کد خبر : 71720
/ 19:45
مرکز اقامتی ترک اعتیاد محله لشکر، پس از درمان هم، مددجویانش را رها نمی‌کند؛

زندگی بعد از ترک

«کاری که من می‌کنم، هیچ‌ ارگان و نهادی نمی‌تواند انجام دهد؛ نه کلانتری و نیروی انتظامی، نه بهزیستی، نه مراکز مشاوره و بازپروری.»

زندگی بعد از ترک

فاطمه خلخالی‌استاد- از میان ریزودرشت حرف‌های دوساعته ما با آقای نوذری و آقایوسف، یک جمله، مثل تیرِ از کمان رهاشده، خود را از مابقی گپ‌وگفت‌ها جدا کرد و در خاطر ما، پررنگ و تاثیرگذار فرونشست.آن جمله را آقایوسف گفت: «کاری که من می‌کنم، هیچ‌ ارگان و نهادی نمی‌تواند انجام دهد؛ نه کلانتری و نیروی انتظامی، نه بهزیستی، نه مراکز مشاوره و بازپروری.» راست می‌گفت. مگر کارکوچکی است که یک نفر، از وقت، کار و زندگی‌ خودش بزند و بیفتد دنبال پیدا کردن معتادها از حاشیه شهر. بعد آن‌ها را بردارد و بیاورد کمپ ترک اعتیاد تا از این درد خانمان‌سوز رها شوند و مهم‌تر از همه اینکه وقتی دوره درمانشان به اتمام رسید، هر روز آن‌ها را با خودش در شهر بچرخاند. گاهی آن‌ها را سر کار بفرستد،گاهی به تفریح ببرد و تازمانی‌که مطمئن نشده از نظر روحی سالم شده‌اند، رهایشان نکند.

چندنفر حاضرند مثل آقایوسف این کار را بکنند؟ او که خودش روزی گرفتار معضل اعتیاد بوده، این کار را با حمایتِ مرکز اقامتی میان‌مدت درمان اعتیاد «زندگی دوباره» انجام می‌دهد؛ مرکزی که زیرنظر مجتبی نوذری اداره می‌شود.نوذری نیز، خود یک معتاد ترک‌یافته و رهاشده است که ۱۱سال درد کشیده و ۱۰سال است با این درد، وداع کرده است. او که حالا مدیر یکی از کمپ‌های فعال ترک اعتیاد در سطح شهر مشهد است، خوب می‌داند که اعتیاد یک بیماری چندبعدی است که هم بر جسم و هم بر روح فرد معتاد تاثیر می‌گذارد. نوذری معتقد است که تصور خانواده‌ها درباره شیوه ترک اعتیاد، اشتباه است و این تصور غلط از دل سریال‌‌های تلویزیونی برآمده؛ درحالی‌که مهم‌ترین مسئله در حوزه ترک اعتیاد، آماده کردن فرد معتاد از جنبه روانی است.

با توجه به همین اعتقاد و باور است که این مرکز اقامتی، تلاش کرده ضمن اینکه مددجویان خود را در حین مرحله درمان، از نظر روحی پشتیبانی می‌کند، بعد از پایان این مرحله نیز، برای تعدادی از آن‌ها شغل ایجاد کند. علاوه‌بر این، آنان را وارد مرحله و دوره جدیدی می‌کند که این کار را آقایوسف، بی‌منت و بدون چشمداشت انجام می‌دهد.این مرکز ترک‌اعتیاد که از سال۸۶، راه‌اندازی شده، از سال۹۰، تحت‌نظر بهزیستی قرار گرفته و تاکنون فعالیت خود را به‌صورت سازمان‌دهی‌شده، در بولوارفاطمیه قاسم‌آباد ادامه داده است.

..........................................

 

مجتبی نوذری خودش یک معتاد ترک‌یافته است و از گفتن این موضوع، ابایی ندارد. او پس از ۱۱سال دست‌وپنجه‌نرم کردن با اعتیاد، در سال۸۶، در یکی از همین مراکز که آن زمان «خانه بهبود» نام داشته است، مصرف تریاک را ترک می‌کند. تجربه خودش از نوع درمان، سبب شده است که حالا بداند چطور باید زمینه ترک را برای افراد معتاد فراهم کرد؛ «قبل از اینکه به خانه بهبود بروم، چندبار به پزشک مراجعه کرده و داروهایی گرفته بودم که در زمان ترک، دردم را ساکت می‌کرد، اما از نظر روحی هیچ تاثیری روی من نگذاشت. من در خانه بهبود، با جلسات دوازده‌قدمی آشنا شدم که جلسات روان‌شناسی کاملی است و به این شیوه، موفق به ترک اعتیاد شدم.»

به‌گفته او، امروز مراکز اقامتی ترک اعتیاد، با دراختیار داشتن تیمی از پزشکان و روان‌شناسان و رسیدگی به بُعد جسمی و روحی بیمار، توانسته‌اند در زمینه ترک اعتیاد، موفق عمل کنند. نوذری خودش می‌گوید: «روش درمانی ما پرهیزدرمان است و به بیمار، فقط مسکن می‌دهیم که درد را حس نکند، اما به‌جای ماده مصرفی، هیچ دارویی را جایگزین نمی‌کنیم، بلکه از نظر روحی، بیمار را تقویت می‌کنیم.»

 

اعتماد به نیروی کارِ ترک‌یافته 

مرکز اقامتی میان‌مدت درمان اعتیاد «زندگی دوباره»، در طول سال‌های فعالیتش توانسته است برای حدود ۸۰نفر از معتادان ترک‌یافته، بعداز گذراندن مراحل بهبودی، شغل ایجاد کند. مدیر مرکز در این‌باره می‌گوید: «یکی از افرادی که در گذشته معتاد بوده و در حال حاضر نجاری و کارگاه ام‌دی‌اف دارد، مددجویان ما را برای کار می‌پذیرد؛ هرچند به‌خاطر اینکه تنوع شغلی نداریم، نمی‌توانیم همه مددجویان‌ را در این زمینه حمایت کنیم؛ چون بعضی از آنان، به حرفه نجاری علاقه ندارند. ما به صاحبان کار، حق می‌دهیم به افرادی که سابقه اعتیاد دارند، کار ندهند؛ چون نمی‌توان پیش‌بینی کرد کدام‌یک از این‌ها دوباره به قبل، برگشت پیدا می‌کنند، اما بالاخره باید کسانی باشند که به این افراد اعتماد کنند و به آن‌ها کار بدهند.»

نوذری معتقد است وقتی مددجویان برای کار، پیش افرادی می‌روند که خودشان، معتاد ترک‌یافته‎اند، شرایط بهتری دارند؛ «مددجویان بعد از اینکه دوره ترک اعتیاد را در مراکز گذراندند، باید جلسات دوازده‌قدمی را پشت‌سر بگذارند تا دیگر برگشت نکنند و رفتن به این جلسات نیز، زمان‌بر است و هر صاحب‌کاری ممکن است این زمان را دراختیار نیروی خود قرار ندهد، اما وقتی صاحب‌کار خودش، معتاد ترک‌یافته باشد، با این موضوع موافقت و با نیرویش هم‌دردی می‌کند. علاوه‌بر این می‌داند که او هنوز، توانایی انجام کار سنگین را ندارد و باید به‌جای هشت ساعت، چهار ساعت کار کند.»

 

۱۲قدمی که برای ترک، ضرورت دارد 

از همه اقشار جامعه، بی‌سواد و کم‌سواد تا دانشگاهی و استاد دانشگاه را می‌توان در بین مددجویان دید ولی به‌اعتقاد نوذری، ترک‌ دادن افراد تحصیل‌کرده، دشوارتر است؛ «تحصیل‌کرده‌ها معمولا نمی‌پذیرند که معتاد هستند و هضم این کلمه، برایشان سخت است. به‌نظر آنان، فرد معتاد کسی است که کنار خیابان می‌خوابد و برای پیدا کردن موادش، به مشکل برمی‌خورد. ازطرفی چون این افراد، خودشان تاحدودی با مباحث روان‌شناسی آشنا هستند، تقویت‌ کردن آنان از نظر روحی نیز، مشکل‌تر است.»

نوذری گذراندن جلسات دوازده‌قدمی را برای بهبود بیمار، ضروری می‌داند؛ «تمام مددجویان و افرادی که در این مرکز ‌فعالیت می‌کنند، البته به‌جز تیم درمان، باید جلسات دوازده‌قدمی را طی کنند. این جلسات را انجمن‌های خودجوش، بدون گرفتن هزینه در نقاطی از شهر برگزار می‌کنند. ما تمام مددجویانمان را ملزم می‌کنیم که در این جلسات حضور یابند. من خودم سال‌ها پیش، هر زمان می‌خواستم ترک کنم، به خانواده می‌گفتم اگر ترک کردم، برای من چه‌کار می‌کنید و چه می‌خرید و زمانی که خواسته‌ام برآورده نمی‌شد، دوباره به سمت مصرف مواد می‌رفتم، اما بعد از اینکه با مراکز بهبودی آشنا شدم، به من گفتند امروز هر اتفاقی بیفتد، تو نباید مصرف کنی. اگر به جلسات دوازده‌قدمی نمی‌رفتم، شاید در وضعیت الان نبودم. حالا حتی وقتی فردی ترک‌یافته پیش من می‌آید و می‌گوید من بیکارم، باز به او پیشنهاد می‌دهم که به جلسات دوازده‌قدمی برود؛ چون اگر در این نشست‌ها شرکت کند، با معضل بیکاری کنار می‌آید و از طرف دیگر، در آن جمع بیشتر از ۱۰۰نفر، دوستانی پیدا می‌کند که چه‌بسا به نیروی کار احتیاج داشته باشند و زمینه شغلی برایش فراهم شود.»

بعضی افراد ترک‌یافته این مرکز، حالا به‌عنوان خدمتگزار و مددیار در همین مکان، مشغول کار هستند و مددجویان را به جلسات دوازده‌قدمی می‌برند و می‌آورند.

 

به‌علت نپذیرفتن واقعیت‌های زندگی، معتاد شدم 

نوذری، به‌عنوان یک معتاد ترک‌یافته، نپذیرفتن واقعیت زندگی را یکی از دلایل مهم مبتلا شدن افراد به اعتیاد می‌داند و می‌گوید: «خود من نوجوان بودم که به این بیماری مبتلا شدم و دلیلش هم این بود که برخی واقعیت‌هایی را که در زندگی خانوادگی‌ام وجود داشت، نمی‌توانستم قبول کنم و برای فرار از آن، به مواد پناه بردم.»

ورزش صبحگاهی، جلسات آموزشی صبحگاهی، صرف صبحانه، نظافت عمومی، هواخوری، استفاده از وسایل ورزشی همچون فوتبال‌دستی و تنیس روی میز، پخش فیلم آموزشی، صرف ناهار، استراحت، برگزاری کلاس‌های آموزشی و جلسات گروه‌درمانی، جزئیات برنامه روزانه مددجویان در این مرکز اقامتی ترک اعتیاد است. علاوه‌بر این، مددجویان این مرکز، هر ۱۵روز یک‌بار به استخر برده می‌شوند و جلسات دوازده‌قدمی هم، جزو برنامه اصلی آن‌هاست که در خارج از مرکز برگزار می‌شود.

 

جشن تولد پاکی، جزو بهترین برنامه‌هاست 

بهترین لحظه‌ها و خاطرات، برای نوذری زمانی شکل می‌گیرد که برای مددجویان مرکزش، جشن تولد پاکی می‌گیرند؛ «وقتی بچه‌ها مثلا بعد از شش ماه و یک سال که از مرکز رفته‌اند، برمی‌گردند و اعلام پاکی می‌کنند، برای آنان جشن تولد پاکی می‌گیریم. احساسی که در آن لحظه به آدم دست می‌دهد، بسیار ارزشمند است و به زبان نمی‌آید. اینکه توانسته‌ایم کمک کنیم یک نفر مسیر زندگی‎اش را عوض کند، احساس خیلی خوبی به ما می‌دهد.»

به‌گفته مدیر مرکز، تابه‌حال نشده فرد معتادی به این مرکز مراجعه کند و به‌خاطر نداشتن هزینه، او را برگردانند؛ «مبلغ هزینه‌ها را از طریق خیران یا خود بچه‌ها فراهم می‌کنیم. در حال حاضر، اینجا مستاجر هستیم اما قرار است زمینی در الهیه بخریم و اگر خدا بخواهد، بخشی از آن را به کارگاه خیاطی اختصاص دهیم تا برای مددجویان، زمینه اشتغال فراهم شود. همچنین به‌تازگی، کلاس‌های هنرهای دستی را برای مددجویان مرکز برگزار می‌کنیم.»

 

بعد از ترک مواد، رهایشان نمی‌کنم 

آقایوسف بیش از ۱۲سال است که مصرف مواد را ترک کرده است و حالا درکنار همسر و فرزندانش، زندگی سالمی دارد و شغلش، نجاری ام‌دی‌اف است اما این فقط یک بخش از زندگی اوست. او، بیشتر وقت و انرژی‌اش را صرف کمک به افراد معتاد می‌کند و همیشه برای سرکشی به حاشیه شهر و محلات نوده و کال‌زرکش و دَرَوی می‌رود. خودش کارش را این‌طور توضیح می‌دهد: «با آن‌ها صحبت و راضی‌شان می‌کنم که برای ترک مواد، به این مرکز اقامتی بیایند. در طول سه ماهی که اینجا تحت مراقبت قرار می‌گیرند و مصرفشان را قطع می‌کنند، رهایشان نمی‌کنم. از اینجا هم که بیرون می‌روند، حواسم به آن‌ها هست. با آن‌ها دوست می‌شوم. در طول روز، سوار ماشین من هستند و هرجا می‌روم، آن‌ها را با خودم می‌برم. این افراد بعد از قطع مصرف، معمولا بیکار هستند و وقت آزاد زیادی دارند و همین موضوع می‌تواند آن‌ها را دوباره به سمت مصرف مواد ببرد. وقتی هم سفارش کار ام‌دی‌اف می‌گیرم، این بچه‌ها را با خودم به سرِ کار می‌برم. هزینه خوردوخوراک روزانه‌شان را هم پرداخت می‌کنم. برای تفریح به بیرون شهر و کوه می‌رویم و شب‌ها برای خواب، آن‌ها را به خانواده‌هایشان تحویل می‌دهم.»

 

کسی نیست که به زنان معتاد، کمک کند 

او چهار سال است این کار را انجام می‌دهد و خیلی بعید است که ماشینش در طول روز خالی باشد، حتی گاهی که قرار است خانمش را به جایی ببرد، باز در صندلی عقب، مددجویان نشسته‌اند؛ البته همسرش با این قضیه کنار آمده است و مشکلی ندارد؛ «درواقع حامی من در این کار، همسرم است و چون دعای خیر خانواده‌ها پشت‌سر من است، در زندگی‌ام، همیشه آرامش دارم. ما حتی هر هفته در خانه خودمان، عدسی می‌پزیم و سه‌شنبه‌شب‌ها در حاشیه شهر توزیع می‌کنیم. به‌دلیل ارتباطات مختلفی که با آدم‌ها دارم، در حرفه خودم به من کار پیشنهاد می‌شود و خدا روزیِ من را می‌رساند.»

آقایوسف به‌گفته خودش، هیچ‌وقت نگاه از بالا به پایین، به افراد معتاد نداشته و همیشه سعی کرده است صبور باشد؛ «گاهی که با این افراد در داخل شهر می‌گردم، ممکن است کارهایی بکنند که من خوشم نیاید، اما همیشه به خودم می‌گویم صبور باش، درست می‌شود. گاهی از خودشان می‌پرسم چرا چند ماه با من ماندید و نرفتید؟ در جواب می‌گویند به‌خاطر رفاقت و عشقی که به ما داشتی.»

ناراحتی آقایوسف این است که نمی‌تواند به خانم‌های معتاد، چنین کمک و رسیدگی بکند و دلش می‌خواهد خانم‌هایی پیدا شوند که حاضر شوند کار او را برای زنان معتاد هم انجام دهند؛ «وقتی در کال‌زرکش، با زنان معتاد و وضعیت آنان روبه‌رو می‌شوم، گریه‌ام می‌گیرد.»

بایت کارش، نه از کسی دستمزد می‌گیرد و نه اهل جار زدن کارش بوده. برعکس همیشه دلش می‌خواسته کارش را در گمنامی انجام دهد؛ «وقتی نتیجه کارم را می‌بینم، انگیزه بیشتری پیدا می‌کنم. مریضی داشتم که او را با کیسه ضایعاتش به اینجا آوردم و بعد از ترک، سه ماه او را سرِ کار جوشکاری گذاشتم. الان در شهرستان بیرجند زندگی می‌کند و برای خودش، کسب‌وکاری راه انداخته. این برای من بهترین پاداش است.»

 

کمک به دیگران، جزئی از درمان خودم است 

یکی دیگر از معتادان ترک‌یافته‌ای که با این مرکز همکاری می‌کند و تحصیلات عالی دانشگاهی دارد، تمایلی به گفتن نامش ندارد. او درباره روش‌های ترک اعتیاد می‌گوید: «جامعه تصور می‌کند مصرف موادمخدر، خودش علت و مشکل است، درحالی‌که مشکل اصلی افراد معتاد، روحی است و موادمخدر، مُسکنی برای تسکین این دردهاست.»

او در حال حاضر با مشاوره دادن به افراد درحال ترک، سعی می‌کند از نظر روحی آنان را تقویت کند؛ «ما مراکز ترک اعتیادی داریم که محیط چندان مصونی نیستند اما مرکز زندگی دوباره، از محیط‌های ایمن و مصون برای ترک اعتیاد است که مددجویان را کاملا حمایت جسمی و روحی می‌کند. کمک کردن من به پاک‌ ماندن دیگران، قسمتی از دوره درمان و بهبودی خودم نیز هست. من ۱۳سال درگیر اعتیاد بودم و ۱۰سال است پاک شده‌ام، اما اگر یک روز حواسم نباشد، ممکن است دوباره برگردم. گذشته از آن، وقتی به دیگران کمک می‌کنم که زندگی خود را تغییر بدهند، خودم انرژی مضاعف می‌گیرم.»

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی