کد خبر : 72789
/ 22:36
کارشناسان در میزگرد تخصصی الگوی فعالیت در حاشیه شهر، نقش رسانه‌های مشهد در پرداختن به این موضوع را بررسی کردند؛

رسانه، پلی میان حاشیه و متن

ورود رسانه‌ها طی چند سال اخیر به مسائل حاشیه شهر مشهد موجب شد که یک‌سوم مردم بزرگ‌ترین کلان‌شهر مذهبی که تا قبل از آن دیده نمی‌شدند، دیده شوند و مشکلات آن‌ها روی میز مسئولان بیاید.

رسانه، پلی میان حاشیه و متن

گفتگوی شهرآرا آنلاین

خبرنگار: ظریفیان

باوجود‌این رویکرد رسانه‌ها در پوشش مسائل حاشیه شهر با انتقاداتی هم روبه‌رو بوده است. عده‌ای معتقدند رسانه‌ها با توجه بیش‌از‌حد به عنصر استثنا و برجسته‌کردن مسائلی چون جرم و بزه در مناطق حاشیه شهر و دامن‌زدن به رویکرد تهدیدمحور موجب شده‌اند که ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های عظیم فرهنگی و اجتماعی این مناطق به‌خوبی شناخته نشوند. این موضوعی است که درباره آن با خانم دکتر فاضل پژوهشگر و فعال فرهنگی، جلیلی‌نژاد سردبیر روزنامه شهرآرا، دکتر سعید شعرباف استاد دانشگاه، و ملایی مسئول پهنه شهرک شهید رجایی و باهنر در میزگردی که به‌همت فرهنگ‌سرای غدیر برپا شده‌ است، به گفتگو نشسته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

 

‌نقدی که درخصوص حاشیه شهر به رسانه‌های ما وارد است، این است که رسانه‌ها بدون اینکه مسئله را بشناسند، بیشتر به سراغ بازتاب‌ها می‌روند. در فضای مدیریت شهری بعضا دیده می‌شود که مسئله درست تشخیص داده نمی‌شود و همین آدرس غلطی که رسانه‌ها می‌دهند، منجر به فعالیت‌هایی می‌شود که موضوع حاشیه شهر را حادتر می‌کند، اولویت‌ها را تغییر می‌دهد یا فعالیت‌هایی انجام می‌شود که از مسیر اصلی خارج است. رسانه‌ها چه نقشی ‌ نسبت به حاشیه شهر دارند؟ چطور باید به حاشیه شهر بپردازند؟

101595.jpgامیر جلیلی‌نژاد: شاید مهم‌ترین بحثی که درباره نقش رسانه‌ها در حاشیه شهر وجود داشته باشد، رسالتی است که آن‌ها درقبال واکاوی مهاجرت به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین دلایل حاشیه‌نشینی دارند. به‌طورکلی رسانه‌های ما به دلایلی مختلف که اولین و مهم‌ترین آن‌ها نداشتن تخصص و نگاه جامع به موضوع است، به موضوع نبود عدالت فضایی و توسعه نامتوازن ورود نکرده‌اند. این موضوع را با مثالی توضیح می‌دهم. چندی‌پیش اطلاع دادند که در وسط روستایی در صدکیلومتری مشهد، چاه‌عمیقی زده‌اند تا آب آن را از طریق لوله‌کشی به شهری که در پایین‌دست این روستا هست، ببرند. قبل از آن هم چاه‌عمیق دیگری زده بودند که آب کشاورزی آن روستا را قطع کرده بود؛ اما این‌بار آب روزانه مردم تحت‌تاثیر قرار گرفته بود. مردم روستا نسبت به این موضوع اعتراض کردند. غیر از روزنامه شهرآرا که یکی‌دو مطلب دراین‌باره منتشر کرد، هیچ رسانه دیگری این موضوع را منعکس نکرد. درگیری بین روستایی‌ها و نیروی انتظامی به بازداشت گسترده روستایی‌ها و سرانجام حفر چاه و لوله‌کشی و بردن آب آن‌ها انجام شد و من به شما قول می‌دهم در کمتر از یک سال آینده تمام چهارصد نفر روستا به مشهد مهاجرت خواهند کرد. چیزی‌که از توسعه نامتوازن می‌گوییم، این است که مسئولان شهر پایین‌دست به بهانه اینکه زائران امام‌رضا(ع) از این شهر رد می‌شوند، می‌گفتند آب بیشتری می‌خواهیم و به ‌زور قوه قهریه و شدیدترین مدل ممکن، آب را از آن‌ها گرفتند. درنتیجه به‌زودی آن روستایی‌ها به‌خاطر بی آبی، به مشهد مهاجرت خواهند کرد. عامل آن چیست؟ عاملش مدل توسعه‌ای است که دارد اتفاق می‌افتد. همین موضوع را در مقیاس بزرگ‌تر و در مقایسه با شهرهای بزرگ و کوچک هم می‌توان مطرح کرد؛ اما رسانه‌ها به آن نپرداخته‌اند و حتی برعکس همیشه سهم جای برخوردارتر و نامتوازن‌تر به‌لحاظ توسعه را بیشتر خواسته‌اند؛ یعنی خواسته‌اند به شهرهای بزرگ، امکانات و زیرساخت‌های بیشتر و بهتری اختصاص یابد. درنتیجه رسانه‌ها همیشه به‌جای اینکه به فکر مهاجرت باشند، خودشان مشوق و عامل آن شده‌اند. این رویکرد وقتی در رسانه‌های تصویری وجود داشته باشد، به‌شدت موضوع را تشدید می‌کند. وقتی شما دارید نشان می‌دهید که یک زوج در آپارتمان گران‌قیمت دویست‌متری با آشپزخانه اوپن بسیار شیک و با جدیدترین لوازم خانگی آن‌چنانی زندگی می‌کنند و هیچ نگرانی نسبت به آب و گاز و زیرساخت‌های اولیه ندارند، ناخودآگاه به همه می‌گویید که آمدن به شهرهای بزرگ این است. موضوع کاریکاتوری است و واقعی نیست؛ اما اتفاقی که می‌افتد، این است که این احساس به همه القا می‌شود. پس رسانه‌ها به‌جای اینکه به عدالت فضایی و توسعه نامتوازن بپردازند، به‌دلیل کم‌عمق‌بودن خودشان حتی به آن دامن زده‌اند.

 

ما مسئله‌شناسی در حاشیه شهر را از چه مجموعه‌ای باید مطالبه کنیم؟ آیا می‌شود گفت مدیران شهری ما تحت‌تاثیر رسانه‌ها هستند؟ یا برعکس رسانه‌ها تحت‌تاثیر فضای مسئولان هستند؟ اصلا در مشهد مجموعه‌ مطالعاتی داریم که متاثر از همین فضای رسانه‌ای نباشد؟ آیا اصلا به این قائل هستیم که رسانه می‌تواند یک نگاه مسئله‌شناسی درست را ارائه دهد یا نه، باید از مجموعه‌های دیگری مطالبه کنیم و بگوییم آن‌ها وظیفه‌شان است که این کار را بکنند و رسانه باید عملکرد آن‌ها را بازتاب دهد؟

101596.jpgدکتر سعید شعرباف: درواقع رسانه هم مسئله را می‌پروراند و هم آن را تشخیص می‌دهد. منتها رسانه به‌معنای اعم خودش. به نظرم راه‌حل حاشیه شهر، رسانه است. اگر بخواهد اتفاقی واقعی‌ در حاشیه شهر بیفتد، مخصوصا از الان به بعد که دوران گذار تمام شده و داریم وارد دوران طراحی‌های پایدار می‌شویم، از طریق رسانه است؛ یعنی رسانه، راه‌حل است. یک‌وقت هست می‌گویید رسانه در این نگاه، هم موضوعیت دارد و هم طریقیت. یک وقتی هست می‌گوییم رسانه می‌تواند مشکلات را تشخیص دهد و یک‌وقت هست که می‌گویید اصلا رسانه خودش راه‌حل است.

 

می‌توانیم بگوییم طی سه‌چهار سال گذشته، رسانه‌ها توجه خوبی به مسئله حاشیه شهر داشته و این نقش توزیع‌کننده را تا حدودی خوب ایفا کرده‌اند؛ ولی باز هم این سوال وجود دارد که چه چیزی رسانه‌ای می‌شود؟ مسائل حاشیه شهر رسانه‌ای شده، اما این نگاه که سراغ آدم‌های بومی بروند، اتفاق نیفتاده است. این نشان می‌دهد که باز هم رسانه نتوانسته مسئله را درست بیان کند.

101597.jpgرقیه فاضل، دانشجوی دکترای علوم تربیتی: ابتدا باید ببینیم برای شناسایی مسئله چه عینکی زده‌ایم. گفتمان انقلاب یک‌جور به مسئله نگاه می‌کند و گفتمان‌های دیگر جور دیگری. آیا نوع نگاه به مستضعفین به‌عنوان ولی‌نعمتان است، یا پیامدهای نپرداختن به آن‌ها برای نظام سرمایه‌داری مهم است؟ یعنی همان نگاه دفع شر. یا اینکه نگاه ابزاری به مستضعفان به‌عنوان کسانی که می‌توانند رأی‌های خوبی داشته باشند، وجود دارد؟ مشکل ما این است که رسانه‌هایمان مردمی نیستند، مسئولانمان در این فضاها نبوده‌اند و درکی از فضای حاشیه شهر ندارند. معمولا آدم‌های بالاشهرنشینی بوده‌اند که ممکن است عِرقی هم به حاشیه شهر داشته باشند، اما مردمی نبوده‌اند. مشکل دیگر این است که در عین اینکه توجه به حاشیه شهر در چند سال اخیر زیاد شد، کانون‌هایی بودند که پمپاژ مسائل مختلف ازآنجا اتفاق می‌افتاد. اغلب حتی بچه‌های فعال انقلابی حاشیه شهری هم بودند که به‌جای اینکه آن‌ها خط بدهند که مسئله چیست، از جای دیگری مسئله ساخته و پرداخته می‌شد، راهکار داده می‌شد و نهایتا تقلیدوار پمپاژ می‌شد؛ آن‌هم با نگاهی محدود و تنگ‌نظرانه. مثلا اسماعیل‌آباد را می‌دیدیم و می‌گفتیم مسئله حاشیه شهر توزیع موادمخدر یا مصرف آن است. بعد راهکار می‌دادیم و آن را به همه‌جا تعمیم می‌دادیم. به نظرم مهم‌ترین مسئله در شناخت مسائل حاشیه شهر این است که خود مردم حاشیه شهر را به رسمیت بشناسیم و مسائل را از دل آن‌ها ببینیم. مطمئنا درون حاشیه شهر آدم‌هایی هستند که هم تحلیل خوبی دارند و هم فعالیت کرده‌اند و فضا را می‌شناسند. این‌ها می‌توانند یکی از کانون‌های اصلی ما برای پردازش مسئله باشند. ما به اتاق‌‌فکرهایی درون خودحاشیه شهر نیاز داریم. به قولی خود حاشیه شهر رسانه می‌خواهد که الان نداریم. اگر حرفی از رسانه در حاشیه شهر می‌شود، درباره رسانه‌ای است که در بیرون حاشیه شهر وجود دارد و از بیرون به حاشیه می‌پردازد؛ درحالی‌که اگر الگوی توسعه را درون‌زا ببینیم، هسته‌های مقاومت خیلی اهمیت پیدا می‌کنند. حاشیه‌شهری‌ها باید دور هم جمع شوند و توانمندی اجتماعی پیدا کنند تا بتوانند مطالبه کنند.

 

شما به‌عنوان کسی که از نزدیک درگیر مسائل حاشیه شهر هستید، چقدر این نگاه را در رسانه‌ها دیده‌اید؟ آیا واقعا رسانه‌های ما به این حقیقت زلالی که می‌گویید، نپرداخته‌اند؟

ملایی: پرداخته شده، ولی به‌صورت خیلی پراکنده. آنچه منعکس شده، به‌صورت یک جریان نبوده است. سوژه‌ای بوده، اتفاقا به آن برخورد کرده‌اند، نه اینکه ‌دنبالش بگردند.

..........................................

 

  • رویکردهای دوران گذار، همچنان روی میز مدیران شهری‌اند

 

محمدرضا روزی منش، محقق و پژوهشگر مسائل اجتماعی: حاشیه و شاخص‌های آن کدام‌اند؟ وقتی دریافت مشترکی از مفهوم حاشیه نداریم، نمی‌توانیم عملکرد فعالیت‌های انجام‌گرفته را موردسنجش قرار دهیم. زمانی می‌گفتیم حاشیه به‌معنای سکونتگاه‌های غیررسمی خارج از شهر است؛ یعنی تعریف حاشیه به کالبد. خب الان که داخل شهرند! وقتی شما به حاشیه سکونتگاه غیررسمی گفتید، اصالت را به محل سکونت داده‌اید. آن وقت من هم مدیر شهری باشم و به من بگویند باید مسئله حاشیه را حل کنی، اول همه را آسفالت می‌کنم!

 

حاشیه را تافته‌جدابافته نبینیم

بالاخره سطحی‌ترین و پایین‌ترین مسئله در کالبد این است که فاضلاب در خیابان نریزد. نمی‌خواهم بگویم کار غلطی است. همین الان ما نُه‌ دره را وسط شهر داریم، با کلی معضلات عجیب‌وغریب فرهنگی‌اجتماعی، چسبیده به پارک خورشید. الان ما با یک شهر یکپارچه طرفیم. الان که مناطق حاشیه به داخل شهر آمده‌اند، هنوز هم حاشیه معنای بیرون شهر را دارد؟ وقتی می‌خواهیم عملکرد آقای فلان را در حاشیه بسنجیم، باید سوال کنیم چه اتفاقی افتاد؟ سکونتگاه مردم از حالت غیررسمی تغییر پیدا کرد؟ این یک نکته مهم است. الان ما هشت پهنه داریم که به قطع می‌گویم هیچ‌کدام مطالعات فرهنگی‌اجتماعی ندارند. نمی‌گویم باید دوباره مطالعه کنیم. نکته‌ام این است که مسائل بسیاری از این‌ها، مسائل همه شهر است. پرداخت مجزا و تافته‌جدابافته‌دیدن آن‌ها، خودش محل معضل شده است. بخشی از این‌ها وابسته به تعریف حاشیه است.

 

تعریف کالبدی حاشیه

مجموع این نکات است که می‌شود عمق. اگر یک عنصر توانمند به این‌ها توجه می‌کرد، آن‌وقت دیگر حاشیه را به کالبد تعریف نمی‌کرد و حاشیه را فقط در مشخصات اهل‌سنت آن نمی‌دید. دراین‌صورت وقتی صحبت از توانمندسازی حاشیه می‌شود، سراغ موضوعات دیگر آن هم می‌رفت. مثلا دلایل مفصل قدیمی برای ایجاد حاشیه داشته‌ایم. مثلا در سند توسعه مشهد از سال ۷۰ تا ۹۵ که سند فعلی توسعه مشهد است، رسما جمعیت مشهد ۵میلیون و خرده‌ای در ۹۵ تخمین زده شده و ذکر شده است که یک‌میلیون و ۲۰۰هزار نفر از آن‌ها در خارج از شهر زندگی خواهند کرد و باید آن‌ها را به مجموعه‌های شهری بزرگ مثل شهرک‌های ۳۰۰ تا ۴۰۰هزارنفره بفرستیم. این یک تصمیم و نگاه مدیریتی و از علل وجود حاشیه است و تا وقتی باشد، حاشیه هم هست. آن عنصر مطالبه‌گری که دغدغه‌اش فقط این نباشد که اگر یک مسجد اهل‌تسنن ایجاد شده، باید یک مسجد شیعه کنارش بزنیم، خیلی از مسائل حل می‌شد. ما یک تیربار پرکالیبر را به یک سمت گرفته‌ایم، خب جواب داده است؛ اما در بسیاری از موضوعات دیگر چون عمق و مبنای مدنظر را نداشته‌ایم، جواب نداده است. برای همین بعضی موضوعات اصلی حاشیه باقی مانده و خواهد ماند.

 

دوران گذار گذشته است

۹۱هزار هکتار حریم مشهد است که نزدیک به ۱۳۶روستا در آن قرار دارد. همه‌شان همین الان بالقوه و بالفعل این ویژگی را دارند که پس‌‌فردا به حاشیه شهر مشهد تبدیل شوند و باز ما باید هزاران‌میلیارد تومان پول برای حل مسائل آن تزریق کنیم که چقدرش درست بشود، بماند. واقعیت این است که خیلی از رویکردهای ما مال دوران گذار است. در دوران گذار می‌گفتیم آب فاضلاب به خیابان نریزد؛ اما الان مشکلات دیگری داریم. اگر یک مطالبه کلانی شکل بگیرد آن‌موقع می‌بینیم باید کمترین حساسیت را به مجتمع‌های مسکونی ارزان‌قیمت وسیع بدهیم. 

..........................................

 

دریچه یک/

  • فقدان عدالت رسانه ای برای حاشیه شهر

 

امیرجلیلی‌نژاد، سردبیر روزنامه شهرآرا: کانون‌های بیرونی تولیدمسئله روی رسانه‌ها هم تاثیر جدی می‌گذارند. این کانون‌ها از بیرون به مسئله حاشیه نگاه می‌کنند و نسخه‌هایی واحد برای حل مسائل حاشیه شهر می‌پیچند. برای بسیاری از آن‌ها تفاوتی بین شهرک شهید رجایی، اسماعیل‌آباد، شهرک شهید بهشتی، مهدی‌آباد و خیلی از جاهای دیگر در معنا و مفهوم و مصداق وجود ندارد. به همه این‌ها حاشیه گفته می‌شود.بدون در نظر گرفتن نقاط ضعف و قوت متفاوت که در نتیجه بافت های مختلف افراد ساکن در هر کدام از آنهاست.

 

برجسته‌کردن معلول به‌جای علت

یکی از عناصر خبر استثناست. آن چیزی که معمولا رسانه‌ها از حاشیه شهر می‌بینند، اتفاقات استثنایی مثل جرم و بزه است. ممکن است میزان بزه سرقت در مناطق برخوردار بیشتر باشد، اما زورگیری‌های خشن در مناطق کم‌برخوردار و حاشیه شهر بیشتر در رسانه‌ها منعکس می‌شوند؛ حتی گاهی در انعکاس خلاف های رخ‌داده در مناطق برخوردار، انگشت اتهام را به طرف حاشیه شهر می‌‌گیرند؛ بدون درنظرگرفتن اینکه علت اصلی حاشیه شهر است یا توسعه نامتوازن. معمولا نقاط قوت و قابل اتکای مناطق حاشیه، فدای این نقاط منفی و ضعف می‌شوند. این نبود عدالت رسانه‌ای سبب می‌شود که همیشه حاشیه شهر به‌عنوان یک بخش آسیب‌زا، آسیب‌زده و پرآسیب اجتماعی دیده شود نه به‌عنوان کانون‌های جدی هویت‌بخش و فرصتی برای فعالیت‌های اجتماعی درون‌گرا و جدی محلی.

 

شهرآرامحله‌‌ها در مناطق حاشیه شهر

روزنامه شهرآرا به نسبت بقیه رسانه‌های شهر به‌لحاظ نمایش نقاط قوت و هویتی حاشیه شهر شاید وضعش بهتر باشد؛ به‌دلیل وجود قوت و توانی به‌نام شهرآرامحله‌ها. در ضمائم شهرآرامحله‌ مسئول شهرآرامحله با آن بخش حاشیه‌ای از نزدیک سروکار داشته، حتی اگر خودش هم ساکن آن محله نبوده، اما به‌دلیل اینکه موضوع کارش رسیدگی به موضوعات آن محله و منطقه است، از نزدیک با آن‌ها آشناست. این آشنایی و تولید محتوای هفتگی در مناطق سبب شده که در توجه به مسائل مختلف، نگاه فرصت‌محور و هویتی به محلات حاشیه شهر در آن‌ها پررنگ باشد.سوژه هایی که توسط همین همکاران انتخاب و کار می شود به معرفی ظرفیت های متنوع و قابل توجه این مناطق و محلات کمک می کند. علاوه بر این که خود توجه به نقاط قوت این محلات سبب احساس هویت محلی و هویت شهری در بسیاری از اهالی می شود چرا که در یک رسانه مکتوب یه آن ها پرداخته شده است. اما با همه اینها سهم و توجه به این محلات در کل فضای رسانه ای شهر چندان که باید پر رنگ نیست. ما در شهرآرا محله‌های مناطقی که دارای بافت به اصلاح حاشیه ای هستند بارها شهروندانی را دیده ایم که دارای روح های بسیار بلند اند و رشک برانگیز، از پیرمردی که با وجود دستفروشی بخشی از درآمدش را صرف ساخت مسجد کرده تا جوانانی که با استعدادهای شگفت موفقیت‌های شغلی درخوری برای خود ودیگران ایجاد کرده اند.

از محبت و شبکه های قوی اجتماعی در بسیاری از این محلات تا تشکل‌هایی در خود انها که به کار جهادی برای رفع نیازهای هم محله ای هایشان اقدام می کنند و بسیاری دیگر از نقاط قوت و همچنین فرصتهایی که کمتر تا کنون به چشم آمده است. اما به طور قطع ما هم مشکلاتی در انعکاس عادلانه این محلات داشته ایم و امیدوارم که با رشد نگاه صحیح در رسانه‌ها به این محلات بتوان روزی را شاهد بود که شناخت درست ، جامع و دقیقی از حاشیه نشینی در مشهد به دست آید. هر چند به دلیل کارهایی که تا کنون در مجموعه ضمائم شهرآرا محله انجام شده است تا همین الان بسیاری از مجموعه‌ها وقتی می‌خواهند قوت‌ها و فرصت‌های حاشیه شهر را بررسی کنند، به آرشیو شهرآرامحلات مراجعه می‌کنند. 

 

101599.jpg

 

..........................................

 

دریچه دو/

  • به آدم‌های نترس رسانه‌ای احتیاج داریم

 

سعید شعرباف: اولین‌ بار نیست که یک حاشیه شهری به وجود آمده‌ است. حتی مشخصات حاشیه‌های ما در مقایسه با مشخصات خیلی از حاشیه‌های دیگر حتی در ایران، خیلی حاد نیست. حتی نوع مسائلمان هم اغلب خفیف‌تر است. به‌طور‌مثال حجم مسائل تهدید‌زا در مناطق حاشیه‌ای ما در مقایسه با جایی مثل محله هرندی تهران اصلا قابل‌مقایسه نیست.

 

هیچ راه‌حلی بدون رسانه جواب نمی‌دهد

هر سیستم، بخش‌های تولید و توزیع و مصرف دارد؛ همچنان‌که در اقتصاد این بخش‌ها را داریم، در نظریات و راه‌حل‌ها نیز می‌توانیم چنین‌تقسیم‌بندی‌هایی را ببینیم. ما یکسری تولیدات خوب در حوزه حاشیه، هم در خود شهر مشهد، هم در کشور و هم در دنیا داریم. تولیدات و حرف‌های خوب حداقل در بسیاری از موضوعاتش تولید شده است. عطش مصرف هم وجود دارد. اینجا یک سیستم توزیع‌کننده لازم داریم که این حرف خوب را در محل مصرف توزیع و تنزیل کند. 

اقتصاد مقاومتی یک تولید است که تاحدی در محل تولید مشخص شده است. به زبانی که در شهرک باهنر درک شود، باید تنزیل و پیاده‌سازی شود. این یک وظیفه رسانه است. از طرفی رسانه راه‌حل است، چون واسطه بین عنصر تولید و عنصر مصرف است. اگر فشار و حرکت رسانه‌ای برای موضوعی اتفاق نیفتد، حتی اگر بهترین حرف را از بالاترین سطح تصمیم‌گیری نظام صادر کنید، اتفاقی در میدان نمی‌افتد. مثال خیلی نزدیک آن ماجرای مهدیه مرحوم عابدزاده است. آن را مقایسه کنید با کل اتفاقاتی که ده سال گذشته در بافت اطراف حرم افتاده است. 

در سال۸۶، رهبری بیانیه‌ای هشت‌ماده‌ای و یک شیوه کار را منتشر می‌کنند و خطاب به شهردار وقت می‌گویند عینا مدل تملکات را این‌طور انجام دهید. خود آن دوستان می‌گفتند این نامه حداکثر چهار تا شش‌ماه روند قبلی کار ما را به تاخیر انداخت. حالا این را مقایسه کنید با مهدیه مرحوم عابدزاده که مسئله میراثی و تاریخی هم نداشت؛ اما چند مجموعه کوچک و بعضا ناشناخته وارد فضای رسانه‌ای می‌شوند و مطالبه می‌کنند؛ آن‌هم از نهادهایی که هیچ‌وقت پاسخ‌گو نبودند؟ از سخت‌ترین نهادهای نظام مثل جامعه‌المصطفی یا مثل میراث فرهنگی که تا حالا حرف کسی را گوش نکرده است. اما وقتی رسانه‌ها، حتی رسانه‌های میانی، وارد می‌شوند، مسئله حل می‌شود و تاحدی جلو می‌رود.

 

به آدم‌های نترس رسانه‌ای احتیاج داریم

نکته بعدی این است که اگر مسئله‌ای بخواهد حل شود، پیشران یا آدم‌های توانمندی که بتوانند مشکلات را کم کنند و فرصت‌ها را بهبود بدهند، باید ایجاد شوند؛ یعنی ما به آدم‌های واسط نیاز داریم. این آدم‌ها معنای دقیق رسانه هستند. یکی از مزایای خواص و حلقه‌های واسط، نقش رسانه‌بودن آن‌هاست. رسانه به‌معنای آدمی است که خودش در محله شهید رجایی زندگی می‌کند و خودش پای‌کار مسائل می‌آید. 

آدم توانمند مسجدی تشکلی پیشران که در این محله زندگی کرده و با گوشت و خون خودش مشکلات را حس کرده است، می‌تواند از ادبیات رهبری استفاده کند و حرف را به محل مصرف برساند. این همان کسی است که به رسانه باید خط بدهد؛ یعنی نباید انتظار داشته باشیم که خبرنگار راه بیفتد در محله‌ها و ببیند مشکل وجود دارد یا نه. باید از پایین به بالا باشد؛ لذا آن کانون‌های قدرت موثرند و اتفاقا باید کانون‌های قدرت ایجاد کنیم؛ کانون‌های قدرتی که در عین اخلاص، در تشخیص مسائل عمق داشته باشند، یعنی هسته‌های مقاومتی که رسانه‌هایی قوی هستند و در ضمن عمیق هم هستند.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی