کد خبر : 71726
/ 23:15
دومین دوره جشنواره «زنگ کار»با هدف ترغیب نوجوانان به کسب مهارت‌های شغلی در حال برگزاری است؛

احیای سنت استاد شاگردی

«زنگ کار» عنوان جشنواره‌ای است که تلاش دارد نوجوانان را در دوران دانش‌آموزی به دنیای کسب و کار و کارآفرینی گره بزند.

احیای سنت استاد شاگردی

عادل افتخاری- این جشنواره می‌کوشد با احیای سنت نه‌چندان قدیمی «استادشاگردی»، استادکاران مانند دهه‌های پیش، شاگردانی را در شغل و حرفه‌شان تربیت کنند و از سوی دیگر، نوجوانان به کار در مشاغل مختلف ترغیب شده و اوقات فراغتشان به بهترین وجه ممکن مدیریت شود.

احیای سنت استادشاگردی به عنوان یکی از مهم‌ترین اهداف جشنواره «زنگ کار» می‌تواند گامی هرچند کوچک در زمینه تحقق اقتصاد مقاومتی و منویات مقام معظم رهبری در حوزه مبارزه با بیکاری و مباحث اقتصادی باشد.

همایش «زنگ کار» در قالب این جشنواره، عصر روز گذشته با حضور جمع گسترده‌ای از دانش‌آموزان مشهدی و خانواده‌های آنان در محل فرهنگ‌سرای غدیر به عنوان متولی برنامه، برگزار شد که گزارش آن را در ادامه می‌خوانید.

 

بستن سربند‌های «ما می‌توانیم»

ساعت۱۸ عصر است و کم‌کم بچه‌ها با پاگذاشتن بر روی بنرهایی که روی زمین چسبیده و کلمات «بیکاری»، «تنبلی» و «تن‌پروری» بر روی آن‌ها نوشته‌ شده وارد سالن می‌شوند. برخی والدین دانش‌آموزان شرکت‌کننده در جشنواره «زنگ کار» را همراهی می‌کنند. بعضی‌ها هم ترجیح داده‌اند به اتفاق خواهر و برادرشان در این همایش شرکت کنند. بچه‌ها با بستن سربند‌های «ما می‌توانیم» به انتظار شروع مراسم می‌نشینند. تعداد دانش‌آموزان و خانواده‌ها بسیار زیاد است. تقریبا سالن همایش فرهنگ‌سرای غدیر پر شده‌است.

یکی از والدین دانش‌آموزان مشهدی می‌گوید: فرزندم امیرحسین ۱۵سال دارد و کلاس اول متوسطه دوم است. تابستان امسال برای اولین‌بار در یک مغازه اغذیه‌فروشی مشغول‌به‌کار شد و اوقات فراغت خود را صرف کسب مهارت کرد.

وی می‌افزاید: بچه‌ها باید از دوران دانش‌آموزی در شغلی که به آن علاقه دارند، با شاگردی نزد استادکاران، مهارت کسب کنند تا در آینده بتوانند کارآفرینی کنند.

او گریزی به دوران دانش‌آموزی و خاطراتش می‌زند و تصریح می‌کند: کار کردن «عار» نیست. من خودم در نوجوانی پیش پدرم شاگردی می‌کردم. آن زمان پول خوبی هم می‌گرفتم. ضمن آنکه بعد از چند سال، در شغل کفاشی برای خودم استادکار شدم.

این شهروند مشهدی ابراز می‌کند: شاگرد و استادی رسم قدیم زندگی ما ایرانی‌ها بوده که کم‌کم دارد فراموش می‌شود، چون بیشتر مدرک‌گرایی مد شده‌است تا آموختن هنر. وی ادامه می‌دهد: کم پیش می‌آید کسی علم و عمل را با هم داشته‌باشد.

وی می‌گوید: بعضی‌ها علم دارند، اما تجربه کافی ندارند و بعضی‌ها هم دانش لازم را ندارند. در نظام استاد و شاگردی امروز، این دو مورد لازم است.

مراسم با چند دقیقه تاخیر آغاز می‌شود تا بخشی از دانش‌آموزان مشهدی «کسب مهارت» در دوران نوجوانی را جشن بگیرند.

 

طعم کسب روزی حلال با فراگیری مهارتی از دوران نوجوانی

مجری یکی از دانش‌آموزان شرکت‌کننده در جشنواره «زنگ کار» را به روی سن دعوت می‌کند تا از تجربه شاگردشدن در روزهای گرم تابستان بگوید، دانش‌آموزی که در تابستان امسال ترجیح داد به جای تنبلی یا خوش‌گذرانی‌های زودگذر، کار کند و طعم کسب روزی حلال را بچشد. او می‌گوید: بعد از پایان امتحاناتم و شروع تابستان، مشغول کار شدم. کارم در یک گل‌فروشی بود که با انواع گل و نگهداری و تزیین آن آشنا شدم.

مهدی امیرآبادی در خلال همایش فرصتی پیدا می‌کند تا یک دسته‌گل آماده کند که کارش با تشویق حضار روبه‌رو می‌شود.

مجری دانش‌آموز مشهدی دیگری را صدا می‌زند تا از تجربه کارش برای هم‌سن‌وسالان خود بگوید. این دانش‌آموز سخنانش را این‌گونه آغاز می‌کند: جوهره مرد «کار» است. برای بازی و سرگرمی وقت زیاد است. کارکردن در تابستان به یک خاطره بسیار خوب همراه با فراز و نشیب‌های بسیار تبدیل شد که هرگز فراموش نخواهم‌کرد. من در یک مغازه تعمیرات لوازم الکتریکی مشغول‌به‌کار شدم و حالا هر وسیله برقی را می‌توانم تعمیر کنم.

 

خیلی‌ها اگر در دوران دانش‌آموزی شاگردی می‌کردند، الان بیکار نبودند

ساعت۱۹ است. هنوز هم برخی دانش‌آموزان به همراه والدین خود در حال ورود به سالن برگزاری همایش هستند. چهار دانش‌آموز کلاس اول متوسطه دوم که تابستان امسال در اغذیه‌فروشی‌های سطح شهر مشغول کار شده‌بودند آماده شرکت در یک مسابقه هیجان‌انگیز می‌شوند. باید با استفاده از مواد اولیه، یک ساندویچ خوش‌مزه آماده کنند. حاضران با گفتن شعار «باید قوی شویم» سوت آغاز مسابقه را به صدا درمی‌آورند. آن‌ها برای آماده‌کردن یک ساندویچ، ۴دقیقه فرصت دارند. زمان به‌سرعت می‌گذرد و ساندویچ‌ها آماده خوردن می‌شوند. حاضران با تشویق‌هایشان، هر چهار شرکت‌کننده را برنده اعلام می‌کنند. بچه‌ها کادوهایشان را می‌گیرند. یکی از آن‌ها خاطره‌ای را هم از دوران کار در تابستان بازگو می‌کند.

در حاشیه همایش، با یکی دیگر از والدین دانش‌آموزان به گفتگو می‌نشینم. حسین ابراهیمی می‌گوید: حدیثی داریم از حضرت علی(ع) که ایشان می‌فرمایند کار عبادت است. بنابراین، بچه‌ای که در تابستان سر کار می‌رود هم در حال عبادت است و هم هنری یاد می‌گیرد و هم درآمدی کسب می‌کند.

او می‌افزاید: در حال حاضر، خیلی از افراد تحصیل‌کرده بیکار هستند. اگر در دوران دانش‌آموزی و نوجوانی شاگرد می‌شدند و مهارت کسب می‌کردند، می‌توانستند کارآفرینی کنند یا حداقل امروز بیکار نبودند.

وی اشاره‌ای هم به دوران شاگردی‌اش می‌کند و می‌گوید: از ۱۲سالگی پدرم دستم را گرفت و برد دم حجره فرش‌فروشی، حجره‌ای که بعدها جزئی از وجودم شده‌بود و جابه‌جاکردن فرش‌ها هم خسته‌ام نمی‌کرد. من از آن روز فوت و فن فرش‌فروشی را یاد گرفتم.

این شهروند مشهدی خاطرنشان می‌کند: سه‌ماه‌تعطیلی فصل استاد و شاگردهاست، هرچند حالا بیشتر خانواده‌ها دوست دارند بچه‌هایشان را در کلاس‌های تقویتی و زبان و دیگر کلاس‌های روز بگذارند که البته خیلی هم خوب و مناسب است، اما در کنارش هنر نباید فراموش شود.

وی بیان می‌کند: چرا خیلی از دانشگاهیان و تحصیل‌کرده‌های ما باید بیکار باشند؟ چون هنر ندارند.

 

در مدارس و دانشگاه‌ها باید به فراگیری مهارت توجه شود

همایش «زنگ کار» پس از دو ساعت شاد و مفرح، به پایان می‌رسد و زمانی که همه در حال خروج از سالن برگزاری همایش هستند، به سراغ مادر یکی از دانش‌آموزان شرکت‌کننده در این جشنواره می‌روم و با او گفتگو می‌کنم. او با اشاره به اینکه اولین‌بار است که چنین برنامه‌ای برگزار می‌شود، می‌گوید: پسرم و همه دانش‌آموزان از اینکه توانستند در تابستان کار کنند و در چنین برنامه‌ای شرکت کنند بسیار خوش‌حال هستند.او می‌افزاید: حتی از الان دارند برای تابستان سال آینده و اینکه سر چه کاری بروند برنامه‌ریزی می‌کنند!وی خاطرنشان می‌کند: امیدواریم در مدارس و دانشگاه‌ها به موضوع مهارت‌آموزی به افراد توجه شود. خیلی‌ها هستند که تحصیلات بالایی دارند، اما مهارت ندارند. این یعنی تحصیلات بدون مهارت به هیچ دردی نمی‌خورد.

حسن محمدپور کلاس هشتم است و تابستان در شیرینی‌پزی کار می‌کرد. نظر او را هم درباره جشنواره «زنگ کار» می‌پرسم که در پاسخ می‌گوید: برنامه خیلی خوبی بود. فکر نمی‌کردم برای بچه‌هایی که تابستان سر کار رفتند جشن بگیرند. از او درباره آدم‌های تنبل که می‌پرسم، جواب می‌‌دهد: تنبل‌ها نمی‌خواهند به جایی برسند.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی