کد خبر : 72722
/ 00:08
شهرآرا در گزارشی به مناسبت روز امور پرورشی عملکرد آموزش و پرورش را نقد و بررسی می‌کند؛

جدایی «آموزش» از «پرورش»

بر اساس قاعده، مدرسه باید نهادی فرهنگی و تربیتی باشد اما فقط نهادی آموزشی است و تا زمانی که شیب، ساختار و عوامل مدرسه و مطالبات از مدیر آموزشی باشد وضعیت نه‌تنها بهتر از گذشته نمی‌شود بلکه بدتر هم می‌‌شود.

جدایی «آموزش» از «پرورش»

به گزارش شهرآرا آنلاین

خبرنگار: ندا علیزاده

سابقه تشکیل «امور تربیتی» به سال۱۳۴۱ و پیش از تغییر نام «وزارت فرهنگ» به «وزارت آموزش و پرورش» بازمی‌گردد که رژیم شاهنشاهی تصمیم به تغییر فرهنگ نسل جوان و پرورش آنان متناسب با اهداف و خواسته‌های طاغوت گرفت. سازمان‌های «پیشاهنگی» و «جوانان شیر و خورشید سرخ» نخستین نهادهایی بودند که، با این اهداف پلید، امور پرورشی دانش‌آموزان را هدایت می‌کردند.با پیروزی انقلاب اسلامی، امور تربیتی در مدارس، با ابتکار و تدبیر شهیدان رجایی و باهنر، به شکل نهاد امور تربیتی تشکیل شد که ترویج ارزش‌ها و معارف اسلامی، مبارزه با افکار انحرافی و مخرب، ارائه هنجارهای رفتاری و مهارت‌های سبک زندگی اسلامی از جمله اهداف آن بود. در ابتدا فعالیت مربیان تربیتی منحصر به مدرسه بود اما برای نخستین‌بار در سال۱۳۶۰ اداره‌کل امور تربیتی در ستاد وزارتخانه و نمایندگی‌هایی با عنوان «امور تربیتی» در سطح استان‌ها و شهرستان‌ها شکل گرفت.

 

ارتقای امور تربیتی در آموزش و پرورش

پس از آن به سال۱۳۶۴ می‌رسیم که شروع دوره ارتقای امور تربیتی به سطح معاونت، ایجاد تشکیلات جدید و گسترش فعالیت‌های تربیتی در مدارس کشور به شمار می‌رود. در این دوره که تا سال۱۳۷۱ را شامل می‌شود تصویب تشکیل واحد امور تربیتی در سطح معاونت وزارت توسط مجلس شورای اسلامی در سال۱۳۶۶ را شاهد هستیم. بدین ترتیب، با ایجاد معاونت پرورشی در آموزش و پرورش، ستادهای امور تربیتی با سه عضو مدیر مدرسه، مربی تربیتی و معلمان در مدارس با هدف گسترش فرهنگ و ارزش‌های اسلامی شروع به کار کردند. در فاصله سال‌های ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۹ نیز لزوم توجه به نقش تربیتی مدیران و معلمان و تلفیق مقوله‌های آموزش و پرورش با عنوان «طرح جامع تربیت» در محافل کارشناسی به صورت گسترده مطرح شد.

 

جدایی «آموزش» از «پرورش»

سرانجام در خردادماه۱۳۷۹ طرح تلفیق فعالیت‌های آموزشی و پرورشی با عنوان طرح جامع تربیت تصویب شد که بر اساس آن، برای یکپارچه‌سازی فعالیت‌های تربیتی در آموزش و پرورش، معاونت پرورشی از تشکیلات وزارت حذف شد و زمینه تلفیق فعالیت‌های آموزشی و تربیتی در نظام آموزشی به وجود آمد. در این راستا وزیر سازمان دانش‌آموزی را به عنوان نهادی جدید به جای معاونت پرورشی معرفی کرد و همه وظایف هماهنگی و اجرای فعالیت‌های اوقات فراغت دانش‌آموزان، مدیریت، بهره‌برداری و نگهداری کانون‌های فرهنگی و تربیتی، اردوگاه‌های کشوری، استانی و منطقه‌ای، و سالن‌های سینمایی به همراه تشکیلات سازمانی، تجهیزات و نیروی انسانی به آن واگذار شد.اما این حذف شدن معاونت پرورشی مخالفانی پیدا کرد و تا جایی پیش رفت که سرانجام در تیرماه۱۳۸۵ «قانون احیای معاونت پرورشی و تربیت‌ بدنی» توسط مجلس شورای اسلامی تصویب و در اردیبهشت۱۳۸۶ آیین‌نامه اجرایی آن مصوب و برای اجرا ابلاغ شد. بدین ترتیب، دوباره همه وظایف، اختیارات، امکانات و پست‌های امور پرورشی، تربیت بدنی و سلامت دانش‌آموزان به معاونت امور تربیتی واگذار شد.بر این اساس، هرچند امور تربیتی و پرورشی پس از انقلاب فراز و نشیب‌های زیادی را از سر گذرانده، هرگز خواست بنیان‌گذاران آن جدایی آموزش از پرورش نبوده است بلکه می‌خواسته‌اند آموزش به تربیت و پرورش نسلی با‌ ایمان و متعهد بینجامد اما این خواست هرگز در ساختار آموزشی جای نگرفت. در حقیقت، برخلاف همه تلاش‌هایی که برای امور تربیتی و پرورشی در سازمان آموزش و پرورش انجام شده، همچنان با خلائی جدید و ضعفی عمیق در امور تربیتی دانش‌آموزان مواجه هستیم. برای بررسی دقیق‌تر شرایط حاکم بر مسائل تربیتی و پرورشی در مدارس، زمینه‌های شکل‌گیری این وضعیت و راهکارهای آن، با محمدابراهیم محمدی، کارشناس امور تربیتی و پرورشی، که سمت‌هایی چون معاون پرورشی استان خراسان رضوی، مشاور وزیر آموزش و پرورش و مدیرکلی فرهنگی و هنری را در کارنامه خود دارد به مناسبت روز امور پرورشی و آغاز هفته تربیت اسلامی گفتگو می‌کنیم.

 

به روز نبودن برنامه‌های امور تربیتی

او در ارزیابی خود، وضعیت امور تربیتی در مدارس را رو به بهبود نمی‌داند و با بیان اینکه تاکنون اتفاق خاصی روی نداده است می‌گوید: هرچند تلاش‌هایی برای بهبود وضعیت تربیتی و رونق فرهنگی در مدارس انجام می‌شود این کوشش‌ها تا زمانی که مبتنی‌بر نیازشناسی و رصد واقعیت‌های موجود مدرسه و جامعه نباشد به نتیجه نمی‌رسد.به باور محمدی تغییر و بهبود در امور تربیتی زمانی محقق می‌شود که برنامه‌های مناسبی را متناسب با دهه۹۰ و نیاز روز دانش‌آموزان داشته باشیم: اما فقط برنامه‌های نخ‌نما، رنگ‌ورورفته و روتین گذشته را اجرا می‌کنیم. به بیانی دیگر، برنامه‌های تربیتی دهه۹۰ آموزش و پرورش تفاوت زیاد و محسوسی با برنامه‌های دهه‌های ۶۰ و ۷۰ ندارد که این نخستین مشکل است.

 

بهره‌برداری کمتر امور تربیتی از متدهای تربیت دینی

نکته دیگری که این مقام مسئول در وزارت آموزش و پرورش به آن تاکید می‌کند این است که امور پرورشی کمتر از ظرفیت‌ها و متدهای تربیت دینی استفاده می‌کند: ما دنبال تربیت اسلامی دانش‌آموزان هستیم اما فعالیت‌هایی که انجام می‌شود لزوما تربیت اسلامی نیست.این کارشناس امور تربیتی و پرورشی قهر امور تربیتی از مدرسه را از دلایل افت فعالیت‌های تربیتی بیان می‌کند و می‌گوید: به عقیده من، وظیفه آموزش و پرورش کارهای فرامدرسه‌ای و تبلیغاتی نیست بلکه باید به دنبال تربیت بالینی، آن هم درون چهاردیواری مدرسه، باشد.

محمدی با اظهار اینکه امور تربیتی ما در مدرسه پایگاهی ندارد تصریح می‌کند: بیشتر برنامه‌های آموزش و پرورش بیرون از مدرسه انجام می‌شود که به معنای تربیت و امور تربیتی نیست بلکه

فعالیت هایی فرهنگی و فرامدرسه‌ای به شمار می‌رود. این در حالی است که فعالیت‌های فرهنگی متولیان زیادی در جامعه دارد اما متولی تربیت، به طور عام، و تربیت اسلامی، به طور خاص، معاونت پرورشی در کف مدرسه است.او با بیان اینکه در چنین شرایطی نباید انتظار داشته باشیم که وضعیت تربیت در مدرسه بهتر شود توضیح می‌‌‌دهد: تربیت در مدرسه بهتر نشده است چون امور تربیتی نتوانسته است تصدیگری تربیت را در مدرسه به دست بگیرد و همه معلمان و دبیران را درگیر کار تربیت بالینی کند. همچنین همه فعالیت‌های امور تربیتی نیز معطوف به مدرسه نیست.

 

اولویت با تربیت بالینی درون مدرسه است

محمدی با تاکید بر اینکه در تعریف ماموریت‌های تربیتی دچار خطا شده‌ایم می‌گوید: امور تربیتی، به ترتیب اهمیت و اولویت، شامل کار تربیت بالینی کلاسی و کتابی، مدیریت و مهندسی فعالیت‌های تربیتی درون‌مدرسه‌ای و فعالیت تربیتی در مکان‌های تربیتی مانند کانون‌ها، اردوگاه‌ها و... می‌شود که این سه مقوله مکمل یکدیگرند.او در عین حال با تاکید بر اینکه تربیت بالینی در مدرسه انجام نمی‌گیرد و مدیریت تربیتی نیز سیر معکوس داشته است دلیل آن را نداشتن عناصر و عقبه برای امور تربیتی در مدرسه بیان می‌کند و می‌گوید: نهاد تربیتی

به غایت لاغر و کم‌توان شده است و تنها عقبه آن مربی و معاون پرورشی است که بخشی از آن‌ها نیز، برخلاف دهه‌های گذشته، از سر ذوق و عشق کار تربیتی نمی‌کنند.

 

بی‌علاقگی بسیاری ازمربیان به امور پرورشی و تربیتی

این کارشناس تربیتی دلیل بی‌علاقگی بسیاری از مربیان و معاونان پرورشی را در دو مورد می‌داند: بسیاری از آن‌ها از سر ناچاری به عنوان مربی پرورشی سامان‌دهی شده‌اند و به این کار علاقه ندارند. بخش دیگری نیز به دلیل کم‌توانی یا آشنا نبودن با ماموریت‌های تربیتی به کارهای دیگری از جنس اجرایی و انضباطی مشغول هستند.

به باور محمدی بسیاری از مشکلات به ضعف هدف‌گذاری‌های تربیتی و لاجرم به فرهنگ‌سازی در مدرسه و خارج مدرسه باز می‌گردد. بنابراین کسی از مدرسه و کارگزاران در زمینه مسئولیت‌های مدرسه همچون مهارت‌های فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... سوال نمی‌کند.او در توضیح دلیل این مسئله با بیان اینکه آن‌ها از این حق تربیتی برای دانش‌آموزان آگاهی ندارند اظهار می‌کند: آن‌ها حتی از حقوق فرامدرسه‌ای در زمینه اردوها، مسابقات و امور مرتبط با شکل‌گیری شخصیت اجتماعی، دانش میدانی و مشاهده‌ای آن‌ها نمی‌پرسند. بنابراین جای تعجب نیست اگر مدرسه‌ای در طول یک سال تحصیلی فرصتی برای اردوهای علمی، تفریحی، تربیتی و شناختی نداشته باشد.

 

برگ‌های برنده امور تربیتی که بی‌استفاده مانده‌اند

این کارشناس امور تربیتی و پرورشی، در بخش دیگری از گفتگو، با تاکید بر اینکه امور تربیتی نتواسته است از همه برگ‌های برنده خود در کف مدرسه استفاه کند می‌گوید: در گذشته شورای دانش‌آموزی و تشکل‌های مختلف درون مدرسه را نداشتیم اما بسیار بهتر از امروز کار تربیتی انجام می‌دادیم. این در حالی است که تشکل‌های مختلف دانش‌آموزی می‌توانند در مدرسه منشا اثر باشند و هرکدام بخشی از ماموریت‌ها را به دوش بکشند.بر اساس توضیحات محمدی البته برخی از تشکل‌های دانش‌آموزی فقط بیرون از مدرسه کار می‌کنند و برخی‌ دیگر، مانند سازمان دانش‌آموزی با وجود ظرفیت بی‌رقیب در زمینه جریان‌سازی‌های تربیتی، فرهنگی و حتی اقتصادی، از حداقل توان خود استفاده می‌کنند.او که حرف‌های زیادی در زمینه شورای دانش‌آموزی دارد گفته خود را به این محدود می‌کند که این نهاد درون‌مدرسه‌ای که از پشتوانه‌های محکم قانونی برخوردار است راه‌های نرفته زیادی دارد اما با ۳۰درصد ظرفیت در مدرسه اعلام موجودیت می‌کند.صحبت‌های این کارشناس امور تربیتی و پرورشی به اینجا که می‌رسد به دهه‌های ۶۰ و ۷۰ به عنوان دورانی اشاره می‌کند که خروجی موفق‌تری در امور تربیتی داشته و یکی از امتیازات آن دوران، قدرت داشتن معاونت پرورشی در ساختار و منابع بوده است در حالی که امروز معاونت پرورشی نه در ساختار قدرت و جایگاهی قوی دارد و نه در منابع امکان مانور دارد. بنابراین در انجام برخی از فعالیت‌ها نمی‌تواند قوت لازمی که باید را داشته باشد.

 

ساختار مدرسه آموزشی است نه آموزشی‌تربیتی

نکته دیگری که محمدی دنباله توضیح خود اضافه می‌کند مشارکت نداشتن امور تربیتی در ساختار مدرسه است: بر اساس قاعده، مدرسه باید نهادی فرهنگی و تربیتی باشد اما فقط نهادی آموزشی است و تا زمانی که شیب، ساختار و عوامل مدرسه و مطالبات از مدیر آموزشی باشد وضعیت نه‌تنها بهتر از گذشته نمی‌شود بلکه بدتر هم می‌‌شود. او با تاکید بر اینکه تبدیل مدرسه به یک نهاد موثر تربیتی و عملکرد بهتر آن مستلزم پوست‌اندازی و ایجاد تغییرات و تحولات شگرف در ساختار است تصریح می‌کند: امور تربیتی نیازمند بازمهندسی و بازگشت به آموزه‌های دینی و استفاده از ظرفیت زاینده، پایا و امروزی است و در این راستا باید از عناصر توانمند، علاقه‌مند، هوشمند و فعال در حوزه تربیتی استفاده کرد.البته محمدی معتقد است: امور تربیتی، بیش از موضوع مهم منابع و تغییرات ساختاری، به عناصر تحول‌خواه نیازمند است. به عبارت دیگر حلقه مفقوده آموزش و پرورش، بخصوص امور تربیتی، مدیرانی تحول‌خواه است.

این کارشناس امور تربیتی و پرورشی در نهایت تاکید می‌کند: با ملاحظه و محافظه‌کاری اوضاع بهتر و بسامان نمی‌شود و مطالبات عمومی و انتظارات بی‌پاسخ می‌ماند.

 

گزارش کامل را در روزنامه شهرآرا بخوانید:
ورود به صفحه گزارش روزنامه شهرآرا ۸ اسفند

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی