کد خبر : 72811
/ 22:31
گفتگو با عباس لاجوردی به بهانه اکران بی‌سروصدای «جشن تولد»، اولین فیلم سینمایی مدافعین حرم؛

برخی‌ نمی‌خواهند این فیلم دیده شود

عباس لاجوردی را خیلی از ما از ساخت مستند «کدام آزادی» می‌شناسیم؛ مستند‌سازی که به‌دلیل اهانت‌های متعدد غرب به پیامبراسلام(ص) تصمیم به کاری شجاعانه می‌گیرد.

برخی‌ نمی‌خواهند این فیلم دیده شود

گفتگوی شهرآرا آنلاین

خبرنگار: حمیده وحیدی

عباس لاجوردی را خیلی از ما از ساخت مستند «کدام آزادی» می‌شناسیم؛ مستند‌سازی که به‌دلیل اهانت‌های متعدد غرب به پیامبراسلام(ص) تصمیم به کاری شجاعانه می‌گیرد. او برای تهیه این مستند به آمریکا سفر می کند تا با «تری جونز»، کشیش کلیسای فلوریدا که با افکار سیاسی در یازده سپتامبر اقدام به قرآن‌سوزی کرده بود، مصاحبه‌ای داشته باشد. 

باوجود حلقه‌ای امنیتی از صهیونیست‌ها که در اطراف این کشیش در آن زمان وجود داشته است، این کار غیرقابل انجام است؛ اما در اوج ناامیدی و در روز دوم سفرش این کشیش را در خیابان‌های نیویوک می‌بیند و از او می‌پرسد قرآن خوانده‌ای؟ که پاسخ «نه» را می‌شنود. 

این مستندساز برای تکمیل مستندش به دانمارک می‌رود و با «کورت وستورگارد»، کاریکاتوریست دانمارکی ضداسلام که نخستین کاریکاتورهای موهن علیه مقدسات مسلمانان و پیامبر‌اکرم(ص) را کشیده، مصاحبه می‌کند و در آن حقیقت ادعای آزادی را در کشورهای مدعی حقوق‌بشر به تصویر می‌کشد. حال چندروزی است که آخرین ساخته او، «جشن تولد»، که به‌حقیقت واقعی مظلومیت مدافعین و مردم سوریه می‌پردازد، درحال اکران است؛ اکرانی که چندان پرسر‌وصدا نبوده است. سوال اینجاست که چرا مانور تبلیغاتی اولین فیلم سینمایی بلند برای مدافعین حرم تا این اندازه در سکوت است؟

 

کمی‌درباره شرایط ساخت فیلم بگویید. چرا حتی در زمان تولید هم کمتر از این فیلم شنیدیم؟ داستان فیلم مربوط به چه زمانی است؟

ما چون می‌دانستیم برخی از مسئولین فرهنگی‌مان با ساخت فیلم برای مدافعین حرم مشکل دارند، عمدا سعی کردیم تمام مسیر را چراغ‌خاموش حرکت کنیم؛ حتی در حین ساخت فیلم هم اطلاع‌رسانی نکردیم. البته نمی‌خواستیم داعش هم از ساخت چنین‌فیلم‌ وسیعی خبردار شود. داستان فیلم مربوط به اول جنگ است، زمانی‌که تکفیری‌ها هنوز به ریف دمشق نرسیده‌اند. آن‌ها وقتی وارد زینبیه شدند، وحشیگری‌های زیادی کردند؛ آتش‌بار سنگینی می‌ریختند و اگر هم با آتش‌بار وارد نمی‌شدند، هرکسی را می‌دیدند سر می‌‌بریدند و حتی به بچه‌های کوچک هم رحم نکرده بودند. من سعی کردم در این فیلم حد خشونت را پایین‌تر بیاورم؛ چون واقعا تحمل‌کردن آن برای مخاطب سخت است. بعضی از افراد انتقاد کرده‌اند: چرا کارتان این‌قدر خشونت دارد، درحالی‌که باید بگویم درنهایت ۵درصد خشونت واقعی در سوریه را نشان داده‌ایم و اصلا این فیلم به نسبت آنچه می‌گذرد، خشن نیست.

 

شما در ساخت این فیلم تا ۳۰۰متری داعش جلو رفته‌اید و هیچ صحنه‌ای بازسازی نشده‌ است، درست است؟

بله. گاهی به‌خاطر موج انفجار هر چیزی را که از خانه‌ها به بیرون پرتاب شده بود هم جمع نکردیم و گفتیم بگذار مستند باقی بماند و بازیگر مجبور شود از روی آن عبور کند. تمام این آوارگی حقیقی است.

 

برای ساخت این فیلم و بیان پیام آن چقدر پیش‌تولید داشتید؟

تعداد سفرهایم را اصلا نشمردم؛ اما خیلی زیاد بود. در سه سال اخیر همین که امکان حضورم در آنجا فراهم شد، مکررا به سوریه سفر کردم. خبرنگاری در جشنواره فجر از آقای حاتمی‌کیا پرسید: «چرا برای مدافعین حرم فیلمی‌ نساختید؟ ایشان پاسخ داد: به‌ وا... خواستم، اما نشد.» حالا که عباس لاجوردی توانست این کار را انجام دهد، چرا باید شرایط اکران این‌گونه باشد؟ در یک سال اخیر آقای حاتمی‌کیا برای فیلم «بادیگارد» ققنوس گرفت و من برای «جشن تولد» همان جایزه را کسب کردم؛ اما چرا در اکران فیلم کمک نمی‌شود؟

 

خودتان فکر می‌کنید اکران فیلم «جشن تولد» چرا تا‌به‌امروز بی‌سروصدا بوده است؟

بگذریم از اینکه در پخش این فیلم واقعا رفتارهای بدی شده است. درحالی‌که فیلم در سال گذشته به جشنواره فجر راه پیدا کرد و همین‌طور افتخار داشت جایزه «عمادمغنیه» را از دستان دختر سردار سلیمانی نیز بگیرد. باوجوداین، یک سال از جشنواره گذشت و هیچ برنامه‌ای برای پخش فیلم اجرا نشد، بلکه اکران در بدترین زمان ممکن انجام شد. 

امیدوارم مردم قضاوت کنند و خود بگویند آیا هم‌اکنون زمان مناسبی برای پخش اولین فیلم سینمایی مدافعین حرم است؟ در تهران این فیلم درحال‌حاضر فقط در سینماهای محدودی روی پرده می‌رود که به‌جز سینمافردوسی در بهترین حالت سانس ده‌ونیم، دوازده‌ونیم و سه‌و‌نیم بعد‌ازظهر را به آن اختصاص داده‌اند؛ البته این زمان به «زمان مرده» در بین سینماگران معروف است. «جشن تولد» در سینما قدس مشهد هم همین هفته اکران می‌شود و فقط به تعداد انگشت‌شماری در کشور به این فیلم سینما اختصاص داده شده است. 

شاید توقع همه عوامل و دست‌اندرکاران بر این بود که حوزه هنری به این فیلم بهای بیشتری دهد؛ اما متاسفانه این اتفاق صورت نگرفت. هنگامی‌که سینماهای خوب و بزرگ دراختیار ما قرار نگیرد، قطعا بیننده هم کمتر به سراغ این فیلم خواهد رفت. ظاهرا برخی‌ها دوست ندارند که این فیلم دیده شود. این‌ها همان‌هایی هستند که نمی‌خواهند مدافعین برای دفاع به سوریه بروند. امیدوارم که این افراد بتوانند چه در دنیا و چه آخرت پاسخ مدافعین حرم، فرزندان و مادرانشان را بدهند. باید مسئولین به خاطر این خطایشان به حضرت‌زینب(س) و حضرت‌رقیه(س) پاسخ گو باشند. قطعا اکران ما را قبل از عید به‌خاطر فیلم‌های نوروزی برخواهند داشت؛ اما از تریبون رسانه شما استفاده می‌کنم و از مردم و خانواده‌های مدافع حرم مشهد می‌خواهم این فیلم را با خانواده‌هایشان ببینند و مطمئن هستم اکثر آن‌ها راضی خواهند بود.

 

نتیجه سکوت بر چنین‌فیلم‌های ارزشی را چه می‌بینید؟

این همان ولنگاری فرهنگی و نفوذ در جبهه انقلاب است. این دو عامل کاری کرده است که حضرت آقا بارها بابت فرهنگ، جامعه و مدیران ما تذکر داده‌اند. مدیرانی که گمان می‌برند مسئول فرهنگیِ غیرمتعهدی که فقط ظاهر مذهبی و دغدغه‌مند دارند کار می کنند؟ البته دراین‌میان مدیران خوب هم در قسمت‌های بالاتر وجود دارند؛ اما برخی از پایین‌دستی‌ها همیشه کار را خراب می‌کنند. ای کاش اگر نمی‌خواستند «جشن تولد» را پخش کنند و با اکران آن مشکل داشتند، همان ابتدای کار به من می‌گفتند: «با پخش این فیلم مشکل شخصی داریم» نه اینکه فیلم را به بدترین شکل به نمایش بگذارند. در اصل این مسئولین با این کارشان سر فیلم را بریدند. اگر داعش نتوانست در سوریه سر ما را ببرد، برخی‌ها خوب کار آن‌ها را کامل کردند. این فیلم با سرمایه شخصی افرادی ساخته شد که عشق حضرت‌زینب(س) را ‌لحظه‌ای از دل بیرون نکردند. این‌روزها می‌بینیم در کانال فیلم مردم بلیت نذر می‌کنند تا دیگران هم بتوانند حضور داشته باشند. واقعا این رسمش نبود که در حق مظلومیت مدافعین حرم چنین‌کاری انجام شود.

 

برخی تا صحبت ساخت فیلم و مستند جنگی پیش می‌آید، رقم‌‌ و دستمزدهای آن‌چنانی به ذهنشان می‌رسد.

این کار کاملا شخصی انجام شد و هیچ نهادی از ما حمایت نکرد. درد من از اکران بد فیلم هم این است که پاسخ این سوال داده شود تا مردم و به‌ویژه جوانان مدام نپرسند «چرا باید از سوریه دفاع کرد؟» آیا مسئولین فرهنگی دلشان می‌خواهد این فیلم در آمریکا پخش شود تا ببینیم دشمن چطور از فیلم حمایت خواهد کرد؟! آیا فیلمی‌که در محور مقاومت است، باید این‌گونه شود؟ همین داعش به عوامل ساخت فیلم ما دستمزدهای نجومی‌ پیشنهاد داده بود. این‌روزها بهترین‌های سینما را انتخاب می‌کنند تا تنها یک سر بریدنشان را فیلم‌برداری کنند؛ اما ما ایستاده‌ایم و هیچ کاری انجام نمی‌دهیم. همین‌تعداد از بچه‌های دغدغه‌مند را هم که کاری می‌کنند، آزار می‌دهیم. 

امیدوارم روزی بتوانم به حضور حضرت آقا برسم و همه این کارها را گزارش کنم. عده‌ای میلیاردها تومان بودجه را در کدام کار فرهنگی خرج کردند؟ همین که ساختمان‌های بزرگ و میزهای چوبی ساخته‌اند، کفایت می‌کند؟ اگر کار فرهنگی انجام دادیم، این‌تعداد ماهواره بر پشت‌بام‌ها چه می‌کند؟ عده‌ای عمدا مسیر فرهنگی را اشتباه می‌روند. باید به برخی مسئولین فرهنگی گفت: «تابلو برعکس شده است. برگردید و به پشت‌سرتان، به خون شهدا و آرمان‌های امام(ره) و انقلاب نگاه کنید.»

 

آیا از طرف دولت سوریه برای ساخت فیلم به شما کمک شد؟

تقریبا نیروهای سوری هیچ همکاری با ما نداشتند. وقتی فیلم ما تمام شد، نامه اسلحه و مهمات ما به ارتش هنوز درحال گردش بود، با آنکه چند ماه قبل مکاتباتمان را انجام داده بودیم، عملا هیچ اتفاقی نیفتاد. تیر مشقی تقریبا وجود نداشت و اگر به تیر مشقی احتیاج می‌شد، باید خودمان تیرها را مشقی می‌کردیم.

 

در همین شرایط نامساعد اکران، تا چه اندازه فیلم توانسته است رسالت خود را به سرانجام برساند؟

این فیلم حقیقت سوریه، مظلومیت، شجاعت و مظلومیت مدافعین حرم است. در همین مدت کوتاه اکران افراد مختلف از طیف های گوناگون از من تشکر کرده‌اند. سعی کردم فیلم را به‌همراه مردم تماشا کنم. 

..........................................

 

  • به جبهه انقلاب نفوذ کرده‌اند

 

آیا قبل از تولید فیلم و در مرحله پیش‌تولید هم برایتان سنگ‌اندازی شده بود؟

نفوذ چیست؟ اصلا چرا فکر می‌کنیم هر کسی که نفوذی است، حتما باید کروات داشته باشد؟ خیر! واقعا این‌طور نیست. برخی‌ها خوب بلدند ظاهرشان را درست کنند. دشمن زیرک است. فقط در لایه‌های زیرین کار می‌کند و خوب یاد گرفته است خودش را در لباس دوست قایم کند. دشمنان قبل از اینکه حمله کنند، چندین فیلم سینمایی پیشاپیش می‌سازند تا بتوانند به‌راحتی مردم کشوری را مستعمره خودشان بسازند. پنج سال از جنگ سوریه گذشته است، اما یک فیلم سینمایی درباره‌اش نساختیم. ولنگاری فرهنگی و نفوذ را این‌روزها کاملا به چشم می‌بینیم، همین است که حضرت آقا با صدای بلند از ولنگاری فرهنگی و نفوذ حرف می‌زنند. اصلا ببینید که تا چه اندازه این مسئله برای ایشان دردآور شده است که آن را به زبان می‌آورند. آقایان بهتر است به‌جای مجادله و نشان‌دادن خودشان، کاری هم برای فرهنگ انجام دهند. برخی‌ها تنها به‌دنبال بازی و کری‌خواندن با رقبایشان هستند. این روزمرگی‌ها و گزارش‌نویسی فقط مسیر کشور را تغییر می‌دهد.

..........................................

 

  • همگی بیمه حضرت‌زینب(س)بودیم

 

عوامل و بازیگران را چگونه برای فیلم بیمه کردید؟

من هیچ کسی را بیمه نکردم. هر کسی که با من در این فیلم همراه شد، مدافع حرم بود که از جانش گذشت. پیشنهاد دادیم ما را بیمه کنید؛ رئیس سازمان سینمایی سوریه به ما گفت: «بیمه نداریم.» گفتیم پس چه؟ گفت «فی‌امان‌ا...»؛ اما به‌قدری اخلاص در بچه‌ها وجود داشت که کسی چیزی به روی خودش نمی‌آورد، اتفاقا کمک هم می‌کردند؛ مثلا یکی از بازیگران تفنگ کلاش به گوشه چشمش خورد و بینی‌اش باد کرد. 

در آن لحظه به عوامل پشت‌صحنه گفت «نگران شدم، اگر تفنگ به چشمم می‌خورد، کار عقب می‌افتاد. الان که دارم فیلم را می‌بینم، هزاران بار خدا را شکر می‌کنم که دراین‌میان کسی کشته نشده است، به‌عنوان‌مثال برای طراحی صحنه نیاز به لاستیک داشتیم، همین که لاستیک را برداشتیم، ناگهان دیدیم بمبی کار گذاشته شده است. اگر آن بمب منفجر می‌شد، چه اتفاقی می‌افتاد؟ تازه این در مناطق پاک‌سازی شده بود. ما حتی یک پلان را هم در ایران نگرفتیم، برخی‌ها می‌گفتند خب صحنه‌ها را بازسازی کنید، اما به آن‌ها گفتم «سال‌ها در سوریه رفت‌وآمد داشتم، همه‌چیز باید حقیقی باشد.»

 

101630.jpg

 

..........................................

 

  • شلیک به گنبد در دمشق!

 

در صحنه‌ای از فیلم با آرپی جی به حرم حضرت‌زینب(س) شلیک می‌کنید، هنگام بررسی و دکوپاژ فیلم‌نامه، ساخت این صحنه تردیدآمیز نبود؟

من هیچ‌وقت نخواستم خودم را سانسور کنم، به‌ویژه جنگ اصلا شوخی‌بردار نیست. برای این پلان ما تقریبا مجوز همه‌جا را گرفته بودیم؛ اما مجوز با حقیقت فرق داشت. قرار بود به پشت‌بام برویم. به بچه‌ها گفتم بالا نیایید و از آن مجموعه چهل‌پنجاه‌نفری فقط پنج نفر حرکت کردیم. آن پنج نفر را هم خودم انتخاب کردم؛ شما تصور کنید ما می‌خواهیم صحنه‌ای را بگیریم که آرپیجی مسلح روی دوشمان است و به گنبد شلیک کنیم. آنجا هم چیزی به‌عنوان مشقی نداشتیم، خب! تک‌تیرانداز دارد ما را می‌بیند و تصور کنید آخرین باری که یک نفر از همین‌جا ایستاده و آرپی‌جی دستش گرفته، کسی بوده که واقعا قصد شلیک به حرم را داشته و اتفاقا شلیک او به گنبد اصابت کرده است. البته آن آرپی‌جی عمل نکرده و ما هم دقیقا می‌خواستیم همین را در فیلم نشان بدهیم، حالا با آن شرایطی که در سوریه وجود داشت، به نظرتان آن تک‌ تیرانداز چه می‌کند؟ آیا صبر می‌کند ببیند ما شلیک می‌کنیم 

یا خیر؟ مسلما شرایط به کار کردن در این وضعیت بسیار متفاوت است.

..........................................

دریچه یک/

  • بلبشوی فرهنگی!

 

آیا داعش شما را به‌طور‌مستقیم یا غیرمستقیم در حین ساخت این فیلم تهدید نکرده است؟

به‌طورمستقیم تهدید کرده است.

 

با تمام این مشکلات، آیا باز هم برنامه‌ای در آینده برای ساخت مستند یا فیلم برای سوریه دارید؟

صد در‌صد این اتفاق خواهد افتاد. خون من هم رنگین‌تر از مدافعین حرم نیست. من به هدف‌هایم فکر می‌کنم، نه اشخاص و این راه را با تمام سختی‌هایش با توسل به ائمه(ع) تمام خواهم کرد. این دنیا جایی برای درنگ است و تمام امید ما همین است که کارمان در راه انتظار حضرت مهدی(عج) قرار دارد. انتظار، فقط ذکر‌گفتن نیست. انتظار باید در عمل دیده شود. ما در حین کار به اندازه‌ای به داعش نزدیک شده بودیم که حتی پرچم آن‌ها را واضح می‌دیدیم. در یکی از نماهایی که بسیار نزدیک بود، دیدم یکی‌دو نفر ترسیدند، با مزاح رو به آن‌ها گفتم: «این پرچم اربعین امام‌حسین(ع) است» آن‌ها جواب دادند: «چه می‌گویی؟ پرچم اربعین امام‌حسین(ع) مگر این‌طوری است»؟! نوشته‌های پرچم را می‌بینیم و می‌خوانیم. این پرچم خود داعشی‌هاست». تعجب می‌کنم واقعا آن‌هایی که این‌روزها سنگ‌اندازی می‌کنند، آیا می‌دانند ازحال‌رفتن عوامل یعنی چه؟ خمپاره‌های متعدد و قطع صدا و تصویر یعنی چه؟ حتی در سوریه گفته می‌شود در برخی از مناطق سیگار هم روشن نشود، اما ما نور و پروژکتور می‌گذاشتیم. برخی مناطق به اندازه‌ای دست‌نخورده بود که ویروس‌های آن هم بکر بودند! 

جسدهایی که آنجا می‌افتاد، با خود ویروس و بیماری به‌همراه داشت و به‌واسطه ترکیب‌شدن با خاک و وزیدن باد، این خاک‌ها بر ریه عوامل می‌نشست و روزی که وارد منطقه ویران‌شده شده بودیم، بعد از یکی‌دو ساعت واکنش بچه‌ها به‌صورت واضح قابل مشاهده بود؛ اول با حالت تهوع شروع شد و کم‌کم از فردا صبح راهی بیمارستان شدند.

 

اهمیت ساخت کار مستمر در سوریه چیست؟

نباید فقط به «جشن تولد» اکتفا کرد؛ ذهن مردم ما هنوز درگیر این مسئله است که چرا ما در سوریه می‌جنگیم؟ چرا هزینه می‌کنیم و چرا شهید می‌دهیم؟ یک مسئول می‌تواند بگوید خب! نمی‌دانند که ندانند، اما من به مردم حق می‌دهم مردم باید بدانند چرا این اتفاقات رخ می‌دهد. اگر آن‌ها از واقعیت آگاه شوند، نه‌تنها مقابله نمی‌کنند، بلکه به حمایت از جبهه مقاومت نیز می‌پردازند. 

بنده آدم ناآشنایی به سینما نیستم. سال‌ها مستند ساخته‌ام و رسانه غرب را خوب می‌شناسم. مدرکم از دبیرستان تا دانشگاه سینما بوده است؛ اما واقعا این رسمش نیست. 

امیدوارم مسئولین عالی‌رتبه و شورای عالی انقلاب فرهنگی تجدیدنظری در انتخاب برخی مدیران فرهنگی انجام دهند. این‌روزها با بحران نفوذ روبه‌رو هستیم. برخی‌ها همین که فکر می‌کنند بلد شدند دوربینی را روشن کنند، پس مستندساز هم هستند. آیا هر کسی توانست چند پلان سرهم کند، مستندساز می‌شود؟! درصورتی‌که دیدیم وقتی شبکه من و تو راه‌اندازی شد، آن را دو قسمت کردند؛ یکی مستند و دیگری همه نوع فیلم. این افراد چرا برای این شبکه فیلمی‌ نمی‌سازند؟ ساخت «جشن تولد» ریسک بزرگی بود؛ اما وقتی قرار است کار بزرگ انجام دهی، باید دل بزرگ هم داشته باشی. 

بنده وقتی دنبال کشیش آمریکایی می‌روم، فکر می‌کنم ممکن است زندانی و شکنجه شوم؛ اما می‌دانم که برای راهم در خدمت به رسول‌ا... (ص) حرکت کرده‌ام. خدا خود از دل آدم‌ها بهتر خبر دارد و کمک می‌کند. بالاخره روزی این دنیای فانی می‌گذرد و هر کسی هر کاری هم انجام دهد، نتیجه‌اش را خواهد دید. همین‌جا از سرمایه‌گذارانم آقایان نصرت نوری و عباس فاتح که جهاد مالی کردند، تشکر می‌کنم.

..........................................

 

دریچه دو/

  • محسن اردستانی، کارگردان و مستند ساز: اگر دغدغه باشد، با بی‌پولی هم کار می‌سازیم

 

فکر می‌کنید چرا در این سال‌ها کار کمتری برای مقاومت انجام شده  و سینمایی قوی دراین‌باره نداریم؟

به نظر من، ما در فضای مستند هم خیلی کار نکردیم. «مرکز گسترش سینمای مستند تجربی» که وظیفه اصلی‌اش تولید مستند است، در این بخش کم‌کاری می‌کند. از سال۹۲ که جنگ سوریه آغاز شده است، ببینید چه تعداد کار در حوزه مقاومت ساخته‌اند. 

این دوستان درباره پیامک رئیس‌جمهور حاضرند کار بسازند، اما در حوزه مقاومت ورود نمی‌کنند؛ یعنی فضای دولتی ندارند. همین‌طور کسانی که کار ساخته‌اند هم چندان میزان تولید بالایی نداشتند، به‌ویژه در کشور سوریه که تولیدات ما بسیار کمتر شده است. 

در کل جبهه مقاومت، ما نسبت به کارهای سینمایی بسیار قوی‌تر بودیم. در گذشته ما حداقل در زمانی معین هر هفته شهید آوینی را پخش می‌کردیم؛ اما واقعا امروز چقدر کار کردیم؟ در پخش سینمایی هم کار کمی‌ سخت‌تر است. 

خود من امسال در جشنواره عمار سه آرزو کردم که یکی از آن‌ها همین ساخت سینمایی است که در این راه هر چند به فضای دولتی امیدی نداریم، اما امیدواریم بچه‌های جبهه انقلاب کمک کنند. آقای حاتمی‌کیا می‌گفت من از جنگ به سینما آمدم، احساس می‌کنم آن‌هایی که خود به جنگ سوریه رفته‌اند، بهتر است وارد فضای داستانی شوند.

 

از چه وقت گروه متحد فیلم‌سازی را تشکیل دادید؟

در فتنه۸۸ بسیاری از بچه‌های حزب‌اللهی همدیگر را شناختند و دور هم جمع شدند و کارهای خوبی را شروع کردند. در فضای جنگ سوریه و عراق همین اتفاق مجددا شکل گرفت؛ یعنی جبهه مقاومت افراد زیادی را به‌سمت خود کشاند و می‌توان گفت بحران فضای رویش جوانان انقلابی و حزب‌اللهی است که البته ریزش هم طبیعتا وجود دارد. 

آدم‌هایی که در این فضاها کار می‌سازند، آدم‌هایی هستند که دودوتاچهارتایشان را کرده‌اند و احتمال دارد جانشان را از دست بدهند. این آدم‌ها هم قابلیت حاتمی‌کیاشدن را دارند و هم قابلیت مخملباف‌شدن. پس می‌توانند هم آدم‌هایی خیلی قوی برای انقلاب باشند و هم آدم‌های خیلی مضر؛ ولی این را می‌خواهم بگویم که ما واقعا در این راه سختی کشیدیم که بهتر است کمتر دراین‌باره حرف بزنم.

 

فکر می‌کنید چه‌تعداد استعداد و نیروی انسانی آماده در حوزه مقاومت وجود دارد که این‌روزها بی‌استفاده مانده‌اند؟

بستری برای هدایت مستندسازان جوان به‌سمت نیازهای جامعه به شکل درست و حقیقی وجود ندارد. مثلا من می‌دانم یکی از آرزوهای بزرگ بچه‌های مدافع حرم، آزادسازی نبل و الزهرا بود. بنده دو ماه پیش در حلب بودم. از حلب تا این منطقه سی کیلومتر بیشتر نیست؛ اما در متر به متر آن مسیر، خون ریخته شده است که این نشان‌دهنده مقاومت و ایثار مردم است. الان هم یکی از آرزوهای مدافعان حرم، آزادسازی فوعه و کفریاست؛ اما هم‌اکنون چقدر کار خبری صورت می‌گیرد؟ وقتی نبل و الزهرا آزاد می‌شود، همه می‌گویند چه بود و کجا بود که حالا دارند آن‌قدر بزرگش می‌کنند. چرا؟ چون پیوست رسانه‌ای درستی وجود ندارد. شاید یکی از مشکلات من و امثال من این است که دغدغه نداریم، دغدغه‌هایمان کم است که حوزه فعالیت‌هایمان هم کم شده است. 

برای کارکردن یک بهانه کافی است و برای کارنکردن هزار‌ویک بهانه وجود دارد. اگر دغدغه باشد، با بی‌پولی هم کار می‌سازیم. اگر دغدغه باشد، بقیه چیزها خودی می‌شود؛ یعنی دنبال سوژه می‌روید و یاد می‌گیرید. منتها مشکل امثال من و خودم این است که دغدغه‌ام کم است!

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی