کد خبر : 71791
/ 11:48
احسان رستگار

چالش‌های مشهد در تحقق آرمان پایتخت فرهنگی

چالش‌های مشهد در تحقق آرمان پایتخت فرهنگی

یکی دو هفته است که مسئولان مشهدی و نیز کشوری، از انتخاب مشهد به‌عنوان پایتخت فرهنگی جهان خوش حال هستند.
در رسانه‌ها آمده بود: با شروع سال۲۰۱۷ میلادی، دوره یک‌ساله معرفی مشهد مقدس به‌عنوان «پایتخت فرهنگی جهان اسلام» آغاز می‌شود.
عنوانی بین‌المللی که با تصمیم آیسسکو (سازمان اسلامی، آموزشی، علمی و فرهنگی وابسته به سازمان کنفرانس اسلامی) به مشهد مقدس اطلاق خواهد شد تا این کلان‌شهر مذهبی جهان در کنار شهرهای سنار از سودان، امان از اردن و کامپالا از اوگاندا به‌عنوان یکی از چهار پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال۲۰۱۷، فرصتی فراملی برای فعالیت‌های فرهنگی داشته باشد.
«مشهد۲۰۱۷، پایتخت فرهنگی جهان اسلام» همایش‌هایی را به یاد می‌آورد که هدف از برگزاری آن‌ها، صرفا برگزاری آن‌ها برای ارائه گزارش به مقامات بالادستی بود.
حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، دبیر کل آیسسکو و مهمانان داخلی و خارجی دیگر هم، در واقعیت یک تشریفات شکیل برای ثبت در تاریخ است و بس.
انگار مدت‌هاست که مسئولان، مشهد را شهری برای ژست‌های مذهبی می‌بینند. اینکه جامعه مشهد و هوای این شهر، چقدر از فضای فرهنگ اسلامی‌ایرانی فاصله گرفته، از مشکلاتی است که کمتر کسی جرئت ابراز آن را در رسانه‌ها دارد. مشکل؟ مسئله؟ کدام مشکل و مسئله؟ اصلا مگر از نظر فرهنگی، از مشهد گلستان‌تر داریم؟ اگر مشهدی ایرادی داشت که امروز برایش مراسم پایتخت جهان اسلام نمی‌گرفتند!
به‌عنوان یک مشهدی که سال‌های زیادی ساکن تهران شده، به واقعیت تلخی پی برده‌ام و آن، این است که مشهد،‌ از استضعاف فرهنگی رنج می‌برد.
البته این مستضعف‌بودن نه به‌معنای عقب‌مانده‌ترین است، هرگز، بلکه از این زاویه است که استعدادهای فرهنگی‌اش آن‌قدر نادیده گرفته شده که نسبت ظرفیت بالفعل به ظرفیت بالقوه‌اش، به دو دهم هم نمی‌رسد.
در همین پایتخت فرهنگی جهان اسلام، روزهای ولنتاین، دکورهای فروشگاه‌ها قرمز رنگ می‌شود.
در همین پایتخت فرهنگی جهان اسلام، در روزهای تاسوعا و عاشورا، می‌بینی که یکی دو عالم برجسته و محبوب که جوانان برای شنیدن سخنرانی‌شان صف بکشند، یافت می‌نشود، در حالی که سخنران‌هایی که از همین شهر مشهد، شهرت و اعتبار گرفته‌اند، در همین ایام مجالس شهر تهران را پررونق می‌کنند.
در همین پایتخت فرهنگی جهان اسلام، یک مدرسه که سطح آموزشی، ورزشی و فرهنگی‌شان در حد یکی از چند مدرسه مطرح تهران باشد، پیدا نمی‌کنی؛ مدارسی مانند نیکان، فرهنگ، علوی، صلحا و امثالهم - که در تهران وجود دارند، در مشهد مشابه ندارند. فقط یک مجموعه مدارس امام رضا(ع) است که آن هم آنچنان که از اسمش انتظار می‌رود، نیست.
متاسفانه، مشهد سکوی پرش است، برای همه؛ از مسئولان و رجال سیاسی گرفته تا حتی روحانیون معروف. در کشور ما، هدف درخشش در تهران است، بماند که این ریشه در روح تمرکزگرای حاکم بر جمهوری اسلامی ایران دارد، اما دغدغه اینجاست که باوری بر اهمیت مشهد حتی در دل مسئولانی که اهل مشهد هستند هم در عمل مشاهده نمی‌شود.
مشهد بیش از آنکه یک شهر مذهبی‌فرهنگی باشد، تبدیل شده به یک کاخ باشکوه و مردمی مودب و مسئولانی متخلق به اخلاق اسلامی. توسعه اقتصادی و تجاری در مشهد به حد اعلی، حتی بیش از نیازهای مردم این شهر، محقق شده، اما توسعه فرهنگی در درجه اول و توسعه سیاسی در مقام بعد، در مشهد اصلا به مرحله عینیت نزدیک هم نشده است.
یکی از مقامات عالی‌رتبه کشور در جلسه‌ای نیمه‌خصوصی با یکی از مقامات عالی‌رتبه مشهد، جمله‌ای با این مضمون می‌گویند که «مشهد دارد می‌شود شبیه کیش!» و نکاتی را با این مضمون می‌گویند که روح فرهنگی، اسلامی و انقلابی دارد از کالبد مشهد خارج می‌شود.
الغرض؛ مادامی که دغدغه مسئولان و مشاهیر مشهدی، در نظر گرفتن مشهد به‌عنوان یک سکوی پرش برای رفتن به تهران باشد، این مشهد، پایتخت فرهنگی کشور هم نمی‌شود، چه رسد به جهان اسلام.
 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی