کد خبر : 72861
/ 22:56
در میزگرد تخصصی «الگوی فعالیت در حاشیه‌شهر، بایدها و نبایدها»، مطرح شد؛

توانمندسازی جمعی در حاشیه‌شهر

نهادها و تشکل‌های مختلفی در سال‌های اخیر با رویکرد فقرزدایی و تهدیدمحور دست به فعالیت‌های اقتصادی، تبلیغی و فرهنگی در مناطق حاشیه‌شهر زده‌اند و سرمایه‌گذاری‌های عظیمی صورت گرفته ‌است. اکنون باید پرسید این فعالیت‌ها چقدر اثربخش بوده‌اند؟

توانمندسازی جمعی در حاشیه‌شهر

گفتگوی شهرآرا آنلاین

خبرنگار: نیک نژاد

نهادها و تشکل‌های مختلفی در سال‌های اخیر با رویکرد فقرزدایی و تهدیدمحور دست به فعالیت‌های اقتصادی، تبلیغی و فرهنگی در مناطق حاشیه‌شهر زده‌اند و سرمایه‌گذاری‌های عظیمی صورت گرفته ‌است. اکنون باید پرسید این فعالیت‌ها چقدر اثربخش بوده‌اند؟ با چه تحلیل و مبانی انجام شده‌اند و آیا اصلا برنامه و تئوری مشخصی داشته‌اند یا خیر؟ ملایی (مسئول پهنه شهرک شهید رجایی و باهنر)، خانم دکتر فاضل (پژوهشگر و فعال فرهنگی)، دکتر سعید شعرباف (استاد دانشگاه) و دکتر مجید شعرباف کارشناسانی هستند که در میزگرد تخصصی «الگوی فعالیت در حاشیه‌شهر، بایدها و نبایدها» سعی کردند با طرح این سوالات به حلقه مفقودشده این رویکردها بپردازند. گزارش این میزگرد را که به‌همت فرهنگ‌سرای غدیر برگزار شده است، در ادامه می‌خوانید.

 

کانون‌های بیرونی با تحلیل‌های خودشان آدرسی به مدیریت شهری یا خود فعالان فرهنگی می‌دهند. بالاخره ما با اصل اینکه یک‌سری کانون‌هایی فعالیت کنند، مخالفتی نداریم. طبیعتا هر موضوعی بخواهد حل شود، باید از همه ظرفیت‌ها استفاده شود. اما آن تحلیلی که آن‌ها می‌کنند، مهم است. به نظر شما آن الگوی مطلوب در توسعه درون‌زا چیست و چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

سعید شعرباف: همین‌که در این چند سال، اصل کلمه حاشیه در فضای رسانه‌ای مطرح می‌شود، یک اتفاق مثبت است. بالاخره تا قبل‌از آن، یک‌سوم از مردم این شهر دیده نمی‌شدند. به‌وجودآمدن حاشیه هم یک فرایند دفعتا نبوده و به‌صورت تدریجی به وجود آمده است. خوش‌بینانه‌ترین حالت، متعلق به 25سال اخیر است. اتفاقا می‌خواهم بگویم همین‌که مسئله حاشیه‌شهر رسانه‌ای شده، نشان‌دهنده قوت این کانون‌های قدرت است. این‌ها مجموعه‌ای از افراد اغلب آَشنا به کلیات حاشیه‌شهر بودند و هستند که نقش رسانندگی یعنی وجه توزیعی آن‌ها قوی است. اتفاقا وقتی می‌گویم رسانه لازم داریم، منظورم چنین چیزی است؛ یعنی کانون‌ها و افراد مرتبط با فضای شهر که بیش‌از آنکه بخواهند خودشان مسئله را حل کنند، نقش خود را در رسانندگی تعریف کرده‌اند؛ مثل ارتباط با مراجع، سپاه، کسانی که منابع مالی دارند، ستاد اجرایی فرمان امام(ره) و... که الان داریم اثرشان را می‌بینیم. می‌خواهم بگویم بزرگ‌ترین دلیل برای اثبات این ادعا که «راه‌حل حاشیه، رسانه است» عملکرد همین دوستان است. حالا اگر هم اشکالی وارد باشد که هست، به این است که آیا این افراد که دارند از مسائل حاشیه بازخورد می‌گیرند و رساننده‌های خوبی هستند، اخلاص به‌لحاظ فردی و عمق و تشخیص اولویت‌ها را به‌لحاظ جمعی دارند یا خیر؟ خیلی از این دوستان درباره اهل‌سنت دغدغه داشتند و به همان اندازه که دغدغه داشتند، توانمندی توزیعی هم داشتند و توانستند موفق باشند. الان کلی عملیات در حاشیه‌شهر تعریف شده که اصالتا برای مبارزه با وهابیت سرمایه‌گذاری شده‌اند. جالب است که این اتفاق در بسیاری از دیگر عرصه‌های حاشیه اتفاق نیفتاده، چون نقش رسانندگی در آن‌ها وجود نداشته است. عملکرد این‌ها نشان می‌دهد که ما به آدم‌هایی با محوریت رسانه و رساندن پیام نیاز داریم. منتها چیزی که باید شکل بگیرد این است که این‌ها به‌لحاظ فردی، اخلاص و به‌لحاظ نظری، عمق را در بررسی مسائل در اولویت قرار بدهند. بهتر است بگویم باید هسته‌هایی ایجاد کنیم که در عین اینکه داخل مردم هستند و اصلا خود مردم‌اند، توانمندی اینکه بتوانند مخلصانه و عمیق و بدون دخالت محاسبات مادی، راه‌حل‌ها را رسانه‌ای و توزیع کنند، داشته باشند. حلقه پیشران در حل مسائل حاشیه این‌ها هستند. ما این قسمت را کم داریم.

 

نگرانی من این است که در ابتدای کار، یک نگاه کالبدی به حاشیه‌شهر بود؛ اما الان یک نگاه هویتی کم‌کم دارد شکل می‌گیرد به‌نام «حاشیه‌شهری‌ها» که چون مسئله را به‌طورکامل و جامع نشناخته است، خودش معضلات فرهنگی‌اجتماعی ایجاد می‌کند. خانم فاضل، شما تجربه کتابخانه امیرحسین فردی را در شهرک رجایی مهریز داشتید، به نظرتان آیا اصلا هسته‌های مقاومت مخلصی که مسئله را درست درک کنند و مردمی هم باشند، در این مناطق داریم؟

رقیه فاضل: کتابخانه شهید امیرحسین فردی با این نگاه که مشکل حاشیه‌شهر فرهنگی است، شکل نگرفته. خیلی‌ها احساس کردند مشکل حاشیه‌شهر فرهنگی است و باید مبلغ فرهنگی و دینی بیاورند. اگر این‌طور می‌بود می‌توانستیم صرفا فعالیت‌های ترویجی کتاب‌خوانی را انجام بدهیم. ولی کتابخانه می‌زنیم که خودش می‌تواند پاتوقی باشد که در عین اینکه فعالیت‌هایی مبتنی‌بر کتاب را شکل می‌دهد، پایگاهی برای فعالیت‌های اجتماعی مردم نیز باشد. وگرنه خیلی فعالیت‌های ترویجی بدون تشکیل هسته را می‌شد انجام داد که ارزان‌تر هم بود. شعار ما این است که کتابخانه محل انبار کتاب نیست، خانه مردم است که در آن تزکیه و تعلیم اتفاق می‌افتد. این مردم آن موقع می‌توانند قیام به قسط کنند و دورهم جمع شوند. اعضای کتابخانه آدم‌های معمولی نیستند؛ بلکه نخبگانی هستند که مبتنی‌بر آن‌ها می‌توانیم فضای اقتصادی را بهبود بخشیم و هویت جمعی را شکل دهیم یا درواقع آن هسته‌های مقاومت را ایجاد کنیم. کتاب اگر نتواند در عرصه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نهادی و قانونی مردم را توانمند کند، کاری از پیش نبرده است. ما کتاب را برای کتاب نمی‌خواهیم. کتاب را می‌خواهیم برای اینکه بتواند این آدم‌ها را دورهم جمع کند. آن موقع این آدم‌ها عامل تغییر خواهند بود.

 

الان جمع وسیعی از فعالان در موضوع حاشیه‌شهر مشغول به کار شده‌اند و چندین سال است که این دغدغه را به‌صورت جدی مطرح می‌کنند. اما از آن‌طرف نگرانی موجود این است که دقیقا مشخص نیست راهکار و مبانی آن‌ها چیست. ما دچار یک سرگردانی و بحران هویت شده‌ایم؛ چنانکه ادبیات حاشیه‌شهری از لایه فعالان فرهنگی در لایه مردمی هم دارد بازتولید می‌شود؛ یعنی ادبیاتی برگرفته از آن دانشگاه استعماری را بدون اینکه بدانیم چه اهدافی پشت آن است و چه اتفاقاتی را رقم می‌زند، داریم در لایه‌های مردمی می‌بریم.

فاضل: بحث هویت جدی است. آن رویکرد مفقودشده که به مسئله‌شناسی‌ ضربه زده این است که ما مسئله را درست نشناختیم و آن مغفول‌بودن رویکرد اجتماعی است؛ یعنی اگر وارد عرصه اقتصادی هم می‌شویم نهایتا افراد را توانمند می‌کنیم. بلد نیستیم آدم‌های حاشیه‌شهر را طوری توانمند کنیم که خودشان بتوانند یک تعاونی اقتصادی راه بیندازند. به عبارت دیگر نهایتا توانمندسازی اقتصادی هم به ضرر آن‌ها تمام خواهد شد؛ مثلا به او خیاطی یاد می‌دهیم، چرخ خیاطی هم می‌دهیم و از بنک‌داری برایش کار می‌بریم و او ارزان‌تر از جای دیگر برای ما کار می‌کند یعنی یک استثمار کارگری اتفاق می‌افتد ولی او احساس بُرد می‌کند. آن حلقه مفقودشده نگاه به درون مردم و رویکرد اجتماعی است. این موضوع همان بحث هویت جمعی است. ما شاید هویت تک‌تک افراد را بتوانیم بهبود ببخشیم اما هویت جمعی درست را شکل نداده‌ایم و نتوانسته ایم آدم‌هایی را دورهم جمع کنیم. جالب است که بسترش هم وجود دارد. یکی از ظرفیت‌های خیلی خوب در حاشیه‌شهر ظرفیت‌های اجتماعی است که خیلی جاهای دیگر آن را نداریم. بستر هست و راهکارش همه از همین فضا می‌گذرند. تشکیلات‌سازی از دل خود مردم است که دو لایه دارد؛ یک لایه سخت که مطمئنا از دل نخبگان و ظرفیت‌های مردم حاشیه پایه‌گذاری می‌شود و یک لایه نرم که کاملا با بدنه مردمی ارتباط دارد.

 

چرا برای حل مسائل حاشیه شهر مردم را پای کار نمی آوریم؟

در اولین قدم‌هایی که این گفتمان می‌خواست شروع شود، همراه بعضی دوستان بودم و دیدم که حرکت واقعا از درون شکل گرفت. کسانی که حرکت را شکل می‌دادند، می‌گفتند «ما داریم جیغ می‌زنیم». بعداز آن بود که آن کانون‌های قدرت متوجه شدند و قصه شکل جدیدتری به خود گرفت. به نقش مردم در انقلاب و جنگ توجه کنیم. اگر جنگ پیروز شد، هزینه مادی و جانی آن را مردم دادند. اگر مردم پای کار نمی‌آمدند، نمی‌توانستیم پیروز شویم. چرا نمی‌آییم دوباره این تجربه را در حاشیه‌شهر امتحان کنیم؟ ما هم در انقلاب و جنگ و هم در بحث جهاد، دیدیم که وقتی مردم پای کار آمدند، راه افتاد و به نتیجه رسید که اگر دولت به‌تنهایی می‌خواست این اتفاق را رقم بزند، قطعا نمی‌توانست. همین الان هم اگر نگاهمان این باشد که شهرداری یا دولت بخواهد مسئله حاشیه‌شهر مشهد را حل کند، نمی‌تواند. حتما باید یک حرکت جهادی مردمی شکل بگیرد. این کانون‌ها در منطقه وجود دارند ولی شناخته‌شده نیستند. ازطرفی چون دغدغه‌های مالی دارند نمی‌توانند فعالیت‌های خود را توسعه دهند. ما باید آن کانون‌ها را شناسایی کنیم. حتی کتابخانه‌ای که می‌گوییم در منطقه ایجاد شده. نرفتیم ظرفیتی را که در خود منطقه وجود دارد، شناسایی و فعال کنیم. کارهای ایجادی چقدر جواب می‌گیرند؟ الان هر حرکتی درحال‌انجام ایجادی است؛ مثلا‌ به جای فعال‌کردن روحانیون خود منطقه، روحانی به منطقه اعزام می‌شود. همچنین باید به آن‌ها هویت بدهیم و بگوییم «تو می‌توانی!».

..........................................

 

سعید شعرباف می گوید برای برخی مسائل حاشیه شهر ابتدایی ترین معلومات را هم نداریم

تهدیدها و فرصت‌ها را در کنار هم ببینیم 

 

حاشیه کجاست؟

در تعریف حاشیه باید یک‌بار آن را درست تعریف کنیم. حاشیه جایی است که تهدیدها و فرصت‌ها در قله خودشان در کنار هم هستند؛ یعنی جایی که تهدیدها و فرصت‌ها هم به‌لحاظ سخت‌افزاری و هم نرم‌افزاری، در کنار هم وجود دارند. بالاخره تعارف نداریم، کالبد این مناطق خراب است و بسیاری از معضلات اجتماعی و فرهنگی در آن‌ها وجود دارد. چیزی که حاشیه را می‌سازد کنارهم‌بودن این تهدیدات در کنار فرصت‌های کالبدی و اجتماعی است. بعضی مواقع‌ فرصت‌های بسیاری به‌لحاظ کالبدی در این مناطق داریم؛ مثلا فرصت عظیمی به‌لحاظ گردشگری و فرصت عظیمی برای خیزش انقلابی در حاشیه وجود دارد. ویژگی حاشیه این است که آن تهدید امنیتی، اجتماعی و کالبدی در کنار این فرصت‌هاست. اگر چنین تعریفی داشته باشیم، ذهنمان یک مقدار بازتر است و تصور درستی به دست می‌آوریم. دیگر حاشیه را جایی تعریف نمی‌کنیم که پر از تهدید است. اما از آن‌طرف بام هم نباید بیفتیم. نگاه فرصت‌محور نمی‌تواند مسائل و مشکلات را نبیند و بگوید این‌ها همه فرصت‌اند.

 

ریشه حاشیه‌های آینده را اکنون بشناسیم

نکته دیگر این است که یک‌سری رویکردها در این تعریف ممنوع است؛ مثل رویکردهای امنیتی، تهدید‌گرایی صرف، کالبدی کم‌عمق و ایجادی به‌جای کشف. این‌ها ممنوع‌ هستند یا در بهترین حالت، به‌درد دوران گذار می‌خورند؛ یعنی وقتی که می‌خواهیم مسئله را از حالت حاد به ضعیف تبدیل کنیم. حداقلش این است که این رویکردها نمی‌توانند دائمی باشند. حوزه‌های بزرگی که ایجاد حاشیه می‌کنند و خیلی‌ از آن ها مسائل کالبدی هستند، یک‌بار باید بررسی شوند. بعضی مسائل طی ده سال آینده بر مبنای تجربه امروز به سراغمان خواهند آمد. خیلی از ریشه‌های ایجاد حاشیه الان دارند اتفاق می‌افتند. این‌ها را باید از همین الان پیگیری و بررسی کنیم و مجموعه‌های رساننده‌ توانمند را کشف کنیم. افراد دغدغه‌مند ما باید به جبهه‌های دغدغه‌مند تبدیل شوند. تمرکز در حاشیه باید به‌سمت توانمندسازی جمعی باشد. الگوهای جمعی اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را باید دنبال کنیم؛ مثلا تعاونی‌ها و خیریه‌های وسیع. این اتفاق در حوزه محیط‌زیست در کشور افتاده و کلی سمن دراین‌خصوص داریم.

 

حاشیه اتاق فکر توانمند می‌خواهد

نهایتا همه این‌ها باید به یک برنامه قدم‌به‌قدم کالبدی و دقیق تبدیل شوند. واقعیت این است که بخش زیادی از مسئله نیازمند مطالعه و کار پژوهشی است. درست است که می‌گوییم حرف اصلی را عمل می‌زند، اما باید حواسمان باشد که آن عمل مبتنی‌بر یک علم اولیه باشد. باید به اندازه اولیه‌ترین دانسته‌هایمان عمل کنیم. در بعضی جاها در حاشیه، ابتدایی ترین دانسته را هم نداریم. باید اتاق فکرهایی تشکیل داد که یک عده فکر کنند و بعد عملیات انجام دهند. پول‌های بزرگی دارد خرج می‌شود که مقداری از آن اسراف است. شاید بسیاری از آن مسائل با یک کار مطالعاتی حتی با همان ایجادی‌ها حل بشود. این‌ها خطراتی است که حاشیه را تهدید می‌کند. به اتاق‌‌های اندیشه‌ورز بیرونی و داخلی که به‌طورمنظم این گعده‌ها را به تفکیک کالبد تشکیل دهند، نیاز داریم که باید با جریان‌ شوراهای خودمحور محله جمع شوند.

نمایی از سوله های ورزشی احداث شده در حاشیه شهر مشهد

101717.jpg

 

..........................................

 

دریچه یک/ رقیه فاضل، دانشجوی دکترای علوم تربیتی

فقر در حاشیه‌شهر معلول مدیریت لیبرال توسعه شهری است

 

معضل فرهنگی حاشیه‌شهر این است که امروز می‌بینیم حتی تحلیل‌های فعالان خود حاشیه‌شهر نیز تغییر پیدا کرده است؛ یعنی به‌جای اینکه این‌ها که از دل خود محرومان بلند شده‌اند، تحلیلی داشته باشند، اغلب در تحلیل تابع شده‌اند. این مهم است که تئوری و تحلیل ما از این وضعیت چیست و برای بهبود آن چه قرائتی داریم؛ مثلا یک‌بار کسانی‌که ورود اقتصادی می‌کنند، بیایند بگویند که دقیقا چه تئوری و فرایند مداخله‌ای دارند. به نظرم در اغلب فعالیت‌های حاشیه‌شهر، این تئوری وجود ندارد؛ یعنی صرفا احساسی یا تقلیدی وارد فعالیت شده‌اند. اگر ما برنامه نداشته باشیم، کسان دیگری هستند که برنامه می‌ریزند. این دغدغه وجود ندارد.

 

تیراندازی با چشم کور

بعضی از کسانی‌که خود مستضعفان برایشان مهم‌اند، کسانی هستند که ورود اقتصادی داشته‌اند. خیّرانی که نگاه عدالت توزیعی با معنای سخیف توزیع غذا دارند، کسانی که حرکت‌های جهادی انجام می‌دهند مثل اینکه می‌روند فلان خانه را درست می‌کنند، کسانی که کارآفرینی می‌کنند یا کسانی که مواجهات ساختاری و عمرانی دارند؛ همه این‌ها خوب‌اند. مشکل وقتی است که ما هیچ‌گونه تحلیل و تئوری برای بهبود نداریم ولی از همه این راهکارها استفاده می‌کنیم؛ یعنی با چشم کور شروع به تیراندازی به هر سمتی می‌کنیم. همه این‌ها فعالیت‌های خوبی هستند، اگر در تئوری درست چیده شده باشند. معضلی که اغلب این نگاه ها دارند، نداشتن نگاه اجتماعی است. نگاهِ معضل اجتماعی دارند ولی رویکرد اجتماعی ندارند. این‌طوری می‌شود که حتی وقتی دارند توانمندسازی و کار خیر می‌کنند، کاملا فردگرا عمل می‌کنند. اتفاقا در این فضاها، آن نگاه استثماری خیلی می‌تواند جدی باشد؛ چون طرف از لحاظ اقتصادی ضعیف است و حاضر است با دستمزد کمتر کار کند. این توانمندسازی‌ها خوب است ولی معضلی که وجود دارد، نداشتن نگاه اجتماعی است؛ یعنی کاری کنیم که مردم حاشیه‌شهر خودشان بتوانند دورهم جمع شوند و کار اقتصادی انجام دهند. خودشان را به‌رسمیت بشناسیم که کارگر و کارفرما با آدم‌های بیرونی رابطه نداشته باشند. محرومان ما به‌صورت اجتماعی توانمند نمی‌شوند. جالب است که ظرفیت آن وجود دارد. انسجام اجتماعی در مناطق محروم خیلی بیشتر است.

 

نگاه اجتماعی؛ حلقه مفقودشده فعالیت‌های حاشیه‌شهر

نکته دیگر این است که اغلب کسانی‌که با رویکرد اقتصادی وارد می‌شوند، دغدغه فقرزدایی دارند. این بد نیست، بحث این است که فقط مظلوم را دیده‌اند. ظالم را هم باید ببینیم. در نگاه انقلاب اسلامی اگر می‌خواهیم حاشیه‌شهر بهبود پیدا کند، صرفا نباید فقرزدایی کنیم، تکاثرزدایی هم لازم داریم؛ یعنی بتوانیم محرومان را توانمند اجتماعی کنیم که خودشان بتوانند از مرکز مستکبری که حقوق آن‌ها را پایمال کرده است، مطالبه‌گری کنند. این همان دوگانه مستکبر و مستضعف است. فقر، معلول است و یک مدیریت لیبرال توسعه شهری آن را به وجود آورده است. مدیریت تکاثری موجب ایجاد این فقر شده است. کسانی که تحلیلشان از حاشیه‌شهر فقر اقتصادی بوده و صرفا وارد فقرزدایی شده‌اند، هیچ‌وقت جرئت نکرده‌اند که سراغ علت‌ها هم بروند و سراغ اینکه اصلا چه شد که این تیپ حاشیه به وجود آمد. حاشیه‌شهر به‌خاطر تیپ مدیریت شهری به وجود آمد. درمورد طرق که دیگر کسی نمی‌تواند بگوید اول مرکز ایجاد شد، بعد طرق به‌عنوان حاشیه شکل گرفت. مدیریت شهری که ذاتا فقر و شکاف طبقاتی ایجاد می‌کرد، باعث رانده‌شدن یک عده به حاشیه شد.

..........................................

 

دریچه دو / محمد امین کبیری، کارشناس مسائل اجتماعی 

راهبرد تعالی در مواجهه با حاشیه

 

در بررسی مسائل حاشیه‌شهر، گاهی مشکل این است که چون خودمان تحلیلی نداریم، یک موج که در جامعه نسبت‌به موضوعی راه می‌افتد، همه بدون اینکه یک تحلیل اساسی داشته باشند، روی آن کار می‌کنند و الان ما بعداز چند سال باید بپرسیم «خروجی آن چه بوده است؟» یکی از نهادهایی که در سال های اخیر حضور پررنگی در حاشیه‌شهر داشته، حوزه‌علمیه مشهد بوده است. تحلیل انتقادی دکتر مجید شعرباف از فعالیت‌های این نهاد دغدغه‌مند را در ادامه بخوانید.

 

نگرش امنیتی به حاشیه شهر مشهد

ورود حوزه‌علمیه به حاشیه‌شهر مشهد تا الان ذیل سه راهبرد بوده است. یک راهبرد عادی‌سازی درمقابل اقلیت است؛ یعنی حوزه یاد گرفته که در هر جایی که به‌نوعی منطقه تلفیقی است یا دوستان اهل سنت حضور دارند، باید حتما پررنگ‌تر ظهور و بروز پیدا کند و جایگاه شیعه را مشخص کند. کاملا هم به‌صورت حاکمیتی برخورد می‌کند. اتفاقا این رویکرد بیشتر حس هویت اقلیت را پررنگ می‌کند. چرا نرخ زادوولد اهل‌سنت خراسان با نرخ زادوولد اهل‌سنت کردستان اصلا همخوانی ندارد؟ باوجود اینکه وضعیت اقتصادی آنجا به‌مراتب خیلی بهتر از وضعیت اقتصادی اهل‌سنت شرق کشور است.به‌خاطر اینکه اینجا پمپاژ درمقابل اقلیت شده و به‌تبع آن، جمعیت اقلیت دارد خودش را تقویت می‌کند؛ مثلا الان مدارس جامع مطهری در حاشیه‌شهر ایجاد شده‌‌اند. شهرداری و حوزه‌علمیه و آقای مکارم‌شیرازی شخصا پای کار آمده‌اند و در شهرک شهید رجایی یک مجتمع عجیب‌وغریب چندده‌میلیاردی ساخته‌اند که چند سال دیگر افتتاح می‌شود و قرار است از پایه‌های شیعه دفاع کند. درمقابل چیست؟ مسجدی از اهل‌سنت که مجوز توسعه مکان ندارد و اجازه سقف‌زدن را به آن نمی‌دهند. این نگاه موجود و نگرش امنیتی در حوزه‌علمیه است.

 

راهبرد تعالی چیست؟

نگرش بعدی از جنس مناظرات اعتقادی است؛ یعنی حوزه دائم دارد به این مناطق مبلّغ می‌فرستد و هزینه‌های قابل‌توجهی صرف می‌شود. انتهای کار هم از هرکدام از بزرگواران مبلغ بپرسید «آیا از این مناظرات و رفت‌وبرگشت‌ها اتفاقی هم افتاده است؟» همه می‌گویند «نه». اگر قرار است راهبردی باشد، باید یک راهبرد تعالی باشد و حوزه‌علمیه مشهد در حوزه ادبیات‌سازی در فقه و تعالی کار کند. در سیره اهل‌بیت(ع) در تعامل با اهل‌سنت هم که نگاه کنیم، می‌بینیم از اصول کوتاه نمی‌آمدند اما اقتضائات روابط آن‌ها را هم در نظر می‌گرفتند. این‌ها علامت‌سوال‌های جدی است که حتی آن میزانی که حوزه ورود پیدا کرده است، کاملا با آدرس اشتباه بوده است.

 

آدرس غلط داده‌اند

مثلا می‌خواهیم افطاری مشترکی را با ائمه‌جمعه اهل‌سنت در حاشیه‌شهر برگزار کنیم، مدیریت وقت می‌گوید «نباید شرکت کنید و اگر شما شرکت کنید، فلان مبلغی را که می‌خواهیم به شما بدهیم، کسر می‌کنیم». این نگرش امنیتی محدودسازی حداکثری در فضای حوزه است که حتی حضور آقای نظافت را هم در این جلسه کنسل می‌کند. به نظرم این اتفاقاتی که تا الان افتاده، یک آسیب‌شناسی جدی لازم دارد. وقتی داریم چند ده میلیارد تومان هزینه می‌کنیم، باید کارآمدی و اثربخشی آن را بررسی کنیم. ما 65مبلغ در منطقه شهرک شهید رجایی و باهنر و اطرافش داریم که متولی اسکان 33نفر آن‌ها مجموعه شهرداری است. حتی حقوقشان را شهرداری می‌دهد. یکی از این دوستان که ماشین 206اس‌دی دارد، می‌گفت «من یکی از بچه‌های کوچک را انتخاب کردم و ‌گذاشتمش جلوی در مسجد مواظب باشد که روی ماشین خط نیندازند». 

 

 

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی