کد خبر : 72692
/ 22:30
واکاوی پرونده محکوم به قصاصی که از داخل زندان با موبایل مردم را تلکه می‌کرد؛

شرارتگاه  رجایی شهر

یک دستگاه تلفن‌همراه مدل (گلکسی اس۷ایج) خریدم و با آن وقت‌های بی‌کاری‌ام را در زندان پر کردم. با افراد در سراسر کشور تماس می‌گرفتم و خودم را به‌عنوان مجری یک برنامه رادیویی معرفی می‌کردم و طعمه‌هایم را به بهانه برنده‌شدن جایزه، پای عابربانک کشانده و با دست خودشان آنان را سرکیسه می‌کردم.

شرارتگاه  رجایی شهر

به گزارش شهرآرا آنلاین

خبرنگار: مهدی قرآنی

«یک دستگاه تلفن‌همراه مدل (گلکسی اس۷ایج) خریدم و با آن وقت‌های بی‌کاری‌ام را در زندان پر کردم. با افراد در سراسر کشور تماس می‌گرفتم و خودم را به‌عنوان مجری یک برنامه رادیویی معرفی می‌کردم و طعمه‌هایم را به بهانه برنده‌شدن جایزه، پای عابربانک کشانده و با دست خودشان آنان را سرکیسه می‌کردم.» این‌ها گوشه‌ای از اظهارات مردی است که حدود هشت سال پیش به‌علت قتل دستگیر شد و به زندان رجایی شهر کرج افتاد.

به‌گزارش شهرآرا، درحالی‌که متهم اصلی این پرونده منتظر اجرا‌شدن حکم قصاصش است اما او در زندان دست به کلاهبرداری ‌های سریالی ‌زده و صدهامیلیون تومان از حساب‌های مردم خارج کرده است. متهم که حمید نام دارد، در برگه بازجویی‌اش نوشته است: از سال۸۸ به‌دلیل ارتکاب دو فقره قتل، در زندان هستم. یکی از قتل‌ها را خارج از زندان و دیگری را داخل زندان مرتکب شدم.

  • قبول داری که در زندان با استفاده از تلفن‌همراه، مردم را سرکیسه کرده‌‌ای؟

بله – اما ماموران زندان چند هفته پیش تلفنم را توقیف کردند.

  • چرا دست به این ‌کلاهبرداری‌ها زدی؟

من متهم به قتل و محکوم به قصاص هستم و خانواده‌های مقتولان هم به‌دنبال دیه؛ برای همین سعی کردم تا از این راه پول دیه اولیای دم را جور کنم.

  • چه کسانی کمکت می‌کردند؟

امروز اگر صد قاتل در زندان وجود داشته باشد، هشتاد نفر از آنان با این روش از مردم کلاهبرداری می‌کنند. در زندان افرادی مثل من معروف به «کلاه‌زن» هستند. کلاه‌زن‌ها برای اینکه نقشه‌هایشان را عملی کنند، با افرادی که به «واسط» شهره هستند، ارتباط برقرار کرده و این افراد نیز با افرادی در خارج از زندان به‌عنوان «پول‌شو» ارتباط می‌گیرند. من بعد از اینکه از داخل زندان طعمه‌هایم را فریب می‌دادم و مبالغی را به‌وسیله خرید‌های اینترنتی از حساب آنان برداشت می‌کردم، با پول‌شوها تماس می‌گرفتم و آنان هم مامور تحویل کالاها می‌شدند.

  • معمولا چه کالاهایی را می‌خریدی و آنان را دراختیار چه کسی قرار می‌دادی؟

من معمولا سکه، ارز یا فرش خریداری می‌کردم. پول‌شوها بعد از تحویل، آنان را به خانه‌ام می‌بردند و به مادرم تحویل می‌دادند.

  • یعنی مادرت هم از این ماجرا اطلاع دارد؟

خیر- او هیچ اطلاعی از اینکه من چگونه این اقلام را خریداری می‌کنم، ندارد.

  • پول‌شوها را می‌شناسی؟

خیر- تهران پر است از پو‌ل‌شو. من با این افراد از طریق تلفن ارتباط برقرار می‌کردم و هیچ‌یک از آنان را نمی‌شناسم.

 

در انتظار چوبه دار

این پرونده درحالی ازسوی دادسرای عمومی و انقلاب مشهد موردپیگیری قرار گرفت که اواسط بهمن‌ماه، مردی جوان با مراجعه به اتاق قاضی جاویدنیا، معاون دادستان و سرپرست دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه۲ مشهد، از یک کلاهبرداری مجازی پرده برداشت. مال‌باخته در اظهاراتش عنوان کرد که فردی ناشناس با او تماس گرفته و به بهانه برنده شدن جایزه پنج‌میلیون‌تومانی عتبات مبلغ ۹۳میلیون تومان از حساب او به صورت غیرمجاز برداشته است. این درحالی است که مال باخته ابتدا به گفته متهم توجهی نمی کند اما طی تماس های مکرر این فرد کلاهبردار فریب حرف های او را خورده و پس از حضور در پای عابربانک با دست خود رمز دوم کارتش را در اختیار این زندانی کلاهبردار قرارداده است. 

با اعلام این شکایت، پرونده دراختیار دادیار شعبه٢٣٣‌ جرائم رایانه‌ای دادسرای عمومی و انقلاب مشهد قرار گرفت و موضوع ازسوی قاضی حقدادی به پلیس فتای خراسان‌رضوی اعلام و   شناسایی متهم آغاز شد.

ماموران پس از بررسی تراکنش‌های حساب شاکی به اطلاعاتی دست یافتند که نشان می‌داد فرد کلاهبردار طی دو مرحله از یک صرافی و یک فرش‌فروشی در تهران خرید اینترنتی انجام داده است. با پیگیری‌های قاضی حقدادی و همکاری دادسرای تهران، سرانجام دو متهم ردیف‌ دوم و سوم این پرونده هنگام تحویل‌گرفتن فرش‌های خریداری‌شده در تهران دستگیر شدند. در ادامه این تحقیقات و بررسی تراکنش‌های حساب‌های این فرش‌فروشی، مشخص شد که متهم اصلی این پرونده از یک خانم تهرانی ۹۰میلیون تومان به شیوه مشابه کلاهبرداری کرده است.تحقیقات این پرونده ادامه داشت که ماموران پلیس فتای تهران با انجام ردزنی‌های خود، متهم اصلی پرونده را که یک زندانی محکوم به قصاص بود، در زندان رجایی شهر کرج شناسایی کردند.

دادیار شعبه٢٣٣‌ جرائم رایانه‌ای دادسرای عمومی و انقلاب مشهد در ادامه تحقیقات این پرونده روز گذشته به خبرنگار ما گفت: درحالی‌که متهم اصلی این پرونده ادعا کرده گوشی تلفن‌همراهش توقیف شده، اما خانم تهرانی که موردکلاهبرداری ۹۰میلیون‌تومانی او قرار گرفته، در تماس تلفنی با با شاکی دیگر این پرونده که در مشهد ساکن است عنوان کرده است که این محکوم به قصاص هر روز او را در شبکه اجتماعی تلگرام تهدید می‌کند تا او از شکایتش صرف‌نظر کند.

قاضی حقدادی ادامه داد: متاسفانه با توجه به هشدارهای مقامات قضایی و پلیس از طریق رسانه ملی، جراید و همچنین درج در کنار خودپرداز بانک‌ها مبنی بر آگاه سازی مردم نسبت به کلاهبرداری های اینترنتی همچنان شاهد وقوع این گونه کلاهبرداری ها که اغلب آن ریشه در بی توجهی شهروندان دارد، هستیم. 

وی افزود: تاکنون کلاهبرداری های بسیاری با این شیوه انجام شده که با بررسی نقاط آنتن دهی خط تلفن همراه متهم به اطلاعاتی دست یافتیم که نشان می دهد فرد کلاهبردار با سیم کارت های سرقتی یا جعلی از داخل زندان با طعمه های خود تماس گرفته و با شیوه های مکارانه اقدام به کلاهبرداری از شهروندان در سراسر کشور کرده  است. متاسفانه تاکنون متولیان امر مخصوصا سازمان زندان به صورت منفعلانه عمل کرده و موضوع را دلسوزانه و باجدیت پیگیری نکرده  است. 

حقدادی گفت: ثمره این بی توجهی ها همان می شود که شاکی پرونده با مراجعه به دادسرا عنوان می کند متهم درزندان همچنان در شبکه های اجتماعی آنلاین است و او را برای اینکه از شکایتش صرف نظر کند، تهدید به مرگ می کند. حال جای سوال است که از مسئولین مربوطه بپرسیم آیا زندان، محیط ندامت است یا شرارت؟آیا مسئولین زندان رسالت خود را فراموش کرده اند؟ آیا مردم نباید حداقل ازشر مجرمان زندان درامان باشند؟ و اینکه آیا نصب دستگاه های امنیتی آن قدر هزینه براست که مسئولان زندان از راه اندازی آن سرباز می زنند؟

 

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی