کد خبر : 72826
/ 22:55
دکتر احمد توکلی ، رئیس هیئت مدیره دیدبان شفافیت و عدالت از تجمل گرایی مسئولین و منحرف شدن سیستم نظارتی می گوید؛

فساد اقتصادی سیستمی شده است

تجمل‌گرایی و رفاه‌زدگی مسئولان، از مسائلی است که متاسفانه به‌تدریج پس از پایان جنگ تحمیلی گریبان‌گیر این کشور شد.

فساد اقتصادی سیستمی شده است

به گزارش شهرآرا آنلاین

خبرنگار: سلامی

با اینکه رهبر معظم انقلاب بارها در سخنرانی‌های مختلف مسئولان را از تجمل‌گرایی بر حذر داشته‌اند، بااین‌حال عده‌ زیادی از مسئولان هستند که از خواب غفلت بیدار نشده‌اند و در تجمل‌گرایی غرق شده‌اند. این هفته برنامه تلویزیونی «گرا» میزبان دکتر احمد توکلی بود و در این برنامه به ابعاد مختلف تجمل‌گرایی مسئولان و فساد سیستمی‌ پرداخته شد.

 

هر چه از انقلاب گذشت، مسئولان رفاه‌طلب‌تر شدند

در ابتدای انقلاب، مردم با مسئولان انقلاب همراه‌تر بودند و به مسئولان اعتماد می‌کردند؛ ولی رفته‌رفته موج رفاه‌طلبی در بین مسئولان رواج پیدا کرد. چرا اینطور شد؟ 

من به گذشته برمی‌گردم و خاطره‌ای عنوان می‌کنم. تقریبا حوالی سال69 بود که یکی از مسئولان به دعوت یک شرکت مخابراتی ژاپنی، به سفر پانزده‌روزه به‌همراه خانواده به توکیو و سئول دعوت شد. 

هم‌زمان این شرکت ژاپنی سرگرم مذاکره با وزارت پست، تلفن و تلگراف بود تا سوئیچ به وزارتخانه بفروشد. هدف از مسافرت رایگان خارجه در اینجا مشخص شد. این مسئول دعوت شده بود تا برای خود نفوذ بخرد و از طرف آن مسئول پشتیبانی شود. من این مطلب را آن‌زمان در روزنامه نوشتم و باعث مشکلاتی شد؛ ولی درنهایت یکی از مراجع دراین‌باره گفت که اعلام عمومی‌ این مطلب کار صحیح و مناسبی بود. 

بنده به چین سفر کردم و در آن سفر به وزارت کار چین رفتم. یادم می‌آید ساختمان وزارت کار چین بسیار ساده بود و فضای تجملاتی که مخصوص یک وزارتخانه بود، دیده نمی‌شد. باور کنید تمام پذیرایی آن‌ها با یک فنجان چای سبز بود. مسئولان چینی با تواضع اعلام می‌کردند که ما ملت فقیری بودیم که با کار و تلاش، مشکلات خوراک و پوشاک مردم را حل کردیم و سال آینده مشکلات مسکن مردم چین را حل خواهیم کرد.

مسئولان ما قدرت را در شکوه می‌دانند. برخی مسئولان، تجملات را مایه عظمت می‌دانند. این‌گونه از افراد با حضرت امام(ره) نیز بوده‌اند و در پیروزی انقلاب نقش بازی کرده‌اند؛ ولی جدا از امام(ره) رفتار کردند. متاسفانه جریان به‌سمتی رفت که به‌تدریج، مردم، مسئولان رفاه‌زده را جزئی از بدنه انقلاب می‌دانند و دیگر مانند اوایل انقلاب، آن‌ها را عده‌ای از مسئولان خطاکار فرض نمی‌کنند، بلکه با دولت همراه می‌بینند.

 

صحبت هایی مطرح می شود که نوع برنامه ریزی و بودجه نویسی کشور نوعی از اثر رفاه‌طلبی را در خود نشان می‌دهد مشکل کجا است؟

مشکل زمانی است که مسئولان کشور دچار رفاه‌طلبی و تجملات می‌شوند. منش و خط فکری آن‌ها نیز تغییر پیدا می‌کند. تصمیمات آن‌ها به‌سمت ثروتمندان پیش می‌رود و به‌سمت آنان تغییر‌دیدگاه می‌دهند. مشکل اینجا نیست اگر یک مسئول وقتی تجمل‌زده می‌شود، فقط به خود آسیب می‌زند؛ بلکه خوی اشرافیگری و کاخ‌نشینی مسلط می‌شود و وقتی که می‌خواهند بودجه یک‌میلیون و 86هزارمیلیارد تومان را تخصیص دهد، اثر آن در این تخصیص‌دهی مشخص می‌شود. اوایل انقلاب نرخ رشد منفی داشتیم، ولی توزیع درآمد بهتر شده بود؛ زیرا مسئولان به مستضعفان اهتمام ویژه‌ای داشتند.

 

وقتی مسئولان دیگر قناعت به حقوق‌های معمولی نکنند، به‌سمتی پیش خواهند رفت که خود را از هر راهی تامین کنند پس قشر مستضعف در کجای این مسائل است؟

بعد از اینکه مستضعفین به قشر آسیب‌پذیر تغییرنام دادند، این یک ضعف بزرگ بود و اشکال داشت؛ چون مستضعف کسی است که به استضعاف کشیده شده است و دیگری فاعل این امر است، ولی قشر آسیب‌پذیر یعنی کسی که خودش فقر را پذیرفته است. می‌شود گفت که می‌خواست نپذیرد. برخی می‌گویند که به‌ناچار عده‌ای نیز زیر چرخ‌های پیشرفت بالاخره نابود خواهند شد. حتی بدتر، در هیئت‌دولت اعلام شده بود چون سیاست‌های مالی شکاف‌های اقتصادی بین غنی و فقیر را بیشتر می‌کند؛ بنابراین باید پلیس ضدشورش را در سراسر کشور تقویت کنیم. این نگاه اشتباهی بود که از بیرون آمد. اگر مسئولان به‌سمت تجمل و رفاه گرایش پیدا کنند، به‌سمت غرب هم تمایل پیدا می‌کنند. آنجا کانون مادیات و رفاه است. اگر کسی اسلاید این رفاه را در آنجا ببیند، شیفته آنجا خواهد شد؛ ولی اگر فیلم کامل آن را ببیند، خواهد فهمید که چقدر جرم و جنایت شد تا این رفاه پدید آمد. بله، اگر کسی رفاه‌زده شود، در زمان تخصیص منابع نگاهش تغییر پیدا می‌کند و قواعد هم تغییر پیدا می‌کند و درنهایت تصمیمات باعث اختلاف‌طبقاتی می‌شود.

ازلحاظ دینی هم وقتی مسئولان رفاه‌زده می‌شوند، مردم از آن‌ها جدا می‌شوند. امیرالمومنین علی‌(ع) می‌فرمایند یکی از دلایل فقر مردم، تمایل مسئولان به زراندوزی است. مقام معظم رهبری درزمینه حقوق‌های نجومی‌ فرمودند که این رفاه‌طلبی مسئولان است که حقوق‌های نجومی‌ را پدید آورد. 

 

مقام معظم رهبری در چند وقت اخیر به‌شخصه وارد این موضوع شدند و حتی به خودروی اشخاصی که در درس حضرت آقا حاضر شده بودند، ایراد می‌گرفتند که چه ماشین گران‌قیمتی است. مردم در یک دوگانگی هستند که چطور مقام معظم رهبری در این درجه از حساسیت هستند و مسئولان به این سمت‌وسو حرکت می‌کنند؛ حتی در قضیه حقوق‌های نجومی‌، یکی از دختران کسانی که این حقوق‌ها را دریافت می‌کرد، عنوان کرد که پدرم فقط سهمش را از انقلاب دریافت کرده است.

بعد از پنجاه سال کار سیاسی من این نکته را فهمیدم که در افق قابل‌رویت فعلی، کودتا، جمهوری اسلامی‌ ایران را تهدید نمی‌کند. تهاجم نظامی‌ هم تا‌به‌‌الان این‌چنین بوده که باعث اتحاد و همگرایی ملت می‌شود و حتی مخالفان میانه را در وضعیتی قرار می‌دهد که از حکومت حمایت کنند. انقلاب مخملی هم در چند سال گذشته ثابت کرد که راه به جایی نخواهد برد؛ ولی یک‌چیز به تایید دین و علم اقتصاد سیاسی و تجربه بشری، وجود دارد که این «فساد» است که می‌تواند جمهوری اسلامی‌ را ساقط کند. تاکید می‌کنم ساقط می‌کند. خدا برای هیچ امتی چک سفیدامضا ننوشته است. 

خداوند در قرآن می‌فرماید که شما باید در مسیری باشید که نصرت الهی نیز همراه شما شود. ازلحاظ دینی عرض می‌کنم. در زمان پیغمبر‌اکرم(ص) زنی به‌نام فاطمه بنی مخزون ازقبیله بنی‌مخزون که جزئی از قریش بود، دزدی کرد (گویا اولین زنی بود که دست به سرقت می‌زد). بسیاری از افراد قریش گفتند که اگر حد بر این زن جاری شود، آبروی قریش خواهد ریخت. آن‌ها اسامه بن زید را که در نزد پیغمبر(ص) عزیز بود، واسطه کردند که در نزد پیغمبر(ص) میانجیگری کند. پیغمبر(ص) وقتی این مطلب را شنیدند، به‌شدت رنگ صورت مبارک تغییر پیدا کرد و از شدت عصبانیت سرخ شدند. پیغمبر(ص) میانجیگری را قبول نکردند و فرمودند که امت‌هایی در گذشته منحرف شدند که زمانی یک فرد بلندپایه دست به جرمی‌ می‌زد، تبرئه می‌شد و همان جرم را اگر یک فرد معمولی انجام می‌داد، مجازات می‌شد. به‌همین‌دلیل امت‌های پیشین منقرض شدند.

 

حتی بحث از این هم فراتر می‌رود. در این راه به‌دنبال توجیه می‌گردند؛ یعنی این افرادی که شما مثال زدید، در این کار توسط دیگران توجیه می‌شوند. مسئولی گفته بود: «آن‌قدر بحث از اختلاس و دزدی نکنید و روحیه مردم را خراب نکنید. وقتی که ما یک سدی را می‌سازیم و مثلا 10میلیارد خرج می‌کنیم، ممکن است که از قِبَل آن 500میلیون هم اختلاس شود؛ اما این سد برای مملکت می‌ماند و هیچ‌کس نمی‌تواند از این سد اختلاس و دزدی کند.»

البته فردی که این نکته را گفته است، خوب می‌داند که این سد بیشتر از این درمی‌آید. در این وضعیت، سد خوب ساخته نمی‌شود، گران ساخته می‌شود، زود نشت می‌کند، زود رسوب می‌کند، دیر به بهره‌برداری می‌رسد؛ به‌علاوه در همان دوره‌ مذکور، ساخت‌وساز و آبادانی بسیاری صورت گرفت، ولی دیدیم که رضایتمندی مردم بیشتر نشد، بلکه کاهش یافت. این‌ها با این حرف‌ها قصد تئوریزه‌کردن این فساد را دارند. دراین‌باره چند دهه قبل در اقتصاد عنوان می‌کردند که فساد در اقتصاد به‌مثابه گریس برای خودرو می‌ماند. اگر فساد نباشد، کار پیش نمی‌رود؛ بلکه تا حدی از آن لازم است. بعد که جلوتر قدم نهادند، دیدند که این کار امکان‌پذیر نیست، بلکه آن گریس مذکور نیز خاصیت خود را از دست می‌دهد؛ چون آن گریس، تقلبی است. بنابراین در اقتصاد سیاسی این حرف اصلا پذیرفتنی نیست. الان اقتصاددانان به‌اتفاق می‌گویند که فساد، کمِ آن هم، زیاد است. آن‌ها تازه به حرف دین ما رسیدند. 

 

حضرت امام‌(ره)‌ می‌فرمودند که هر مسلمانی در جامعه اسلامی‌ می‌تواند زمامدار را در حضور سایرین به استیضاح کشد و آن زمامدار در پاسخ باید جواب قانع‌کننده‌ای داشته باشد و اگر قادر به پاسخ‌گویی نباشد، خود‌به‌خود معزول است.

ولی ما متاسفانه از این شرایط فاصله داریم. وقتی که فساد حاکم شد، هر چیزی کارکرد خود را از دست خواهد داد و امور از نظم در خواهد آمد. ما عنوان می‌کنیم با فساد، اقتصاد رو‌به‌اضمحلال می‌رود، سرمایه‌گذاری پرریسک می‌شود، رشد اقتصادی کاهش می‌یابد و درآمدها نابرابر می‌شود و ازلحاظ سیاسی هم، فساد باعث پیوند قدرت و ثروت می‌شود. در شرایط فساد، آدم‌های فاسد در انتخابات هزینه بسیاری می‌کنند و پیش‌خرید نفوذ می‌کنند و صدبرابر آنچه خرج کرده‌اند، به دست می‌آورند. دراین‌صورت، انتخابات دیگر میزان رأی مردم نمی‌شود و حتی استقلال کشور را به خطر می‌اندازد؛ زیرا استقلال، سیاستی مبتنی‌بر یک خودباوری است و با این خودباوری است که فرد می‌تواند مذاکره خارجی کند. اسلام مذاکره‌کننده‌ای می‌خواهد که به دین و پشتیبانی مردم متصل باشد و بتواند محکم و استوار مذاکره کند. آخرین چیزی که با فساد به خطر می‌افتد، دین مردم است. مردم می‌گویند اگر دین چیزی است که شما آن را بدین‌گونه دارید، ما آن را نمی‌خواهیم. جوانان می‌گویند شما بعد از سی‌چهل سال به اینجا رسیدید، چرا ما از اول این‌چنین نشویم و به خود سختی بدهیم. دین‌گریزی پدید می‌آید و به‌دنبال آن دین‌ستیزی هم پیش می‌آید.

..........................................

 

  • چرب و شیرین دنیا، مانعی برای شفافیت سازی 

 

مقاومت دربرابر شفافیت ناشی از مطامع مادی است. در مجلس، نمایندگانی مانند دکتر دهقان (نماینده طرقبه و چناران) و امیرآبادی (نماینده قم) که از موسسان دیده بان شفافیت و عدالت هستند و همین‌طور عده‌ای دیگر سعی کردند طرحی را اجرا کنند که براساس آن، سایتی طراحی شود و میزان دریافتی‌های هرکس مشخص شود تا عموم مردم آگاهی یابند و شفاف‌سازی به عمل آید. این طرح رأی آورد. 

 

یکی از نمایندگان مجلس عضو هیئت مدیره هفت شرکت بود

گزارش کمیسیون تلفیق گفت «امکان‌پذیر نیست». سرو‌صدایی پدید آمد. من با آقای حاجی‌بابایی تماس گرفتم و ایشان فرمودند که «اشتباهی رخ داده و اصلاح می‌گردد» که اصلاح شد. طرح به صحن علنی آمد و در اینجا مسئولان شفافیت نامه‌ای به مجلس نوشت که چرا طرح این مسئله مهم است و نباید حذف شود. یکی از نمایندگان پیشنهاد داد که باید حذف شود و تقریبا نیمی ‌از رأی‌ها را به دست آورد. با جستجو در اسناد آشکار سازمان بورس، مشخص شد که نماینده مزبور در 7شرکت نیمه‌خصوصی و نیمه‌دولتی عضو هیئت‌مدیره است. این کار غیرقانونی است و هرچه پول گرفته، حرام است. منافع نمی‌گذارند که شفاف‌سازی عمل شود. 20روز قبل‌از اینکه این فیش‌ها افشا شود، من به معاون سازمان صندوق توسعه ملی گفتم که رئیس شما در ماه، 35میلیون تومان دریافتی دارد. به وی بگو که من می‌دانم. اگر او از این حقوق دست بکشد، من چیزی نمی‌گویم. معاون گفت «شما یقین دارید؟» گفتم بلی؛ 176ساعت اضافه‌کار می‌گیرد درصورتی‌که کل کار 175ساعت است؛ یعنی دوشیفته کار می‌کند! 

بعدازظهر رئیس صندوق زنگ زد و گفت که می‌خواهم به دفترتان بیایم و گزارشی بدهم. به دفتر آمد و بعداز گزارش، گفت که من نه کارخانه‌ای دارم و نه سهامی‌ و فقط همین حقوق را دارم. گفتم اضافه‌کاری که شما رد کرده‌اید برای آن آبدارچی است که پیوسته به شما و سازمان خدمات می‌دهد و از صبح تا شب حتی بعداز شما در صندوق می‌ایستد و دیروقت به منزل بازمی‌گردد، نه شما. رئیس پاسخ داد که من با 15میلیون حقوق زندگی‌ام نمی‌چرخد. پاسخ دادم که چگونه زندگی می‌کنید که زندگی‌تان با این حقوق نمی‌گذرد؟ به نظر بنده این حرف بسیار شرم‌آور بود. وی پاسخ داد که بنده شما را خیرخواه خود می‌دانم. علت حرف وی این بود که قبلا یک‌بار کمیسیون بودجه رفته بودند تا از صندوق بازدید به عمل آورند. 

 

به برخی افراد لپ تاپ و کارت هدیه داده بودند

در مراجعت از صندوق، به هریک از افراد یک لپ‌تاپ پیشرفته داده بودند که بعدها فهمیدم یک کارت‌هدیه 500هزارتومانی نیز همراه آن بوده است. آقای امیرآبادی به من زنگ زد و ماجرای هدیه را گفت و از من پرسید که با این هدیه چه کنم؟ من پاسخ دادم که اگر من بودم، یک نامه به صندوق می‌زدم و هدیه را پس می‌دادم. تا جایی که می‌دانم، تعدادی هم پس دادند ولی از بقیه خبر ندارم؛ ممکن است پس داده باشند. من اطلاعی ندارم. من به رئیس صندوق زنگ زدم و گفتم این چه کاری بود که کردی؟ گفت «هدیه، رسمی ‌است که همه انجام می‌دهند». گفتم اگر هدیه را از بیت‌المال داده باشی که حرام است و اگر از پول خودت داده باشی، رسم بدی را ترویج می‌کنی؛ چون توقع ایجاد می‌کنی. پیغمبر(ص) می‌فرمایند «هدیه مسئولان حرام است». خلاصه رئیس صندوق گفت که من قول می‌دهم از حقوق دریافتی خود این ماه 7میلیون را نگیرم. من در دلم خندیدم و گفتم چه بگویم؛ خیلی ممنون. بعدها فهمیدم که وی 57میلیون تومان حقوق می‌گرفت. دولت درخصوص حقوق‌های نجومی‌اول خوب به میدان آمد و مقام‌معظم‌رهبری هم خیلی در این مورد امتیاز دادند. ایشان فرمودند که شما در این مورد ضابطه‌ای برای حقوق‌ها بگذارید و حتی دفتر من هم باید از شما تبعیت کند. آقای رئیس‌جمهور، این حکم حکومتی است و به آن عمل کن. اگر عمل کنی، شایسته آن هستی که دوباره در رأی‌گیری انتخاب شوی. 

..........................................

 

دریچه یک/

دستگاه‌های نظارتی دربرابر فساد کجایند؟

 

یک مصلحت‌اندیشی وجود دارد که ما اگر فلان مطلب را بگوییم، به فلان ‌کس برمی‌خورد و لذا آن را عنوان نمی‌کنیم. بعد، یک‌باره «بی‌بی‌سی» و «وی‌اُو‌اِی» تحلیل خودش را می‌کند و اعتماد از بین می‌رود. برادر شهید بنده در بازرسی آموزش‌وپرورش بودند. یک شب ما به منزل ایشان رفته بودیم و درعین‌حال برای ایشان هم قرار بود میهمان بیاید. ایشان به آشپزخانه رفت و به استقبال میهمانان نرفت. هرچه اصرار کردم، ایشان به پذیرایی نیامد. میهمانان دو نفر از یک موسسه آموزشی هوانوردی بودند. در پایان آن دو نفر هدیه‌ای دادند و وقتی برادر من آن هدیه را دید، شدیدا امر کرد که هدیه را برگردانید. هدیه را به آن دو نفر برگرداندم و محترمانه عذرخواهی کردم. هدیه یک تابلوی «ان‌یکاد» بود که با سکه بهار آزادی ترسیم شده بود.

بحثی که در موضوع مبارزه با فساد مطرح است که اولین‌بار یک جرم‌شناس آمریکایی در سال1939 آن را مطرح کرد. 

وی از «مجرمان یقه‌سفید» نام برد. یقه‌سفیدان در جامعه کسانی هستند که بسیار محترم هستند و در جامعه نفوذ دارند ولی با شیوه‌هایی که مردم آن را نمی‌شناسند، به چپاول مشغول می‌شوند؛ به‌عنوان‌مثال در کشور، کیف‌قاپی که در جلوی بانک می‌ایستد و مثلا کیف خانمی ‌را به سرقت می‌برد، سریعا تعقیب و دستگیر می‌شود و به مجازات می‌رسد، اما آن مدیرعاملی که در دفترش نشسته و با قلم خود رقم‌ها را جابه‌جا می‌کند چون فساد سیستمی ‌است و با خود همراهانی را دارد، می‌تواند از مجازات فرار کند. 

این افراد باعث انقراض جامعه می‌شوند؛ پس خطری که مستقیما ما را به‌سمت سقوط می‌تواند بکشاند، فساد رایج در جامعه است.

 

شفاف‌سازی، بهترین راهکار است

رسانه‌ها باید در این قسمت فعالانه وارد صحنه شوند؛ چراکه باید مردم را آگاه کرد. امام(ره) با آگاه‌سازی مردم انقلاب کردند. شفاف‌سازی، بهترین کار است.

مقام‌معظم‌رهبری با در صحنه نگه‌داشتن مردم انقلاب را حفظ می‌کنند. چاره‌ای غیر از این نداریم. وقتی که ما شفاف‌سازی نمی‌کنیم، دیگران آن‌طوری‌که می‌خواهند شفاف‌سازی می‌کنند. این برای مردم یأس خواهد آورد. 

ما هنوز بر سر سفره انقلاب نشسته‌ایم. ما می‌گوییم «چرا یأس؟ هنوز می‌شود مبارزه کرد». هنوز این محافل وجود دارد و می‌توان این‌گونه مصاحبه‌ها را انجام داد، یعنی مشخص است که انقلاب هنوز زنده است. 

زمانی نیست که بخواهیم وقایع را کتمان کنیم. اگر ما حقایق را عنوان کنیم مردم به حرف ما گوش خواهند داد و گوش آن‌ها نسبت‌به حرف‌های ماهواره‌های بیگانه، ایمن خواهد شد.

 

مبارزه عالمانه با فساد

عده‌ای می‌گویند که بنده اعتقاد دارم که همه سیستم فاسد است. اگر این چنین بود که بنده الان اینجا نبودم. در شرایطی که سازمان‌های مسئول مبارزه با فساد و ناظر خودشان به‌دلایلی آلودگی پیدا می‌کنند، سیستم به‌طورطبیعی نمی‌تواند از خودش دفاع کند. دقیقا مانند بدن انسان عمل می‌کند. 

زمانی که ویروسی به بدن ما حمله می‌کند، گلبول‌های سفید به ویروس حمله برده و آن را از بین می‌برند ولی اگر یک زمان خود گلبول‌سفید دچار آلودگی شود، چه اتفاقی می‌افتد؟! بیماری‌های متعددی می‌گیریم و با کوچک‌ترین نسیمی ‌هم سرما می‌خوریم. وقتی دستگاه‌هایی مثل مجلس، پلیس، قوه‌قضائیه، کمیسیون اصل‌نود و دیوان محاسبات که مسئول مراقبت و نظارت است، خوب مراقبت نکنند یا زمانی که فهمیدند، خوب مبارزه نکنند، در عمل مبارزه انجام می‌گیرد اما آن مبارزه کامل نیست. من به‌وضوح اعلام می‌کنم که نیست.

..........................................

 

دریچه دو / 

سازمان های مردم نهاد برای مبارزه با فساد پای کار باشند

 

فساد سیستمی ‌این است که کسانی‌که در سیستم‌ها دست برده و سوء‌استفاده‌های قانونی می‌کنند، عملا تصمیم قانونی را می‌گیرند، ولی به‌نحوی تصمیم‌گیری می‌شود که به‌نفع عده خاصی و به‌ضرر اکثریت باشد؛ به‌عنوان‌مثال در برنامه ششم، ماده‌ای آورده شده بود که خوراک گاز پتروشیمی‌ها به قیمت قبل‌از سال92 برگردد. چون ما در سال92، نرخ 2.5سنت را که مبلغ بسیار ناچیزی بود، به 13سنت رسانده بودیم و در آن زمان آن‌ها نتوانستند حریف ما بشوند؛ بنابراین در برنامه ششم سعی کردند که نرخ را به قبل برگردانند. دلیل آن این بود که آن آقایی که خودش نفع می‌بَرد، مسئولیت دارد. 

در اینجا یک تجمیع منافع پیش آمد. در اینجا «دیده بان شفافیت و عدالت» که یک سازمان مردم‌نهاد است، اعتراض کرد و برای نمایندگان نامه نوشت. 

وزیر نفت هم با ما موافق بود و در مجلس دفاع کرد که درنهایت، 153نماینده به حذف این بند رأی دادند. به‌عبارتی این تعداد نشان می‌دهد که اکثریت مجلس با کارهای خوب همراهی می‌کنند.

 

ضرورت استفاده از تجربیات ارزشمند

کشورهای موفق در مبارزه با فساد دو کار کردند که ما هم می‌توانیم آن‌ها را انجام دهیم. 

یکی آن دسته از دستگاه‌های رسمی‌که موردتهدید واقع می‌شوند، در این شرایط دولت‌ها سازمان مردم‌نهاد را تاسیس می‌کنند که مردم نیز به آن‌ها اعتماد بیشتری می‌کنند؛ مثلا در دیده‌بان شفافیت و عدالت، اطلاعات خوبی از مردم به ما می‌رسد و اگر برای ما مسلم شد که این اطلاعات درست است، ما از آن‌ها استفاده می‌کنیم. 

پس سازمان‌های مردم‌نهاد بین مردم و دولت واسطه می‌شوند و کار حاکمیت را سهل می‌کنند؛ زیرا برخی کارها که دولت باید پول خرج کند، دیده‌بان به  صورت رایگان انجام می‌دهد. 

کار مردم را نیز آسان می‌کند؛ زیرا کسی که مشکلی دارد و می‌خواهد عرض شکایتی نماید، شکایت‌نامه یک فرد با نامه‌ای که دیده‌بان تنظیم می‌کند و ازطرف 10نفر آدم سرشناس تاسیس شده است، فرق دارد. 

 

نیازمند آزادی بیشتر مطبوعات هستیم

کار دوم، آزادی بیشتر مطبوعات و رسانه‌هاست. اگر ما از شفافیت صحبت می‌کنیم یک حرف دینی را می‌زنیم. اسلام می‌گوید «امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر واجب است». امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند «امر‌به‌معروف و نهی‌ازمنکر مانند یک دریای بیکران می‌ماند و سایر عبادات مانند رطوبتی است که از دستان ما خارج می‌شود». امام‌حسین(ع) می‌فرمایند «اگر امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر انجام می‌شود، تمامی ‌فرایض انجام می‌شوند و اگر نقصان در امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر باشد، بقیه فرایض نیز معطل 

می‌مانند». اگر بخواهیم امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر کنیم اول باید ببینیم که کدام کار معروف و کدام کار منکر است. اگر ندانیم که آن‌ها چگونه عمل می‌کنند، چگونه می‌خواهیم امربه‌معروف و نهی‌از‌منکر کنیم؟ امام‌حسین(ع) می‌فرمایند «شفافیت یعنی مسئولان باید طوری کار انجام دهند که همه مردم وظایف خود را بدانند»؛ پس اگر شفافیت باشد، امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر میسر است. اگر ما نتوانیم به‌تنهایی امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر کنیم، طبق فتوای امام‌خمینی(ره) و مقام‌معظم‌رهبری، یارگیری واجب است. پس ما داریم یک کار واجب را انجام می‌دهیم و منتظر ثمره‌اش نیز هستیم.

کشورهای پیشرفته یک ستاد برای جلوگیری از فساد زیرنظر بالاترین مقام سیاسی تاسیس کرده و قضات آن را گزینش ویژه‌ای کرده‌اند. حرف من این نیست که قوه‌قضائیه قضات آزاده‌ای ندارد، بلکه باید این رویه تقویت شود.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی