کد خبر : 71839
/ 23:49
گفتگو با استاد تقی وحیدیان‌کامیار زبان‌شناس و محقق؛

در غروب لهجه مشهدی هستیم

باعث افتخار است مقابل کسی بنشینی که کتاب‌های درسی دستور زبان دوران دبیرستانت با تلاش سال‌های عمر او به نگارش در آمده است.

در غروب لهجه مشهدی هستیم

وحیدی- استاد تقی وحیدیان‌کامیار، زبان‌شناس و نگارنده کتاب‌ها و مقاله‌های بسیار  است که دانشجویان بی‌شماری را تربیت کرده است. یکی از خاطرات شاگردان این استاد عالی‌قدر لهجه مشهدی است که ایشان گاهی در بین تدریس در کلاس‌هایشان استفاده می‌کرده و تاکیدی است که به خلاقیت در علم داشته‌اند. اساتید و زبان‌شناسان زیادی در ایران زیرنظر ایشان زبان  آموخته‌اند. از کتاب‌های این استاد و چهره محبوب و ماندگار کشور می‌توان به دستور زبان عامیانه فارسی، دستور فارسی با روش نوین‌، دستور زبان دبیرستان کلاس‌های اول‌، دوم، سوم و پیش‌دانشگاهی‌، دانشگاهی یک و... اشاره کرد. به بهانه کم‌رنگ‌شدن لهجه مشهدی، مصاحبه‌ای داشتیم با ایشان که خواندنش خالی از لطف نیست.

 

استاد شما جزو اولین تحصیل‌کرده‌های مشهد هستید، درست است؟

من متولد ۱۳۱۳ در پاچنار هستم. دوره ابتدایی‌ام را در مدرسه مهر مشهد تمام کردم. سه سالی هم در هنرستان صنعتی به تحصیل ادبیات مشغول بودم اما از‌آنجا‌که ادامه تحصیل در هنرستان وجود نداشت، تغییر رشته دادم و وارد رشته ادبیات شدم. هم درس می‌خواندم و هم به کار معلمی مشغول بودم.

 

آن زمان نیروهای تحصیل کرده خیلی راحت جذب ادارات و مدارس می‌شدند.

بله اما این مسئله باعث نشد که به داشته‌هایم بسنده کنم، به همین دلیل سعی کردم تا جایی که امکان دارد تحقیق و پژوهش را ادامه دهم؛ بنابراین کارشناسی ارشدم را از دانشگاه تهران در رشته زبان‌شناسی دریافت کردم و رساله دکترایم هم با موضوع نوای گفتار در فارسی در رشته زبان‌شناسی بود. بعد از استخدام در دانشگاه جندی‌شاپور اهواز با درجه استادیاری، با توجه به خدمت در فرهنگستان زبان خیلی سریع به درجه دانشیاری و بعد از آن طی گذشت پنج سال به درجه استادی در آمدم. مدتی در انگلستان روی زبان مطالعه داشتم و تا امروز در خدمت مردم مشهد و ایران هستم.

 

همگی می‌دانیم که ایران دارای تمدنی قوی است و این فصل مشترکی با زبان دارد. برایمان از اهمیت زبان فارسی و پیشینه آن بگویید؟

یک زمانی منطقه بزرگی از آسیا فارسی‌زبان بودند نه‌تنها ایران و افغانستان بلکه ترکیه، تاجیکستان و... هم فارسی حرف می‌زدند از حدود سال ۱۰۰۰ میلادی تا هشتصد سال بعد زبان فارسی بخش بزرگی از غرب و جنوب آسیا بود. مثلا پیش از استعمار هند توسط انگلیس، در زمان حکومت گورکانیان در هند که ادامه‌دهنده امپراتوری تیموریان در هند بودند، فارسی‌زبان رسمی این امپراتوری وسیع بود. زبان فارسی جدا از اینکه زبان اصلی یا زبان دوم مردم سرزمین ایران با قومیت‌های مختلف بوده‌، نفوذ بسیاری در کشورهای مجاور خود همچون هند و عثمانی داشته‌ است؛ در دوره امپراتوری گورکانیان زبان فارسی در هندوستان زبان رسمی اداری و نظامی بوده‌ است و در کنار نفوذ زبان فارسی، نفوذ فرهنگ ایرانی هم در فرهنگ‌های دیگر دیده می‌شود، به طور مثال در امپراتوری‌ها در کنار دین اسلام، فرهنگ ایرانی سرلوحه‌‌ فرهنگشان بوده‌ است. الان هم که در فرهنگ اقوام مختلف کشورهای نزدیک نگاه می‌کنیم، اسامی شهرهای زیادی را برگرفته از زبان فارسی می‌بینیم.

 

چه اتفاقی افتاد که این مناطق زبانشان به مرور زمان تغییر کرد؟

زبان فارسی از گروه زبان‌های هند و اروپایی است یعنی زبان فارسی، انگلیسی و فرانسه همه از یک خانواده هستند. حتی این روزها هم می‌بینید که واژه‌های مشترکی همچون مادر «mader» که بسیار کلیدی هستند، در زبان‌های مختلف به کار برده می‌شوند اما خواه نا‌خواه باید بپذیریم که بُعد مکان باعث ایجاد فاصله زبانی هم شده  و زبان پیوسته در تغییر است. زبانی که ما اکنون صحبت می‌کنیم، در دوران هخامنشی کاملا متفاوت بوده و ویژگی‌های خاص خودش را داشته، مثلا مونث و مذکرش از هم جدا بوده است که این روزها این‌گونه نیست؛ البته نکته مهم در این است که تمام زبان‌ها در دنیا به سمت سادگی پیش می‌روند و این امری اجتناب‌ناپذیر است اما باعث افتخار است که زبان فارسی جزو سه زبان کلاسیک برجسته دنیاست که در نشست زبان‌شناسان و ادیبان در برلین تایید شده است.

 

چقدر زمان لازم است تا زبانی تغییر کند؟

قرن‌ها طول می‌کشد که زبان تغییر کند. هیچ زبانی در دنیا نیست که از دیگر زبان‌ها واژگانی را وام نگرفته باشد، همه زبان‌ها از همدیگر تاثیر پذیرفته‌اند. زبانی که از زبان‌های دیگر وام نگرفته باشد، زبانی مرده است. البته تاکید می‌کنم زبان فارسی همان‌گونه که واژگانی را از زبان‌های همسایه‌اش وام گرفته، واژگان زیادی نیز به آن‌ها واگذار کرده است، تاثیر شگرف زبان فارسی بر زبان‌های شبه قاره هند را غالبا همه ما می‌دانیم. 

زبان فارسی‌زبان بین‌المللی عرفان است و بسیاری از عارفان ترک و عرب و هندی کتاب‌های عرفانی خود را به این زبان نوشته‌اند.

 

با این وام‌گرفتن واژه‌ها و پیشرفت تکنولوژی و حضور کلمات جدید آیا فکر می‌کنید خدایی نکرده یک روزی زبان فارسی در قرون بعدی تغییر کند؟

نه هرگز این اتفاق نمی‌افتد. زبان فارسی به دلیل غنای ادبی‌، پیشینه باستانی و همین‌طور تغییرات اندک در هزار ساله اخیر عمرش جزو سه زبان اصلی دنیا شناخته شده است و هر چه زبان غنای ادبی بیشتری داشته باشد، تغییرات کمتری خواهد داشت. کما‌اینکه ما برخی وقت‌ها کاملا ضروری می‌دانیم به کلمات اجازه ورود در زبان را دهیم مثلا وقتی کامپیوتر به یکی از بخش‌های اصلی زندگی تبدیل شد، پس ناگزیر کلمات کمکی به این وسیله هم در زبان ما به سرعت جا باز می‌کند. ده‌ها سال است کلمه کلاس و کنفرانس، از فرانسه وارد زبان فارسی شدند و هرگز از بین نرفتند و نمی‌توان معادل قدرتمندی هم برایشان جایگزین کرد.

 

به پشتوانه کتاب‌ها و مقالات زیادی که نوشتید معلوم می‌شود که تمام عمر روی زبان فارسی تمرکز داشتید و وقت صرف کردید، چرا زبانی که به این راحتی با آن صحبت می‌کنیم نیازمند این همه سال پژوهش است؟

اولین پاسخ اینکه من به زبان فارسی واقعا علاقه‌مندم الان زبان ما زبان علمی نیست حتی امثال ابوعلی سینا هم آثارشان را به عربی می‌نوشتند ولی زبان عرفانی است و کسی که بخواهد حقیقت عرفان را بداند باید این زبان را بیاموزد. به دانشجویانم همیشه گفته‌ام دنبال نوآوری باشید، دستور دانستن تنها کفایت نمی‌کند، کسی که خوب بنویسند و خوب بخواند، پیشرفت خواهد کرد. زبان فارسی قرن‌ها زبان غزل بوده است و غزل هم واژه‌های خشن را نمی‌پذیرد. برخی واژه‌ها خوشایند است این زبان را می‌توان عاشقانه آموخت و تمام عمر را برایش صرف کرد.

 

سال‌هاست که فرهنگستان زبان تلاش دارد کلمات پر‌کاربرد خارجی را به معادل فارسی‌اش تبدیل کند، چقدر تا به امروز این کار موفقیت‌آمیز بوده است؟

این فرهنگستان به کوشش بزرگانی همچون بدیع‌الزمان فروزانفر، محمدتقی بهار، محمود حسابی و... شروع به کار کرد که نتایج بسیار خوبی هم گرفت. همان وقت بعضی از اهل قلم با واژه‌سازی مخالفت‌هایی کردند و حتی واژه‌های نوساخته را به تمسخر گرفتند اما فرهنگستان زبان فارسی به کار خودش ادامه داده و واژه‌هایی ساخت که این روزها در جامعه فارسی‌زبان ایران تداوم کامل پیدا کرده است مثلا بازداشت، شهرداری، دادگاه،گزارش، شناسنامه، بخشنامه، شهرستان، بازتاب ‌که هم در زبان گفتاری و هم نوشتاری استفاده می‌شود.

 

آیا زبان فارسی در کشورهای دیگر تدریس می‌شود؟

نه، فقط علاقه‌مندان به سمتش می‌روند؛ چرا‌که زبان فارسی دیگر زبان علمی نیست.

 

چرا در گذشته نه چندان دور هر کسی با لهجه خاص منطقه خودش صحبت می‌کرد؟

به دلیل اینکه وسایل حمل و نقل و رسانه خیلی کمتر از امروز بود و مردم تنها مخاطب لهجه‌های خودشان بودند.

 

اولین کتابی که نوشتید سال ۴۳ بوده، چه لزومی بر نوشتن دیدید؟

من آن زمان به دلیل کمبود منابع موجود تصمیم به نوشتن گرفتم. در راستای اینکه بدانید چقدر این مسئله ضرورت دارد، تعجب می‌کنید اگر بگویم در حال حاضر سعی در نگارش مقاله‌ای دارم که به فعل‌های یک بنی‌، دو بنی و سه بنی می‌پردازد. تمام دستور‌نویس‌ها معتقدند فعل‌های فارسی دو بن بیشتر ندارند، در‌حالی‌که ما بیش از ۵۰فعل یک بنی داریم رسیدن که بُن آن «رس» است کوشیدن که بن آن «کوش» می‌شود. پنج فعل سه بُنی داریم مانند «رفت». دستور‌نویسان ما تحقیق نمی‌کنند. زمانی من در فرهنگستان زبان بودم مدت چند ماه فقط روی مفرد و جمع کار می‌کردم، الان می‌بینیم علامت «ها» شش معنا دارد؛ همه این بحث‌ها حاصل سال‌های عمر من است.

 

آیا شما برای رسیدن به این تحقیق سال‌ها تمام متون شعر فارسی را هم مطالعه کردید؟ چرا در دنیا نظم ایرانی شناخته شده‌تر از نثر آن است؟

زبان شعر کمی دورتر از زبان نثر است و کلمات کهن بیشتری می‌پذیرد. اصولا ما در نثر کمتر کار کردیم. در گذشته پادشاهان به شعر علاقه و گرایش بیشتری داشتند، به همین دلیل شعر اعتلای خوبی پیدا کرد.

 

چرا اشعار دیگر کشورها در ادبیات و زبان ما کمتر نفوذ کردند؟

چون ما نیازی در این باره احساس نکردیم و خودمان مهد تمدن و ادبیات بودیم. الان اقبال لاهوری دیوانی به فارسی دارد که این تثبیتی بر این واقعیت است.

 

پس معتقدید اگر بخواهیم زبانمان را بین‌الملل کنیم، باید بیشتر به ادبیات بپردازیم؟

الان مشکلی که وجود دارد، همین است که این روزها در خود ادبیات هم کمتر به زیبایی‌آفرینی و نوآوری دست می‌زنیم. هر اثری که ماندگار شود، حرفی برای گفتن دارد بنده کتابی دارم با این عنوان که «زبان چگونه شعر می‌شود» که به مهارت‌ها، رشد و نوآوری در زبان کمک می‌کند.

..........................................

 

  • واژه‌های مشهدی را جمع‌آوری کنیم

 

کمی درباره لهجه و گویش‌ها بگویید؟

اتفاقا این روزها در حال جمع‌آوری واژه‌ها و لهجه‌های مشهدی هستم که آن هم به دلیل اهمیت مسئله است و تضادی که در افکار عمومی وجود دارد، نزدیک‌ترین گویش به فارسی معیار، گویش مشهدی است؛ به‌طوری‌‌که اصیل‌ترین و ریشه‌دارترین زبان فارسی را می‌توان از مردم مشهد شنید. برخلاف تصور عامه که ریشه‌های زبان فارسی را از فارس و شیراز می‌دانند، فارسی دری اصیل از توس قدیم، نیشابور و مشهد امروزی انتشار پیدا کرده است. مردم توس قدیم در پیدایش و حفظ زبان پارسی دری، پس از اسلام نقش بسیاری داشته‌اند. شاهنامه منثور به پشتیبانی ابومنصور محمد بن عبدالرزاق، فرماندار توس و به سرپرستی وزیر او نوشته شد. پس از فردوسی، اسدی‌توسی هم نخستین واژه‌نامه پارسی را گردآوری کرد. در اصل لهجه مشهدی، بازمانده‌ زنده گویش توسی است که در حال غروب و از بین رفتن است.

 

همه ما می‌دانیم که لهجه مشهدی در حال احتضار است، چرا این اتفاق برای لهجه‌های اصفهانی، شیرازی و یزدی نیفتاد؟

لهجه مشهدی با ساختار اصلی زبان فارسی معیار در آواها فقط فرق داشت اما اصفهانی و شیرازی در ساختار هم با زبان فارسی متفاوتند اما بحث تغییر لهجه‌ها تنها به لهجه مشهدی بر‌نمی‌گردد دیگر قومیت‌ها و استان‌ها هم غلظت و تاکید بر کلماتشان تغییر کرده است و دیگر این روزها با لهجه صحبت نمی‌کنند. دلیلش بیشتر به سطح سواد افراد بر می‌گردد که هر چه مجبور به خواندن و تکلم زبان معیار باشند، از لهجه دور می‌شوند کما‌اینکه در مشهد صحبت با لهجه اصیل یک نوع بی‌کلاسی و بی‌سوادی محسوب شد، همین امر سرعت تغییر لهجه را به شدت بالا برد؛ طوری‌که این روزها می‌بینید نسل بچه‌های دهه۹۰ دیگر با لهجه مشهدی حرف نمی‌زنند کما‌اینکه در فضاهای عمومی و تحصیلی کاملا لهجه مشهدی ترد شده است.

 

آیا این تغییر لهجه‌ها می تواند به هویت اقوام مختلف در کشور ضربه بزند؟

به هویت ضربه زیادی نمی‌زند اما خب باید حفظ شود که این هم فقط به عهده نسل امروز است من بارها به دانشجویانم گفته‌ام لهجه را در شهرستان‌هایتان جمع‌آوری کنید؛ چرا‌که این رسالت شما به عنوان یک زبان‌شناس است؛ البته این کار چندین منفعت دارد اولا لهجه حفظ می‌شود .دوم اینکه با چاپ آن حقوق مادی و معنوی هم می‌رسید!

 

شنیدیم شما در دانشگاه با لهجه مشهدی هم صحبت می‌کنید، درست است؟

به شوخی گاهی صحبت کردم اما این‌طور نبوده که کاملا با لهجه مشهدی حرف بزنم. ما این روزها دو فارسی داریم یکی گفتاری و دیگری نوشتاری‌. بعدها گفتاری در نوشتاری هم به همین نحو امروزی تاثیر‌گذار شد.

 

این روزها ادبیات گفتگوی نسل جوان کمی سخیف شده، آیا می‌توان از این مرحله عبور کرد؟ لهجه‌هایی که به طور موقت‌ از رسانه‌ها وارد گفتار مردم می‌شوند، چه جایگاهی دارند؟

این مسائل اجتناب‌ناپذیر اما موقتی بوده است. ممکن است حتی اصطلاحاتی چند سال هم بین مردم باقی بمانند اما جاودانه نمی‌شوند. تاثیری که رسانه‌ها در زبان دارند، این روزها زیاد اما موقتی است. بنده قلبا خوشحالم اگر توانسته باشم در این سال‌ها کمی به زبان فارسی کمک کرده باشم. این روزها سعی دارم حتی روی زبان کودکان کار کنم و واژه‌هایی شبیه «لولو، قاقا و‌...» را برای نسل بعدی نگه دارم. همیشه به دانشجویانم گفته‌ام در حفظ زبان به دنبال نو‌آوری باشید وقتی چیزی به دست زمان تغییر می‌کند حداقل کاری که از افراد بر می آید همین است که در حفظ آن کوشا باشند.

..........................................

 

  • دیدگاه یک/ قاسم رفیعا‌؛ شاعر: مردم دیگر شهرها از لهجه مشهدی لذت می‌برند

 

آقای رفیعا چند درصد از کارهایتان با لهجه مشهدی است و چه مقدار از اشعار شما مورد استفاده رسانه‌های استان قرار گرفته است؟

نزدیک به ۸۰درصد کارهای من به لهجه مشهدی و علتش هم استقبال مردم است. شاید دلیل اصلی‌اش هم علاقه‌مندی استان‌های دیگر و بعد خود مشهدی‌ها به این مسئله بود. الان هم کار غیر‌مشهدی دارم اما باز هم تمام تولیدات محلی‌ام بیشتر دیده شده است.

 

خوانندگان و به‌ویژه اهالی موسیقی چقدر از کارهای محلی استقبال می‌کنند‌؟

الحمدا... کارهای من همیشه مورد توجه بوده است و گاهی هم با محدودیت زمان روبه‌رو هستم اما بیشتر کارهایی که تولید می‌شود با موسیقی مقامی خراسان انس دارند. 

ممکن است خوانندگان کارهای جدی خیلی به سمت اشعار محلی رغبتی نداشته باشند؛ چرا‌که فکر می‌کنند لهجه‌های محلی ساختار طنز دارند، در‌صورتی‌که این‌طور نیست. 

یادم هست اولین باری که قرار بود خواننده‌ای کار من را بخواند، همان‌جا حضور داشتم. او نمی‌دانست که خودم خالق اثر هستم، دیدم که کمی منزوی بود. حتی با لحنی منتقدانه به آهنگساز گفت: دیگر از این کارها برای من جور نکنید. همان زمان خیلی ناراحت شدم و اعتراض کردم و خواستم کارم را نخواند ،هر چند ایشان عذرخواهی کرد اما باز هم من دلخور بودم اما یک هفته بعد تماس گرفت و از بازخورد کارش به شدت راضی بود.

 

چرا لهجه مشهدی به سمت طنز در هنر جهت‌دهی کرده است؟

مقصر اصلی در بخشی از ماجرا خود ما هستیم‌. سعی کردیم هر وقت با لهجه مشهدی حرف بزنیم شخصیت طرف را سخیف جلوه دهیم. 

کسانی که در سینما لهجه مشهدی را بازی کردند، غالبا در نقش‌های پایین حضور داشتند در‌صورتی‌که می‌بینیم در فیلم آژانس شیشه‌ای حبیب رضایی، چقدر خوب و جدی نقش یک رزمنده را بازی می‌کند، پس نتیجه می‌گیریم مقصر اصلی خودمان هستیم، مخصوصا تلویزیون مشهد بسیار در ضربه زدن به لهجه مشهدی تاثیر‌گذار بود اما به نظر من حتی اگر نگاه طنز هم به لهجه وجود داشته باشد اشکالی ندارد ولی ما دقیقا یک ایراد درون ساختاری در خود شهر داریم خود بنده به به طور فراوان در استان‌های دیگر برنامه داشتم. 

تجربه ثابت کرده است که هر‌گز به مشهدی‌ها نگاه طنزگونه‌ای وجود ندارد. اکثرا از شنیدن لهجه مشهدی لذت می‌برند، مهم‌ترین دلیلش هم این است که نمی‌توانند با لهجه مشهدی حرف بزنند. 

باور کنید من شعر به زبان یزدی و اصفهانی گفته‌ام اما هیچ کسی نمی‌تواند به زبان مشهدی حرف بزند ولی لهجه مشهدی با خراسانی کاملا متفاوت است که این را برخی‌ها نمی‌دانند. مثلا شاعری داریم که اصلا به لهجه مشهدی شعر نگفته اما اصرار دارد بگوید مشهدی است. لهجه آثار خود من به زبان طرقبه است این را همیشه عنوان کردم تا مبادا مشهدی‌ها به خاطر برخی واژه‌ها خرده بگیرند.

 

موافقید که دیگر باید با لهجه مشهدی خداحافظی کرد؟

کلا غروب لهجه‌ها مسئله ترس‌آوری نیست، بالاخره همه ما ناچاریم زبان ارتباطی مشترکی داشته باشیم. از اینکه عامه مردم کوچه و خیابان لهجه را به کار نبرند، نباید ترسید اما باید هراس کنیم از اینکه محققان و دانشگاهیان و کسانی که با لهجه ارتباط آکادمیک دارند آن را کنار بگذارند. وظیفه ماست که این لهجه را حفظ کنیم ریشه زبان امروز فارسی‌زبانان از توس آمده است. تاریخ‌شناسان وظیفه دارند این لهجه را همچون فرهنگ گذشته‌مان به عنوان یک اثر تاریخی نگه می‌دارند.

..........................................

 

  • دیدگاه دو / دکتر جواد مهربان، زبان‌شناس: رسانه‌ها در حذف لهجه مشهدی موثر بودند

 

با تغییر لهجه مشهدی و تبدیل آن به زبان معیار پیش‌بینی می‌کنید چه مقدار از واژه‌های پر‌کاربرد در این زبان از بین بروند؟

قطعا واژه‌های محلی جزو مهمی از زبان هستند و زمانی که لهجه و گویش به فراموشی سپرده شود، واژه‌های معیار هم جایگزینشان می‌شوند. البته قانون تغییر لهجه روندی جزء به کل دارد. هیچ وقت زبان معیار به طور کامل جایگزین لهجه نمی‌شود و واژه‌هایی که به نوعی هنوز تازگی خودشان را دارند و با واژه‌های معیار قرابت و نزدیکی‌شان را حفظ کردند کماکان باقی خواهند ماند و حذف این گروه به زمان بیشتری نیازمند است.

 

در دهه هشتاد به بعد ما با جهشی در کم‌رنگ‌شدن لهجه مشهدی روبه‌رو شدیم، تحلیلتان از این دوره زمانی ، درباره این مسئله چیست؟

ما نمی‌توانیم منکر حضور و افزایش مطبوعات‌، رسانه‌های تصویری و شنیداری در خانواده‌ها باشیم. الان شاهدیم در تلویزیون‌های مراکز دیگر استان‌ها حتی مجریان هم سعی دارند با گویش خاص منطقه خودشان صحبت کنند، خبرنگاران غالبا لهجه را حفظ کرده‌اند اما در مشهد اصلا این‌طور نیست. ما برنامه خوب و جامعی را نمی‌بینیم که تمرکزی بر ترویج و حفظ لهجه مشهدی داشته باشد. صدا‌و‌سیمای مرکز خراسان رضوی و رسانه‌های نوشتاری ما کلا روی زبان و لهجه مشهدی تاکید خاصی ندارند، در هیچ روزنامه‌ای یک صفحه خاطره مشهدی نمی‌بینیم طبیعتا همه این‌ها سلیقه مردم را تغییر جهت داده است و همین امر خود‌به‌خود به حذف لهجه مشهدی کمک زیادی کرد.

 

یکی از نقدهایی که مکررا به رادیو و تلویزیون خراسان وارد بوده شامل این چالش است که غالبا برنامه‌سازان مشهدی وقتی می‌خواهند چهره‌ای را ریشخند کنند آن کاراکتر به زبان مشهدی و محلی حرف می‌زند .

دقیقا همین‌طور است. وقتی قرار است کسی بی‌سواد نشان داده شود باید حتما مشهدی حرف بزند یعنی در اصل، لهجه مشهدی برای طنز بیشتر و خنداندن افراد استفاده می‌شود هیچ وقت از یک فرد تحصیل‌کرده خواسته نشده است در برنامه‌های مرکز خراسان رضوی با تکیه به زبان مشهدی صحبت کند. در واقع هر کسی مشهدی حرف بزند شأن و شخصیتش زیر سوال می‌رود. کمااینکه خیلی وقت‌ها می‌بینیم لهجه‌ها بیشتر به سمت گویش خراسانی است تا اصیل مشهدی یعنی در همین مسئله هم اشتباه صورت می‌گیرد. متاسفانه پخش موسیقی خوبی هم نداریم رادیو در مشهد هنوز جایگاه خودش را در عموم مردم حفظ کرده است خیلی از وسایل نقلیه در خیابان و جاده‌ها صدای رادیویشان را برای مسافر بلند می‌کنند اما در روز نمی‌توانیم دو موسیقی خوب مشهدی را بشنویم. فکر می‌کنم مسئولان باید کمی بیشتر روی این مسئله کار کنند.

 

آیا می‌شود باز هم کاری کرد که حداقل به هویت مشهدی‌بودن ضربه زده نشود؟

بخش وسیعی از ماندگاری فرهنگی بسته به زبان است یعنی وقتی زبان فراموش شود، بخش وسیعی از فرهنگ مردم هم تغییر می‌کند یعنی الان وقتی داستان‌ها و شعرهای محلی را ببینید، متوجه هستید که دیگر استقبالی نمی‌شوند. حتی برخی وقت‌ها که در کلاس‌ها اشعار مشهدی را می‌خوانیم دانشجویان مفاهیم آن‌ها متوجه نمی‌شود این هم همان گسست فرهنگی است که اتفاق افتاده، بخش مهمی از فرهنگ ما همان فرهنگ عامیانه و ادبیات شفاهی هستند، ما باید پیش‌بینی کنیم که عقبه فرهنگی مشهد از بین خواهد رفت مگر اینکه سعی کنیم حداقل در یک کار جمعی آن را حفظ کنیم. یعنی با کتاب‌، شعر، حفظ زبان آن را به نسل‌های بعدی هدیه دهیم.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی