کد خبر : 71815
/ 08:57
ابوطالب مظفری

آلام زبان

آلام زبان

در کتابی مربوط به قرن دوم هجری، به نام «مصباح‌الشریعه و مفتاح‌الحقیقه»، از نویسنده‌ای ناشناس و البته منسوب به امام جعفر صادق (ع)، نکته‌ای را می‌خواندم درباره آداب زبان. در این کتاب تعبیری توجهم را جلب کرد و‌آن تعبیر «حبس‌ مُخَلد زبان» بود. نویسنده از قول امام آورده بود که هیچ‌چیزی به زندانی ابد شدن سزاوار‌تر از زبانی نیست که به نوعی به تشدید آلام خلق بینجامد.
این نکته را گفتم تا خاطره دو روز قبل را بیان کنم و خاطرنشان کنم که مصادیق تشدید آلام خلق فقط غیبت و سخن‌چینی و دروغ نیست. آلام زبان در روزگار ما مصادیق بسیار متنوع و رایجی یافته که دامنه بسیار وسیعی دارند.
صبح زود بود. از اتاق صدای تلویزیون را که از سالن پذیرایی پخش می‌شد می‌شنیدم. گزارشگر از زمین‌لرزه منطقه خنج فارس گزارش می‌داد. گوش‌هایم را تیز کردم و با نگرانی می‌خواستم بدانم تلفاتی هم داشته یا نه. همیشه مرگ در اثر زمین‌لرزه برایم دردناک بوده. گزارشگر می‌گفت: «در اثر این حادثه چهار نفر از اتباع بیگانه که در خانه‌ای اقامت داشته‌اند کشته شده‌اند و فرد پنجم نیز به بیمارستان انتقال یافته.» بعدش ادامه داد: «متأسفانه در اثر این زمین‌لرزه یک تن از هموطنان عزیزمان نیز زخم برداشته ‌است.» معمولاً عباراتی مانند «اتباع بیگانه»، در ادبیات رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران، معادل «افغانستانی‌های ساکن ایران» است. دیگر معلوم بود که این بیگانگان زمین، که خاموش و ناشناس رشته زندگی‌‌شان در جایی دور از یار و دیار برای ابد گسته‌ شده، از هموطنان نگونبخت من بوده‌اند.
خوشحالی از کم‌هزینه ‌بودن این زمین‌لرزه با تلخی این خبر از میان رفت. جان باختن این چهار نفر یک سو و لحن این خبر خیلی دردناک سوی دیگر قضیه بود. تا مدتی از روز صفات «بیگانه» و «عزیز» در خاطرم رژه می‌رفتند آیا نمی‌شود این کلیشه‌‌های گفتاری را ترمیم کرد؟ آیا اخلاق می‌تواند وارد مقوله‌های زبان رسانه شود؟ سرانجام، این کشاکش به این یادداشت ختم شد.
 
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی