کد خبر : 71863
/ 07:39
دکتر مجتبی خاتونی

کلان شهرها محروم از نگرش سیستمی

کلان شهرها محروم از نگرش سیستمی

قصه وارداتی خانه شکلاتی و صاحب‌خانه‌ای که آن قدر از در و دیوار خانه‌اش می‌خورد که در انتها نه خانه‌ای می‌ماند و نه صاحب خانه، استعاره‌ای زیبا، ظریف و هنرمندانه برای اشاره به اوضاع این روزهای نظام شهری در ایران است. شهرنشینی در پی اصلاحات ناموفق و شائبه‌برانگیز ارضی در عصر پهلوی، نظام اجتماعی ریشه‌دار و تاریخی را در زیست بوم‌های روستایی از بین برد و در مقابل وابستگی غذایی و زراعی را به ارمغان آورد و از آن زمان بود که بنیان دیوار کج شهرگرایی و شهرنشینی افسارگسیخته در ایران نهاده شد و حتی انقلاب شکوهمند اسلامی نیز ،با وجود تحول‌آفرینی در بسیاری شئون زندگی اجتماعی، در اصلاح این روند چندان موفق نبود. هرچند دلایل عدیده‌ای برای این توفیق‌نداشتن، از جمله غلبه تفکرات لیبرالیستی بر جریان مدیریتی پس از جنگ،به حاشیه راندن اندیشمندان انقلابی با داعیه تجدد و اصلاح‌طلبی، تکنوکراسی معیوب و نهادینه نشده و نتایج نامطلوب آن، نبود اندیشه راهبردی و درازمدت در بدنه قانون‌گذاری و به‌طور مشخص، مجلس شورای اسلامی؛ و مواردی از این دست را می‌توان به عنوان دلایل اصلی و علل موجبه اوضاع نابهنجار فعلی برشمرد، اما نگاه به گذشته، جز عبرت‌اندوزی منفعتی نخواهد داشت.واقعیت این است که اوضاع نظام شهری در ایران، در پی نبود نگرش سیستمی و اجرانشدن طرح‌های آمایشی، اسف‌بار است و این موضوع در مورد شهرهای بزرگ، مادرشهرها و به عبارت معمول، کلان‌شهرها، جدی‌تر است، شهرهایی چندمیلیونی در اقصی نقاط کشور که بدون استثنا هر کدام به تناسب ویژگی‌ها و جغرافیای خاص خود، گرفتار مصائب فراوانی‌اند و چشم‌انداز روشنی از بهبود و اصلاح را به نمایش نمی‌گذارند.
اما مشهد در این میان، اوضاعی به‌مراتب وخیم‌تر دارد. شهری که در دامنه‌های شمالی بینالود و جنوبی هزارمسجد بنا شده بود، امروز میزبان بیش از سه‌میلیون نفر است.  فارغ از معضلات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حتی امنیتی مترتب بر این حجم انبوه جمعیتی که هریک به‌تنهایی می‌تواند خواب از چشم مسئولان آگاه و دغدغه‌مند برباید، مسئله بنیان‌های زیستی در مشهد  زنگ خطری جدی برای آینده نه‌چندان دور ما مشهدی‌هاست.بنیان‌های زیستی را می‌توان به این شکل ساده بیان کرد: امکانات و توانایی‌های محیطی برای تأمین نیازهای زیست فردی و اجتماعی جمعیتی مشخص. حال سؤال این جاست: در حالی که بنیان‌های زیستی شهری چون مشهد، طبق برآوردهای کمی و کیفی، حداکثر پاسخ گوی نیاز یک‌میلیون نفر جمعیت خواهد بود، چگونه جمعیتی بالغ بر سه میلیون نفر را تأمین می‌کند. پاسخ به این سؤال نیز همان استعاره زیبا و البته غم‌انگیز خانه شکلاتی است.مشهد و بسیاری دیگر از شهرهای بزرگ در ایران و کشورهای به‌اصطلاح در حال توسعه(! )مصداق بارز خانه‌های شکلاتی هستند که صاحبان آن (شهروندان و مسئولان و دولت‌ها و...) در حال خوردن آن هستند و زوال خانه و خود را یک جا به ارمغان خواهند آورد،آنگاه که شهرآرا خبر از کوه‌خواری می‌دهد، آن جا که فرونشست دشت مشهد در پی برداشت بی‌رویه از منابع آبی زیرزمینی، نه به میلی‌متر که به متر اندازه‌گیری می‌شود، آن‌گاه که برای شمارش روزهای با هوای پاک، تابلو طراحی می‌شود، و هزاران آن‌گاه و آن‌جای دیگر که تا زمان غالب‌شدن نگرش سیستمی و به‌رسمیت شناختن اصالت و الزام عملی آمایش محیط، امیدی به بهبود آن وجود نخواهد داشت.
 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی