کد خبر : 71677
/ 07:41
احسان رستگار

قوه قضائیه و ضرورت مدیریت افکار عمومی

قوه قضائیه و ضرورت مدیریت افکار عمومی

پیش‌تر پرونده سعید طوسی، یاشار سلطانی، محمود صادقی و حالا هم مورد #آرش_صادقی؛ انگار قوه محترم قضائیه، همیشه باید دیر وارد داستان شود. گویی دون شأن این قوه فخیمه است که درمورد پرونده‌هایی که طوفان‌های توئیتری و تلگرامی و اینستاگرامی به راه می‌اندازند، به صورت ویژه و با فوریت زمانی خاص، تنویر افکار عمومی صورت پذیرد.
از روز پنجشنبه، طوفانی توئیتری به راه افتاد برای آرش صادقی با عنوان #SaveArash و در روز جمعه، این هشتگ، به پرشمارترین هشتگ روز جهان یا به اصطلاح توئیتری، ترندترین هشتگ تبدیل شد.
اصلا در این یادداشت، دغدغه نگارنده این نیست که آیا این طوفان توسط کاربران به نتیجه رسید یا توسط روبات‌های توئیتری، اصلا محل بحث این نیست که آیا این طوفان از داخل هدایت می‌شد یا از خارج، دغدغه‌های حقوق شهروندی، این موج را در شبکه‌های اجتماعی به راه انداخت یا دست‌های پشت پرده سلطنت‌طلب و آمریکایی و انگلیسی. مضاف بر اینکه نگارنده مبتنی بر شناختی که از کاربران منحصر به فرد و شدیدا فعال و حرفه‌ای ایرانی سراغ دارد، بر این باور است که کاملا ممکنی عقلی است که بدون استفاده از ایادی خارجی و توطئه‌های دشمن، چنین طوفانی به راه بیفتد.
و اما بعد...
دقیقا روزی که شلوغ کاری توئیتری داشت به راه می‌افتاد، یعنی پنجشنبه ۹دی، قوه قضائیه مهم‌ترین دغدغه‌اش، اعلام موضعی انقلابی درباره یوم‌ا... ۹دی بود. البته انقلابی‌بودن نهادهای حاکمیتی، تحسین‌برانگیز است، اما علاوه بر این وجه هویت سازمان‌ها و نهادهای حاکمیتی که تحت عنوان متعهد بودن از آن یاد می‌شود، بعدی دیگر هم به موازات و در کنار آن، قرار دارد که تخصص و کارآمدی نام دارد.
قوه محترم قضائیه، در پرونده‌های جنجالی اخیر، بلا استثنا انفعالی و پس از به راه افتادن و چرخیدن و اثرگذاری صد درصدی شلوغ کاری و موج‌های شبکه‌های اجتماعی و تحت‌تاثیر قرار گرفتن افکار عمومی، وارد میدان شده است؛ میدانی که گویی چند روز پیش در آن جنگی آغاز شده و دشمن به پیروزی رسیده و در لحظه ورود دستگاه قضا، دیگر دشمن در میدان نیست چرا که وقتی حریف در نبردی، ظفر یابد، دلیلی برای ادامه حضور در میدان نخواهد یافت.
آنچه بسیار در مورد خاص آرش صادقی و همسرش گلرخ ایرایی مشهود بود، عدم دسترسی مردم و کاربران اینترنت، به اطلاعاتی جامع و بی‌طرفانه درباره علت دستگیری و کم و کیف صدور حکم برای این دو نفر است. بسیاری از کاربران، بدون اینکه مطلع باشند که آیا آرش صادقی و همسرش، جرایمی امنیتی مرتکب شده اند یا خیر، صرفا به دلیل اینکه احساس کردند به دو نفر از هم‌وطنانشان ظلم شده، با حضور فعال در توئیتر، خواستند تا بی‌تفاوت نباشند.
قوه قضائیه اگر در هفته گذشته که عده‌ای از کاربران معروف توئیتر، در حال فریاد زدن هشتگ آرش صادقی بودند یا در چهارشنبه یا درنهایت پنجشنبه که اعلام شده بود، بناست شلوغ کاری توئیتری به راه بیفتد، می‌توانست یک نشست خبری اضطراری تشکیل دهد و کم و کیف پرونده آرش صادقی را برای همه اعلام کند.
اگر قوه قضائیه بخواهد به اقناع و تنویر افکار عمومی بی‌تفاوت باشد، ذهنیت‌های مردم توسط رسانه‌هایی که نان در ایجاد شکاف بین مردم و حاکمیت جمهوری اسلامی ایران دارند، شکل می‌گیرد.
وقت آن رسیده که رئیس محترم دستگاه قضا، علاوه بر اینکه دغدغه‌های کلان حاکمیتی دارند - که به جای خود می‌تواند لازم هم باشد- در موقعیت‌های اضطراری، تصمیمات فوری برای اطلاع‌رسانی و شفاف‌سازی قضایی اتخاذ کنند.
همه باید یادمان باشد که در موج‌سازی‌هایی مانند آرش صادقی، فقط صد البته که هدف فقط قوه قضائیه نیست، بلکه اصل نظام جمهوری اسلامی ایران است و رفتار سازمانی فشل و تعلل در پاسخ به اذهان پر از سوال مردم، می‌تواند مهم‌ترین اهداف دشمن که همانا اثبات ظالم بودن و ناکارآمدی نظام ما هست، را باعث شود.یک حضور ۵دقیقه‌ای یا حتی تلفنی سخنگو یا یکی از مسئولان دستگاه قضا در یکی از بخش‌های خبری شبکه‌یک سیما، می‌توانست کل این بازی و موج توئیتری را منتفی یا لااقل کم تاثیر کند، اما انگار بنا نیست که در دورانی که لحظه‌ها در شکل‌دهی به افکار عمومی نقش بازی می‌کنند، قوه قضائیه به این ثانیه‌های باارزش وقعی نهد و چاره‌ای بیندیشد برای این افکار عمومی رها شده!
 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی