپاه و ارتش خراسان تاثیر بسیار زیادی در عملیات‌های بزرگ دفاع مقدس داشته‌اند کمتر از آن‌ها صحبت کرده‌ایم. شهیدان بابارستمی، کاوه و علیمردانی جزء اولین فرماندهانی بودند که در روزهای ابتدایی جنگ نقش سازنده‌ای داشتند، اما همین افراد شاخص را در مشهد کمتر می‌شناسیم. از طرفی بالغ بر ۴۰۰ فرمانده در رده‌های مختلف از استان خراسان در هشت سال دفاع مقدس شهید شده‌اند، اما با وجود این می‌بینید که نه‌تنها مردم، بلکه رسانه‌ها نیز از حجم ایثارگری‌های هم‌استانی‌هایشان بی‌خبرند. برای مثال دیده‌ام در اسفند‌ماه درباره شهیدی می‌نویسند که سالگرد شهادتش تابستان است، در حالی که مجموعه ما به‌طور کامل روز‌شمار شهادت شهدای مشهد را جمع‌آوری کرده است. ما به تمام رسانه‌های استان اعلام آمادگی برای هرگونه همکاری را کرده‌ایم و امیدوارم با ارتباطی دوطرفه در آینده نزدیک به‌شکل صحیح‌تری در ترویج راه شهدا قدم بر‌داریم.

 

با وجود متولیان دولتی فکر می‌کنید تا چه اندازه حضور «انجمن راویان فتح رضوی» تاثیرگذار است؟

تصمیم ما بر طبق وظیفه‌ای بوده که با استناد به آیات قرآن، روایات، و صحبت‌های مقام معظم رهبری بر دوشمان احساس کردیم. ایشان سال ۹۲ در دیدار با فعالان فرهنگی تاکید کردند: «موازی‌کاری خیلی هم بد نیست. یک‌جایی که احساس نیاز است ورود پیدا کنید». ما هم بر همین اساس وارد این جریان شدیم. در طرح جامع روایتگری ۱۴۴ ساعت دوره آموزشی برای راویان در نظر گرفتیم. این طرح در سطح کشوری پذیرفته شده است. هم‌اکنون بالغ بر ۵ سال است که ارزیابی راویان کشوری را دوستان ما انجام می‌دهند. اهداف ما ارائه مباحث دفاع مقدس با هنرمندی و تسلط بر دانش روز به مخاطبین، خصوصا نسل جوان، است. معرفی الگوهای برتر «شهدا و ایثارگران» به‌منظور حفظ ارزش‌های دفاع مقدس، ساماندهی بحث روایتگری، جلوگیری از بروز تهدیدات نرم، سیاست‌گذاری و تدوین خط‌‌مشی‌های لازم راویان فتح استان خراسان رضوی، تبیین نقش و حضور بسیج مردمی در جنگ و فرماندهی امام خمینی(ره) در حماسه‌ها و پیروزی رزمندگان اسلام، یکسان‌سازی ادبیات دفاع مقدس و جلوگیری از تحریف‌، انتقال فرهنگ عاشورایی دفاع مقدس و ارزش‌های آن به جامعه و ارج نهادن به حماسه‌ها و ایثارگری‌های رزمندگان ۸ سال دفاع مقدس‌ و همین‌طور مقابله با ناتوی فرهنگی و تهدیدات نرم، نیمه‌سخت و سخت از برنامه‌های اصلی راویان ماست.

 

در راستای رسیدن به این اهداف از سال ۸۴ تا به امروز چه اقداماتی عملی و موثری انجام داده‌اید؟

در طی این ۱۵ سال بیش از ۵۰۰‌هزار نفر ساعت روایتگری در راهیان نور و مناسبت‌های مختلف در سطح استان و کشور انجام داده‌ایم. همین‌طور برگزاری همایش‌های فرهنگی و آموزشی به‌منظور توانمند‌سازی راویان شکل گرفته است. اعزام و تامین راوی در کاروان‌های راهیان نور استان‌های خراسان رضوی، جنوبی، شمالی، بسیج اساتید کشور، سازمان هوافضا، بسیج محلات، نیروی انتظامی، دانشگاه‌ها و ... نیز از جمله کارهای ما بوده است. تدوین کتاب‌های «نگاه اجمالی به دفاع مقدس»، «راز بندگی»، «و اما خرمشهر»، «کتاب کار راوی» و تدوین سلسه‌جزوات آموزش تخصصی در ۳۲ جلد و ادامه آن نیز از محصولات فرهنگی ما بوده است.

 

چقدر سعی کردید اطلاعات موثق و صحیح را از بین رزمندگان جمع‌آوری کنید؟

انجام ۵۰۰۰ ساعت مصاحبه با رزمندگان خراسان در قالب طرح جامع تاریخ شفاهی خراسان در دفاع مقدس صورت گرفته است. تمام فایل این مطالب پیاده شده است، اما به‌دلیل نداشتن فضای کافی چاپ نشد، ولی با کمک نرم‌افزار نگه‌داری می‌شود. همین‌طور ما کتابخانه تخصصی دفاع مقدس را جهت تامین منابع مطالعاتی راویان احداث کرده‌ایم. ایجاد بانک مقالات دفاع مقدس جهت استفاده محققین، دانشجویان و راویان نیز از کارهای مهم در این عرصه بوده است که تا امروز غریب به ۱۵۰۰ مقاله جمع‌آوری شده است.

 

طرح «راوی معلم» دقیقا چیست و تا چه اندازه کاربردی است؟

طرح «راوی معلم»، اگر کاملا تکمیل شود، بازدهی بالایی خواهد داشت. طبق تفاهم‌نامه‌ای که بین آموزش و پرورش استان خراسان و بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس بسته شده است انجمن «راویان فتح رضوی» مجری طرح شد و در نظر داریم غریب به ۵۰۰۰ راوی معلم در آموزش و پرورش مشهد تربیت کنیم. تا به امروز ۱۷۰۰ نفر از این افراد دوره‌های مقدماتی یک و دو را گذرانده‌اند. این طرح از طرف معلمینی که سابقه جبهه دارند و همین‌طور علاقه‌مندان به ترویج فرهنگ دفاع مقدس حمایت می‌شود. البته هنوز بُعد اجرایی آن پررنگ نیست و کماکان راویان ما به مدارس کمک می‌کنند، اما با تمام شدن دوره‌های آموزشی معلمین می‌توانند خود برای دانش‌آموزانشان در کاروان‌ها روایت کنند. همین‌طور ما همکاری و همیاری خوبی با مجموعه‌های فرهنگی و مرتبط با دفاع مقدس، یعنی اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس، مجموعه‌های فرهنگی سپاه امام رضا (ع)، فرهنگ‌سراهای شهرداری مشهد خصوصا فرهنگ‌سرای پایداری، بسیج دانشجویی، جامعه الحسین (ع)، هیئت رزمندگان خراسان، امور مساجد، اداره کل ارشاد خراسان رضوی، و اداره آموزش و پرورش استان، داریم. این روزها دانشجویان بسیار مستعدی با طرح‌های عالی مراجعه می‌کنند، اما مشکل این است که هیچ حامی مالی‌ای نداریم. بنابراین طرح‌ها خودبه خود خنثی می‌شوند. هم‌اکنون تعدادی از دانشجویان طبق بازی قدیمی «مار و پله» عملیات کربلای پنج را بازسازی کرده‌اند که می‌تواند بسیار جذاب باشد. این روزها بازی این طرح آماده است، اما حمایتگر مالی وجود ندارد. این بازی می‌تواند خانواده‌ای چهار نفره را کاملا سرگرم کند، به‌طوری که درست شبیه کارشناس عملیات در منطقه عمل کنند.

 

آیا راویان «انجمن فتح رضوی» برای این گونه خدمات هزینه‌ای دریافت می‌کنند؟

هرگز. هیچ‌کدام از راویان ما نرخی تعیین نمی‌کنند، اما ممکن است هزینه ایاب و ذهاب را خود متولیان به‌عهده بگیرند که البته این مسئله در سفرهای خارج از مشهد پررنگ‌تر است. خیلی از این راویان سال‌هاست که ایام تعطیلات نوروزی در کنار خانواده‌هایشان نبوده‌اند، بلکه بر اساس رسالتی که بر دوششان احساس می‌کنند عهده‌دار این کار شده‌اند. همین امروز که من با شما صحبت می‌کنم حدود ۳۰ نفر از راویان ما در اردوگاه ثامن‌الائمه حمیدیه حضور دارند و هر روز تعداد بیشتری نیرو به آن‌ها افزوده می‌شود. در سال گذشته فقط لحظه سال تحویل ۵۰ نفر از بچه‌ها در هویزه بودند. فکر کنید! این افراد غالبا کسانی هستند که در هشت سال دفاع مقدس نیز در کنار خانواده‌هایشان حضور نداشتند و با فاصله کوتاهی این احساس نیاز را کرده‌اند که باید باز هم به منطقه برگردند.

 

آیا مکانی برای وام‌دهی به علاقمندانی که نمی‌توانند هزینه ۱۵۰ تا ۲۰۰ هزار تومان را تقبل کنند در نظر گرفته شده است؟

این تدابیر در پایگاه‌های بسیج صورت می‌گیرد. این‌گونه خدمات کاملا ابتکاری است و اصلا سیستمی عمل نمی‌شود و عموم این کارها توسط فرمانده پایگاه یا روحانی مسجد انجام می‌شود. برای مثال همین حالا در محله اسماعیل‌آباد که در حاشیه شهر مشهد قرار دارد ثبت‌نام علاقه‌مندان ماه‌هاست صورت گرفته است که این توانگری روحانی محل را می‌رساند.

 

101743.jpg

 

..........................................

 

ماشاءا... آخوندی می گوید باید در روایتگری اعتقاد و احساس کنار هم باشند؛

  • از این اقیانوس چیزی برداشت نکردیم

 

آیا به‌طور منسجم از ابتدای دهه هفتاد «راهیان نور» استان خراسان کار خود را آغاز کرده است؟

در سال ۷۰ کاروان‌های ما شکل منسجم به خود گرفته بود و خیلی قبل‌تر از آن کار را شروع کرده بودیم. همین امروز سیل وسیعی از کاروان‌های سال‌های ۶۸ و ۶۷ هنوز هم خاطره آن روزها را نقل می‌کنند. شاید آن زمان جنب‌و‌جوش «راهیان نور» به این اندازه نبود و برخی‌ها به کار ما ناباورانه نگاه می‌کردند و گمان نمی‌بردند تا این اندازه ادامه‌دار باشد، ولیکن با توجه به محبت و همبستگی‌ای که در زیر مجموعه‌های واحد تخریب وجود داشت در سایه ولایت‌پذیری این حرکت خودجوش قوت گرفت؛ بنابراین می‌شود گفت سال ۷۰ چند پله بالاتر بودیم و کار را در حوزه اجرایی گسترش دادیم. در سال ۷۱ طرح روش اجرایی «راهیان نور» را به ثبت ارشاد رساندم تا طبق قوانین کشور و آیات و روایات، باورها را به این سمت سوق دهم که «همان‌طور که سفر سوریه و مشهد، مکه و سفر سیاحتی و زیارتی می‌تواند به روحیه‌بخشی و اعتقاد و توحید‌پروری کمک کند سفر به مناطق عملیاتی هم تاثیر‌گذار است».

 

آیا در هشت سال دفاع مقدس بین شما و دوستان شهیدتان این صحبت رد‌و‌بدل شده بود که روزی این مناطق به زیارتگاه تبدیل خواهند شد؟

بله. اما بیشتر از صحبت‌هایی که با دوستان داشتیم فرمایش حضرت امام (ره) راه‌گشا و مبنایی برای ما بود. ایشان گفتند: «همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان، عارفان، دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود». ما همان زمان پیش خودمان گفتیم نظر حضرت امام (ره) مسلما بر این نیست که مردم فقط بر مزار شهدا در شهرشان بنشینند؛ هرچند این مسئله هم خوب است، اما یک پله بالاتر را باید دید و راه شهدا و روش زندگی این افراد و تدبیرشان را باید یاد بگیریم و ترویج دهیم. نباید در «راهیان نور» نگاهمان به گیشه و کارآفرینی باشد، چرا که این قبیل اتفاقات باعث تحریف «راهیان نور» است. اگر درست تدبیر و تعقل کنیم، حتما باید برای این مسئله برنامه‌ریزی داشته باشیم. باید پس از برگشت این کاروان‌ها هم برنامه‌ریزی کنیم و به سؤالات آن‌ها پاسخ دهیم. 

 

پیشنهاد شما جهت ارتقای حرکت «راهیان نور» چیست؟

یکی از مسائل اصلی این موضوع روایت و روایتگر است. روایت صحیح، و راوی خبره، سخن‌ور و دانشمند از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. کسی که صرفا به جبهه رفته است و نهایتا چند سال هم خدمت کرده حکم سخنران را ندارد. ما باید راویانمان را به‌روز کنیم. جنگ زوایای مختلفی دارد که هر‌کدام از آن‌ها مهم است. وقتی اطلاعاتمان کامل نیست و مخاطبمان را نمی‌شناسیم صحنه‌ای از جنگ را انتخاب می‌کنیم و به آن می‌پردازیم که ممکن است تنها سطح عاطفی افراد را بالاتر ببرد، در صورتی که فطرت انسانی و بخصوص شیعیان برای هر چیزی دلیل می‌خواهند. اصلا چرا عملیاتی وسیع در سرزمینی محدود همچون شلمچه انجام شد؟ اگر راوی به بحث‌های استراتژیک هشت سال دفاع احاطه نداشته باشد، در پاسخ دچار مشکل می‌شود. باید بخش‌های توحیدی و اعتقادی و احساسی در کنار هم باشند. هشت سال دفاع مقدس ما در راستای تکلیف دینی‌مان بود. ما بر طبق گفته معصومین عمل کردیم. نباید بحث‌های ریشه‌ای توحیدی در جنگ اباعبدا... را فراموش کنیم. فرق زیادی است روایتگری برای اساتید دانشگاه و دانش‌آموزان و بالعکس. این نشناختن مخاطب در اصل ظلم به اوست . به‌جرئت می‌توان گفت از سال ۷۳ تشکیلات وسیع راهیان نور جان گرفته است، اما ما تا به امروز از این اقیانوس چیزی برداشت نکرده‌ایم. 

..........................................

 

دریچه یک/ ماشاءا... آخوندی ،  از متولیان قدیمی«راهیان نور»:

  • نگاه اقتصادی به «راهیان نور» نداشته باشیم

 

یادمان‌های زیادی را در این سال‌ها برای شهدا در شلمچه درست کردید. «هشت‌ضلعی امام‌رضا (ع)» از کارهای شماست؛ درست است؟

آنجا عملیاتی بود که به آن ‌اصطلاحا «تَکِ فرعی» می‌گفتند، به این‌ معنا که شهدا آمدند و خودشان را فدا کردند تا تک اصلی آغاز شود و نزدیک به ۴۰۰ شهید در همین نقطه دفن است. البته تنها یادمان متعلق به شلمچه نیست. الآن مقابل پل بعثت و نزدیک مینو هم یادمان داریم. در کوشک و طلائیه و ... هم تعداد زیادی یادمان وجود دارد. قبل از دهه هفتاد با خانواده و دوستانم به جنوب رفتیم و دیدیم فقط صحنه طبیعی جنگ را داریم که به‌صورت سیم‌خاردار مرز را جدا کرده بود، اما بعد از جنگ، آن‌وقت که صدام هنوز از بین نرفته بود، مجسمه فرماندههان ملعونش را به‌عنوان سمبل روی سکو گذاشته بود که انگشت اشاره‌شان رو به ایران بود. یکی از این مجسمه‌ها را که دیدم آن‌قدر دل‌شکسته شدم که آرزو می‌کردم ای کاش اصلا آنجا نبودم. به خودم گفتم: چرا باید دشمن ما بیاید مجسمه عدنان خیرا... را در مرز بگذارد که به‌سمت ایران اشاره دارد، در‌ حالی‌ که تعداد زیادی از رزمندگان را شهید کرده است؟ پس با بچه‌های جبهه‌ای فکر کردیم و به این نتیجه رسیدیم که نباید سکوت کنیم. حرف امام را الگوی خودمان قرار دادیم و آستین‌ها را بالا زدیم. مادران شهیدان شادکام، میرزایی و اسماعیل‌زاده مدام می‌گفتند: کی ما را به محل شهادت بچه‌هایمان می‌برید؟ کاش آن‌وقت کسی بود که تصویر‌ را منتشر کند. هر‌چند خدا این کار را کرده است که الآن از نقطه‌نقطه جهان نزدیک به سه‌میلیون‌ونیم جمعیت به شلمچه می‌روند. «یادمان شلمچه» را من نه، آنجا را مادران شهدا درست کردند. یادم هست پول شخصی‌شان را دادند و هشت‌ضلعی امام‌رضا (ع) ساخته شد. 

 

نتیجه کار در این سال‌ها را چطور ارزیابی می‌کنید؟

نمی‌خواهم به کسی بربخورد، اما مسئولین ما کمی فکر کنند ببینند در این سال‌ها کارها را درست انجام داده‌اند یا نه. به «راهیان نور» نباید به چشم کاری اقتصادی نگاه کرد. متاسفانه هم‌اکنون بخشی از این کار اقتصادی شده است. باید به برخی‌ها گفت: «دوست عزیزی که راوی شده‌ای! تو در حال انجام تکلیف هستی. چگونه به خودت اجازه تعیین نرخ می‌دهی؟! چطور رزمنده‌ای هستی که بیشتر از انجام وظیفه به گیشه چشم دوخته‌ای؟!» اگر ما درست به «راهیان نور» بپردازیم، تا سی سال آینده حداقل تا وقتی که این نسل زنده است روایتگر داریم و می‌توانیم تاثیرش را برای نسل‌های بعد حفظ کنیم. روایت باید سینه‌به‌سینه و نفس‌به‌نفس به جوانان منتقل شود. چهره‌به‌چهره نقل کردن با نوشتن کتاب فرق دارد. امام صادق (ع) به‌عنوان رئیس مذهب شیعه ۴۰۰۰ شاگرد داشتند که این نشان از همین تاثیر است. ما هم باید در ترویج دفاع مقدس همین شیوه را پیشه کنیم. به‌نظرم همه ما در این حوزه کم‌کاری کرده‌ایم. 

 

به‌عنوان یکی از تاثیرگذاران فرهنگ شهدا  تا چه اندازه تلاش کردید با تمام اقشار جامعه در راهیان نور ارتباط برقرار کنید؟

از قدم‌های اول مثالی می آورم. در دهه هفتاد که به‌صورت متداوم به مناطق می‌رفتم سعی کردم قشرهای مختلفی از افراد را با خودم همراه سازم. اتوبوس‌هایی بودند که هرکدام ۴۰۰ نفر زائر را جابه‌جا می‌کردند. دانش‌آموزان ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان، دانشجویان، اساتید، جمعی از طلاب و منبریان، مداحان، مسئولین جوان کشور، اعضای دانشگاه صداو‌سیما، نویسندگان، روزنامه‌نگاران و مهندسین استان را به‌طور مجزا برده‌ام و هر مرتبه شاهد بودم که بعد از بازگشت، جزوات، طرح‌ها و مطالب زیادی توسط آن‌ها منتشر شد. 

..........................................

 

دریچه دو / حمید جهانگیر فیض‌آبادی، راوی جنگ:

  • با شهدا به جنگ نرم دشمن پاسخ می‌دهیم

 

برایمان از خاطراتتان با کاروان‌های «راهیان نور» بگویید.

برخی از راویان استقراری هستند؛ یعنی در یادمان خاصی مستقر می‌شوند. در زمانی که به‌عنوان راوی استقراری در «نهر خین» حضور داشتم اتفاقات جالبی می‌افتاد که حتی برای خودم هم تازه بود. از آنجایی که «نهر خین» محل شهادت بیش از ۲۰۰۰ غواص است تعداد زیادی از مردم تماس می‌گرفتند و التماس دعا می‌کردند. به‌اندازه‌ای اعتقادات افراد عمیق بود که حتی لحظه‌ای شک در دلشان نبود. یادم هست همان وقت کنار نهر می‌ایستادم و پیام مردم را می‌رساندم. خیلی از این افراد بعد از مدتی مجددا تلفن می‌زدند و از گرفتن حاجتشان خبر می‌دادند. نوروز ۹۵ در حال بیان خاطرات شهدا در میان دانشجویان دانشگاه جامعه المصطفی بودم و می‌دیدم حس و حال عجیبی بر همه سایه انداخته بود. با اینکه آن‌ها ایرانی نبودند، اما فضا کاملا عاطفی بود. خانمی که اهل نیجریه بود به‌شدت اشک می‌ریخت. اتفاقا همان‌وقت صدا‌و‌سیمای آبادان نیز پخش مستقیم داشت و از او مصاحبه گرفت. ایشان این‌طور تعریف می‌کرد که سال قبل در شلمچه بوده است. همان‌جا از نیجریه تماس گرفته‌اند و گفته‌اند: «مادرت سرطان دارد. هر‌کجا که فکر می‌کنی نذر کن تا ان شاء ا... پاسخ بگیری.». این دختر بسیار اشک می‌ریخت و می‌گفت: «همان‌وقت با شهدا درد دل کردم. همین که شب شد از نیجریه تماس گرفتند. گمان کردم خبر مرگ مادرم را خواهم شنید، اما آن‌ها گفتند: مادرت شفا گرفته است».   آن‌جا بود که همه این حرف حضرت امام (ره) برای همه تداعی شد: «‌روزی تربت خاک شهدا دارالشفا خواهد شد». افرادی که این مناطق را لمس می‌کردند از ته دل اشک می‌ریختند. البته هدف ما اصلا گریه کردن مردم نیست، ولی می‌دانیم وقتی وارد صحن و سرای امام حسین(ع) شوی دیگر نیاز به روضه‌خوان نداری، چون همه‌چیز دیده می‌شود. در مناطق عملیاتی هم همین حال و هوا وجود دارد. شما افراد زیادی را می‌بینید که در کنار اروند نشسته‌اند و فقط در سکوت رودخانه را تماشا می‌کنند. عده‌ای راه می‌روند. عد‌ه‌ای در کناری می‌ایستند. اما نمی‌توانیم منکر کرامات شهدا بشویم. باید هوای این منطقه را نفس کشید تا بدون واسطه حال و هوایش را احساس کرد. راویان حقایق جنگ را بیان می‌کنند و این حقیقت‌ها گاهی درد‌آور است. در یکی از این مناطق شهید زارع تیری به گلویش خورد. روی دستانم افتاد و به حالت سجده بر زمین نشست. آیا می‌توان توقع داشت کسی که روی همان خاک ایستاده است اشک نریزد؟

 

این روزها می‌بینیم در شبکه‌های اجتماعی نیز فعالید و کسانی که شما از آن‌ها عضو می‌گیرید از تمام سلیقه‌ها هستند.

فارغ از «راهیان نور» کسی که در وادی شهدا کار می‌کند باید کارش دنباله داشته باشد؛ یعنی ما صرفا افراد را به مناطق نیاوریم تا احساساتی و هیجانی شوند و بعد از آن هیچ اتفاقی نیفتد؛ بلکه ما نیاز به خوراک فرهنگی بعد از بازدید داریم. فضای مجازی می‌تواند بهترین کاربرد را در این زمینه داشته باشد. خیلی‌ها در بازدید‌ها از من آدرس و شماره تلفن می‌گیرند تا بتوانند ارتباطشان را حفظ کنند. از زمانی که شبکه های اجتماعی راه‌اندازی شد سعی کردم با تمام قشرها در دنیا ارتباط برقرار کنم. 

بعضی وقت‌ها آقا یا خانمی را که اصلا با ما هم‌راستا نیست می‌بینیم که با خواندن خاطرات نظرش عوض می شود. حتی خیلی وقت‌ها قدردانی می‌کنند. اشک می‌ریزند و پیام می‌گذارند که شب تا صبح به این شهید فکر کرده‌ام. شاید به مذهب اعتقاد نداشته باشند، اما همیشه گفته‌اند که این خاطرات باعث می‌شود به وطن و خاکشان احترام بگذارند.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی