کد خبر : 71760
/ 00:25
معاون اقتصادی شهرداری ثامن معتقد است: تعهدات زیادی را از دولت‌ها گرفتیم، ولی تقریبا هیچ کدامشان اجرایی نشد؛

دولت‌ها، منطقه ثامن را چاه نفت می‌بینند

بیست و چهار سال از آغاز اجرای طرح نوسازی و بهسازی بافت پیرامون حرم مطهر می‌گذرد و همچنان نارضایتی‌ها از این طرح ادامه دارد. مداخلات گسترده و اشکالات متعددی که در طرح وجود داشت موجب بازنگری در طرح و استراتژی‌های اصلی آن از جمله شیوه‌های تامین مالی شد.

دولت‌ها، منطقه ثامن را چاه نفت می‌بینند

دکتر مرتضی جعفرزاده معاونت اقتصادی شهرداری ثامن می‌گوید: «اینکه استراتژی بعدی چیست، خودمان هم داریم فکر می‌کنیم. استراتژی‌هایی که داده می‌شود هیچ کدام استراتژی جایگزین مناسبی نیستند. شورای شهر و شهرداری هم به این نتیجه رسیده‌اند که تراز صفر نمی‌تواند موفقیت این طرح را تضمین کند. ولی بیشتر راه‌حل‌هایی که بهترین کارشناسان ارائه می‌کنند، اجرایی نیستند و راه‌حل‌هایی ایدئال و آرمانی هستند. مهم‌ترین دلیلش نبود منابع دولتی است». 

بازخوانی نظرات وی در نشست «مشهد در مسیر توسعه» که ارائه گزارشی از نوسازی و بهسازی بافت پیرامون حرم مطهر از منظر اقتصادی بود، قابل بررسی است که در ادامه می خوانید.

 

بسیاری از اشکالات طرح به شیوه‌‌های تامین مالی آن نسبت داده می‌شود. این شیوه‌ها چه بودند؟

طرح با تراز صفر بسته شد. مفهوم تراز صفر این است که طرح خودگردان باشد و هزینه‌های خودش را از درآمدهایی مثل صدور پروانه‌ها تامین کند. این طرح در سال‌۷۲ شروع شد. قبل از آن طرح «خازنی» بود. 

طرح خازنی برای خیابان‌های منتهی به حرم ۵۰۰‌درصد تراکم تجاری پیش‌بینی کرده بود ولی هیچ‌کدام از خیابان‌های شیرازی، نواب و طبرسی از این پتانسیل استفاده نکردند؛ چراکه این ظرفیت ۵۰۰‌درصدی نتوانست سرمایه‌گذاران را به سرمایه‌گذاری مجاب کند. 

الان مهم‌ترین بحث شیوه‌های تامین مالی و مشارکت بخش خصوصی است که بخش خصوصی خیلی وارد پروژه‌های ما نشد. اکثرا بانک‌ها، نهادها و شبه‌دولتی‌ها وارد شدند. انتشار اوراق مشارکت، منابع حاصل از صدور پروانه‌های ساختمانی و استفاده محدود از منابع دولتی از ایرادات این طرح است. در همه جای دنیا منابع دولتی برای بهسازی و نوسازی به کار گرفته می‌شود.

 

چرا مشارکت کسانی که در این بافت ساکن بودند در طرح اتفاق نیفتاد؟ 

دلایل متعددی داشت؛ از جمله اینکه فقط همان سرپناه را داشتند و منابع مالی اضافه نداشتند، شش دانگ ملک مال خودشان بود و مشارکت در پروژه‌ای که بخشی از آن مال آن‌ها می‌شد توجیه اقتصادی برای آن‌ها نداشت، اکثرا سنین بالا داشتند و مشارکت‌پذیر و ریسک‌پذیر نبودند. مثلا کسانی که ملکشان را وارد مشارکت می‌کنند، اگر ۱۰۰‌تومان می‌آورند ۱۲۰ تومان به او بدهیم یعنی ۲۰درصد اضافه ارزش به آن‌ها بدهیم.

 

چقدر در این طرح اوراق مشارکت فروختید؟

حدود هزار و ۲۷۰‌میلیارد تومان در این طرح اوراق مشارکت فروختیم. ۶‌هزار و ۳۰۰‌پلاک از ۹‌هزار پلاکی که در این منطقه باید خریداری می‌شد، یعنی حدود ۷۰درصد پلاک‌ها را خریداری کردیم. کل پلاک‌های منطقه ۱۳‌هزار پلاک است که بقیه در محدوده دخالت‌های غیرمستقیم است. نزدیک به ۷۳ درصد فضاهای عمومی شامل خیابان‌ها، شارستان رضوی، ره‌باغ‌ها، فضاهای سبز و پارکینگ‌ها را اجرا کرده‌ایم و خیلی از آن‌ها را به بهر‌ه‌برداری رسانده‌ایم. تا به امروز طرح به حدود ۱۸‌هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری نیاز دارد که ۶هزار و ۵۰۰ میلیارد آن تاکنون اجرا شده و حدود ۱۱‌هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان باقی مانده است. از این رقم باقی‌مانده ۳هزار و ۵۰۰‌میلیارد تومان مربوط به بخش عمومی است و برای ۷‌هزار و ۵۰۰‌میلیارد تومان دیگر بخش خصوصی باید وارد شود.

 

در مورد اینکه گفته می‌شود عرضه تجاری‌ها بیش از تقاضاست، چه توضیحی دارید؟

این را قبول داریم. دلیلش این است که اولا تجاری‌ها به بهره‌برداری رسیده‌اند ولی اقامتی‌ها هنوز بهره‌برداری نشده‌اند. نکته بعدی زیرساخت‌های منطقه و خیابان‌های اصلی مثل شارستان رضوی یا خیابان‌های شعاعی است که هنوز اجرا و ترافیکی نشده‌اند. امیدواریم تا سال‌۹۷ به طور کامل به بهره‌برداری برسد و شرایط تجاری‌ها متفاوت شود.

 

طرح چه تاثیراتی بر اشتغال دارد؟

در افق طرح، حدود ۴‌میلیون متر‌مربع زیربنا در منطقه ایجاد می‌‌شود. با این روش ۷۵‌هزار نفر شغل مستقیم و حدود ۲۰‌هزار نفر شغل غیر‌مستقیم ایجاد می‌کنیم. در سال‌۸۹ مسکن اشتغال‌زا‌ترین بخش اقتصاد با حدود ۷۵‌بخش پیشین و ۵۶بخش پسین بود. در سال‌۸۹ سرمایه‌گذاری مورد نیاز برای ایجاد ‌۱۰۰شغل در بخش مسکن، حدود دو میلیارد تومان بوده‌است. 

در‌حالی‌که همین رقم در بخش‌های نفت و غیره ۱۰ برابر است. چون منابع این بخش به تحریم بستگی ندارد و اکثرا تولید داخلی است. ما قیمت منطقه را به شدت بالا بردیم؛ چراکه تنها خریدار، ما بودیم و تنها فروشنده هم آن‌ها بودند. ما همان ملک را باید می‌خریدیم که پروژه را اجرا کنیم. ما خرید نقد انجام دادیم و این پول‌ها قیمت منطقه را افزایش داد. سرعت رشد قیمت منطقه ما در مقایسه با مناطق دیگر در مشهد بالاتر بود. در دوره‌های رکود و رونق که اکثر مناطق شهر مشهد تا ۴۰‌درصد کاهش قیمت داشتند، ما هیچ وقت کاهش قیمت نداشتیم. خریدها را با قیمت میانگین ۱۰‌هزار تومان در سال‌۷۲ شروع کردیم و امروزه بیش از چهار میلیون تومان است.

 

هر طرح و برنامه اقتصادی که بخواهد شکل بگیرد، طبق استانداردهای بانک جهانی و سازمان ملل هفت مطالعه باید داشته باشد. مطالعه مکان‌یابی، اجتماعی، مالی، اقتصادی، فنی، بازار و زیست محیطی. اگر این مطالعات به خوبی انجام نشود یا اصلا انجام نشود در اجرا با مشکل مواجه می‌شویم. در‌حالی‌که می‌دانیم این این مطالعات آن موقع به این وسعت انجام نشده و استراتژی مالی دقیقی صورت نگرفته است، در حال حاضر چه استراتژی‌هایی در بازنگری پیش‌بینی شده است؟

اینکه استراتژی بعدی چیست، خودمان هم داریم فکر می‌کنیم. استراتژی‌هایی که داده می‌شود هیچ‌کدام استراتژی جایگزین مناسبی نیستند. شورای شهر و شهرداری هم به این نتیجه رسیده‌اند که تراز صفر نمی‌تواند موفقیت این طرح را تضمین کند. مگر شهرهای دیگر چه کار می‌کنند؟ ۸۰‌درصد درآمد کلان‌شهرها از تخلفات و پروانه ساختمانی است. آیا این درآمد پایدار است؟ این همه شعار می‌دهیم که درآمد شهرداری‌ها باید پایدار شود. 

کلان‌شهرها هنوز نتوانسته‌اند به یک درآمد پایدار برسند و مدام با این چالش مواجهند که شهر‌فروشی و تراکم‌فروشی کرده‌اند. در کشورهای دیگر بخشی از مالیات و درآمدهای محلی مال شهرداری‌هاست. هیچ‌کدام از این‌ها را دولت نمی‌دهد، از آن طرف توقع دارد طرح خودگردان بشود، شهرفروشی نکنیم، تراکم ندهیم و طرح را هم اجرا کنیم.

 

اگر همه شیوه‌های تامین منابع مالی را رفته‌ایم، چرا شکست خورده‌ایم؟ ما در یک نسل شهری آن‌قدر فرصت نداریم که ۲۴‌سال منتظر بمانیم و تازه نتیجه هم نگیریم. فکر نمی‌کنید مشکل ما در شیوه‌ها نیست؛ بلکه در مدیریت شیوه‌هاست؟

ما همه شیوه‌های تامین مالی را به کار نگرفتیم؛ بلکه تمام شیوه‌هایی که در ایران استفاده شده را تجربه کردیم. امروز می‌گوییم اوراق مشارکت شیوه مناسبی نیست ولی جایگزین دیگری داشتیم؟ باز اوراق مشارکت‌ در منطقه ثامن توانسته جواب‌گوی خودش باشد. خوش‌نام‌ترین اوراق مشارکت‌ها در بانک مرکزی، اوراق مشارکتی شهرداری مشهد از نظر بازپرداخت بوده است. 

تلاش می‌کنیم جایگزین مناسب را به دست بیاوریم و شیوه‌های تامین مالی را توسعه بدهیم. مثلا صندوق زمین ساختمان و شیوه‌هایی که جدیدا پیشنهاد شده و هنوز هم موفقیت‌آمیز‌بودن آن‌ها زیر سوال است. ما به دنبال تنوع بخشیدن به شیوه‌های مالی هستیم و مطالعات زیادی هم داریم انجام می‌دهیم ولی اکثر راه‌حل‌هایی که بهترین کارشناسان ارائه می‌کنند، اجرایی نیستند. مهم‌ترین دلیلش نبود منابع دولتی است. الان بازنگری مهرزان به نتیجه قبلی دچار است. هیچ‌کدام از راه‌حل‌ها اجرایی نیستند و راه‌حل‌هایی‌ ایدئال و آرمانی هستند.

 

به شکل‌های مختلف گفته می‌شود که شاید این طرح در ظرفیت مشاوران داخلی ما نبوده و باید از ظرفیت‌های مشاوران خارجی استفاده شود؟ آیا این نگاه وجود دارد که به این سمت برویم؟ چقدر از ابتدا پول مشاور دادید؟ حداقل حدود رقم بازنگری مهرازان چقدر است؟

ما همیشه کارفرمای خوبی بودیم و هر چقدر پول می‌خواستند دادیم. هیچ وقت عدد و رقم را پایین ندادیم و خیلی وقت‌ها مازاد هم دادیم که کار خوب تحویل بگیریم ولی باز هم نشده است. این‌طوری نبوده که به خاطر منابع سخت‌گیری کنیم.

 

100107.jpg

 

..........................................

 

  • راه حل های مهرازان غیر قابل اجرا است

 

چرا ریز‌دانه‌ها به درشت‌دانه‌ها تبدیل می‌شوند؟ در واقع حد درشت‌دانه چقدر است؟ در طرح، لکه بزرگ ناجا توی چشم می‌زند و معلوم است آن مدیر با یک هیجان لحظه‌ای و بدون در نظر گرفتن تبعات بزرگ شدن پروژه‌ای با این مقیاس آن را امضا کرده‌است؟ چرا از روز اول این لایه‌ها را درست نکردیم که حد هیجانمان رادر پروژه‌ها کنترل کنیم؟

به لحاظ مدیریتی در یک دوره، نگاه این بوده که هر چه پروژه‌ها وسیع‌تر شوند، با کیفیت‌تر می‌شوند. چون دست طراح بازتر است و می‌تواند امکان خدمات عمومی بیشتری را فراهم‌کند. بنابراین سرمایه‌گذارانی می‌آیند که برای شهر آبرو ایجاد می‌کنند. 

این نگاه به سمت درشت‌دانگی بود ولی مفهومش این است که مشارکت مردم را کاهش می‌دهد. چون هر چه درشت‌دانه‌تر تولید کنیم مشارکت کمتر خواهد شد. در شورای شهر ابتدا حرف این بود که «تا می‌توانیم ریز دانه تولید کنیم» و حتی یکسری اقدامات هم انجام شد. ولی به هر حال زمانی که طرح را شروع کردیم رشته شهرسازی در ایران نبود. دانشجوی شهرسازی نداشتیم و مشاور شهرساز هم نداشتیم. ما خودمان هم به مشاور انتقادهایی داشتیم. مثلا الان شورای شهر تراز صفر را کنار گذاشته ولی هیچ جایگزینی برای آن نداریم. قرار است مشاور مهرازان کار کند و جایگزین بدهد. جایگزین اولی که داده به نظر من بسیار غیر قابل اجراست. آدم‌های بزرگی هم روی آن‌ها کار می‌کنند ولی راه‌حل‌ها کاملا غیراجرای‌اند. گفته عوارض بگیریم، دولت کمک کند، از آستان قدس بگیریم و مواردی که اصلا محقق نمی‌شوند.

 

اگر تجربه انتشار اوراق مشارکت نبوده خوب چرا همچنان به انتشار آن ادامه می‌دهیم؟

ما خیلی به دولت گفتیم که اگر می‌خواهید اینجا کار فرهنگی بشود و تراکم کم و متعادل داشته باشد منابع مالی بدهید. دولت برای همه جا هزینه می‌گذارد اما برای اطراف حرم امام رضا(ع) هیچ کمکی به ما نمی‌کند. 

نکته مهم دیگر این است که چه کسی طرح را تصویب کرد؟ مگر ما طرح را تصویب کردیم؟ تا کمیسیون ماده ۵ طرح را تصویب نکند و شواری عالی شهرسازی تایید نکند که ما نمی‌توانیم اجرا کنیم. ما طرح آن ها را اجرا کردیم. اینکه چقدر تخلف در اجرا داریم بحث دیگری است، ولی کل طرح همین بوده. خود آقایانی که امروز می‌خواهند طرح را بازنگری کنند و انتقادگر جدی طرح هستند، مصوب کننده و امضا کننده این طرح بوده‌اند. زمانی که این طرح تصویب شد، شهرداری مخالف بود، امروز برعکس شده. آنها می‌گویند این طرح خوب نیست، شهرداری می‌گوید مجبوریم ادامه بدهیم. واقعیت هم این است که این طرح برگشت‌ناپذیر است. شارستانی که ۸۰ درصد آن ایجاد شده و از آن طرف پروانه پروژه‌های حاشیه‌اش داده شده و حقوق مکتسبه‌ای ایجاد شده چطور برگشت‌پذیر خواهد بود؟ اگر هم کسی می‌خواهد طرح جدید بدهد حتما باید واقعیت های منطقی و اقتصادی و بازار را در نظر بگیرد. ما خیلی جاها بازار را کنار می‌گذاریم و مطالعات بازار انجام نمی‌دهیم و بعد دنبال نتیجه مثبت هم هستیم. آن زمان بضاعت مهندسین ما همین‌قدر بوده. شاید به مهندسین ما بربخورد. نمی‌گوییم درست انتخاب شده و انتخاب‌ها عالی و بهترین بوده‌اند، ولی حداقل یکی از خوب‌ها بوده‌اند. 

من هم معتقدم مطالعات طرح ضعیف بوده است. شورای عالی شهرسازی که تا حالا دو بار طرح را تایید کرده، الان خودش از منتقدان اصلی طرح است. فقط انتقاد می‌کنیم ولی هیچ راه‌حلی نمی‌دهیم. ما در حد خودمان تلاش کردیم مشکلات فرهنگی را رفع کنیم، حسینیه‌ها و مساجد را توسعه دهیم، میراث فرهنگی را مرمت کردیم و تقریبا طرح مصوب را رعایت کردیم. بروید ببینید کدام طرح جامع شهری در اجرا به اندازه ما موفق بوده؟

..........................................

 

  • دیدگاه یک/ تمام پیش‌شرط‌های بهسازی را نادیده گرفتیم

 

قبل از ورود به طرح در سال‌۷۴ ما مطالعاتی انجام دادیم که ببینیم دنیا برای بافت‌های فرسوده چه‌ کرده است. 

انجمن متروپلیس کلان‌شهرها به طرح‌های نوسازی و بهسازی اجرا شده در شهرهای مختلف را بررسی کرده و گزارشی ارائه داده بود و گفته بود اگر یکسری شرایط را می‌توانید فراهم کنید، شروع به بهسازی و نوسازی کنید و‌گرنه موجب بدتر شدن وضعیت منطقه می‌شود.

 

مدیریت واحد شهری، اولین شرط بهسازی

اولین و مهم‌ترین آن‌ها این بود که حتما مدیریت واحد شهری ایجاد کنید. خب می‌بینیم یکی از معضلات اصلی شهرداری‌های ما این است که مدیریت واحد شهری نیستند. این خودش یک ضعف است. ما تونل مشترک انرژی را ایجاد کردیم، به امید اینکه شرکت آب و برق و گاز و تلفن هم شبکه‌هایشان را از این تونل عبور بدهند ولی تقریبا هیچ کدام نه سهمشان را دادند و نه شبکه قدیم خود را جمع کردند. دلیلش نبود مدیریت واحد شهری است.

 

منابع مالی بلندمدت و ارزان‌قیمت

دومین پیشنهاد انجمن کلان شهرها این بود که حتما از منابع مالی بلندمدت و ارزان قیمت استفاده کنیم. ما دقیقا عکس آن را عمل کردیم. چون چاره‌ای جز این نداشتیم. تراز صفری نوشتند و قرار بود دولت‌ها از این تراز صفر حمایت کنند و منابع خودشان را در این طرح بیاوردند که نیاوردند.

 

مشارکت مردم و ساکنان

بحث سوم متروپلیس مشارکت مردم و ساکنان است. ما خیلی دنبال مشارکت مردم رفتیم ولی سازوکارهای آن مناسب نبود و مردم منطقه هیچ جوری حاضر به مشارکت نبودند. بحث بعدی متروپلیس انعطاف‌پذیری طرح‌ها بود. ما دو سه بار بازنگری کردیم و تا حدی انعطاف‌پذیری داشتیم ولی انعطاف‌پذیری که مدنظر آن‌ها تقریبا رعایت نشد. خب می‌بینیم تقریبا تمام توصیه‌های متروپلیس را نتوانستیم اجرا کنیم و باعث شد طرح ما بیست سال طول بکشد در حالی‌که هنوز حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد بیشتر اجرا نداشتیم. 

 

نیاز به تغییر کاربری در دهه هفتاد

طرح نوسازی و بهسازی منطقه ثامن در سال‌۷۱ با نامه آقای کازرونی وزیر وقت مسکن و شهرسازی آغاز شد. وجود مشکلات زیست محیطی و ناهنجاری‌های اجتماعی، تاسیسات فرسوده زیربنایی که امکان خدمات‌رسانی به داخل بافت را با مشکل مواجه ساخته بود، مقاوم نبودن بافت در برابر زلزله و اسکان زائران در شرایط غیراستاندارد و نامطلوب در کنار حرم مطهر نیاز به تغییر کاربری را بیش از پیش آشکار کرده بود و بر همین مبنا نامه‌ای به مقام معظم رهبری نوشتند و از ایشان درخواست کردند وارد این موضوع شوند و ایشان هم دستور اجرای آن را کردند. طرح حدود ۳۶۰‌هکتار است که در حال حاضر حدود ۴۰‌هکتار آن محدوده حرم مطهر است. بافت منطقه اغلب ریزدانه با کاربری غالب مسکونی بود.

 

طرح‌های اولیه

در سال ۷۴ طرح اولیه، «طاش» یا همان طرح هشت ضلعی دور حرم تهیه و به تصویب رسید. مفهوم این طرح این بود که کل دور حرم تخریب و صاف شود و دوباره نوسازی شود. این طرح تا سال ۷۸ ادامه پیدا کرد ولی قابلیت اجرا نداشت. در بازنگری مداخله کاهش پیدا کرد و یک قسمت از طرح به عنوان مداخله غیرمستقیم مورد نظر قرار گرفت. 

طرح پیشنهاد کرده بود که تعداد طبقات هر چه به سمت حرم می‌‌آید، کمتر شود که دید به حرم را کاهش داده نشود. در انتهای طرح حدود ۹طبقه و در نزدیک حرم ۵ تا ۶ طبقه درنظر گرفته شده بود. حدود ۸۵‌هکتار از این طرح را کاربری‌های تجاری و اقامتی تشکیل می‌دهد.

..........................................

 

  • دیدگاه دو / ۹۰‌درصد مصوبات دولتی در مورد بافت ثامن بی‌نتیجه بوده

 

شرکت عمران و بهسازی شهری مسکن‌سازان به عنوان اولین شرکت با ۴۰‌درصد سهام وزارت مسکن، ۳۵‌درصد آستان قدس، ۱۰درصد شهرداری مشهد و ۱۵ درصد شرکت ایجاد محیط برای بهسازی و نوسازی بافت اطراف حرم مطهر تشکیل شد.

 

مدیریت واحد شهری

نقطه عطف در این طرح، مدیریت هماهنگ و واحد شهری بود که در سال‌۷۸ صورت گرفت و توافق‌نامه‌ای بین وزارت مسکن و شهرداری مشهد امضا شد و بر مبنای آن اختیارات شهرداری در قطاع سه و چهار به مسکن‌سازان داده شد تا مدیریت متمرکزتری انجام شود. 

قانون حمایت از طرح بهسازی و نوسازی را در سال ۸۱ به مجلس بردیم و سه سال طول کشید تا سال‌۸۴ تصویب شد. در این قانون اختیاراتی برای رونق طرح ارائه شد. 

از روزی که شهرداری و وزارت مسکن با هم یکی ‌شدند، پیشرفت طرح خیلی سرعت پیدا کرد. ما مجتمع قضایی ویژه ثامن، اوقاف ثامن و نیروی انتظامی ثامن را تشکیل دادیم. 

نمایندگان آب و برق و فاضلاب را در منطقه ایجاد کردیم. همه این‌ها بعد از این توافق‌نامه صورت گرفت تا بتوانیم هر چه بیشتر هم‌گرایی ایجاد کنیم و از همه پتانسیل‌ها برای تسریع در اجرای طرح استفاده کنیم که تا حدودی در سا‌ل‌های دهه۸۰ موفق بودیم و آزادسازی فضای عمومی به سرعت انجام شد.

 

نگاه دولت‌ها به بافت ثامن

تاکنون دولت‌ها نگاهشان این بوده که اینجا چاه نفت است و می‌توانیم از آن منابع ایجاد کنیم. جاهایی را که در همه دنیا خصوصی اداره می‌کنند ما دولتی ارائه می‌کنیم و جاهایی را که همه دنیا دولتی اداره می‌کنند ما می‌خواهیم خصوصی کنیم. 

در بافت‌های فرسوده حتی دولت‌های «سرمایه‌داری» و «اقتصاد آزاد» کاملا در بافت فرسوده مداخله و حمایت می‌کنند. ما مصوبات و تعهدات زیادی را از دولت‌های پیشین گرفتیم. ولی تقریبا هیچ کدامشان اجرایی نشدند، به جز موارد محدودی در اواخر دولت احمدی‌نژاد که حدود ۳۵‌میلیارد تومان یارانه اوراق مشارکت را به ما پرداختند پس از آن دیگر پرداخت نشد. 

تقریبا ۹۰‌درصد مصوبات دولتی بی‌نتیجه و بی‌حاصل بود. برای دریافت هزار میلیارد تومان وام ارزان‌قیمت حتی در دولت آقای روحانی هم خیلی پیگیری کردیم ولی بانک‌ها زیر بارش نرفتند. این‌ها باعث خیلی از مشکلات طرح شوند.

 

نادیده گرفتن زائران کم‌درآمد

طبق طرح زائر‌سراهای ارزان‌قیمت اکثرا برای افراد متوسط و بالاست. در‌حالی‌که طبق آمارهایی که ما داریم در سال‌های ۷۲ و ۷۳ حدود ۵۸ درصد زائران کم‌درآمد بودند ولی در سال‌های بعدی این آمار حدود ‌۶۴درصد و در بعضی جاها ۷۲‌درصد عنوان شد. 

ما ۳۰‌هزار نفر شب تخت را برای زائرسراهای ارزان‌قیمت پیش‌بینی کردیم که ۱۴‌مورد از آن‌ها در محدوده طرح و بقیه در خارج از بافت پیرامون حرم قرار دارند و توانستیم تا حدودی این نقیصه طرح که زائران کم‌درآمد را نادیده گرفته بود، رفع کنیم. فکر نکنید تمام پروژه‌های تجاری اقامتی قرار است هتل پنج ستاره شوند. خیلی از آن‌ها برای افراد متوسط است. 

در طرح مسکن ثامن حدود هزار و ۴۰۰ واحد ایجاد کردیم. در مجموع ۱۵۰ پروژه را با ۴۰ هکتار مساحت و دو میلیون و ۱۰۰ هزار متر مربع زیربنا و حجم سرمایه‌گذاری ۱۰ هزار میلیارد تومان داریم که حدود ۶ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان آن محقق شده و حدود ۳ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان دیگر در حال اجراست.

 

خبرنگار: نیک نژاد

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی