کد خبر : 72198
/ 21:47
گلایه معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهور از برپاکردن هرروزه بساط و پایین کشیدن کرکره نخبگان؛

استخدام، بزرگ ترین خیانت به نخبگان است

سورنا ستاری، معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان است. مدارج دانشگاهی را از ابتدا در دانشگاه شریف به اتمام می‌رساند و در همان دانشگاه به‌عنوان عضو هیئت‌علمی منصوب و مشغول فعالیت‌های علمی می‌شود.

استخدام، بزرگ ترین خیانت به نخبگان است

به‌گفته خودش، هیچ‌گاه بنای قبول تصدی در دولت را نداشت؛ اما وضعیت به‌گونه‌ای پیش رفت که در این سمت قرار گرفت. به نظر می‌رسد او تقریبا درددل نخبگان و مبتکرین و مخترعین را می‌داند و از همین زاویه بر این باور است که ساختار اشتباهی برای حمایت از نخبگان چیده‌ایم و صراحتا می‌گوید: «استخدام، بزرگ‌ترین خیانت به نخبگان است.» او پنجشنبه‌شب میهمان برنامه دست‌خط بود و از ایدئال‌ها و دغدغه‌های خودش گفت و گفت که از مقطعی به بعد، روند مهاجرت نخبگان را کاهش داده‌ایم.

 

در ابتدا بفرمایید وضعیت نخبگان را چطور ارزیابی می‌کنید؟

آن چیزی که در این دولت تلاش کردیم، بحث اقتصاد دانش‌بنیان یکی از بحث‌های جدی بوده که دولت روی آن سرمایه‌گذاری کرده و می‌بینید که یک اتفاقات خوبی افتاده است. ما تا پایه اقتصادی‌مان را به‌سمت اینکه پایه اقتصادی کشور فرد و جوان تحصیل‌کرده بشود، نبریم و از این اقتصاد نفتی و اقتصادی که منابع‌محور است به‌جای اینکه به دانش انسان اهمیت بدهد، تغییر رویه ندهیم، قطعا نمی‌توانیم آن جهشی را که می‌‌خواهیم، داشته باشیم. هیچ‌کدام از شرکت‌های دانش‌بنیان محور توسعه‌شان منابع زیرزمینی نیست، یک آدم است، یک فرد است، یک گروه است و یک تیم است که این شرکت را می‌سازد و باعث تولید ارزش افزوده و اشتغال و این‌نوع مسائل می‌شود. خیلی اتفاقات فرهنگی در همه ما باید اتفاق بیفتد.

 

جایی گفته بودید مشکل نخبگان و شرکت‌های دانش‌بنیان فرهنگی است؛ این یعنی چه؟

ما ساختار کاملا اشتباهی داریم. اقتصاد کشور ما متاسفانه مانند بازی فوتبال می‌ماند که ده‌دوازده نفر آن وسط بازی می‌کنند و صدهزار نفر نگاه می‌کنند. این اقتصاد مردمی‌ نیست، مردم ایستادند تا دولت برود یک جایی یک‌میلیارد‌ دلار سرمایه‌گذاری کند و یک کارخانه پتروشیمی، فولاد یا سیمان تاسیس کند تا بلکه چهارصدپانصد نفر به سر کار بروند. ما مشکلات فرهنگی جدی دراین‌زمینه داریم. بخش زیادی در حوزه سیستم‌های دولتی است و بخشی از آن هم در حوزه مردم است.

 

بعضی از این شرکت های نوپای دانش بنیان هم، خیلی خوب پا گرفته است.

خیلی عالی است؛ یعنی شما نمی‌دانید قدرت این جوانان چقدر است. هیچ‌کس هنوز تصوری ندارد. روزهای اول به ما می‌خندیدند که یک بچه ۲۴ یا ۲۵ساله چطور می‌شود چنین‌تاثیرگذاری عجیبی داشته باشد؟ مانند این می‌ماند که شما ارتش و سپاه داشته یا بسیج داشته باشید، این بسیج است که در اقتصاد ریخته است؛ یعنی قدرت جوانی که می‌آید در اقتصاد و کسب‌وکار درست می‌کند. ما الان سه‌چهار تا استارتاپ و شرکت داریم که فروش آن‌ها به بیش‌از سه‌چهارهزارمیلیارد رسیده است. اخیرا این‌ها در بورس عرضه می‌شوند و در آینده بزرگ‌ترین شرکت‌های کشور خواهند بود، مانند اتفاقی که همه جای دنیا افتاد. بعضی از شرکت‌های نوپایی که در این حوزه شروع به کار کردند، سالی هزاردرصد رشد می‌کنند و همین است که سرمایه‌گذاری بخش خصوصی را می‌‌آورد در پژوهش.ما مدام داریم صحبت می‌کنیم در مورد رابطۀ دانشگاه و صنعت، درصورتی‌که تمام زیرساخت‌های فکری ما ایراد دارد، اگر زیرساخت‌ها را درست بکنیم درست می‌شود. چگونه می‌‌آید؟ بخش خصوصی در این حوزه باید سودش را ببرد، مانند سایر سرمایه‌گذاری‌ها. مثلا شما بخش خصوصی می‌گویید در ساختمان سرمایه‌گذاری نکنید، در سکه و ارز سرمایه‌گذاری نکنید، بیایید روی این بچه‌ها سرمایه‌گذاری کنید، این می‌شود همان سرمایه‌گذاری جسورانه یا (Venture Capital) که این‌روزها زیاد راجع به آن صحبت می‌شود.یکی از ضعف‌های بزرگ ما در اقتصاد نفتی این است که همیشه فکر می‌کنیم همه‌چیز را می‌شود با پول درست کرد. فکر می‌کنیم مشکل اشتغال، پول و سرمایه‌گذاری است؛ نه، مشکل اشتغال، مغز است، ایده است، فکر است. آدمی‌ که بخواهد روی پای خودش بایستد، حتی اگر سه‌چهاربار زمین خورد، باید دوباره بایستد و این اعتماد‌به‌نفس را داشته باشد. فکر می‌کنیم با وام‌دادن می‌توانیم اشتغال ایجاد کنیم؟ وام باعث ایجاد اشتغال نمی‌شود، درواقع در اشتغال‌های خُرد اصلا وام گزینه مناسبی برای بحث اشتغال نیست.

 

به‌عنوان کسی که خودتان هم در این عرصه خیلی کار کردید و جوانی‌تان را در دانشگاه شریف سپری کرده‌اید، از این حرکت که شروع کردید، راضی هستید؟

اتفاقات بزرگی افتاده است. شما الان اگر به محیط دانشگاه نگاه کنید، خیلی‌چیزها تغییر کرده است و بحث‌های دانشگاه‌های نسل ۳ و ۴ یک زمانی راجع به آن صحبت می‌کردیم؛ ولی الان می‌بینیم که چه اتفاقی می‌افتد. ما الان می‌بینیم که در دانشگاه مطرح، بچه‌ها در استارتاپ‌ها و در شتاب‌دهنده‌ها چگونه کار می‌کنند و بخش خصوصی چه خوب افتاده دنبال اینکه این فرهنگ را توسعه بدهد. ما الان بیش از ۲۰ شتاب‌دهنده داریم، عدد شایان‌توجهی بخش خصوصی داریم که در حوزه Venture Capital سرمایه‌گذاری می‌کند و این یک حرکت جدی است در اقتصاد کشور.

 

زمانی انتقاد می‌شد که ما نخبه‌هایمان را جمع می‌کنیم، مثلا استخدام می‌کنیم و می‌گوییم این کارها را بکنید. می‌گفتند در کشورهای پیشرفته این‌گونه نیست، نخبه‌ها را می‌آوریم و می‌گوییم به ما بگویید چه بکنیم. الان به این مرحله رسیده‌ایم؟

من خیلی رُک می‌گویم. شاید به خیلی افراد بر بخورد. استخدام، بزرگ‌ترین خیانتی است که ما می‌توانیم به این‌گونه از بچه‌ها بکنیم؛ یعنی شما اعتماد‌به‌نفس و ابتکار و نوآوری را از آن‌ها می‌گیرید. آدمی‌که ۸ صبح بیاید و ۴ بعدازظهر از سر کار برود، از این زندگی نوآوری بیرون نمی‌آید، از این زندگی ریسک بیرون نمی‌آید، این زندگی یک چیز «اِستیبل» بخورونمیر است؛ درحالی‌که این بچه‌ها هر کدامشان می‌توانند دنیا را تکان بدهند. اگر به این بچه‌ها برسند، اگر این استارتاپ‌ها گرفته، چطور گرفته؟ ده بار زمین خوردند؛ اما این اعتمادبه‌نفس را داشتند که روی پای خودشان بایستند و خفت اینکه پشت درِ اتاق این‌وآن سرشان را کج کنند، به جان خریدند و این چیزی است که ارزش است و کشور باید به آن‌ها ارج بدهد و همان سازمان‌هایی که من خدمت شما گفتم، سی‌چهل‌سازمانی که بالاخره در کشور درست شدند برای بهبود فضای کسب‌وکار و الان برعکس عمل می‌کنند. این‌ها همان آدم‌ها و همان ماها هستیم؛ ماهایی که رفتیم استخدام شدیم. وقتی می‌رویم آن‌طرف میز، رفتارمان تغییر می‌کند، می‌گوییم چرا کار می‌کنید؟ یعنی حرف ما به این بچه‌ها این است که شما چرا دارید کار می‌کنید؟! شما هم بیایید مانند ما شوید، مانند ما بیایید استخدام شوید، بالاخره یک حقوقی است بدون ریسک.

 

سرت درد می‌کند!

بله. مدام بساطی سر آن‌ها درمی‌‌آوریم، مدام دنبال این هستیم که کرکره را پایین بکشیم. او مدام تلاش می‌کند کرکره را بالا نگه دارد، یک روز این می‌آید گیر می‌دهد، یک روز آن می‌آید گیر می‌دهد که کرکره را پایین بکشند.

 

این روحیه شما خیلی خوب است؛ ولی واقعیت موجود جامعه ما متاسفانه این است.

بله، باید اصلاح شود؛ کاری که ما در قانون حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان، کردیم. من این را بارها گفتم ما دو در دو در فضای کسب‌و‌کار جدا کردیم و این را گذاشتیم قانون حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان. الان ما در آن دو در دو که شده، ۲۸۰۰، ۲۹۰۰ شرکت و چیزی حدود ۳۰هزارمیلیارد تومان فروش شرکت‌ها و هزاران استارتاپ‌هایی که سعی می‌کنند در این محیط اضافه شوند حدود هشتاد‌وخرده‌ای سرویس می‌دهیم؛ ولی هدف اصلی این است که همه آن سی‌چهل تا سازمان بدانند اگر می‌خواهند با یک شرکت دانش‌بنیان صحبت کنند، این شرکت یک بابایی دارد، ابتدا باید با آن بابا صحبت کنند، بعد بروند دم کرکره بایستند؛ یعنی ما از معافیت‌های مالیاتی و گمرکی و تسهیلاتی که داریم، خیلی زیاد است. در حوزه‌های مختلف حتی وام‌های کم‌بهره و موارد دیگری که هست، تمام این سیستم برای این است که محیط کسب‌وکار مناسبی در حوزه دانش‌بنیان ایجاد شود.

 

در این ۳ سال، این اتفاق افتاده است؟

بله. در این سه سال، از صفر، البته خیلی از این شرکت‌ها از قبل هم فعالیت می‌کردند، ولی الان ۲۹۰۰ شرکت داریم و عجیب است که در چند ماه اخیر تقریبا تقاضاها برای ورود به فضای کسب‌وکار نسبت به ماه قبل سه‌چهار برابر شده است.

 

الان آماری دارید که چه درصدی از نخبگان ما مهاجرت می‌کنند؟

این را ما به شورای عالی انقلاب فرهنگی دادیم، متاسفانه عددهای اغراق‌آمیز بدون تحقیق؛ چون همه این‌ها در دنیا وجود دارد. اعداد ما نسبت به جمعیت جوان ۳۴میلیون‌نفری که بین سنین بیست تا چهل سال هستند و پنج میلیون دانشجویی که داریم، عدد نرمالی است. در حوزه تبادلات دانشجویی که اصلا ما صفر هستیم و اینکه می‌گویم صفر هستیم، ازاین‌جهت که هیچ‌کس نه بورسی می‌دهد نه چیزی می‌دهد در این قضیه، که ما در بنیاد نخبگان الان دوره‌های شش ماه و یک‌سال را شروع کردیم و الان یک سال است این برنامه‌ها را شروع کرده‌ایم. کشوری که پنج‌میلیون دانشجو دارد، ما الان پنجاه‌هزار دانشجوی خارج از کشور داریم که از پنجاه‌هزار نفر، حدود یازده‌دوازده‌هزار نفرشان آمریکا هستند که بزرگ‌ترین کُلونی دانشجویی ما هستند.

 

چندنفرشان برمی‌گردند و چند نفرشان می‌مانند؟

یکی از چالش‌های جدی همین است. این کاری که در بنیاد نخبگان انجام می‌دهیم، یک‌ پِلت‌فرم برای جذب است.

 

که روزی یک نفر از آن‌ها را جذب می‌کنید؟

بله. الان، متوسط جذب از بچه‌هایی که در دویست دانشگاه برتر دنیا هستند، بیش‌از یک نفر است. مهم این است که ما آن سیستم جذب را درست کنیم. آن سیستم جذب چگونه درست می‌شود؟ اگر ما یک اقتصادی داشته باشیم که پایه‌اش دانش باشد، بچه را نمی‌توانیم برگردانیم؛ اما اینکه بگوییم بیا اینجا و برو استخدام شو با ماهی یک‌میلیون یا دو‌میلیون، یا سه‌میلیون تومان، نمی‌شود. الان بیشترین عدد برگشت به‌خاطر همین شرکت‌هاست و بسیاری از همین استارتاپ‌هایی که شما می‌بینید که در این حوزه‌ها درست می‌شود، از همین بچه‌هاست که برمی‌گردند. یکی از گیرهایی که ما داریم، این است که سیلابس‌هایی که در دانشگاه‌هاست، سیلابسی نیست که برای جامعه ما طراحی شده باشد، برای یک جامعه دیگری طراحی شده است و از آنجا آمده به این سیستم.

..........................................

 

  • برنامه درسی دانشگاه‌های ما کپی شده است

 

آیا شما با تحقیق می‌گویید ما بیشترین فارغ التحصیل دانشجویان در رشته مهندسی را داریم؟

‌بله. اصلا سازمان ملل، حدود دو هفته پیش آماری منتشر کرد و گزارش فوق‌العاده‌ای است راجع به وضعیت علم و فناوری کشور. یک گزارش مفصل صد‌صفحه‌ای است و من توصیه می‌کنم همه عزیزان بخوانند. از نظر درصد دانشجوی مهندسی، در دنیا دوم هستیم، از نظر تعداد مطلق تقریبا چهارم هستیم نه پنجم؛ یعنی ما تعداد دانشجوی مهندسی که فارغ‌التحصیل می‌کنیم، با آمریکا معادل است. یعنی بعد از هند و چین و روسیه با آمریکا تقریبا دو‌سه‌هزار نفر فاصله داریم، این یک ظرفیت بزرگ است اگر در اقتصاد نفتی به آن نگاه کنیم، می‌گوییم کجا می‌خواهیم به این‌ها شغل بدهیم؟ ولی اگر بخواهیم به اقتصاد دانش‌بنیان فکر کنیم، می‌گوییم این‌ها منابع ما هستند، مانند همان نفت و بشکه نفت می‌مانند، این‌ها را اگر درست آتش بزنیم، می‌توانند اقتصاد کشور را زیرورو کنند و برای کشور عدد درخورتوجهی شکل ایجاد بکنند، این‌ها دارند درس می‌خوانند برای اینکه کارآفرینی کنند، این‌ها درس می‌خوانند برای اینکه ارزش‌افزوده برای کشور درست کنند، قرار نیست یک وزنه‌ای روی پای کشور باشند. با این دید، باید به این بچه‌ها نگاه کرد.

 

یک چیزی خواندم که شما گفته بودید دانشگاه برای کشوری مانند کشور ما طراحی نشده است، بلکه دانشگاه باید در کشورهایی باشد که می‌خواهند صنعت واقعی داشته باشند. این باز نگاه انتقادی شماست؟

دانشگاهی که ما داریم، همان‌طور که گفتم، بسیاری از سیلابس دروس ما کاملا کپی‌شده از جای دیگری است و این متناسب با نیازهای کشور نبوده است. از آن طرف صنعت ما صنعت نیست، کارخانه است، اینکه احتیاج به دانشگاه ندارد. خرید خط که بیا اینجا و اسمبل کن که اصلا دانشگاه نمی‌خواهد، چهار نفر تکنسین می‌خواهد. دانشگاه برای کشوری است که می‌خواهد طراحی ماشین بکند و می‌خواهد ماشین‌سازی کند، بعد می‌گوییم چرا دانشگاه ما با صنعت کار نمی‌کند. اصلا این‌ها ساختارهایشان دو ساختار متفاوت است. از اول، اساسشان، اساسی نبوده که با هم کار کنند. اگر مشکلی در آن پیش می‌آمد، زنگ می‌زده به خارجی‌ها برای او می‌آوردند؛ چون پول نفت داریم، چون ما داریم از دارایی می‌خوریم. مانند یک بچه پو‌‌ل‌داری می‌مانیم که بنز سوار می‌شویم، ولی آخرش معتاد می‌شویم، این بچه پول‌دارهای بنزسوار هیچ‌کدامشان کارآفرین نمی‌شوند، فقط یاد گرفتند پول بابا را بخورند و سوار بنز شوند و پُز بابا را بدهند. شما اقتصادهای برتر دنیا را ببینید، کدام‌یک از آن‌ها هستند که با منابع زیرزمینی به اینجا رسیدند؟ یک صخره هستند وسط اقیانوس، می‌بینید شدند اقتصاد سوم و چهارم دنیا، GDP سرانه‌شان از ما بالاتر است، وضعیت مردمشان هم ازلحاظ اقتصادی بهتر است .تمام این شرکت‌هایی که شما می‌بینید، هیچ‌کدامشان این‌طور نبودند که دولت در آن‌ها پول بگذارد، مایکروسافت و اپل و فیس‌بوک و... همه از زیرزمین بیرون آمدند و از روز اول پول‌هایشان را از پدرومادرشان گرفتند، همه داستان‌های مشابه دارند.

متاسفانه مشکل ما این است که مانند عین این شرکت‌ها را داریم در داخل، ولی سختمان است راجع به آن‌ها صحبت کنیم و اگر شما یوتیوپ در خارج دارید، اینجا آپارات دارید، اگر آمازون آنجا دارید، اینجا دیجی‌کالا دارید، اگر گوگل‌پلی‌استور دارید، اینجا کافه‌بازار دارید، اینجا دیوار دارید و این‌ها همه در داخل وجود دارد و این‌ها به طرز وحشتناکی در این فضا رشد می‌کنند.

..........................................

 

  • دیدگاه یک/ اپلیکیشن‌ها باید بومی‌ ساخته شوند

 

ظاهرابزرگ‌ترین استارتاپ در کشور روزانه یک‌میلیون دلار می‌فروشد.

شرکت‌های دانش‌بنیان چند مدل هستند، یک بخشی آن‌هایی هستند که در حوزه خدمات وارد شدند که الان می‌بینید هر روز یک اپلیکیشنی می‌آید، یک جنجالی در جامعه درست می‌کند و با خودش هم یک فرهنگ می‌آورد. رشد این‌ها خیلی سریع است؛ یعنی ما بعضی از این اپلیکیشن‌هایی که در حوزه استارتاپ‌های خدماتی وارد می‌شود، رشد هزاردرصدی دارد.

 

نرم‌افزارهای استارتاپ خدماتی را از بیرون می‌آورند یا باید در داخل طراحی کنند؟

خودشان باید بنویسند. باید بومی‌سازی شود. یکی از بحث‌ها هم راجع به همین است. ممکن است خیلی ایده‌ها خارج از کشور باشد، ولی همه آن اینجا نمی‌آید؛ چون ما فرهنگ خودمان را داریم، سیستم خودمان را داریم. بیست سایت اول دنیا را در آمریکا ببینید، گوگل است، یوتیوپ است، آمازون است و... . در برزیل، بیست سایت اول را ببینید، باز گوگل است، یوتیوپ است، آمازون است و...  . 

در آلمان، باز گوگل است، یوتیوپ است، آمازون است و...؛ ولی در ایران، اولی گوگل است، بعد دیجی‌کالاست، آپارات است، دیوار است، بلاگفاست. در بیست مورد اول، پانزده‌شانزده‌تای آن ایرانی هستند.

 

ولی عجب انتخابی آقای دکتر روحانی کرده است. شما آن‌چنان باانرژی صحبت می‌کنید که خودم انرژی می‌گیرم و می‌گویم بروم یک کاری بکنم با اینکه این‌کاره نیستم. شما خودتان به‌عنوان یک نخبه، پیشنهاد داشتید که بروید خارج از کشور؟

بله، بود. به‌هر‌حال در دانشگاه شریف زیاد پیشنهاد می‌شود و این هم یکی از ایرادات است. ما در بنیاد به‌دنبال این هستیم که این را اصلاح کنیم؛ البته ما باید امتیازی داشته باشیم برای این بچه‌ها. به‌همین‌خاطر بحث شرکت‌های نوپا و شتاب‌دهنده‌ها که الان در دانشگاه شریف است و این بچه‌ها الان افتادند در این کار؛ یعنی یکی از دلایلی که به نظر من اَپلای‌کردن (پذیرش) در دانشگاه شریف یک مقدار کمتر شده است، به‌خاطر همین شرکت‌هاست؛ ولی اینکه ما این را یک کلاس بدانیم، اینکه ما بدون تفکر یک رشته‌ای را انتخاب بکنیم، این ایراداتی است که ما الان داریم. بچه‌ها رشته مناسبی را انتخاب نمی‌کنند در کنکور، علاقه شخصی آن‌ها نیست، همین است که بعدا ادامه‌تحصیلشان در رشته‌هایی نیست که به درد کشور بخورد و بخواهند برگردند.

 

همان زمان شما پیشنهاد داشتید؟

بله. خیلی جاها بود؛ چون شما را پذیرش می‌کنند، بعضی جاها بورس می‌دهند، بعضی جاها نمی‌دهند، بعضی‌ها کمتر می‌دهند.

 

نظر پدرتان آن زمان چه بود؟

منفی بود، کاملا منفی بود. با اینکه خودش دوره‌هایش را در نیروی هوایی آمریکا گذرانده بود، ولی کاملا مخالف بود.

 

از دوستانتان کسانی رفته‌اند؟ با آن‌ها ارتباط دارید؟

بله، خیلی‌ها رفتند. بله، خبر دارم و با هم ارتباط داریم . ما دوره نسبتا قوی‌ای در شریف بودیم. الان دو تا هیئت علمی‌ در خارج از کشور داریم؛ ولی هیئت‌علمی‌های زیادی هم در داخل کشور داریم.

 

گفته بودید ایران پنجمین کشور دنیاست که به اندازه آمریکا مهندس تولید می‌کند.

این پتانسیلِ نیروی انسانی فوق‌العاده‌ای را که مملکت دارد، نشان می‌دهد. شما هیچ کشور اروپایی را پیدا نمی‌کنید که این‌همه جوان داشته باشد. پنج‌میلیون هم دانشجو داشته باشد، هیچ‌جا پیدا نمی‌کنید. این‌ها برای کشور تهدید نیستند.

 

..........................................

 

  • دیدگاه دو / تا پایان سال یک پرتاب به فضا داریم

 

100716.jpg

 

درمورد استارتاپ‌ها و کارهای موفقی که صورت گرفته نمی‌خواهیم اسم ببریم؛ ولی مثلا در حوزه حمل‌ونقل چند تا از این‌ها آمدند و خیلی به ما زنگ می‌زنند، مثلا آژانسی‌ها گله می‌کنند کل کار ما از بین رفته است، ولی از آن طرف هم مردم خدمات خوبی دریافت می‌کنند. این‌ها را بالاخره خود آن‌ها جورش را می‌کشند و جبران می‌کنند با تکنولوژی جدید.

حوزه خدمات در تهران خیلی می‌گیرد. هر خدمتی در تهران می‌گیرد، GDP تهران از بمبئی بالاتر است، از منچستر بالاتر است، شما پانزده‌میلیون جمعیت در تهران و حومه دارید که در فضای کوچکی جمع شدند، در‌نتیجه بخش حوزه خدمات حوزه‌ای است که می‌شود روی آن کار کرد و ایده‌های جدید در این حوزه، مانند این است که یک روزی بانک‌ها می‌گفتند اگر کامپیوتر در آنجا بیاید، افراد بیکار می‌شوند؛ ولی این اتفاق نیفتاد، تعداد شعبه‌ها رفت بالا، چون خدمات جدیدی در بانکداری تعریف شد. 

در این حوزه هم همین است؛ یعنی وقتی این‌ها می‌آیند، ممکن است در کوتاه‌مدت اتفاقاتی بیفتد، ولی در بلندمدت شما خدمات با قیمت پایین بدهید، خیلی چیزها روی آن سوار می‌شود، این‌قدر ایده روی این سوار می‌شود و خودش باعث می‌شود اشتغال زیادی ایجاد شود.

خیلی ایده‌ها وجود دارد که خیلی سود هم در آن‌هاست. یکی از چیزهایی که در آینده در تهران قطعا خواهد گرفت، مشاغل خانگی است، مانند اتفاقاتی که در هند و خیلی جاهای دیگر افتاده است؛ حتی یک خانم خانه‌دار می‌تواند در خانه شرکت داشته باشد.

 

در این دوره یک اتفاقی افتاد و آن هم اضافه‌شدن سازمان فضایی به زیرمجموعه شماست. خودتان خواستید؟

نه. چنین تقاضایی ما هیچ‌وقت نداشتیم. ما معاونت فناوری هستیم و قطعا در حوزه فناوری کار می‌کنیم. سازمان فضایی، البته زیرمجموعه ما نیست، یک مرکز ملی فضایی در معاونت علمی‌ تشکیل شد که بتواند پلی باشد برای این هماهنگی‌ها.

 

گلایه‌های برخی از این فضایی‌ها بیرون می‌آید که بودجه ما کمتر شده است، فعالیت‌هایشان کمتر شده است، در ظاهر هم ممکن است برای مردم این سوال پیش بیاید که ما ماهواره یا موجود زنده فرستادیم، الان یک مقداری خبر دراین‌زمینه کمتر است. آیا واقعا این‌گونه است؟

یک بخش‌هایی درست و یک بخش‌هایی غلط است. اولا در پروژه‌های دانشگاهی، از پارسال، پنج پروژه بزرگ در دانشگاه شروع کردیم؛ البته مشکلات مالی زیاد داریم، چون پروژه‌های فضایی هزینه‌بر است، پروژه‌هایی است که کشور باید روی آن سرمایه‌گذاری کند، می‌شود همان اقتدار. چرا دولت‌ها در فضا سرمایه‌گذاری می‌کنند؟ چون فضا همه‌چیزش مرز دانش است، خوشبختانه اخیرا بعد از برجام ارتباطات بین‌المللی خوبی در این حوزه صورت گرفته است. ما چند پروژه داریم شروع می‌کنیم به‌صورت بین‌المللی و از تجربیات بعضی از کشورها مانند روسیه استفاده می‌کنیم. روس‌ها در فضا به نظر من اولین هستند، قطعا در حوزه پرتاب‌ها و در حوزه‌های مربوط به پرتاب انسان، الان تنهاسیستمی‌ که آدم را به فضا می‌برد، سیستم سایوز روس‌هاست. فرانسوی‌ها هم دارند کار می‌کنند؛ ولی بیشتر سازمان فضایی دارد با آن‌ها کار می‌کند. ما چون در حوزه تکنولوژی خیلی علاقه‌مند هستیم و به انتقال فناوری خیلی علاقه‌مندیم با کشورهایی باید از نزدیک کار بکنیم که آن‌ها هم علاقه‌مند شوند که فناوری را به ما منتقل کنند.

 

پس خبرهای خوش آن در آینده بیرون می‌آید با این زیرساخت‌ها.

ما قبل از سال نو هم حداقل یک پرتاب به فضا داریم.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی