کد خبر : 72857
/ 21:53
معرفی باغ وکیل‌آباد میراث ماندگار حاج حسین آقای ملک؛

نگین سبزِ انگشتر مشهد

صحبت از سرسبزی که می‌شود، منطقه ما حرف اول را می‌زند؛ وجود فضاهای سبز، پارک‌ها، باغات و بوستان‌های متعدد، گواه این مدعاست.

نگین سبزِ انگشتر مشهد

در‌این‌میان شاید باغ وکیل‌آباد، یکی از تماشایی‌ترین و زیباترین ظرفیت‌ها در منطقه۹ باشد؛ میراثی به‌جای‌مانده از واقف بزرگ مشهدی که نه‌تنها اهالی منطقه که مردم مشهد و ایران را از قلب خانه‌های پرده‌کشیده سیمانی به دامنه طبیعتی خدادادی دعوت می‌کند. درختان قامت‌کشیده‌ای که چتر سبز خود را از سر هیچ رهگذری دریغ نمی‌کنند و رودخانه‌ای که زلال آن، زنگار از آیینه دل‌ها می‌برد، تنها گوشه‌ای از گنجی‌ است که حاج‌حسین‌آقای ملک برای همشهریان مشهدی خود به یادگار گذاشته است. گزارش پیش رو، معرفی این جاذبه دوست‌داشتنی‌ است برای شمایی که فر‌ارسیدن نوروز، بهانه‌ای می‌شود تا کوله‌بار سفر بر دوش نهاده و قدم در راه بگذارید.

..........................................

 

شناسنامه باغ وکیل‌آباد

نام وکیل‌آباد: عزت‌مُلک‌ ملک، دختر حسین آقای ملک درباره نام وکیل که بر باغ نهاده شده، این‌طورمی‌گوید: «‌زمانی‌که پدر ما این ده را از آقازاده حاج‌محمد کفایی خریده نام وکیل‌آباد بر این ده بوده است. آقازاده حاج‌محمد کفایی، وکیل مجلس و پسر آیت‌ا... کفایی (آخوند‌خراسانی) بوده است که وی نیز در دوران مشروطیت وکیل مجلس بوده است. بنابراین به احتمال قریب‌به‌یقین، نام وکیل‌آباد برگرفته از خانواده کفایی‌هاست. حسین‌آقای ملک، ده وکیل آباد را از کفایی‌ها خریده و بعد شروع به ساخت باغی در آن کرده است و چون نام ده، وکیل‌آباد بوده، ایشان نام باغ را نیز همان گذاشته

است.»

مساحت: بیش از ۷۰هکتار

تعداد درخت: در باغ وکیل‌آباد ۷۰هزار اصله درخت وجود دارد که حدود ۱۰‌درصد آن باقی‌مانده همان درخت‌های ابتدایی باغ وکیل‌آباد است.

گونه‌های درختی: در باغ وکیل‌آباد، درخت‌های مثمر و غیر‌مثمر فراوانی وجود دارد. درختان مثمر شامل گردو، بادام، توت و شاتوت می‌شود و غیر‌مثمرها را هم گونه‌های درختی چنار، کاج، اشن، زبان‌گنجشک، اقاقیا، عرعر و سپیدار تشکیل می‌دهد.

پرندگان باغ: وکیل‌آباد، اولین باغ مشهد است که صد‌لانه پرنده از‌سوی شهرداری مشهد در آن نصب شد. نصب این لانه‌ها باعث شد باغ به مکان زندگی گونه‌های مختلفی از پرندگان تبدیل شود. طوطی، سینه‌سرخ، مینا و سهره از پرندگان این باغ هستند.

قنات قدیمی باغ وکیل‌آباد: شاید برایتان جالب باشد که بدانید تنها منبع آبیاری باغ بزرگ وکیل‌آباد، قناتی گلی ‌است که به‌دستور حاج‌حسین آقا ملک ساخته شده است. سرچشمه این قنات در بند گلستان قرار دارد و تا مشهد دارای سه‌مظهر است. عمق این قنات ۱۴متر است.

 

101708.jpg

 

مجموعه حیوانات تاکسیدرمی شده: به عقیده رضا داوطلب مدیر باغ وکیل، مجموعه حیوانات تاکسیدرمی این باغ، یکی از منحصر‌به‌فردترین جاذبه‌های باغ است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. وی در‌این‌باره می‌گوید: «مجموعه بی‌نظیری از حیوانات تاکسیدرمی‌شده نظیر خرس گریزلی و شیر را از تهران آورده و در این مجموعه قرار داده‌ایم که بسیار دیدنی است.»

قدیمی‌ترین درخت: به گفته سید‌تقی، باغبان قدیمی باغ، گونه‌های درختی بسیاری نظیر چنار، کاج و توت‌ که در مسیر باغ قرار گرفته‌اند، همه بیش‌از صد‌سال عمر دارند اما قدیمی‌ترین درخت مثمر باغ، شاه‌توتی‌ است که در‌کنار دهانه قنات قد برافراشته است. به گفته سید‌تقی، حاج‌حسین‌آقا ملک، نهال این درخت را به دوقران خریده و یکی به اسم مرتضی، از اهالی روستای حصار، آن را در این مکان کاشته است. می‌گوید: «‌بعدها به حاج‌حسین‌آقا ملک گفتم: مگر این درخت، کنار آبی با این شدتِ جریان بار می‌دهد؟! حاج‌حسین گفت: بار هم ندهد، سایه‌اش مفید فایده است و خستگی را از تن هر رهگذری می‌برد. حالا خودش رفته و درختش هست. هم بار می‌دهد و هم سایه‌اش، خستگی می‌برد.»

وقف‌نامه: حسین‌آقا، وکیل‌آباد را در سال۱۳۴۸ وقف مردم کرد. آن سال‌ها پارک و بوستانی در سطح شهر نبود تا مردم بتوانند در آن تفریح کنند. برای همین هر پنجشنبه و جمعه، مردم با دوچرخه و گاری و اتوبوس، خود را به باغ وکیل‌آباد می‌رساندند و در آن به تفریح می‌پرداختند.

 

بخشی از وقف‌نامه باغ وکیل‌آباد 

«بسم ‌ا... تعالی شأنه، جناب آقای حاج‌حسین آقای ملک دارای شناسنامه شماره...

تمامی شش‌دانگ باغات مشجر و اراضی غیرمشجر معروف به طراز وکیل‌آباد، به انضمام شش‌دانگ یک رشته قنات و استخرهای واقعه در آن پلاک، شماره۳۰۲۲ فرعی مجزاشده از مزرعه وکیل‌آباد پلاک۱۸۲ اصلی بخش۱۰ مشهد، با تمام متعلقات از ابنیه و اشجار و آنچه جزء پلاک مزبور در داخل در محدودة ملک نام برده دانند و شمرند، سمی ام لم یسم و ذکر ام لم یذکر، به شهرداری مشهد به‌منظور استفادة مردم و زائرین بدون رعایت ملیت و مذهب، و زوّار عتبة عرش ولادرجة علیه رضویه ارواحنا فدا نصاراً، وقفاً صحیحاً شرعیاً بحیث لایباع و لایوهب و لاینتقل من ملک الی الملک.»

درباره مجسمه حاج‌حسین‌آقای ملک:همه ما مجسمه حاج‌حسین آقا ملک را در محوطه باغ یا در تصاویر متعدد دیده‌ایم. مجسمه‌ای که شباهتی اندک با عکس‌های باقی‌مانده از واقف

باغ وکیل‌آباد دارد؛ همین شباهت اندک هم باعث ایجاد شبهه و داستان‌سرایی‌هایی بسیاری در‌این‌باره شده است. عده‌ای مجسمه را شبیه گاندی می‌دانند و برخی هم معتقدند که مجسمه توسط استاد محصص، مجسمه‌ساز اصفهانی که حاج‌حسین را ندیده ، ساخته شده است. اما روایت قریب‌تری هم وجود دارد که توسط سید‌تقی، باغبان قدیمی باغ تعریف شده و مورد‌تایید دختر حاج‌حسین‌آقا ملک هم قرار گرفته است. به گفته این دو، ماجرا از این قرار است که 

حاج‌حسین‌آقا این مجسمه را به یک مجسمه‌ساز در ایتالیا سفارش می‌دهد و مشخصات ظاهری خود را در نامه‌ای برای او ذکر می‌کند. مجسمه‌ساز هم بر‌اساس ذهنیت خود از حاج‌حسین ملک، این مجسمه را می‌سازد و به ایران می‌فرستد. سید‌تقی تعریف می‌کند که: «یک روز به آقا گفتم این مجسمه را می‌خواهید چکار کنید؟» گفت: «تنها محض اینکه به یادگار بماند، آن را سفارش داده‌ام.» مجسمه هم تا وقتی که خود حاج‌حسین آقا ملک زنده بود، در گوشه اتاق ایشان قرار داشت و بعدها به باغ منتقل شد و روی پایه سنگیقرار گرفت.»

..........................................

 

رضا داوطلب، مدیر باغ وکیل‌آباد:

  • مردم میراثشان را حفظ کنند

 

101709.pngاما مدیر باغ وکیل‌آباد، مرد خستگی‌ناپذیر این روزهاست که تلاش می‌کند با‌توجه‌به رسیدن روزهای پایانی سال و شروع بازدیدها و گشت‌وگذار شهروندان، باغ را برای سال تازه آماده کند. گپ‌وگفت ما با رضا داوطلب، درباره باغ و پروژ‌هایی است که قرار است برای استفاده عموم در آن به بهره‌برداری برسد.

سالانه چه مقدار برای نگهداری و تجهیز پارک هزینه می‌شود؟

در سال جاری، ۹میلیاردو۵۰۰میلیون‌تومان هزینه کرده‌ایم.

امسال چه پروژه‌های جدیدی قرار است در پارک به بهره‌برداری برسد؟

چند پروژه داریم که قرار است تعدادی از آنان تا اوایل سال۹۶ به بهره‌‌برداری برسد. استخر روباز، باغ صخره‌ای، ایجاد باغ توقفگاه و دیوارسازی حاشیه رودخانه، بخشی از این برنامه‌هاست که قرار است در آینده‌ای نزدیک به بهره‌برداری برسد.

سالانه چقدر خسارت مردمی به درختان باغ وارد می‌شود؟

مقدارش کم است اما آن‌طور نیست که بگوییم اصلا وجود ندارد. این دست خسارت‌ها در روزهای گرم سال در تعطیلات به‌ویژه ایام عید و روز طبیعت رخ می‌دهد. آتش‌سوزی ناشی‌از برپایی آتش برای پخت‌وپز و شکستن درختان برای تهیه هیزم از مواردی‌ است که باعث آسیب به درختان باغ می‌شود. البته تاکنون به‌دلیل تمهیداتی که اندیشیده شده و نظارت دقیق، با آتش‌سوزی‌های بزرگ مواجه نشده‌ایم. علاوه‌براین درختان مثمر نظیر توت و گردو در وقت باردهی به‌خاطر شکستن شاخه‌ها بسیار آسیب می‌بینند که امیدوارم شهروندان خوب شهر بهشت، این نکات را مدنظر قرار دهند و تفرجگاهی را که برای آنان به یادگار گذاشته شده است، حفظ کنند.

برای کسانی که به درختان باغ صدمه می‌زنند، چه جریمه‌ای در نظر گرفته شده است؟

آنان را وادار می‌کنیم که به‌ازای هر یک درخت آسیب‌دیده، پنج‌درخت بکارند.

برنامه یا طرحی برای فرهنگ‌سازی این مسئله در نظر گرفته شده است؟

بنرها و بروشور‌های آموزشی نصب و البته گاهی کلاس‌هایی نیز درباره این موضوع برگزار شده است.

..........................................

 

  • خاطرات سیدتقی حسینی از حاج‌حسین آقا ملک

 

تجارت عتیقه 

101710.pngحاج‌حسین‌آقا ملک خیلی اهل مطالعه بود و خاطرم هست که یک کتاب قطور تاریخ داشت که همیشه همراهش بود. از خاندان بانفوذ و دارای مال و منال بود. یک بار از او پرسیدم: «آقا شما چطور به این ثروت عظیم دست پیدا کردید؟» در جوابم گفت: «این فضولی‌ها به تو نیامده، بچه!» اما من دست‌بردار نبودم و گفتم: «می‌خواهم یاد بگیرم.» این‌بار در جوابم گفت: «پسرجان! من تجارت کرده‌ام.» یکی از علایقش، خرید و فروش عتیقه بود. کالاهای عتیقه را به کشورهای خارجی می‌برد و آن‌ها را با قیمت زیاد به خارجی‌ها می‌فروخت.

 

پول مفت نمی‌داد

حاج‌حسین آقا پول مفت به کسی نمی‌داد. درازای پولی که می‌داد، کار یا هنری را مطالبه می‌کرد. اگر کسی برای گدایی به در خانه می‌آمد، او را رد می‌کرد ولی به هر کسی در ازای هنری که داشت، پول می‌داد؛ مثلا اگر مطربی می‌کرد، ساز می‌زد یا سقا و دوره‌گرد بود، ردش نمی‌کرد و می‌گفت: «در ازای کاری که انجام می‌دهد به او پولی بدهید.» اما به کسی که خالی می‌آمد و دست دراز می‌کرد، توجهی نشان نمی‌داد.

 

طلبم به مردم را بخشیدم

رعیت حاج‌حسین آقا ملک، خیلی او را دوست داشتند. خودش بخشنده بود اما داروغه‌ای داشت به اسم محمدخان که خیلی به مردم سخت می‌گرفت. یک‌بار که حاج‌حسین برای سرکشی آمده بود، دید که لباس کارگران، پاره است و رنگ به رخساره ندارند. با عصبانیت گفت: «این چه سر و وضعی است دیگر!» محمدخان پرید میان حرفش که «آقا مردم به شما بدهکارند؛ من هم حقوق و مزد دستشان را می‌گیرم.» حاج‌حسین عصبانی‌تر شد و با فریاد گفت: «مال من است، مرتیکه! مال تو که نیست به‌زور مطالبه می‌کنی. برو و رخت و لباسشان را درست کن. من همه طلبم را به کارگرانم بخشیدم.»

..........................................

 

سیدتقی حسینی‌حصار از هشت‌سالگی تا به امروز که ۷۴سال دارد باغبانی کرده است

  • وکیـــل درخت‌های وکیل‌آباد

 

هما سعادتمند- نمی‌شود از درخت‌های مشهد حرف زد و اسم سیدتقی حسینی‌حصار را از قلم انداخت؛ پسر سید‌علی حسینی‌حصار، باغبان حاج‌حسین آقای ملک، که این روزها حکم بابای باغ وکیل‌آباد را دارد، یکی از قدیمی‌ترین باغبان‌های این شهر است که قد خمیده کرده تا قامت درخت‌های شهر استوار بماند. به گفته خودش هشت‌سالی بیشتر نداشته که دست توی دست پدرش، وارد دستگاه ملوکانه حاج‌حسین ملک می‌شود و با ۱۰شاهی مزد ماهیانه، وردست دیگر کارگران باغ می‌ایستد و تا به امروز که حکم باغبان اولی را توی مشت دارد، همچنان سایه ‌اش، حافظ درختان باغ است و دست‌های مهربانش به کار کاشتن، مشغول. نزدیک‌شدن به فصل جانداری طبیعت و روز درخت‌کاری، بهانه‌ای شد تا خاطرات او را که برگی است از اسناد تاریخ شفاهی این شهر، ورق بزنیم و از ناگفته‌هایش درباره درختان باغ وکیل و وکیل‌الرعایای شهر مشهد بشنویم.

 

101707.jpg

 

بیشتر از ۱۰۰هزار درخت کاشته‌ام

۷۴بهار را زمستان کرده و به گفته خودش، طی همه این سال‌ها‌، بیش‌از ۱۰۰هزار درخت کاشته است. مردی که نفسش به نفس درختان باغ گره خورده، با اینکه سال‌هاست مهرِ پای حکمِ بازنشستگی‌اش در سازمان فضای سبز شهرداری مشهد خشک شده، همچنان پای کار است تا رنج سالیانی که بر خود برده و می‌برد، گنج شهر مشهد را سبز نگه دارد.

 

حاجی شناسنامه باغ است

پای حرف‌هایش که می‌نشینیم، نام درختان از دهانش نمی‌افتد. مدیر باغ با لحنی که مزاح را چاشنی‌اش کرده، می‌گوید: «به سید گفته‌ایم کت و شلوار بپوشد و کراوات‌زده در باغ قدم بزند و دستور بدهد اما خودش قبول نمی‌کند. گلبانگ اذان صبح که سر گلدسته‌ها می‌پیچد، لباس باغبانی‌اش را تن می‌کند و مشغول سرکشی به درختان باغ می‌شود، شاخه‌های شکسته را برمی‌دارد، خشک شده‌ها را هرس می‌کند، گل می‌کارد و نهال توی خاک می‌گذارد؛ در کل حاجی شناسنامه باغ است و یکی از کسانی‌ است که درختان باغ را نه با آب که با عرق جبین، سبز نگه داشته است.»

 

آن چنارها را من کاشته‌ام

خودش حرف را می‌برد سمت اولین درخت‌هایی که کاشته؛ «‌چند چنار پشت دفتر قدیمی باغ وجود دارد که آن‌ها را من کاشته‌ام. خاطرم هست که توی دوره‌ای که حتی فرغون نبود، سنگ‌ها را جمع می‌کردم و با زنبر به این طرف و آن طرف می‌بردم و با آن چاله‌ پر می‌کردم یا دور درخت‌هایی را که کاشته‌ام، سنگ‌چین می‌گذاشتم. سن و سالی نداشتم و گاهی پدرم به داد می‌رسید تا بتوانم کارم را درست انجام دهم. حالا آن چنارها سر‌به‌فلک گذاشته‌اند اما زمانه، آن‌قدر قدم را خمیده کرده که انگار دارم به زمین می‌رسم.»

 

هر درخت با جنبان به قراری یک ریال

کلام بعدی‌اش می‌رسد به تعداد درختان باغ تا این‌طور توضیح دهد: «باغ از ابتدا هم درخت داشت و عمومشان سپیدار بود و اشن. اما تعدادشان این اندازه نبود؛ با این‌همه آن‌قدر بود که کسی توان شمارش آن‌ها را نداشته باشد. خاطرم هست همان دوران چند تاجر از ترکیه آمدند و خواستند که باغ را از حاج‌حسین بخرند. حاج‌حسین هم گفت: «درختان باغ را بشمارید. هر درختِ با جنبان(درختی که سایه داشته باشد) به قراری یک‌ریال. زمینش را هم رایگان می‌دهم. تاجران بنا گذاشتند به شمارش درختان و چندساعتی به این کار مشغول بودند اما یک جایی بریدند و دیدند که نمی‌شود درختان باغ را در شمار آورد. برای همین هم از صرافت خرید باغ افتادند و رفتند.»

 

تفرجگاه قدیم شهر

سیدتقی خاطرش هست باغ وکیل که تنها تفرجگاه شهر بوده، درختان مثمری داشته که میوه‌اش به مصرف عمومی می‌رسیده: «این‌ درختانی که حالا جان گرفته‌اند شاید درختان دوره پنجم باغ هستند که هر ساله جایگزین خشک‌شده‌ها می‌شود والا که زمان کودکی من، زمین اینجا تمام باغ زردآلو بود. ورودی سمت کوهستان‌پارک هم باغ آلبالو بوده که حالا از بین رفته است. وجود باغ و رودخانه‌ای که در این ناحیه جریان داشت، مزید بر علت بود تا هر هفته باغ وکیل، تفرجگاه عمومی مردم شهر باشد و تمام آن میوه‌ها هم به مصرف عموم می‌رسید؛ یعنی حاج‌حسین آقای ملک دستور داده بود که مردم را آزاد بگذارند تا تفریح کنند.»

 

از درخت، سایه‌اش را دوست دارم

سیدتقی معتقد است که کار باغبانی سخت نیست، یعنی آدم به هر کاری که عشق ورزید و آن را با علاقه به انجام رساند، برایش آسان می‌شود؛ «از درخت، سایه‌اش را دوست دارم. یک عمر است که به‌واسطه همین چتر سبز است که نان سر سفره خانواده‌ام برده‌ام؛ برای همین هم از جان و دل برایش زحمت می‌کشم. تابه‌حال هم اجازه نداده‌ام در تمام این سال‌ها خسارت بزرگی به باغ وارد شود یا درختان گزندی ببینند. مثلا پیش از انقلاب، بودند جوانانی که می‌آمدند مشروب می‌خوردند و بعد هم که حالت طبیعی‌شان را از دست می‌دادند، به درختان آسیب می‌زدند یا باعث آتش‌سوزی می‌شدند که باغبان‌ها از پیشروی آتش جلوگیری می‌کردند. البته حاج‌حسین‌آقا ملک می‌گفت تا می‌توانید مزاحم مردم نشوید و اجازه دهید راحت باشند ولی خسارت‌زدن به باغ را هم نمی‌پذیرفت.»

 

روزی می‌رسد که از زمین، آدم می‌جوشد

از سید می‌پرسیم چرا حاج‌حسین این همه درخت کاشت و بعد هم وقف کرد، که این‌طور جواب می‌دهد: «هیچ کس نمی‌داند که چرا حاج‌حسین تصمیم به وقف باغ وکیل‌آباد گرفت، یعنی وقتی حرفی می‌زد هیچ کس دیگر قادر نبود رأی و نظر او را برگرداند. خاطرم هست که دستور می‌داد زمین‌ها را هموار کنند و درخت بکارند. یک‌بار رفتم جلو و گفتم: «آقا، این همه درخت می‌خواهید چکار؟ نه به کار خودتان می‌آید و نه به کار مردم. بس است دیگر.» جواب داد که «تو نمی‌فهمی پسر جان. یک روزگاری بیاید که این هم برای مردم کم باشد.» گفتم: «چه خبر است آقا! مگر قرار است از زمین جای آب، آدم بجوشد؟» جواب داد که «بله. روزگاری می‌رسد که از زمین، آدم می‌جوشد.» خدا رحمتش کند، حالا که جمعیت شهر را می‌بینم، معنی حرف حاج‌حسین‌آقا را درک می‌کنم.»

 

ما کاشتیم، شما نگه دارید

حرف آخر باغبان پیر شهر به این چند جمله ختم می‌شود که: «میراث بزرگی به مردم شهر رسیده که باید قدرش را بدانند. ما هم عمرمان را پای آبادانی این درخت‌ها گذاشتیم و غیر از ماندگاری درختان این باغ چیزی نمی‌خواهیم. تنها حرفم با مردم، این است که قدر این گنج بزرگ را بدانند و با حفظ درختان، میراث سبز شهرشان را ماندگار کنند.»

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی