کد خبر : 72115
/ 23:24
شبکه مسائل حاشیه شهر در نشست تخصصی روزنامه شهرآرا نقد و بررسی شد؛

نابرابری و جدایی‌گزینی؛بستر حاشیه‌نشینی

چه می‌شود که شهرها دارای حاشیه می‌شوند؟ آیا حاشیه در گذشته وجود داشته است؟ منظور از حاشیه‌نشینی چیست؟ اصلا انسان حاشیه‌ای داریم؟ این‌ها سوالاتی است که در نشست تخصصی تحریریه روزنامه شهرآرا با دکتر غلامرضا صدیق اورعی، جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد، به بررسی آن‌ها می‌پردازیم.

نابرابری و جدایی‌گزینی؛بستر حاشیه‌نشینی

ندا علیزاده- شروع صحبت او به تعریفی از انسان حاشیه‌ای اختصاص می‌یابد که در بسیاری از علوم، از جمله علم سیاست، از آن یاد شده است: انسان حاشیه‌ای به کسی گفته می‌شود که به گونه‌ای کنار گذاشته می‌شود یا خودش اقدام به کنارگی می‌کند. این در حالی است که هرچند آن‌ها در حاشیه زندگی می‌کنند، هیچ‌کدامشان اصلا در حاشیه اجتماعی و فرهنگی نیستند و هنجار، زبان، لهجه، برنامه، احساسات، عواطف، باورها و آرزوهایی همچون دیگران دارند.

 

حاشیه‌نشینی دو بعد کالبدی و اقتصادی دارد

دکتر اورعی با بیان اینکه حاشیه‌نشینان از نظر فرهنگی، انسان‌هایی با آرمان‌های متفاوت نیستند و طرح گام‌به‌گام آن‌ها تحقق سکونت در مناطق رسمی است، تاکید می‌کند: حاشیه‌نشین بودن این افراد در درجه اول، معنای کالبدی و سپس اقتصادی دارد.

با بیان این مقدمه، این جامعه‌شناس به توصیفی ساده از فرایند حاشیه‌نشینی می‌پردازد و سعی دارد به این سوال پاسخ دهد که چرا به لحاظ کالبدی، حاشیه برای شهرهای ما به وجود آمده است.

توضیحی که دکتر اورعی برای این مسئله می‌دهد به گذشته مشهد باز‌می‌گردد و اینکه در قدیم مکانی به نام حاشیه در این شهر وجود نداشته و با ایجاد این جرقه که مگر آن زمان فردی بی‌پول یا مهاجر نبوده است، می‌گوید: بیشتر مردم مشهد در دوره‌ای به این شهر مهاجرت کرده‌اند. برای نمونه، در بالاخیابان کوچه یزدی‌آباد بوده است. همین‌طور موارد مشابهی در پایین‌خیابان و دیگر قسمت‌های شهر مهاجرپذیر بودند.

 

در مشهد قدیم محله‌ای ویژه بی‌پول‌ها نداشتیم

او با تاکید بر اینکه در گذشته‌ای که به ۱۰۰سال قبل بازمی‌گردد، مهاجر و فرد بی‌پول در مشهد وجود داشته‌است، اظهار می‌کند: این افراد بی‌پول به دو دسته تقسیم می‌شدند. یا دارای پدر و مادر معمولی بودند یا اینکه دو سه نسلشان همین وضعیت نامناسب مالی را داشته‌اند. با این حال، سندی را نمی‌توانید بیابید که گویای وجود محله بی‌پول‌ها در مشهد گذشته باشد.

این جامعه‌شناس درباره مهاجران نیز با بیان اینکه همه آن‌ها دارایی و پول یکسانی نداشتند، می‌گوید: مهاجرانی که املاکی داشته و آن را فروخته‌اند، با پولی که همراه آورده‌اند، می‌توانند بهترین ملک را بخرند و آن‌هایی که چیزی نداشته‌اند به امید انجام کار یدی آمده‌اند.

اما اینکه در گذشته مهاجرانی که به مشهد می‌آمدند چگونه در شهر ساکن می‌شدند نیز نکته دیگری است که اورعی به توضیح آن می‌پردازد: ساختار کالبدی گذشته به این شکل بوده است که مهاجران در شهر مشهد یا روستا و باغ‌ها ساکن می‌شدند. شهر نیز محلاتی داشته است که در همه آن‌ها افراد پول‌دار، متوسط و بی‌پول با ترکیبات شغلی نظامی، اداری، علمی، کاسب، هنرمند و... در کنار هم زندگی می‌کردند.

 

طراحی کالبدی آمیخته برای همه طبقات، ساختار شهرسازی مشهد قدیم

او با تاکید بر اینکه در محلات مشهد تفاوت‌های اقتصادی دیده می‌شده است، این‌گونه توضیح می‌دهد: اسناد شهرداری نشان می‌دهد که تفاوت فاحشی در متراژ خانه‌های یک محله وجود داشته که این مسئله گویای طراحی کالبدی آمیخته برای زندگی افراد مختلف طبقاتی در کنار هم بوده است.

البته این بین، مسئله مالکیت افراد نیز مطرح می‌شود که دکتر اورعی در این باره نیز اظهار می‌کند: همه افراد ساکن در محلات مشهد، مالک نبودند و در حقیقت، در کنار مسئله متراژ خانه‌ها که به توان مالی مالک بستگی داشته است، درون برخی از آن‌ها نیز مالک و مستاجر زندگی می‌کردند.

او با تاکید بر اینکه این ساختار، مدلی از شهرسازی با تجربه طولانی بوده که همه اسکان‌ها نیز در آن قانونی انجام شده است، می‌گوید: در این ساختار شهرسازی، نمی‌توان انسانی حاشیه‌ای و حاشیه‌نشین پیدا کرد، زیرا جمعیت با توانایی‌های مالی، مهارتی و شغلی در شهر یا روستا ساکن می‌شوند و جای وسطی وجود ندارد که جمعیت به آنجا سرازیر شود و نام حاشیه بگیرد.

 

جدایی‌گزینی بر‌اساس ثروت، اقدامی عامدانه

صحبت‌های او که به اینجا می‌رسد، از در پیش گرفتن رویکردی آگاهانه و عمدی پرده بر‌می‌دارد: حکومت به‌عمد اقدام به جدایی‌گزینی براساس ثروت کرده است. بدین ترتیب، سعدآباد نخستین مکانی در مشهد بود که شامل این امر شد.

دکتر اورعی با یادآوری اینکه سعد‌آباد دو باغ از موقوفات مسجد گوهرشاد بود که تصمیم به تغییر کاربری آن گرفتند، توضیح می‌دهد: سعد‌آباد که از میدان صاحب‌الزمان تا میدان تختی را شامل می‌شود و خیابان‌های مولوی، طاهری و منوچهری را در بر می‌گیرد، اکنون همچنان شکل شطرنجی و زمین‌های برابر آن حفظ شده است.

دنباله توضیحات او می‌رسد به اینجا که: پس از تغییر کاربری و تقسیم زمین به قطعات مساوی، اقدام به انتخاب آدم‌ها برای سکونت در آنجا کردند، بدین ترتیب که وقتی محله‌ای بسازی و قیمتی را برای زمین و خانه‌های آن تعیین کنی که خیلی‌ها توان خرید آن را نداشته باشند، خودش یک فیلتر محسوب می‌شود و فردی هم که قادر به خرید آن نباشد، خود‌به‌خود سایر شرط‌هایش را نیز ندارد.

به گفته این جامعه‌شناس، پس از آن، نوبت به خیابان ابن‌سینا رسید که طبق نقشه‌های قدیم، زمین‌ها را ۲هزار متری طراحی کرده و فقط به پزشکان واگذار می‌کردند و این دلیلی است که مردم آنجا را کوی دکترا و چهارراه دکترا می‌نامند، در حالی که هیچ تابلویی به این نام نیست.

وی ادامه می‌دهد: پس از آن، خیابان احمد‌آباد را ساختند که آن هم داستانی دارد. نام پیشین خیابان عدالت «کوی قضات» است؛ یعنی زمین‌ها را فقط به قاضی‌ها دادند. همچنین نام قدیم خیابان فرهاد نیز «کوی تیمساران» است که نامش گویای ساکنان آن به شمار می‌رود.

 

شروع مهاجرت‌های درون‌محله‌ای و ایجاد محلات ارزان و نامقاوم

دکتر اورعی از این روند، این‌گونه نتیجه می‌گیرد: وقتی براساس آیتم‌های اقتصادی و اقتصاد و شغل، شروع به جداگزینی کردیم، طبیعتا آدم‌ها از نظر اقتصادی از هم جدا می‌شوند و نتیجه آن شروع مهاجرت‌های درون‌محله‌ای است؛ یعنی برادری که پزشک شده است، محله پدری و خانوادگی‌اش را تغییر می‌دهد و به محله ویژه خودش می‌رود.

این در حالی است که خواهر و برادرهایش بنا به شغل خود، در همان محله قبلی باقی می‌مانند که خروجی این رویکرد می‌شود شهری که این دکترای جامعه‌شناسی آن را این‌گونه ترسیم می‌کند: زمانی که این فرایند به طور کامل طی شد، می‌توانیم محله‌هایی با خانه‌های کوچک، نامقاوم و ارزان نیز داشته باشیم تا آن‌هایی که از نظر اقتصادی به وضع پدرانشان نرسیدند، محله پدری را ترک کرده و در این مکان‌ها ساکن شوند.

 

۲۵درصد ساکنان حاشیه، رانده‌شدگان از متن شهر هستند

این مسئله در پیمایشی که توسط دکتر اکبری، یکی دیگر از جامعه‌شناسان و اعضای هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد، انجام شده نیز اثبات شده است: ۲۵درصد ساکنان حاشیه شهر، پدران و پدربزرگانشان در متن شهر بوده‌اند؛ یعنی این‌ها رانده‌شدگان از متن هستند و ۷۵درصد دیگر را نیز مهاجران شامل می‌شوند.

به بیانی روشن‌تر، به دلیل اکتسابی و غیرموروثی بودن مشاغل، نمی‌توان تضمین کرد که فرزندان و برادران در جایگاه اقتصادی یکسانی قرار بگیرند و با توجه به اعمال جدایی‌گزینی در فضای کالبدی شهر و افزایش میزان تفاوت اقتصادی بین مردم، محلات گوناگونی به وجود می‌آید تا جایی که به جای دو سه نوع، ۱۰۰نوع محله خواهیم داشت؛ یعنی چیزی که اکنون می‌بینیم.

شاهد دیگری که دکتر اورعی آن را به زبان می‌آورد، گسترش ظاهری مشهد است: دورتادور میدان شهدا تا چندین کیلومتر، در واقع، به لحاظ عرفی، مشهد است، اما به یک معنا نیز مشهد نیست؛ یعنی اگر قانون آن‌ها را شهر نمی‌داند، آن‌ها نیز شورای روستا ندارند.

 

شهرها هیچ فکری برای جمعیت مهاجر نکرده‌اند

به گفته دکتر اورعی، مجموع این عوامل، موج‌های بزرگ مهاجرتی را ایجاد کرده است، اما از آن طرف، در شهرها برای آن هیچ فکر و اقدامی انجام نشده است و هنوز هم نمی‌شود، در حالی که حکومت باید برای جابه‌جایی جمعیت، طرح و برنامه داشته باشد.

در تکمیل این مسئله، این جامعه‌شناس به علل و دلایل این مهاجرت‌ها می‌پردازد: در واقع، علل تاریخی، طبیعی و جمعیتی و دلایل و منطق ذهنی آدم‌ها در انجام مهاجرت آن‌ها نقش دارد، به این ترتیب که وقتی عادات، تعلقات و... فردی نتوانست او را در سکونتگاه اصلی خود نگاه دارد و به این نتیجه رسید که بهتر است برود، دیگر نمی‌ماند.

صحبت‌های او به اینجا می‌رسد که: آن طرف مسئله، حکومت است که هیچ برنامه‌ای برای پذیرش آن‌ها ندارد. نه اینکه غافل‌گیر شده باشد، بلکه این امر مداوم است، به گونه‌ای که اکنون ۱۱۰شهر ایران دارای حاشیه است.

 

حکومت کاری نکرد، مردم دست‌به‌کار شدند

دکتر اورعی با بیان اینکه حکومت برای این افراد و شرایط کاری نکرد و اگر هم کاری کرد باعث تشدید مسئله شد، تصریح می‌کند: جدایی‌سازی، نابرابری، بزرگ کردن و زیباسازی شهرها و آن‌ها را به رخ روستائیان کشیدن با نشان دادن شرایط و امکانات شهر از طریق تلویزیون،‌ رادیو و نوع تدریس معلمان، مبشری برای مهاجرت روستائیان به شهرها شد.

او با طرح این سوال که حالا که همه عوامل معلوم است، چرا بنا نیست همه آدم‌ها از این امکانات برخوردار باشند، می‌گوید: لازم نیست که شهری مانند مشهد بسازیم و هرکه می‌خواهد مهاجرت کند یک‌راست به مشهد بیاید، بلکه می‌شود شهرهای متوسط ساخت و در آن‌ها اشتغال، صنعت و کار فراهم کرد و به آن‌ها رسیدگی کرد. بدین ترتیب، می‌توان سلسله‌مراتبی از شهرها با کاربری‌ها و کارکردهای مختلف داشت، اما مسئولیتی را که برای خود در اداره شهرها قائل هستند، برای آن‌ها نیز قائل باشند.

 

شرکت تخصصی عمران و بازسازی شهرها از حاشیه کاسبی می‌کند

او با اشاره به گذشت سالیان سال از تشکیل شرکت تخصصی عمران و بازسازی شهرها که وظیفه بازسازی شهرها را دارد، تاکید می‌کند: این شرکت به جای بازسازی شهرها، کاری می‌کند که با اطراف حرم کرد؛ یعنی برای سود بردن است و این در حالی است که این شرکت برای این درست شده است که دیگر حاشیه و حاشیه‌نشینی اتفاق نیفتد. انتقادات این استاد دانشگاه به اینجا ختم می‌شود که: این شرکت منتظر می‌ماند حاشیه اتفاق افتد تا ببیند در کدام نقطه‌اش می‌توان کاسبی کرد. حال، ما با این مدل جدید زندگی، انتظار داریم که آدم‌ها در بیابان‌ها با شیر بز و نان خالی، چند نسل دیگر هم زندگی کنند؟

 

افزایش مهاجرت با رسیدگی نکردن به روستاها

بخش دیگری از جلسه به مسئله توزیع آب و حمایت از روستانشینان بازمی‌گردد: حکومت پذیرفته است که در روستاهایی که آب ندارند، به تعداد هر فرد، در یک روز ۱۵لیتر آب بدهد، اما به دلیلِ نداشتن پول، در دو سال گذشته، نصف این مقدار و برخی جاها یک‌سوم آن را به مردم داده‌ است. حال، مردم با این میزان، چگونه می‌توانند زندگی کنند؟

این در حالی است که به گفته او، طبق آمار رسمی سازمان آب، در دو سال، ۴۰درصد به روستاهایی که باید به آن‌ها آب تانکری داد اضافه شده است. این یعنی این روستاها دیگر جای زندگی نیستند و وقتی روستا معنایی برای ماندن ندارد و از آن طرف نیز شهر مدام تزیین می‌شود و جاذبه افزایی می‌کند، موجب تشویق به مهاجرت می‌شود.

علاوه‌بر این، بر خلاف گذشته، اکنون روستاها از نظر معاش به شهرها وابسته هستند. بنابراین، دلیلی نمی‌ماند که روستائیان در آن شرایط در روستاهای بدون آب و امکانات معاش خود بمانند. البته دکتر اورعی علاوه‌بر این، از زاویه دیگری نیز به این مسئله می‌پردازد: اگر مقداری آب و زمین هم در روستایی مانده است، باید به چشم فعالیت اقتصادی‌ای از جنس صنعت زراعت نگاه کرد و این آب و زمین به معنی آن نیست که ۵۰ خانواده آنجا بمانند، گرسنگی بکشند و تنهایی ببیند.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی