کد خبر : 72595
/ 08:24
محمدسرور رجایی

امضای وزیر فرهنگ

امضای وزیر فرهنگ

چند روز پیش خبر مرگ محمدحسنِ مشهور به «بارق شفیعی» منتشر شد. با شنیدن این خبر اولین تصویری که در ذهنم آمد تصویر یکی از روزهای آرام و بدون جنگ کابل در سال ١٣٧١ بود. آن روز در بازار کتاب‌فروشی‏ پل باغ عمومی کابل بی‏‌هدف کتاب‏‌های کهنه و نو را نگاه می‌‏کردم. ناگهان چشمم به نام بارق شفیعی برخورد که بر جلد مجموعه‌شعری حک شده بود. نام مجموعه شعر «ستاک» بود. اولین صفحه را که باز کردم به‌جای فهرست شعرها باز چشمم به دست‌خطی پیوند خورد که در امضای آن نام بارق شفیعی خودنمایی می‌کرد. «ستاک» را با دو سه مجموعه شعر دیگر خریداری کردم و راهی غرب کابل شدم. در روزهایی که آسمان غرب کابل جولان‌گاه گلوله توپ و هلهله موشک‌‏های کور و بی‌‏هدف می‌‏شد من در پناه هلهله حرف‌ها و کلمه‌‏های «ستاک» آرام می‌‏گرفتم و روزگار می‏‌گذراندم. بارق شفیعی در کابینه حزب دموکراتیک خلق افغانستان وزیر اطلاعات و فرهنگ بود. مجموعه شعر «ستاک» او در سال ١٣۴٢ بیشتر در قالب‏‌های نیمایی سروده و منتشر شده بود. فرهنگیان او را به‌عنوان شاعر پایه‌گذار شعر نو می‌‏شناختند تا یک حزبیِ کمونیست.
مجموعه شعر «ستاک» که پس از نشر در همان سال موفق به دریافت «جایزه ادبی رحمان‌بابا» شده بود همچنین غوغای عجیبی را در محافل شعری کلاسیک‌سرایان به‌راه انداخته بود، غوغایی که بعد‌ها به روزنامه‎‏ها و بخش ادبی رادیو‏های افغانستان هم کشیده شد، همان‌گونه که امروز رسانه‏‌ها خبر مرگش را هم با عنوان «شاعر عشق و حماسه» تیتر زدند. بارق شفیعی پیش از آنکه شخصیتی سیاسی باشد شخصیتی فرهنگی بود. امروز همان‌قدر که به جایگاه ادبی او اندیشیدم به امضای بارق شفیعی فکر کردم، به امضایی که گرفتار جنگ شده بود و هیچ قدرتی نداشت. با مبلغ ناچیزی در بین کتاب‏‌های دست‌دوم مثل سنگرهای جنگ دست‌به‌دست می‏‌شد.
 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی