کد خبر : 71866
/ 07:44
حسن احمدی‌فرد

شب‌های قصه‌گویی

شب‌های قصه‌گویی

شب‌های بلند زمستان شب‌های دورِ هم بودن و گفتن و شنفتن است. پدران و مادران ما، در مهمانی‌های ساده (چراغان)، دور هم جمع می‌شده‌اند و شب‌های کشدار زمستان را با گپ زدن و معما گفتن و شعر خواندن کوتاه می‌کرده‌اند. در این میان، قصه‌گویی پای ثابت این مهمانی‌های شبانه بوده است که با ساز و آواز روایت می‌شده، قصه‌هایی که برآمده از جهان‌بینی و حاصل نگاه اجداد ما به دنیای پیرامونشان بوده است. برای همین هم قصه‌های هر قوم و قبیله و تیره و طائفه‌ای مخصوص همان‌هاست و با قصه‌های دیگران تفاوت دارد. شنیدن این قصه‌ها امروز هم خالی از لطف نیست، قصه‌هایی که پدران و مادران ما با نقل آن‌ها آداب و رسوم و آیین‌ها و ارزش‌ها را به فرزندانشان می‌آموخته‌اند.
می‌گویند، سال‌ها پیش از این، رسم بوده که دامادها، پیش از مجلس دامادی‌شان، به کوه و کمر می‌زده‌اند تا هیزم پخت‌وپز مجلس عروسی را فراهم کنند. این فراهم آوردن هیزم البته رقابتی هم بوده برای اثبات رشادت و ورزیدگی. جوانی از جوان‌های کرمانج، روز پیش از عروسی، به نوعروسش قول می‌دهد که چنان هیزمی بیاورد که زبان‌زد همه ایل بشود.
جوان به کوه می‌زند و همه روز را می‌گردد، اما دریغ از هیزم، تا آن‌که ناگهان نعره پلنگی را می‌شنود که از خم صخره‌ای بالا می‌رود. جوان، به خیال اثبات شجاعت، تفنگش را به سمت حیوان نشانه می‌رود و پلنگ را با گلوله‌ای از پا در می‌آورد، غافل از آن‌که هرکه گلوله داغ بر سینه‌ای بنشاند داغ خواهد دید.
جوان، ناامید از تهیه هیزم، تصمیم می‌گیرد شب را در کوه بماند، تا شاید فردا قولش را به نوعروسش برآورده کند. شب اما، برای در امان ماندن از سرمای استخوان‌سوز، پلنگ را پوست می‌کند و به درون پوست می‌خزد، تا شب را به صبح برساند.
اما بشنوید از ایل و قبیله جوان نوداماد که همه روز را منتظر می‌مانند که جوان از کوه برگردد. شب‌هنگام، وقتی خبری نمی‌شود، نگران به همراه نوعروس به کوه می‌زنند تا بلکه خبری بیابند از جوان.
آن‌ها می‌گردند و می‌گردند، تا آن‌که از دور، در پناه سنگی، پلنگی را می‌بینند که خوابیده است و تفنگ جوان را می‌بینند که همان گوشه افتاده؛ یقین می‌کنند که نوداماد طعمه پلنگ شده. نوعروس، به خیال انتقام از پلنگ، حیوان را به تیر می‌بندد، اما وقتی نزدیک‌تر می‌آید نوداماد را در خون خود غرقه می‌بینند ... .
مقام گرایلی -گریه لیلی- در موسیقی شمال خراسان شرح مویه‌هایی است که نوعروس بر پیکر غرقه‌درخون نوداماد سر می‌دهد.
 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی